خوبی داشتند، از جمله اینکه روش های بازجویی چگونه است و نحوه مواجهه زندانی چگونه باید باشد که مطلبی لو نرود. این گونه جزوات برای ما خیلی مفید بود و در همین حد از آنها استفاده می کردیم؛ ولی من هیچ وقت به مجاهدین نپیوستم؛ چون ما یک گروه جدا تشکیل داده بودیم. در این میان به دلیل ارتباطاتی که با برخی از این عناصر از جمله آقای عزت شاهی (عزت مطهری) داشتیم – که می توان گفت اسطوره مقاومت در زندان بود – بعضی
مهریه اش را اجرا گذاشته حقوقم را توقیف کرده ومیگه تنها راه طلاقه. هرچه التماس می کنم به خاطر بچه ها بمونه زیر بار نمی ره. البته من طلاقش نمی دم، ولی می دونم خودش هم نمی خواهد زندگی کنه. هم خودمون اسیر دادگاه ها می شویم هم بچه های مان گرفتار خواهند شد. 2. بعد از پانزده سال جدا شدیم، شوهرم زن دیگری را به عقد دائم گرفت، بعد سه سال کارشان به دادگاه کشیده است، در حال جدا شدن هستند
قرار دارد و روبه رو هم کتابخانه و میزهایی که با عکس های یادگاری زینت شده اند. اتاق، نزدیک ورودی خانه است که از درِ حیاط تا سالن، با دسته گل های سفیدرنگ مزین به روبان مشکی، پر شده است؛ گویی در و دیوار آن خانه عزادار است. مصاحبه که تمام می شود، وارد سالن می شوم. سوران خانم، همسر و ایمان، دختر دکتر یزدی، میزبان گروهی میهمان هستند. سوران خانم سرش را پایین انداخته، دست روی دست می گذارد، به نقل از دکتر می
شما چند خواهر و برادر بودید و الان به چه کاری مشغول هستید؟ خلیل، سارا، لیلا، یوسف، مریم و ایمان، شش فرزند مرحوم یزدی هستند. خلیل، دکترای اقتصاد دارد و رئیس یک شرکت مشاوره ای تی در آمریکاست. فرزند دوم سارا است که پزشکی خوانده و متخصص سالمندان و مدیر یک بخش در بیمارستانی در ایالت پنسیلوانیا است. سومین فرزند، لیلا است که روان شناسی خوانده و مدتی تدریس می کرد و درحال حاضر در ترکیه زندگی می کند. این سه نفر در ایران به دنیا آمدند. سپس پدر و مادر به آمریکا رفتند. من در آمریکا متولد شدم و دکترای مهندسی پزشکی خواندم. درحال حاضر استاد دانشکده پزشکی دانشگاه جان هاپکینز هستم. فرزندان دیگر هم به ترتیب مریم پزشک و ایمان مهندس مواد است. بعد از انقلاب، قصد داشتم در ایران ادامه تحصیل بدهم؛ حدود یک سال و نیم در ایران بودم؛ اما پدر گفت چون بیشتر از یک سال در ایران درس نخوانده ام، نمی توانم کنکور قبول شوم. بااین حال خیلی از هم سن و سال های من زمانی که مانند من با پدرشان به ایران بازگشتند، با نفوذ پدران خود توانستند وارد دانشگاه شوند. پدر از این موضوع، خیلی ناراحت شد؛ چون نسبت به این ماجرا خیلی حساس بود و اعتقاد داشت کوچک ترین تبعیضی نباید رخ دهد. معتقد بود درست نیست شاگردی لایق تر جای خود را در دانشگاه از دست بدهد. به پدر گفتم معنی حرف شما این است که من نمی توانم اینجا ادامه تحصیل بدهم و باید بازگردم به آمریکا. با اینکه ایران را دوست داشتم؛ اما وقتی پدرم کاری انجام نداد، بازگشتم. چهلم شهید مطهری بود که به ایران آمدم و بعد هم برای ادامه تحصیل دوباره از کشور خارج شدم. زمانی که پدر وزیر خارجه بود، یک سوئیت پشت دفتر وزیر وجود داشت که پدر آنجا زندگی می کرد و من نیز به همراه او در آنجا زندگی می کردم. دفتری نیز به نام خبر و نظر در وزارت خارجه وجود داشت و نشریه ...
/> حجت الاسلام موسوی اعظم در خطبه های دوم نماز عبادی سیاسی این هفته با اشاره به مناسبت های پیش رو گفت: شان نزول بسیاری از ایات و سوره های قرآن حضرت محمد،حضرت علی و فاطمه زهرا (س) است. وی در خصوص نذر بیان کرد: تا نذر نکردم واجب نیست اما اگر مثلا نذر بر خواندن نماز کردم خواندن آن واجب است و باید خوانده شود و حتی جز چند نماز واجب می شود. املم جمعه موقت یاسوج تصریح کرد:به نذرهایی که می