سایر منابع:
سایر خبرها
همسرکشی به دلیل توهم شیشه ای
از پا درآمده است. وقتی کارآگاهان جنایی وارد عمل شدند و به بازرسی خانه پرداختند، به این نتیجه رسیدند سرقتی صورت نگرفته و وسایل دست نخورده باقی مانده است. علاوه بر این، هیچ نشانه ای از ورود فرد غریبه به خانه وجود نداشت. این سرنخ ها دال بر آن بود که قتل توسط فردی آشنا صورت گرفته است، اما حسن مدعی بود از جزئیات واقعه اطلاع ندارد. او گفت: من مسافرکش هستم و امروز -روز حادثه- صبح زود از خانه بیرون رفتم
5 چالشی که ایران را تهدید می کند
نکرده) وجود دارد و 789هزارو 252 مرد دارای همسر. این ارقام برای زنان ساکن تهران در همین گروه سنی عبارت است از 843هزارو 795 زن مجرد (شامل بی همسر به دلیل فوت، بی همسر به دلیل طلاق و هرگز ازدواج نکرده) و یک میلیون و 43 هزارو 606 زن دارای همسر. اما همه مجردها به صورت مستقل و مجردی زندگی نمی کنند، بلکه بسیاری از آنها به همراه خانواده و در منزل پدری خود ساکن اند. به درستی مشخص نیست که چه تعداد از
ازدواج با گوبلز
برلین نصب شود، در این صورت دیگر هرگز سرمایه داری بازنخواهد گشت و من نفقه ای را که کوندات می پرداخت از دست خواهم داد. اگر هم حزب هیتلر به قدرت رسید آن وقت من یکی از زنان درجه یک آلمان خواهم بود . عقلی که عقیده ای را پذیرفته باشد، پیوسته به سراغ راه حل های رادیکالی می رود. مراسم ازدواج چند روز پیش از کریسمس در جایی که انتظارش نمی رفت، برگزار شد: خانه گانتر کواندت [همسر سابق مگدا] در تاریخ 19
ماشین های صفرخانم دکتر تصادفی بودند
/> ---------------------------------------------------------------------------------------------- پایگاه خبری تحلیلی بی باک : کاربر محترم؛ انتشار مطالب دیگر رسانه ها از سوی بی باک لزوما به معنای صحت و تایید محتوای آنها نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه ای بازنشر می شود. در ضمن شما می توانید اخبار و مطالب وزین خود را از طریق ایمیل این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای
چرخش عجیب در رای کمیته استیناف به سود راه آهن
ها از سوی بی باک لزوما به معنای صحت و تایید محتوای آنها نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه ای بازنشر می شود. در ضمن شما می توانید اخبار و مطالب وزین خود را از طریق ایمیل این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید برای ما ارسال نمایید تا در صورت دارا بودن مولفه های لازم، منتشر گردد. ------------- با کلیک بر روی لینکهای ذیل تمامی روزنامه های کشور را رایگان مطالعه کنید ------------- روزنامه های عمومی | روزنامه های اقتصادی | روزنامه های ورزشی | سایر روزنامه ها | هفته نامه و ماهنامه | نشریات استانی + 4 - 1 ...
شوهرم در کارهای خانه کمک نمی کند
زن جوانی که از کارهای خانه خسته شده بود راهی دادگاه خانواده شد و درخواست طلاق داد. به گزارش آرمان ، چندی پیش زن جوانی با مراجعه به دادگاه خانواده درخواست طلاق داد و در خصوص علت آن به قاضی گفت: آقای قاضی شوهرم اصلا در کارهای خانه به من کمک نمی کند. او اتفاقا کارش خیلی هم کم است و عصرها زود به خانه می آید. آخر هر هفته هم که معمولا تعطیل است و در خانه می ماند. ولی حتی یک لیوان را هم جابجا
طلاق به خاطر لباس کار!!!!
یزدفردا" ستوانیکم محمد مروتی " ستوانیکم محمد مروتی به محل مشاوره کلانتری رفته بودم که حضور زن و مرد جوانی نظرم را به خودش جلب کرد نزدیکشان شدم و حضورشان را جویا شدم . در ابتدا زن جوان در خصوص حضورش در این مرکزگفت: در زمان کودکی و نوجوانی همیشه پدر و مادرم در مورد یک مسئله با هم اختلاف داشتند . پدرم جوشکار بود و اکثر مواقع تا دیر وقت در سرکار حاضر بود . اکثر شب ها که به خانه ی
کنکاشی در ماجرای مک فارلین
امریکا سیاست روشنی در این رابطه نداشت جواب درستی هم نگرفته بود.(6) در همین زمان، اولین جرقه های شکل گیری درخواست امریکاییها برای کمک به آزادی گروگانها مطرح می شود هاشمی رفسنجانی در یادداشتهای پنجم فروردین سال 64 می نویسد: پیش از ظهر احمد آقا [خمینی] آمد گفت که بعضی از رسانه ها گفته اند امریکا به خاطر گروگانهایی که در دست مردم لبنان دارند تحت فشار است و مایل است که برای حل مشکل از ایران استمداد کند
اشرف پهلوی چند بار ازدواج کرد؟آشنایی با شوهران اشرف پهلوی
محمد قربانی:اشرف پهلوی در کنار همه بی بند و باری های اخلاقی خود، سه بار به طور رسمی ازدواج کرد. نخستین بار به دستور پدرش، با علی قوام پسر قوام الملک شیرازی و برادر زن اسد الله علم ازدواج کرد. ازدواج دوم وی با یک جوان مصری به نام احمد شفیق بود، و ازدواج سومش نیز با فردی به نام مهدی بوشهری بود... اشرف پهلوی در کنار همه بی بند و باری های اخلاقی خود، سه بار به طور رسمی ازدواج کرد. نخستین
باند مهدی هاشمی/ اعترافی که اگر صورت نمی گرفت چه می شد؟ /کالبد شکافی باند مهدی هاشمی
های سپاه راه اندازی شد. بعد از این انتصاب علمای اصفهان منجمله آیت الله خادمی طی نامه ای 4 صفحه ای به امام از دو موضوع دادگاه انقلاب که زیرنظر امید نجف آبادی به مصادره اموال مردم و انجام اعمال عجیب در کنار انتصاب قاتلی در رأس سپاه به عنوان قاتل آیت الله شمس آبادی، حشمت و فرزندانش، شیخ غلام صفری، یک زن و تعداد دیگری اعتراض کرد. مهدی هاشمی از اینجا به بعد وارد فاز جدیدی می شود چرا که با داشتن
گرفتار در دام هوس -بر اساس ماجرای واقعی
بگیرد و شاید دست از کارهای کثیفش هم بردارد و خانه ای در شهر شما برایش اجاره کردم ولی این فکر هم کارساز نشد . بعد از گذشت دو سال متوجه شدم شوهر اول فریبا بعلت مشکلات اخلاقی او را ترک و طلاق داده و او حاضر نیست دست از کارهایش بردارد . ای کاش در این سن و سال دنبال هوس و آرزویم نبودم و این طور خودم را گرفتار این زن حیله گر و فاسد نمی کردم . ای کاش عاقل بودم ...... تهیه کننده : ستوانیکم محمد مروتی معاونت اجتماعی فرماندهی انتظامی شهرستان اردکان
خاطرات شیخ حسین انصاریان درباره براندازی مراکز فحشا؛ماجرای پاک کردن لانه های فحشا و کاباره ها از دامن ...
یزدفردا"امیر حمزه نژاد:روزی در ادامه کار، طی نامه ای خدمت حضرت امام نوشتم که ما دست به این کار زده ایم و اکنون باید مخارج چهار هزار زن را بپردازیم و تقاضای کمک مالی کردم. حضرت امام فرمودند: اگر از کمک های مردمی تأمین نشدید، من به شما اجازه می دهم از سهم ما استفاده کنید. نیز در ادامه کار، آقای گیلانی مبلغ سه میلیون تومان دیگر به ما دادند که در پایان مقدار زیادی اضافه آمده بود. خواستیم مقدار باقی
بررسی آسیب شناسانه معضلی به نام آقازادگی / آقازاده ها
عراق به من امکان می دهد قفل سر بسته دهانم را باز کنم و آنچه را رهبران ایران به نام مذهب و خدا بر سر مردم ایران می آورند را افشا سازم. بدانید دیکتاتورهای مذهبی قادر نخواهند بود مانع من شوند. مهمترین خواسته من جدایی دین از حکومت است چرا که تا زمان امام دوازدهم هیچکس نمی تواند به نام خدا و اسلام حکومت را به دست بگیرد انتشار این مصاحبه در رسانه های مختلف، آنچنان تکان دهنده و شگفت انگیز و در انتقاد از
خاطرات همسر امام خمینی (ره) از زندگی خصوصی تا سیاسی
را فرش کردیم برای آقا و خانه پهلویی را هم اجاره کردند برای بیرونی آقا. اصولاً خانه کوچک و کهنه ای بود. مادرجان، اگر چه از صحبت های شما استنباط می شود که از نظر اقتصادی در زندگی با حضرت امام تحت فشار بوده اید ولی باکمال قناعت و بردباری آن را تحمل کرده اید. اما فکر نمی کنید خودتان و همین طور فرزندانتان از نظر اعتقادی و اخلاقی متأثر از امام هستید؟ بله، روحیه آقا، حرکاتش و صحبت هایش، همه
روانشناسی شخصیت محمدرضا پهلوی /محمد رضا پهلوی در سفر ی که هر گز بازنگشت!!!
بازخوانی تاریخ جزییات آخرین لحظه های شاه در ایران فرح در خاطرات خود آخرین لحظات شاه در ایران را اینگونه روایت می کند : عزیمت اشک آلوده محمدرضا و من در 26 دی ماه 1357 انجام شد. دخالت امریکا در امور داخلی ایران به اندازه ای رسیده بود که دیگر حتی ما را هم در جریان امور قرار نمی دادند، مثلا ژنرال رابرت هایزر مدتها بود به ایران آمده و فعالیت می کرد در حالی که ما اصلا اطلاع نداشتیم . وقتی محمدرضا فهمید ژنرال هایزر در تهران است بیشتر مشکوک شد و به من گفت: به محض اخذ رای اعتماد توسط بختیار کشور را ترک خواهیم کرد. ما در روزی که بختیار به مجلس رفته بود در فرودگاه بودیم و جریان مجلس را از طریق تلفن بی سیم گوش می کردیم. محمدرضا بیم آن را داشت که ما به سرنوشت ژنرال داوود خان رئیس دولت افغانستان که به اتفاق تمام اعضای خانواده اش اعدام شد دچار شویم. خوشبختانه محمدرضا با پیش بینی درست از ماه ها قبل همه اعضای خانواده دیبا و پهلوی را به خارج فرستاده بود فرزندانم در امریکا بودند بیشتر اعضای خانواده محمدرضا هم به جز والاحضرت شمس و شوهرش در امریکا بودند و جایشان امن بود. اما من و محمدرضا ماهها بود از وحشت این که به دست انقلابیون بیفتیم خواب راحت نداشتیم. روزی که برای خروج از کشور به فرودگاه رفتیم (26دیماه57) ارتشبد قره باغی آمد جلوی هلی کوپتر و احترام کرد .بعد سپهبد بدره ای جلو آمد و من و محمدرضا را بوسید. محمدرضا به قره باغی و بدره ای ، خسرو داد ، ربیعی و اسیر افسران عالی رتبه حاضر در پاویون سلطنتی گفت: ما برای مدت کوتاهی استراحت می کنیم تا ببینیم چه می شود؟ افسران حاضر مثل بچه های کوچک گریه می کردند. سپهبد ربیعی فرمانده نیروهای هوایی دست محمدرضا را گرفته بود و رها نمی کرد. عده ای خود را روی پای محمدرضا انداخته بودند. محمدرضا به عنوان آخرین دستورات به آنها گفت: ما در این شرایط احتیاج به نهایت میهمن پرستی شما داریم. قره باغی با صدای نسبتا بلند گفت: اعلیحضرت چه دستور می دهند؟محمدرضا گفت: ابتکار عمل به دست خود شما است همان که گفتم احتیاج به میهن پرستی در نهایت معنی آن داریم امیدواریم خودتان را نشان بدهید. محمدرضا از آن که مجبور به ترک وطن شده بود به شدت متاثر و ناراحت بود ساعت از یک بعد از ظهر گذشته بود که ما در میان بدرقه دکتر شاهپور بختیار (نخست وزیر) دکتر جواد سعید (رئیس مجلس شورای ملی) دکتر علی قلی اردلان (وزیر دربار) و فرماندهان عالی رتبه ارتش و گروهی از رجال و شخصیت های مملکتی فرودگاه مهر آباد تهران را ترک گفتیم. محمدرضا در گفتگوی کوتاهی که پای پلکان هواپیما با خبرنگاران انجام داد گفت: برای چند روز استراحت به اسوان (مصر) می رود او اضافه کرد همان طور که در موقع تشکیل این دولت گفته بودم مدتی است که احساس خستگی می کنم و احتیاج به استراحت دارم ضمنا گفته بودم بعد از این که خیال ما راحت شود و دولت مستقر شود به مسافرت خواهم رفت و این سفر اکنون آغاز می شود. امروز با رای مجلس شورای ملی که پس از سنا داده شد امیدوارم که دولت بتواند هم در جبران گذشته و هم در قانون گذاری آینده موفق شود و برای این کار ما مدتی به همکاری و حسن وطن پرستی به معنای اشد کلمه احتیاج داریم سخن دیگری غیر از حفظ مملکت و انجام وظیفه بر اساس میهن پرستی ندارم... محمدرضا همین اندازه گفت که خسته است و برای معالجه کشور را ترک می کند و از پاسخ به این پرسش که کی باز خواهد گشت خودداری نمود و گفت که این به وضع مزاجی اش بستگی خواهد داشت. محمدرضا در حالی که از پلکان هواپیما بالا می رفتیم گریه می کرد. در هواپیما خودش به کابین خلبان رفت و هدایت هواپیما را به عهده گرفت و تا فرودگاه اسوان بدون استفاده از خلبان اتوماتیک شخصا هواپیما را هدایت کرد. ما پنج روز در مصر بودیم اما امریکایی ها به ما دستور دادند تا خاک مصر را ترک کنیم در روز پنجم سفیر امریکا به دیدار محمدرضا در اسوان آمد و بدون مقدمه چینی ها تشریفاتی به صراحت گفت شما باید فردا صبح خاک مصر را ترک کنید. تاریخ اساطیر سرزمین آموزش آواز در باب ققنوس مرغ مشهور می گویند که موسیقی دانان هندی چندی از دستگاه های موسیقی خود را مدعی هستند که از ققنوس آموخته اند . مجمل احوال این حیوان آنکه ققنوس مرغی است در یکی از جزایر هندوستان ، طاق است ، او را جفت نباشد و هزار سال عمر می کند و چون نزدیک به مردن رسد ، سه روز قبل از موت ، هیزم بسیار جمع کرده ، بر سر هیمه نشیند ، و نزدیک هزار سوراخ در منقار اوست ، شروع به خواندن می کند ، و هر گونه آواز از منقار او بیرون آید ، و جمیع وحوش و طیور آن صحرا نزد آن مرغ جمع شوند ، بعضی از آواز او مدهوش شوند و برخی بمیرند . و چون وقت فوتش در رسد ، بال و پر بر هم زند ، و آتشی از بال او بجهد و به هیزم افتد و آن مرغ را بسوزاند و خاک و خاکستر گرداند ، آنگاه بادی بوزد و از زیر خاکستر ققنوسی دیگر پیدا شود . برهمن های هند و ریاضت کشان آن دیار به آن جزیره رفته و علم موسیقی را از آن مرغ فرا گرفته اند به نقل از کتاب ریاض السیاحه مستعلی شاه تلخک شیخ عطار و طنازی موقع شهادت نقل است که شیخ عطار در زمان فترت چنگیز خان به دست لکشر مغول اسیر شد و در قتل و عام شهید گشت و سسب شهادت او آن بود که طوطی روح مبارکش از زندان قفس بدن ملول شده ، می خواست که به شکرستان وصال رسد . گویند که مغولی می خواست که شیخ را به قتل برساند و مغول دیگر گفت : این پیر را مکش که خونبهای او هزار درهم بدهم . مغول خواست که ترک قتل شیخ نماید . شیخ گفت : مفروش که بهتر از این خواهندم خرید. شخصی دیگر گفت که این پیر را نکش که به خونبهای او یک توبره کاه می دهم . شیخ گفت : بفروش که به از این نمی ارزم ... سرباز مغول از این شوخی و حرکات شیخ خشمگین شده شمشیر کشید و شیخ شربت شهادت نوشید . به نقل از تذکره دولتشاه شاه تصمیم داشت رهسپار آمریکا شود اما مقامات آمریکائی به دلیل اوجگیری بحران سیاسی در روابط تهران و واشنگتن، مایل به پذیرائی از وی نبودند. اردشیر زاهدی از جمله کسانی بود که در آن روزها دائماً در تلاش برای یافتن جائی جهت اقامت شاه بود. او که در سنموریتس سوئیس و همچنین در کنار دریاچه ژنو، 2 خانه ویلائی داشت... از 26 دی 1357 که محمدرضا پهلوی در بحبوحه انقلاب اسلامی از ایران گریخت تا 5 مرداد 1359 که در بیمارستان رمادی قاهره درگذشت، در سرگردانی و آوارگی بود. او در اولین مرحله از سفر بدون بازگشت خود وارد آسوان مصر شد و به هنگام ورود به مصر مورد استقبال رسمی و تشریفاتی انورسادات رئیس جمهور این کشور قرار گرفت. سادات، میهمانان را به هتلی در یک جزیره مصنوعی در وسط رود نیل انتقال داد. شاه یک هفته در این هتل اقامت کرد. سپس در دوم بهمن 1357 با بدرقه رسمی سادات، مصر را به قصد مراکش ترک کرد. گرچه شاه به دعوت پادشاه مراکش به آن کشور رفت ولی در رباط از آن تشریفات رسمی که در مصر به عمل آمد خبری نبود. ملک حسن پس از دیداری کوتاه و رسمی با شاه، ترتیب انتقال وی و همراهانش را به کاخ جنانالکبیر در حومه پایتخت داد. شاه 67 روز در این کاخ که در وسط باغ بزرگی بنا شده بود، ماند. در طول این مدت از یکسو امامخمینی از نوفللو شاتو به تهران آمد و 10 روز بعد انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1357 به پیروزی رسید و از سوی دیگر در مدت زمان دو ماهه اقامت شاه در مراکش، اکثر درباریان و اطرافیان شاه که وی را در خروج از ایران به مصر و از آنجا تا مراکش همراهی کرده بودند، به تدریج او را رها کرده و رهسپار اروپا و امریکا شدند. تنها جمعی از خدمه بودند که شاه را هنگام ترک مراکش همراهی کردند. از سوی دیگر دولت مراکش نیز به دلیل آنکه تصمیم گرفته بود روابط سیاسی با جمهوری اسلامی ایران را حفظ کند مایل نبود اقامت شاه طولانی شود. این موضوع را خود شاه و اطرافیانش نیز از فحوای مقالات مطبوعات مراکش فهمیده بودند. شاه تصمیم داشت رهسپار آمریکا شود اما مقامات آمریکائی به دلیل اوجگیری بحران سیاسی در روابط تهران و واشنگتن، مایل به پذیرائی از وی نبودند. اردشیر زاهدی از جمله کسانی بود که در آن روزها دائماً در تلاش برای یافتن جائی جهت اقامت شاه بود. او که در سنموریتس سوئیس و همچنین در کنار دریاچه ژنو، 2 خانه ویلائی داشت تصمیم گرفته بود شاه را به آنجا انتقال دهد اما دولتمردان سوئیس مایل نبودند روابطشان با دولت جدید ایران به خاطر وفاداری به رئیس یک دولت سرنگون شده به خطر بیفتد. محمدرضا پهلوی در شرائطی که نتوانسته بود کشوری را به عنوان پناهگاه بیابد، به پیشنهاد مشترک راکفلرو کیسینجر مجبور شد به باهاما در آمریکای مرکزی،1 برود. این سفر با هواپیمای اختصاصی شاه حسن مراکشی صورت گرفت زیرا خلبان معزی چند روز پس از آنکه شاه و همراهانش را به رباط رساند، با موافقت شاه، مراکش را به مقصد تهران ترک کرد. 2 هواپیما صبح روز 10 فروردین 1358 فرودگاه رباط را به مقصد جزایر باهاما ترک کرد. در فرودگاه باهاما هیچ یک از مقامات دولتی برای پذیرائی از شاه حضور نیافتند و شاه و همراهان توسط رابرت آرمائو عضو ارشد سیا و دوست اشرف پهلوی به مقصد از پیش برنامهریزی شده هدایت شدند. شاه، همسرش و یک پیشخدمت به یکی از جزایر و بقیه همراهان به جزیره دیگر برده شدند. به شاه و فرح اجازه خروج از جزیره داده نشد. شاه 70 روز در این جزیره به سر برد. انتشار خبرهای مربوط به برقراری نظام جمهوری اسلامی در 12 فروردین 1358، شناسائی جهانی جمهوری اسلامی ایران، اعدام هویدا و امرای ارتش شاه در ایران، ورود عرفات به تهران، تبدیل سفارت اسرائیل به سفارت فلسطین، تعقیب بینالمللی شاه و تشدید بیسابقه مراقبتهای امنیتی برای حفظ جان شاه و ممانعت از ربوده شدن وی، بدترین خبرها و رویدادهائی بود که شاه طی 7 هفته اقامت خود در باهاما با آنها مواجه شده بود. علاوه بر این، در همین مجمعالجزایر بود که شاه توسط پزشکان اعزامی از فرانسه، از بیماران سرطان لنفاویش مطلع شد. 3 شاه و باقیمانده همراهان روز 20 خرداد 1358 با یک هواپیمای کرایهای از باهاما راهی مکزیک شدند و در یک خانه ویلائی که قبلاً برای اقامت آنان در نظر گرفته شده بود، مستقر شدند. گفته میشود وزارت خارجه مکزیک مایل به ورود شاه نبود اما خوزه لوپز پورتیلو رئیسجمهور آن کشور تحت فشار آمریکا مجبور شده بود، وی را در حومه مکزیکوسیتی برای مدتی اقامت دهد. شاه و معدود همراهان وی مدت 4 ماه در این اقامتگاه ماندند. در دوازدهمین روز اقامت آنان در مکزیک دوم تیر 1358 انورسادات از پارلمان مصر تقاضا کرد قطعنامهای تصویب کند و به شاه اجازه دهد تا به عنوان پناهنده سیاسی برای همیشه در مصر بماند. در پارلمان مصر از این پیشنهاد با کفزدنهای بسیار، استقبال شد. 4 هفته پس از ورود شاه به مکزیک بیماری وی تشدید شد. او یک تومور سرطانی بدخیم در ناحیه گردن داشت و از یرقان شدید نیز رنج میبرد. پس از 4 ماه اقامت در مکزیک وی مطلع شد که دولت کارتر با سفر او به آمریکا صرفاً با هدف معالجه بیماریش موافقت کرده است. از این رو در 30 مهر، مکزیکوسیتی را به مقصد بیمارستان نیویورک همان بیمارستانی که 17 ماه پیش امیراسدالله علم وزیر پیشین دربار به بیماری مشابهی در آن درگذشت 4 تر ک کرد و به مدت 54 روز در آنجا بستری شد در این مدت دو بار تحت عمل جراحی طحال و کیسه صفرا قرار گرفت. کمتر از دو هفته پس از ورود شاه به این بیمارستان، سفارت آمریکا در تهران به تصرف دانشجویان مسلمان پیرو خط امام در آمد و این امر بیش از پیش کارتر را به صحت دیدگاههایش که مایل نبود شاه به آمریکا بیاید، متقاعد کرد. دستور مسدود ساختن دارائیهای ایران در بانکهای آمریکائی 22 آبان 1358 واقعه دیگری بود که اوضاع را پیچیدهتر کرد. مشاهده خشم ضد آمریکائی مردم ایران و اصرار آنان برای تحویل گرفتن شاه، از تلویزیون اتاق بیمارستان نیویورک از جمله مهمترین نگرانیهای شاه بود. علاوه بر این خبر آزاردهنده دیگر این بود که به شاه اطلاع داده شد به محض بهبودی نسبی باید خاک آمریکا را ترک کند. در همین حال سفیر مکزیک نیز به همراهان شاه اطلاع داد که بعد از تصرف سفارت امریکا در تهران، دولت مکزیکوسیتی به خاطر حفظ روابط سیاسی خود با حکومت تهران مایل به میزبانی مجدد شاه نمیباشد. بدترین لحظه شاه و همسرش زمانی بود که در 11 آذر 58 از بیمارستان نیویورک مرخص شدند ولی هنوز مقصدی برای سفر نداشتند. در نتیجه آنان با یک هواپیمای نیروی هوائی آمریکا به مقصد تکزاس پرواز کردند تا 2 هفته باقی مانده از روادید خود را در آنجا در داخل آپارتمانی کوچک بگذرانند. اما در حین راه به همراهان آمریکائی خبر رسید که آپارتمان مزبور هنور آماده نیست. در نتیجه شاه و همسرش به مکانی که بعداً معلوم شد، تیمارستانی برای نگهداری بیماران روانی است برده شدند. با ورود به این مکان همسر شاه برای نخستین بار با داد و فریاد به همراهان آمریکائی خود اعتراض کرد و گفت: آیا ما در اینجا زندانی هستیم؟ آیا کارتر ما را زندانی کرده است؟ ما در این جا دیوانه خواهیم شد؟ باید بیرون برویم و .......... 5 برای فرونشاندن اعتراضات همسر شاه تلفن در اختیار وی گذاردند و او توانست بستگان خود را در جریان قرار دهد. پس از چند ساعت آنان به آپارتمان مورد نظر در پایگاههای نظامی لک لند تکزاس برده شدند. مقامات آمریکائی با پایان مهلت اقامت شاه در آمریکا به وی اطلاع دادند که به دلیل عواقب ناشی از تصرف سفارت آمریکا در تهران امکان تمدید روادید وی وجود ندارد و به همین دلیل در پاناما جائی مناسب برای اقامت وی و همسرش در نظر گرفته شده است. شاه که غیر از پذیرفتن، چاره دیگری نداشت به اتفاق همسرش در 24 آذر 1358 با هواپیمای نیروی هوائی آمریکا از فرودگاه تکزاس به پاناما در آمریکائی مرکزی برده شدند. وقتی شاه و همسرش در فرودگاه پایگاه هوائی هوارد در پاناما سیتی از هواپیما خارج میشدند جز جمعی از سربازان گارد ملی پاناما، افسران امنیتی ، دستیاران عمر توریخوس 6 و سفیر آمریکا کسی در فرودگاه نبود. شاه، همسرش و پزشک مخصوص آنها با هلیکوپتر از فرودگاه به یک پایگاه در جزیرهای به نام کونتا دورا متعلق به پاناما انتقال داده شدند. توریخوس روز 25 آذر به ملاقات شاه آمد. او در پایان این ملاقات به یکی از مشاورینش گفت شاه مانند پرتقالی است که تا آخرین قطره آبش را گرفتهاند و تفالهاش حتی به درد غذای خوکها هم نمیخورد. این سرانجام کسی است که کشورهای بزرگ او را چلاندهاند، شیرهاش را کشیدهاند و تفالهاش را دور انداختهاند. 7 شاه و همسرش در پاناما با دو دردسر عمده مواجه شدند. نخست شدت گرفتن بیماری شاه که وی مایل نبود پزشکان پانامائی بدون اطلاع از ماهیت و عمق بیماریش معالجات را از صفر شروع کنند؛ او بویژه از نگرانی پزشکان پانامائی از عواقب جراحی خبر داشت. دیگری اطلاعاتی بود که براساس آن مقامات وزارت خارجه دولت ایران در تماس مداوم با مقامات پانامائی بودند تا بتوانند راهی برای استرداد شاه بیابند.8 راه رهائی از این دو دردسر، خروج شاه و همسرش از پاناما بود. با همه این مشکلات، شاه و همسرش 100 روز در پاناما ماندند و سپس به اصرار رئیس جمهور مصر و همسرش، روز سوم فروردین 1359 با یک هواپیمای پانامائی رهسپار قاهره شدند. این بار نیز در فرودگاه مصر انورسادات و همسرش استقبال رسمی از شاه به عمل آوردند. شاه روز 8 فروردین در بیمارستان معادی قاهره تحت عمل جراحی طحال و کبد قرار گرفت. آزمایشهای انجام شده بر روی بافتها نشان میداد سرطان بدخیم تمامی سیستم خون و کبد وی را فرا گرفته است. با ورود شاه به مصر مجلس نمایندگان این کشور نیز دستور رئیسجمهور در مورد تصویب طرح اعطای پناهندگی به شاه را به اجرا در آورد. ورود شاه همچنین از یکسو خشم مردم ایران علیه آمریکا و حکومت مصر را برانگیخت و از جانب دیگر سبب رنجش خاطر گروههای اسلامی مصر گردید و تظاهراتی را در قاهره و چند شهر دیگر با هدف واداشتن دولت به اخراج شاه براه انداخت. تشخیصهای گروهای مختلف پزشکی راجع به درمان شاه و تجویز راهحلهای مختلف، خود یکی از عوامل نگران کننده برای شاه بود. شاه در مصر دو بار مورد عمل جراحی قرار گرفت و بهبود نیافت. او در کاخ قبه که معمولا در اختیار سران کشورهای بازدید کننده از مصر قرار میگیرد برده شد. آخرین مصاحبه شاه قبل از مرگش، در خرداد 1359 در همین کاخ صورت گرفت. وی در این مصاحبه که با کاترین گراهام مدیر مؤسسه مطبوعاتی واشنگتن پست انجام داد، از بیمهری رهبران دولتها که مایل به پذیرفتن وی نبودند، از فرصتطلبی دولتمردان آمریکائی و انگلیسی و از اینکه در برابر انقلاب ایران دست به کشتار بیشتر و بیرحمانه تر نزد اظهار تاسف کرده است. حال عمومی شاه در اقامت دومش در مصر هفته به هفته و ماه به ماه وخیمتر شد. آزمایشات انجام شده در ماههای خرداد و تیر 1359 نشان میداد که عفونت تمامی بدن وی را احاطه کرده است. در اولین روزهای مرداد تیم پزشکی اعزامی از فرانسه نسبت به نجات جان شاه اظهار ناامیدی کرد و محمدرضا پهلوی 4 ماه پس از سفر دوم خود به مصر در 5 مرداد 1359 درگذشت .جسد شاه در مسجد زیدالرفاعی، جائی که معمولاً اجساد پادشاهان مصر در آن دفن میشد، به خاک سپرده شد. جنازه رضاخان پدر شاه نیز که در 1323 در آفریقای جنوبی درگذشت برای مدت 6 سال در مصر و در همین مسجد نگهداری میشد.9 شاه در حالی درگذشت که 9 ماه از گروگانگیری دیپلماتهای آمریکائی در تهران میگذشت و استرداد شاه به ایران از جمله شرائط آزاد کردن دیپلماتها اعلام شده بود. از این رو هیچ یک از کشورها حاضر به پذیرفتن شاه نبود. ...
آیت الله شهید مرتضی مطهری ، از تولد تا شهادت
آنها هم منتشر شود تا آنها بدانند که ما چه می گوئیم . در پاسخ اعتراض من در همین زمینه که می گفتم : مقالات شما باعث می شود پای زن روز به خانه های مسلمانان هم باز شود و موجب فساد دختران جوان گردد ایشان گفتند: اگر خانواده ای مسلمان با خواندن چند شماره زن روز فاسد، فاسد بشوند باید در تربیت آنها کوشید ولی باید توجه داشت که زن روز قبل از نشر مقالات من در تیراژی بالای صد هزار منتشر می شد یعنی در صد هزار
فرشتگان دلشکسته
و برایشان باران بفرستد و زنان از مهمانان خواهش کردند و زن نیز با کمال میل پذیرفتند وگفت اگر شما فکر میکنید دعای ما اثر دارد حتما . شب صدای زوزه باد همه جا را فرا گرفته بود مادر و دخترانش با چادرهای سفید به بالای بام خانه رفتند تمامی اهالی دور خانه را احاطه کردند انجا را مملو از مشعل اتش کرده بودندومردان فانوس بدست و زنان ودختران شمع روشن به دست داشتند مادر و دختران دست ها را به سوی آسمان
خاطراتی از حسن روحانی :روحانی توسط چه کسی با امام خمینی آشنا شد /پیش بینی رئیس جمهور شدن روحانی
مطرح نیست، سخن بر سر استفاده از روسری و پوشاندن سر و گردن است. درنهایت، در آنجا هم گفتم به دژبان دستور داده ایم از فردا هیچ زن بی حجابی را به پایگاه راه ندهد. در نیروی زمینی و نیروی دریایی نیز برای کارمندان زن صحبت کردم و با خواندن آیات و روایات و کشاندن بحث به حجاب، موضوع را تبیین کردم و دست آخر نیز با بخشنامه، رعایت حجاب الزامی شد. بحمدالله این تلاش ها نتیجه ی مثبت داشت و پس از
خاطرات دکتر حسن روحانی ازعلمای نجف وسیاست های شاه و مواضع آیت الله بروجردی وتثبیت مرجعیت امام/وضعیت صدا ...
، ویژگی های خاص مراجع نجف به ویژه آیت الله حکیم بود. ایشان در میان مردم از احترام زیادی برخوردار بود و همه ، مقام و جایگاه روحانی او را پاس می داشتند. اما آنچه سبب جلب توجه ما شد، این بود که وقتی آقای حکیم وارد صحن و حرم می شد، مردم اعمّ از مرد و زن برای زیارت ایشان هجوم می آورند، این وضعیت برای سایر مراجع نبود. ضمناً زن های عرب هم می آمدند و دست ایشان را از پشت عبا می بوسیدند. مرحوم آقای حکیم
وصف مشهد و قم از زبان کیکاوس میرزا پسر فتحعلی شاه قاجار در سال 1254ق
حاکم دارالسلطنه اصفنهان که از ارامنه بوده [در حاشیه: یعنی ارمنی زاده]، ترک و جوان شیرنما و روباه به جلد شیر درآمده باشد . این مطالب را در باره زندگی کیکاوس میرزا برای نمونه عرض کردم. مطمئن هستم که اطلاعات بسیار زیادی در باره وی در منابع دوره قاجاری وجود دارد. شاید هم در جایی اینها گرد آمده باشد که بنده بی خبرم. هدف از این مقدمه، ارائه دو گزارش از وی برگرفته از کتاب مسالک او
خرید جهیزیه انگیزه طلاق
جنجال زوج جوان بر سر خرید جهیزیه باعث شد تا زن جوان به دادگاه خانواده برود و درخواست طلاق بدهد. به گزارش مردم سالاری ،چندی پیش زن جوانی با مراجعه به دادگاه خانواده درخواست طلاق داد و در خصوص علت آن به قاضی گفت: دو سال است که به عقد شوهرم در آمده ام. روز خواستگاری من به خواسته خودم هیچ مهریه ای تعیین نکردم و تنها 14 شاخه گل رز به عنوان مهریه تعیین شد. حالا که دو سال از عقدمان می گذرد و
بوسه جالب صالحی بر بازوی لاریجانی/ اگر زنان در قدرت بودند شاهد داعش نبودیم/ گزینه نهایی اصلاح طلبان برای ...
عدم حضور زنان در تصمیم سازی کلیدی جهان مشکلات جدی به وجود آورده است. قطعاً اگر زنان در تصمیم گیری ها مشارکت داشته باشند شاهد جنگ افروزی و پیدایش داعش نخواهیم بود. امانی اظهار امیدواری کرد: ان شاءالله بتوانیم کشور را به آن افقی که برای آن ترسیم شده بود که زنان نیز در آن سهم بسیاری دارند دست یابیم. وی با تأکید بر اینکه در حال رایزنی برای حضور 30درصدی کاندیدای زن در لیست های انتخاباتی هستیم گفت: امروز
بعضی از خبرنگاران یزدرسا حرمت قلم را رعایت نمی کنند
رضا سلطان زاده مدیر مسئول هفته نامه آیینه یزد بعد از درج گزارشی با امضای فردی با نام واقعی یا مستعار مهدی مهدوی در سایت یزدرسا و بسیج نیوز که حاوی مطالبی کذب و ناروا و تهمت و افترا به مدیر مسئول آیینه یزد بود نگارنده این سطور نامه ای به شماره 140مورخ 11/4/94 به شرح زیر تنظیم و برای مدیران خبرگزاری های فوق الذکر ارسال نمود. در آغاز نظر خوانندگان را به متن نامه و بخش هایی از پاسخ یزدرسا با ارائه توضیحات آیینه یزد جلب می نماید: ریاست محترم خبرگزاری بسیج (بسیج نیوز) ریاست محترم خبرگزاری یزد رسا با احترام اینجانب رضا سلطان زاده مدیر مسئول آیینه یزد 73 ساله فرزند علی اکبر به ش ش 276 و شماره ملی 4431983694 به عنوان روزنامه نگاری مستقل در مراسم جشن حضور یزد مورخ 24/3/94 در تالار شهید پاک نژاد حدود 12-10 دقیقه مطالبی به اطلاع حاضران رساندم که تفصیل آن در سرمقاله شماره 416 آیینه یزد تحت عنوان نویسنده و خبرنگار باید امین، مطلع و منصف باشد درج گردیده است و به پیوست تقدیم می گردد. بعد از برگزاری همایش، فردی به نام مهدی مهدوی برای سایت های فوق گزارشی تهیه نموده و از جمله نوشته است سخنرانان این مراسم یکی از مدیران ارشد دولتی جناب آقای جنتی وزیر ارشاد که از تهران اعزام شده بود و سخنرانان نه چندان خوشنام محلی که خود با استفاده از رانت و امکانات بیت المال به الاف و الوف دست یافته اند و حال نیز از نظام اسلامی طلبکار می باشند بودند؛ که تلاش کردند جریان فتنه را که خط قرمز نظام اسلامی است احیاء کنند. ضمناً سایت یزدرسا علاوه بر ذکر تهمت و افتراهای فوق مطالب توهین آمیز و ادعاهای کذب دیگری عیناً به شرح زیر درمعرض دید بازدید کنندگان خود گذاشته است. رضا سلطانزاده عنصر قلم به دست و تندروی اصلاح طلبان یزدی نیز برخلاف فرد قبلی که دولت را از اصلاحات و هاشمی خواند، روی کار آمدن دولت تدبیر و امید را خواست پروردگار ! دانست و گفت: اقدامات دولت در زمینه های هسته ای، سلامت و آرامش مردم از نکات و اوامر شاخص دولت یازدهم است. حزبی بودن جشن حضور بازهم در سخن سخنرانان گل کرد، به طوری که سلطان زاده هم که مدت مدیدی است داغ حصر سران فتنه گیسوان وی را سپید کرده، مصوبه شورای عالی امنیت ملی در رابطه با محدودیت های رئیس اصلاحات را یک دروغ دانست!! این عنصر قلم به دست و پیر اصلاحات در سخنانش – شاید از روی دستپاچگی و شاید هم به سفارش مسئولان سیاسی امنیتی استان- رفع حصر میرحسین موسوی، زهرا رهنورد و مهدی کروبی از سران فتنه 88 را از وزیر ارشاد خواستار شد! و هم چنین به حضار گفت: بعد از نمازهایتان برای آزادی آنها حتما دعا کنید! البته ظاهراً مخاطب ایشان نماز اولی های آخرین نمازجمعه هاشمی بودند که با کفش و به صورت مختلط نماز اقامه کردند. در صورتیکه به خاطر آنچه درباره مدیر مسئول آیینه یزد در سایت های مذکور اعم از اینکه مجوز داشته یا نداشته باشید نوشته اید عذرخواهی نمائید و ادعاهای ناروا نسبت به اینجانب را بطور کلی در آن سایت ها تصحیح نمائید موضوع را تمام شده تلقی می کنم. در غیر این صورت وظیفه می دانم به مراجع محترم قضایی مراجعه و درخواست نمایم موضوع را بررسی فرمایند تا ادعاهای فوق الذکر را ثابت کنید از جمله اینکه رضا سلطان زاده در تمام مدت عمر از چه رانت و امکانات دولتی و بیت المال استفاده نموده و به کدام آلاف و الوف رسیده است؟ چون آدرس دقیق سایت های فوق را نتوانستم پیدا کنم لذا مفاد این نامه را به سایت یزدرسا و بسیج نیوز ایمیل نموده و رونوشت نامه بانضمام شماره 416 آیینه یزد به اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی و اداره کل روابط عمومی استانداری یزد جهت اطلاع و انجام هر گونه اقدامی که صلاح بدانند ارسال می گردد. با تشکر مدیر مسئول آیینه یزد- رضا سلطان زاده سایت یزدرسا به جای عذرخواهی از تهمت زدن های ناروا و مطالب کذبی که منتشر نموده مجدداً مقاله ای با عنوان درحاشیه نامه سردبیر هفته نامه آیینه یزد: شما خود مستقل بودنتان را ثابت کنید /تقلا برای احیای آتش فتنه هم مراجع قضایی را می طلبد نوشته است که بخش هایی از آن ادعاهای دروغین و تهمت ها به شرح زیر درج می گردد. مدیر مسئول هفته نامه آیینه یزد در همان ابتدای نامه، خود را خبرنگار مستقل! نامیده است که باید گفت روزنامه نگاری مستقل و مردمی است که با تغییر دولت ها آلت دست احزاب و افراد صاحب نفوذ و قدرت قرار نگیرد! آنچه در سابقه مردم یزد از هفته نامه آیینه یزد و جناب سلطان زاده موجود مانده، این است که در دولت سابق وی نه منتقد بلکه مخالف صد درصد با دولت بود و با ابزاری مختلف به سم پراکنی علیه هر اقدام دولت قبل می پرداخت اما در دولت کنونی به بهانه حمایت ازدولت -که البته وظیفه هر رسانه ای است- در یک جشن به اصطلاح مردمی که نیمی از آن را کارکنان دولتی تشکیل می دادند بی محابا برای تسریع در رفع حصر سران فتنه تلاش می کند! لذا باید به عرض جناب سلطان زاده که به زعم خود نتوانسته آدرس پستی سایت یزد رسا را پیدا کند! رساند که ارسال محتوا از طریق پست سفارشی! روشی منسوخ است که جنابعالی به آن متوسل شده اید... هرچند بعد از این دانستید که نامه را هم می توان از طریق شبکه های موبایلی منتشر کرد! مدیر مسئول هفته نامه آیینه یزد بهتر است مراجع محترم قضایی را در دستور عدم انتشار تصاویر ممنوع رییس اصلاحات در رسانه ها و تطهیر سران فتنه دخیل بدانید... از مسئولان سایت یزدرسا که موافق با نوشته های خبرنگار خود هستند و بدون تحقیق و بررسی حاضر به درج اتهامات و اکاذیب مورد بحث شده اند باید پرسید آیا بهتر نیست انسان لحظه ای بیندیشد برای آباد کردن دنیای چه کسی آخرت خود را خراب می کند؟ راستی چه مدارکی در اختیار دارید که دلالت بر رانت خواری و سوء استفاده از بیت المال و آلت دست احزاب و قدرتمندان و افراد صاحب نفوذ بودن رضا سلطان زاده دارد؟ و چرا تاکنون شواهد و مدارک خویش را در این زمینه ارائه نکرده اید تا مسئولان ذی ربط موضوع را مورد رسیدگی قرار دهند و در آیینه یزد هم چاپ و منتشر گردد یا با چه علم و آگاهی تشخیص داده اید که مردم ! مدیرمسئول آیینه یزد را صددرصد مخالف دولت نهم و دهم و نه منتقد وی می دانند؟ یا چگونه علیه اقدامات دولت سابق به زعم شما سم پراکنی می کرده است؟! نگارنده خداوند را شاکر و سپاسگزار است که توفیق عنایت فرمود بیش از چهار صد مقاله در این ستون با استفاده از مدارک و شواهد متقن که همه مطالب آن با امضاء و مورد تایید نویسنده می باشد منتشر نماید. بنابراین از آنچه تاکنون در سرمقاله ها درباره رییس دولت نهم و دهم نوشته شده است دفاع می نماید و منتقد کارهای زیان آور و غیراصولی و ادبیات غیرفاخر محمود احمدی نژاد بویژه به علت تخلفات معاونان و یا بعضی از نزدیکان و همکاران وی، ارتشاء و اختلاس های کلان در دولتی که خود را پاکترین دولت تاریخ می دانست ارائه آمارهای دروغ، اعمال غیر کارشناسی شده، عدم اجرای مصوبات مجلس، و سوءاستفاده از بیت المال از جمله سفرهای متعدد و گاه به صورت خانوادگی به نیویورک و مهمتر از همه منتسب نمودن کارهایش به حضرت صاحب الزمان(عج) بوده است. همانطور که از بعضی رفتار و گفتار دکتر حسن روحانی یا دیگر مقامات و دولتمردان در این ستون نیز انتقاد شده است. خبرنگاری در پاریس از امام راحل(ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران می پرسد: چه حکومتی می خواهید در ایران تشکیل بدهید؟ امام خمینی(ره) در پاسخ می فرماید: حکومتی که کوچکترین فرد ایرانی بتواند آزادانه و بدون وجود کمترین خطر به بالاترین مقام حکومتی انتقاد کند و از او در مورد اعمالش توضیح بخواهد حکومتی که پول و ارزش های پوچی که به وسیله پول ساخته می شود سرنوشت این حکومت را تعیین نکند، بلکه ارزش های عالی اسلامی حاکم باشد 1 برابر با قانون مطبوعات هیچ مقام دولتی و غیردولتی حق ندارد برای چاپ مطلب یا مقاله ای در صدد اعمال فشار بر مطبوعات بر آید و یا به سانسور و کنترل نشریات مبادرت کند. نشریات در نوشتن مطلب جز در موارد اخلال به مبانی و احکام اسلامی و حقوق عمومی که در قوانین و مقررات مطبوعات و تبلیغات مشخص گردیده آزاد هستند. ضمنا هر متهم یا مطلع و یا شاهد کتباً به مراجع قضایی احضار می گردد و برابر با بند 4 فرمان 8 ماده ای امام خمینی(ره) هیچ کس حق ندارد کسی را بدون حکم قاضی که از روی موازین شرعیه باشد توقیف یا احضار نماید، هرچند مدت توقیف کم باشد توقیف یا احضار به عنف جرم است و موجب تعزیر شرعی است 2 صد حیف که عده ای از اشخاص حقیقی یا حقوقی از پول خودشان یا وا اسفا اگر از بیت المال مبلغ گزافی برای اداره یک سایت و منبع خبر رسانی هزینه کنند در حالی که بعضی از نویسندگانش عنان قلم را رها نموده و با ادبیاتی ناپسند و توهین آمیز به افرادی اعم از روحانی ومکلا، پیر و جوان، دولتمرد سابق و لاحق که آنها را از گروه و دسته خود نمی دانند تاخت و تاز نمایند. موعظه و نصیحت و انتقاد و تذکر به هر مقامی از جانب هر شهروندی که باشد امری ممدوح و پسندیده و پذیرفته شده است اما بازی با آبرو و حیثیت و تحقیر و تخریب دیگران و نوشتن مطالب کذب و وارد آوردن اتهام به کسانی که اختلاف سلیقه با یکدیگر دارند از هر صنف و طبقه و نژاد و مذهبی که باشند مذموم و ناپسند است. حتی اگر در دادگاه صالحی هم محکوم شده باشند. هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر، بازداشت، زندانی یا تبعید شده به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است 3 ضمناً چون سایت یزدرسا مراجع قضایی را طلب نموده که داستان ممنوع التصویری را پی گیری نمایند باید اشاره نمود آیینه یزد وجهی یا کمکی از حزب و دسته و گروه و صاحب قدرتی و یا شخص حقوقی و حقیقی دریافت نمی نماید هیات نظارت بر مطبوعات یا اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی و یا قوه قضاییه هر گاه لازم بدانند اعمال قانون خواهند نمود. بدیهی است روزنامه نگاران از جمله مدیر مسئول آیینه هم تابع قانون مطبوعات و ملزم به رعایت مقررات قانونی هستند. گردانندگان یزدرسا باید بدانند می توان برای رفع حصر یا آزادی زندانیان دعا کرد. مادام که دادگاه صالحی حکم نداده باشد پرسش از مقامات ذیربط در مورد عملکرد دولتمردان و فعالان سیاسی و مقامات اداری نیز غیرقانونی نیست همچنان که بعضی از نمایندگان، گروه کثیری از مردم، روحانیون و فعالان سیاسی و عده زیادی از انقلابیون دراین باره گفته اند و نوشته اند. ضمناً برابر با اصل 36 قانون اساسی حکم به مجازات و اجرای آن باید تنها از طریق دادگاه صالح و به موجب قانون باشد . حسن ختام مقاله به درج مطالبی پیرامون راستی و درستی و صداقت در گفتار و امانتداری اختصاص می یابد. رسول گرامی اسلام، حضرت محمد مصطفی(ص) ملاک مسلمانی را راستی و درستی اعلام فرموده؛ و حضرت امام رضا(ع) به وسیله پدرانش، سخن جد بزرگوارش رسول خدا (ص) را چنین روایت می کند: نگاه نکنید به نماز بسیار خواندن و روزه بی شمار گرفتن و حج فراوان رفتن و نیکی چندان کردن و شب را به ذکر زنده داشتن، ولی نگاه کنید به راستی در گفتار و درستی در امانت داری. از سخن امام جعفر صادق(ع)، که تفسیر فرمایش حضرت رسول(ص) است، استفاده می شود که عبادت بسیار، گواه ایمان کامل نیست، زیرا ممکن است بر اثر عادت باشد که اگر ترک عبادت کند ناراحت گردد: پس نشانه ایمان کامل، همان راستگویی و درستکاری است. 4 مدیر مسئول پی نوشت ها: 1- طلیعه انقلاب اسلامی ، چاپ مرکز نشر دانشگاهی 1362، صفحه 321 و 322 2- صحیفه امام خمینی(ره) ، جلد 17، صفحه 140 3- اصل سی ونهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران 4- دروغ ، آیت ا... سیدرضا صدر به اهتمام سیدباقر خسروشاهی، صفحه 23 و 24 ...
کیهان و خوانندگان
/> * از معاونت فنی و عمرانی شهرداری و شرکت برق تهران درخواست می شود با همکاری یکدیگر نسبت به رفع خاموشی چراغ های برق بزرگراه امام علی(ع) زیر پل تقاطع شهید تکیه اکبر آبادی از شمال به جنوب واقع در منطقه 14 که مدتی است در تاریکی مطلق است اقدام نمایند. کریمی * شهرک بزرگ و پرجمعیت و قدیمی خانه اصفهان، با مردم خوب و با فرهنگ و قشر تحصیلکرده ای که دارد نیاز مبرم به تعدادی دکه و کیوسک روزنامه
اعتراف دروغین به قتل برای فرار از بیمارستان روانی
تحلیلی بی باک : کاربر محترم؛ انتشار مطالب دیگر رسانه ها از سوی بی باک لزوما به معنای صحت و تایید محتوای آنها نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه ای بازنشر می شود. در ضمن شما می توانید اخبار و مطالب وزین خود را از طریق ایمیل این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید برای ما ارسال نمایید تا در صورت دارا بودن مولفه های لازم، منتشر گردد.
خاطره همسرشهید تهرانی از روز خواستگاری
مادر ایشان بعد از شهادت برادر حاج حسن اصرار بسیاری داشتند که حاج حسن این مسیر را با همسرش ادامه دهد. همسر شهید طهرانی مقدم به خاطره شیرین روز خواستگاری اشاره کرد و ادامه داد: روزی که خانواده شهید طهرانی مقدم به خانه ما آمده بودند ما شیطنت کردیم و کفشهای ایشان را دیدیم حاج حسن یک جفت کتونی سفید چینی به پا کرده بود که این کفش ها از شدت غبار و خاک رنگ تیره ای به خود گرفته بود. بعد از میان
ازدواج شهربانو با امام حسین (ع) و فیلم رستاخیز
تعالی هر چیزی را که آفریده است، جفت آفریده است. مرد را از بهر زن آفریده است و زنرا از بهر مرد آفریده است. و چون خصمی کنید شما را خانه و جایگاهی پیدا شود و بکارخانه و زنده گانی خود مشغول شوید. غمهاء شما کمتر گردد. بارنوس چون سخن بشنود، بسیاری دل تنگی کرد گفت: ای مادر! ما را غم اسیری و بی کسی و بی چیزی بس نیست که ما را غم شوهر باید خوردن؟ ام سلمه مر ایشان را گفت: ای دختران من و ای فرزندان من! چون
صدام چگونه سخن گفت؟
ساله بودم نگاه می کرد؟ توقع داشت کسی به آن جوانی از او بازجویی کند؟ همین را هم پرسید. تو برای این عملیات زیادی جوان نیستی؟ پیرو از قبل خودش را آماده کرده بود. شما که جوان تر از من بودید و شدید معاون رئیس جمهور. سنتان کمی از من بیشتر بود که رئیس جمهور شدید. عجیب است حرف سنم را پیش می کشید. فکر می کردم هر کس نداند شما می دانید که توانایی من مهم است نه سنم.
آنچه من از دکتروف آموختم
من می پرسند چگونه می شود که توده ها اجازه می دهند که به دست عده معدودی استعمار شوند. جواب این است: از این راه که آنها را قانع می کنند که خودشان را توی جلد آن عده تصور کنند. کارگری که روزنامه اش را با عکس تو در دست دارد، وقتی که به خانه می رود، زنش اسب گاری بی رمقی است که رگ های پایش از زور کار بیرون جسته است ولی آن کارگر در فکر عدالت نیست، بلکه در فکر ثروتمند شدن است. این شاعرانه ترین
سی دی فروختن در خیابان ها انگیزه جدایی
شغل مرد جوان باعث شد که همسرش دردادگاه خانواده درخواست طلاق بدهد. به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان، چندی پیش زوج جوانی با مراجعه به دادگاه خانواده درخواست طلاق دادند. زن جوان در خصوص علت آن به قاضی گفت: آقای قاضی شوهرم سی دی فروش شده ومن ازاین کاراواصلاخوشم نمی آید. به نظرم درشان اونیست که درخیابانها سی دی بفروشد وهرچه به اومی گویم به حرف گوش نمی دهد. وی افزود: شوهرم تا حالاچندین بار شغل خود را