سایر منابع:
سایر خبرها
باب الحوائج کوچک کربلا بزرگترین سند مظلومیت/برگزاری بزرگترین همایش شیرخوارگان حسینی
به گزارش راهنمای سفر من به نقل از گروه استان های باشگاه خبرنگاران جوان از سمنان ، درست یک گام مانده به آغاز فراخوان بزرگ عشق و حماسه، آمدی؛ دهم رجب سال 60 قمری است. خانه امام حسین (ع) در مدینه دوباره نور باران می شود و از پنجره کوچک آن، آسمان مدینه روشن می گردد. برای حسین (ع) دسته گلی زیبا فرو فرستاده شده، اشک شوق و برق شادی او بر صورت نوزاد می نشیند و گلبرگ رخش را با شبنم صبحگاهی، با
روز شمار محرم الحرام
یاران او باشند و شعارشان “یالثارت الحسین“است. ای پسر شبیب، اگر دوست داری که با ما در درجات عالی بهشت باشی محزون باش برای حزن ما وشاد باش در شادی ما؛وبر تو باد ولایت ما که اگر کسی سنگی را دوست داشته باشدخداوند متعال او را با همان سنگ محشور می کند.... روز دوم ماه محرم الحرام 1-ورود امام حسین علیه السلام به کربلا بنابر مشهور در این روز در سال 61ه آقا
اشعار ویژه شب دوم ماه محرم+اشعار زیبای خود را ارسال کنید
/> دستی بکش تو بر سر من، زودتر بگو عباس جور دیگری به حرم می کند نگاه طوری شده است معجر من؟ زودتر بگو طفلی رقیه سخت دلش زیر و رو شده از حال و روز دختر من زودتر بگو دارم هراس دیدن گودال آن طرف آید صدای مادر من زودتر بگو مصطفی هاشمی نسب ای مرا از لحظۀ دیدار تاج سر حسین هم برادر بودی و هم یار هم
با بدترین فیلم های سال 2017 آشنا شوید
و اکران این فیلم ها نشان می دهد که این فیلم ها در واقع باری سازندگانشان به یک کابوس فاجعه بار تبدیل شده اند. اگر چه در سال 2017 نیز شاهکارهایی مانند دانکرک و زن شگفت انگیز ساخته شده اند اما برخی از فیلم های ساخته شده در این سال نیز فراتر از فاجعه بوده اند، از فیلم های ترسناک بدریخت، تا فیلم های زندگینامه ای غیرواقعی و بلاک باسترهایی که تنها باعث سردرد تماشاگران شده اند. در ادامه ی این
خانواده ای که با پنهان کاری، از هر چیز تراژدی می سازد
چقدر عطر لازم است که این بو را از بین ببرد! به نوعی ماجان انگار لیدی مکبث ایرانی ماست. بله. آن گوجه های سرخ در آبمیوه گیری مدام دست هایش را هم سرخ می کند. مثل سس قرمزی که روی ریش فربد با بازی علی باقری می ریزد. رمضانی: فرید با بازی نگار اما کسی است که اینجا آگاهی بیشتری دارد و شاهد اتفاق بوده و دیده که چه شده، او خودخوری می کند و نمی خواهد یا نمی تواند راجع به آن حرف بزند. در مورد
15 شعر برتر برای محرم
غفلتِ تکراریِ منفور ای کاش تنم رایحهٔ عشق بگیرد... آن لحظه که با سِدر بیامیزد و کافور ای کاش شود کهنه حصیری کفن من.... اما دم آخر شود از مِهر تو مَمهور غزل شهریار به مناسبت عزاداری سالار شهیدان (ع) شیعیان! دیگر هوای نینوا دارد حسین روی دل با کاروان کربلا دارد حسین از حریم کعبۀ جدّش به اشکی شُست دست مروه پشت سر نهاد، امّا صفا دارد حسین
اس ام اس هفته دفاع مقدس
عشق یعنی یک استخوان و یک پلاک سالهای سال تنهای تنها زیر خاک . . . هفته دفاع مقدس گرامی باد . . . چشم پاک دختری از جمله ای تر مانده است / چشم های پاکش اما خیره بر در مانده است روی دیوار اتاق کوچک تنهایی اش / عکس بابایش کنار شعر مادر مانده است . . . یاد و خاطره شهیدان گرامی باد . .
درگفتگو با استاد حوزه و دانشگاه و پژوهشگر سیره اهل بیت بررسی شد عزاداری سیدالشهدا در نگاه امام رضا ...
با فرارسیدن محرم دوران حزن و اندوه شیعیان و برائت جستن از دشمنان ولایت و امامت که اصل جدایی ناپذیر از تفکر و راه شیعه است فرا میرسد.کوچه و خیابان رنگ و روی حسینی می یابد و همه و همه از کوچک و بزرگ ارادتمند درگاه شهید والامقام کربلا می شوند که با خون سرخش راه اسلام ناب محمدی را زنده و پاینده نگاه داشت. بی شک ائمه معصومین علیهم السلام بعد از امام حسین (ع)نقش ویژه ای در زنده نگاه داشتن قیام حسینی و
می کُشی مرا حسین!
تو مفتخر نما ای گل وفا، حسین معدن سخا، حسین می کشی مرا، حسین هرکی واقعاً گرفتار حسین باشه، آخرش کشته می شه در راهش؛ مثل مسلم بن عقیل که ثابت کرد گرفتار حسینه. حالا با کوچه گرد تنهای کوفه زمزمه کن: می کشی مرا، حسین / می کشی مرا، حسین / می کشی مرا، حسین کسی که فداییِ حسین بشه، توی سفرۀ گریه کن ها دو بار براش عزاداری می کنن: یکی روز
حکایت منظوم ظالمان ومظلومان میانمار/ای مسلمین!زیرگلوتیغِ کینه است
حاکمان ظالم گفت؛ آنجا که محمدتقی عزیزیان، آنان را از آینده بیم می دهد: شسته لکّه خون روی چهره کاشی چه روزگار سیاهی ست توی نقاشی ببین عوض نشدی روزگار خیره سری زمانه، باز همان کشکی و همان آشی چه می شود که بیایی و بار بربندی سفر کنی بروی سرزمین نجاشی چرا تو آه خودت را به آسمان نبری چرا تو سلسله ظلم را نمی پاشی غروب تلخ میانمار مُرده اش زنده
اشعار ویژه شب اول ماه محرم+اشعار زیبای خود را ارسال کنید
دیدم که اینجا یک نفر هم پشت من نیست خوب است آدم در دیار خود بمیرد برگرد آقا مکه ؛اینجا که وطن نیست نگذار دلشوره وجودش را بگیرد چون کوله بار خواهرت غیر از محن نیست باشد بیا ؛ اهل و عیالت را نیاور آقای من ولله کوفه جای زن نیست من بیشتر فکر حضور دخترانم چون در میان کوفه کم دست بزن نیست این ها تماما با تو قصد جنگ دارند با اصغرت هم جنگ
محرم عید اضحی گشت
دارد چون تو پشتیبان چه باک از موج بحر آن را که باشد نوح کشتیبان " بلی نوح است پیغمبر ولیکن ناخدا مولاست چه کفر ازمن در آورد این که بنویسم خدا مولاست ، همان فرقان همان قرآن همان قدر و همان کوثر همان کعبه همان زمزم همان حشر و همان محشر همان خون ودم و لحم و وجود ونفس پیغمبر همان روز احد صفدر،همان ضرغام در خیبر حیا غیرت صفا بهجت قدر
روایت تلخ مرگ قربانیان هاری در سیستان وبلوچستان
روز با هم چشم تو چشم می شوند. روزها بعد از مرگ، پدر مهدی برای چندمین بار از برادرش سوال می کند آیا فردای روزی که مهدی را به زابل و بیمارستان می برد، پزشک و پرسنل درمانی درباره واکسن چندگانه با او صحبت کرده اند یا نه؟ این سوال مثل خوره پدر را در آستانه ویرانی و تباهی قرار داده و عموی مهدی برای چندمین بار توضیح می دهد و چه بسا قسم می خورد که دست مهدی تنها ضدعفونی و شست وشو می شود و به او واکسن می زنند
بررسی قیام و نهضت امام حسین علیه السلام
ما با آن در برابر پادشاهان غَسّان و حِمیَر و نُعمان بن مُنذر و سیاه و سرخ مقاومت می کردیم. بخدای سوگند! در آن سرزمین هیچوقت به ما ذلتی وارد نیامده است. من همراه شما خواهم آمد تا شما را در یک آبادی، سکونت بدهم. آنگاه به نزد مردانی که در ( کنار دو کوه) اجأ و سلمی زندگی می کنند، خواهم فرستاد، سوگند که ده روز بیشتر نخواهد گذشت که مردان قبیله طیّ سواره و پیاده به نزد تو خواهند آمد. سپس هر قدر که
پای قدرت موشکی ایران به عصرانه ادبی باز شد
همزمان با روز شعر فارسی شاهد صدمین نشست از عصرانه های آن هستیم. وی ضمن اشاره به اینکه 27 شهریور روز درگذشت شهریار به عنوان روز ملی شعر و ادب پارسی نامیده شده است، گفت: در این برنامه آقای رضا شیبانی از شاعران آذربایجانی حضور دارند. براین اساس عرض می کنم شهریار نمونه والای یک آذربایجانی ایرانی است و باید گفت یک ایرانی آذربایجانی است. او به زبان مادری خود عشق ورزید و با آن صحبت کرد اما می
بر صحن جنون
مرد در شهر آن سبزها حالا سکوتی زرد بودند مردان پیمان، سر به سر نامرد بودند یعنی بهار خون و گلزار گلو شد با تیغ جاهل، فرق حیدر روبه رو شد در شوره زار مردمی یک بار دیکر پیچید پژواک قدم های ابوذر یک بار دیگر میثم تمارآمد مسلم به دست عشق، پای دار آمد یک مسلم و شهری منافق، کوفه این بود نامردمی آن روز کاریز زمین بود