سایر منابع:
سایر خبرها
تتلو، انرژی هسته ای، رپ، مدیریت فرهنگی و چند داستان دیگر
حالا با خوابیدن گرد و خاکِ حرف و حدیث های مختلف در مورد موزیک ویدئو انرژی هسته ای امیرحسین مقصودلو(امیر تتلو)، و با دیدن حجم گسترده ی بحث های مرتبط با یک آهنگ از یک خواننده بدون مجوز، بعد از مدت ها و به همین بهانه، فرصت خوبی دست داده است تا بالاخره باب بحث در مورد کلیت موسیقی زیرزمینی- بدون مجوز، غیر رسمی- ایران- به ویژه موسیقی رپ- گشوده شود و بتوان فارغ از این مورد خاص در مورد نوع مواجهه با کلیت
امیر تتلو هم چرخید!
: این حق مسلم ماست/ خلیج مسلح فارس... زمانی که این ویدئو در فضای مجازی منتشر شد، بسیاری از رسانه ها با بازنشر آن، از امکانات استفاده شده در این ویدئو ابراز تعجب کرده و سوالهای فراوانی درباره چگونگی در اختیار گرفتن چنین امکانات لجستیکی-نظامی قدرتمندی برای ضبط این ویدئو با صدای این خواننده طرح کردند. عده ای به این کار انتقاد کرده و تتلو را ریاکار نامیدند و عده ای دیگر این تغییر را مثبت
بررسی واکنش مردم به برنامه های احسان علیخانی!!
کافی برای آن نداشته. این نگاه در مورد افراد ثروتمند، معروف و حتی تحصیلکرده وجود دارد؛ از فوتبالیست و بازیگر گرفته تا پزشک و مهندس و سیاستمدار! علت آن هم تبعیض و شکاف طبقاتی عمیقی است که در کشور ما وجود دارد. با همین دیدگاه است که برخی فکر می کنند علیخانی نباید این همه طرفدار داشته باشد و حقش نیست! اما چه کسانی این حق را تعیین می کنند؟ کسانی که عموما هیچ آگاهی ای درباره کار رسانه، اجرا و
استاد شجریان و استاد کلهر ممنوع الکار؛ ترویج موسیقی تتلو!
گوید اجازه بدهید من باشم؛ وقتی می گوییم شجریان؛ مثل این است که می گوییم عالی قاپو یا سی و سه پل. با همه ی اینها، باید تلاش کرد تا در همین چارچوب ها، حرف های خودت را بیان کنی، باید فکر کرد چگونه می توان تداوم داشت؟ باید هنر زندگی کردن را بلد بود و به بهترین شکل از آن استفاده کرد. باید به دقت نگاه کنیم و ببینیم چه کسی درست می گوید و چه کسی اشتباه می کند و در نهایت با هدف صلح و دوستی فکر چاره جویی
یک تجربه جدید با خالق نه فرشته ام، نه شیطان
توانست نداشته باشد. آن کار، بهترین کارِ من نبود، زمانی شما فکر می کنید بهترین کارتان را انجام داده اید و بعد دست تان بسته می شود؛ اما من این فکر را درباره آن اثر نمی کنم. منظورتان این است که می توانید اثری خلق کنید که بیشتر از آن موفق باشد؟ معلوم نیست، قبلا هم اثر بهتری از آن داشته ام اما تا این اندازه موفق نبوده در نه فرشته ام نه شیطان، مجموعه اتفاقاتی رخ داد که کار را موفق
مردم گیلان سرمایه های اصلی برگزاری کنسرت در این دیارند/ علیرغم این همه نامهربانی با موسیقی و کنسرت قهر ...
نهادها و اسپانسرهای غیردولتی در حال مذاکره هستیم . نقش رسانه ها و مطبوعات را در برگزاری کنسرتها و توسعه فرهنگ فعالیتهای هنری چکونه می بینید؟ باید این همه همدلی و همصدایی را ارج گذاشت .رسانه ها ، سایتها و مطبوعات استان بی هیچ چشمداشتی در کنار فعالین فعالیت هنری قرار دارند .به سهم خودم از این همه یاوری و عنایت ویژه ممنونم و امیدوارم این همدلی ثمره مثبتی داشته باشد.
بزرگان سیاسی و اجتماعی چگونه زندگی می کنند
، همین طوری و به همین شدت که امروز سیاسیون شهیر تاثیر می گذارند، عرصه عمومی و آرا و افکار را جلب می کنند، و حتی فراز و فرود چهره های حوزه های دیگر را تحت تاثیر قرار می دهند؛ یعنی جایگاه ستارگان حوزه هایی چون هنر و ورزش را هم تعیین می کنند. چه شد که سیاست به جای هنر و نیز ورزش، سلبریتی ساز شده است و چرا حالا این ستارگان سیاسی هستند که به فروش نشریات و دیده شدن برنامه های سمعی و بصری رسانه ها کمک می
جهان سیاه و سفید نیست!
بخشی از کتاب می گوید بی فرهنگی وجود ندارد، بلکه باید با در نظر گرفتن معیارهای متداول و پیشرفته روز فاصله ها را از بین برد. نراقی، نقش ابزارهای ارتباطی را در اصلاح فرهنگی موثر دانسته و متاسف از این است که دست اندرکاران به برخی مسئولیت ها با وسواس نگاه کرده و بعضی دیگر را بی تفاوت از کنارش می گذرند. برای رسانه های مکتوب نقش واسطه ای قائل است و معتقد است باید عادت کنیم قضاوت های مان را به صورت سیاه و
برند "تنابنده" روی پیشانی پایتخت "مقدم"
تجربه کارگردانی سیروس مقدم را چاشنی نبوغ نویسندگی اش کند و برای اولین بار این توفیق را داشته باشد که دنبال کنندگان یک مجموعه تلوزیونی پر مخاطب را تا سری چهارم با خود همراه کند. تنابنده نیک دریافته که آنچه بن مایه یک کار نمایشی خوب قرار می گیرد استحکام متن است و نیز خوب می داند که باید بر چه نکاتی در نگارش فیلمنامه اش انگشت بگذارد و در تولید پایتخت این هوشمندی را به خرج داده تا امور وقت
پیام تاریخی امام(ره) به مناسبت پذیرش قطعنامه 598 /اگر هزار بار قطعه قطعه شویم، دست از مبارزه با ظالم بر ...
اصولی که منتهی به تعلیم و تربیت صحیح آنان می شود احاطه داشته باشیم . فرهنگ دانشگاهها و مراکز غیرحوزه ای به صورتی است که با تجربه و لمس واقعیتها بیشتر عادت کرده است، تا فرهنگ نظری و فلسفی . باید با تلفیق این دو فرهنگ و کمکردن فاصله ها، حوزه و دانشگاه درهم ذوب شوند، تا میدان برای گسترش و بسط معارف اسلام وسیعتر گردد . * هیچ چیز بدتر از دنیاگرایی روحانیت را آلوده نمی کند