گیرد خود را پایین بیندازد، بلکه از این زندگی راحت شود اما این فکر را عملی نمی کند. بعد از آن هم زمانی که 10 ساله بود تصمیم می گیرد خود را در وان حمام غرق کند، اما درست قبل از انجام این کار به یاد پدر و مادرش می افتد. آنها را تصور می کند که در زمان خاکسپاری چه درد و رنجی را متحمل می شوند و خود را مقصر می دانند، بنابراین فقط به عشق پدر و مادرش تصمیم می گیرد از خودکشی دست بکشد. نیک می افزاید: خوشبختانه
قبل از پخش هم ادامه داشت، اما خوشبختانه این اتفاق نیفتاد که عده ای معترض شوند و اعتراض کنند. شاید دلیلش هم این بود که در حال حاضر مدیران ما به این نتیجه رسیدند که باید در سریال ها ایده های جدیدی به کار گرفته شود و مقداری به عناصری که نمی توان با آنها شوخی کرد، نزدیک شویم. قطعا همه اینها حین تولید و پخش این سریال وجود داشته که الان شاهد اعتراض مردم نیستیم و هنوز انرژی مثبت داریم.
به گزارش رهیاب: سالار عقیلی و بابک زرین پیش تر در قطعاتی مانند جان من فدای ایران، چتر خورشید، حس خوب زندگی، تیتراژ سریال تبریز در مه وتیتراژ آغاز سریال معمای شاه و ... با هم همکاری داشته اند. نمایش کلنل به کارگردانی خیراله تقیانی پور که از نیمه مهرماه هر شب در سالن اصلی تاترشهر روی صحنه می رود. قصهٔ نمایش کلنل که نوشته خیراله تقیانی پور است در سال های مشروطهٔ دوم (مشروطه
چون می دانست نازی ها در حال قدرت گرفتن هستند اما در نوامبر 1932 مجبور شد به زادگاهش، برلین بازگردد. در برلین شاهد جشن های نازی ها بود که مثل قارچ در شهر رشد می کردند. درمورد همدستانی مانند هایدگر، بویلمر و کریک که از منصب جدیدشان لذت می بردند، چیزهایی شنیده بود و همه جا دسته هایی از افراد تهدیدگر را در خیابان می دید؛ توده ای از سایه ها که همه جا بودند. بنیامین در مقام نویسنده از سال
وارد رابطه شده و از وی صاحب فرزندی به نام مارکو شد که آشکار شدن این موضوع، زندگی میلا و گالینا را تحت تاثیر قرار داد. در ادامه، بوگیچ به دلایل فعالیت های غیر قانونی در زمینه ی بیمه ی سلامت دستگیر شده و به 20 سال زندان محکوم شد که البته پس از گذراندن 5 سال دوره ی محکومیت، از زندان رهایی یافت. میلا طی مصاحبه ای اظهار داشته که زندان برای پدرش بسیار مفید بود چرا که باعث شد تبدیل به آدم بهتری شود. به
مادر و خواهرش از منزل به دلیل اختلاف نظر با پدرش روبرو می شود. به دنبال این اتفاق پدر و پسربچه به دنبال یافتن رد و نشانی از مادر به راه می افتند و در مسیر جستجو هر دو به دست اشرار ضد انقلاب دستگیر می شوند اما در نهایت پدر آزاد و پسر گروگان باقی می ماند . وی ادامه داد: مهمترین گره داستان از ماجرای اسارت پسرک در دست این اشرار شکل می گیرد و آنچه که او می بیند و حس می کند . محبوبی
صرف رمانم کردم. یادم هست برای اولین بار بخشی از رمان را برای محمد علی علومی خواندم. من داشتم رمان را می خواندم که دیدم چشم های علومی پر از اشک شده، من را به ادامه نوشتن خیلی تشویق کرد و خیلی خودمانی تجربیات و شیوه های نوشتن خودش را برایم بازگو کرد. خودم واقفم که سال هاست درگیر شعر بوده ام نه رمان. اما در این دو سال برای نوشتن رمان وقتی گذاشتم و برایم مهم است که جامعه داستان نویس اثر من