سایر منابع:
سایر خبرها
نوبت جنگ فرهنگی با داعش است
/> متفکران و محققان غربی اعلام کردند که قرن آینده قرن اسلام است. این ترسی که غرب از اسلام در قرن جدید پیدا کرده باعث شده برای مقابله با آن توطئه بچیند؛ یکی از توطئه های آنها تشکیل گروه داعش از دل اسلام است. راهبران و متفکران غربی به دلیل ساختار فکریشان که همان نگاه به آینده است از سالها پیش اقدام به تحقیقاتی کرده اند تا راه های ضربه زدن به اسلام را شناسایی کنند. هم سن و سال های من اگر در این زمینه مطالعه
چاه های نفت در خدمت شاهزادگان سعودی !(پاورقی)
وهابیت بودند، سهمی از ثروت را بردند و بقیه اخوان، به دورانی که در سکونت گاه های خودشان به ترویج افکارشان مشغول بودند، بازگشتند. *** زمانی که عبدالعزیز به سن پیری رسید، دیگر داستان سرکوب اخوان برای شاه سعودی فقط یک خاطره بود. با سرکوب اخوان، شاه به مسئله گسترش سرزمین اش از طریق جنگ مذهبی پایان داد و حتی چند هفته پس از مرگ الدوویش در زندان، با فیصل ابن حسین، حاکم عراق، در کشتی شاه انگلستان
نابغه اقتصاد جهان اسلام بازیگر شد
هیچ ارتباطی با وضعیت سیاسی فعلی مالزی ندارد. در یک صحنه از فیلم، پیر عرصه سیاست مالزی و نخست وزیر اسبق یک کپسول زمان را که چشم انداز سال 2020 است در شهر 'پوتراجایا' که خود به عنوان پایتخت سیاسی مالزی تاسیس کرد دفن می کند. داستان این فیلم نیز مربوط به فردی به نام 'ظهری' در سال 1942 است که به مالایی ها در مقابل حمله ژاپنی ها و درد و رنج آن ها قبل از استقلال کمک می کند.
توکل و مسئله کفایت خدا از منظر آیات قرآن/ آیا اعتماد به نفس خاستگاه اسلامی دارد؟
است. تعبیر اعتماد به نفس ساخته فرهنگ غرب است و نخستین بار در سال 1657 میلادی وارد فرهنگ غربی و زبان انگلیسی شده است. از این رو پیشینه و عمر آن حدود سه قرن است. همین امر برخی را بر آن داشته که اظهار دارند اعتماد به نفس، صفتی ضداخلاقی یا لااقل غیر اخلاقی است و با یکتاپرستی و زیستن مؤمنانه سازگار نیست. در برابر، برخی بر این باورند که اعتماد به نفس در محدوده فضائل دینی می گنجد و در مقابل
هرج و مرج در داستان نویسی شاملو
) به عنوان داستان هایی از شاملو مطرح شده اند. نمونه بدهم: در همین مجموعه ی درها... دو شرح حال داستان گونه وجود دارد به نام های نخستین تجربه های زیستن با مرگ و آن سال ها ، که عده یی آن ها را به عنوان داستان نام برده اند، درحالی که به گفته خود شاملو (در مصاحبه با ناصر حریری) این ها نوشته هایی شرح حال گونه اند. همچنین در یکی از آثارشناسی های شاملو ، نوشته یی به نام تنها در بخش داستان های
آمریکا چگونه آمریکا شد؟
مهاجرت های اولیه به این سرزمین- که حدودا از قرن هفدهم میلادی آغاز شده است- همچنین انگیزه های مهاجرت و وضعیت آمریکا و سرگذشت مهاجرین پی می گیرد، سپس تحولات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و رویدادهای تاریخی و جنگ های داخلی این کشور را به تفصیل شرح می دهد. این کتاب داستان کاملی است از وضعیت اجتماعی و شرایط مهاجرین اولیه در 300 سال گذشته تا شرایط اقتصادی آمریکایی ها پس از بحران اقتصادی دهه 1930 و حضور
نیکلاس کیج ؛ قهرمان کابالیست های هالیوود + فیلم
“ به “ مِت” به معنای “ مرگ “ تغییر می کند. نمونه ای از شخصیت گولم در سری فیلم های ارباب حلقه ها حضور دارد شخصیت گولم که نقشی اساسی در سری فیلم های “ ارباب حلقه ها “ دارد، تأثیر عمیقی هم روی “ جی کی رولینگ “ نویسنده هری پاتر داشته است. وردهایی که مانند معجزه هستند و اشاره به داستان های کابالیستی دارند و همین طور استفاده از نام های خانوادگی نظیر “ بلک “ (سیاه)، به راحتی می توان
غروبِ پانزده ساله ی بامداد
پسران مردی که قلبش از سنگ بود اثر موریوکایی با تعدادی داستان کوتاه نوشته خودش و تمام یادداشت های کتاب کوچه از میان می رود و با دستگیری مرتضی کیوان نسخه های یگانه ای از نوشته هایش از جمله مرگ زنجره و سه مرد از بندر بی آفتاب توسط پلیس ضبط می شود که دیگر هرگز به دست نمی آید. در سال 1339 با همکاری هادی شفائیه و سهراب سپهری ادارهٔ سمعی و بصری وزارت کشاورزی را تاسیس می کند و به عنوان سرپرست
درگذشت رمان نویس معروف آمریکایی
به گزارش همشهری آنلاین به نقل از آنا ای. ال. دکتروف نویسنده برجسته آمریکایی سه شنبه در منهتن نیویورک از دنیا رفت. علت مرگ وی سرطان ریه و عوارض ناشی از آن اعلام شده است. به گزارش نیویورک تایمز پسر این نویسنده، ریچارد دکتروف خبر درگذشت وی را اعلام کرد. دکتروف یکی از چهره های پیشرو در ادبیات معاصر آمریکا بود. رمان های عامه پسندی که او می نوشت، در عین حال از جنبه ادبی و انتقادی
این روزها همه سریال می بینند؛ شما چه طور؟
دسترسی به سریال اما باید به نحوه ساخت و پرداخت سریال در سال های اخیر و انقلابی که در این حوزه روی داده هم توجه کرد. سریال فارگو سال ها پیش کارگردان نام آور فرانسوی در جواب مصاحبه کننده که پرسیده بود چرا به جای فلان رمان متوسط سراغ شاهکارهای ادبیات نرفته است تا آن ها را فیلم کند، آقای کارگردان آشنا با ادبیات، گفته بود که فقط می شود از رمان های متوسط فیلم خوب ساخت و رمان های بزرگ
جنیفر لوپز، از بازیگری تا خوانندگی
یک مدرسه مذهبی کاتولیک به پایان رسانیده - جایی که در تیم های ژیمناستیک و سافتبال عضویت داشت. جنیفر در سال 1984 و در سن 15 سالگی وارد رابطه ای با دیوید کروز می شود. در سال آخر دبیرستان بود که در خصوص اینکه یک فیلم درحال ساخت، به دنیال بازیگران دختر نوجوان است، خبرهای می شوند. در نهایت موفق می شود نقش کوتاهی در فیلم بگیرد. این فیلم که دختر کوچکم نام داشت ساخته سال 1986 بوده و یکی از فیلم
رمان های واقع گرا به جای داستان های ویران شهری
گراهام گرین مشاهده کنیم. اگرچه خطا در ستاره های ما نخستین کتاب او نیست اما، به طور غیرقابل انکاری یکی از رمان های بسیار موفق این نویسنده محسوب می شود و تاکنون در سطح جهانی به عنوان رمانی برای نوجوانان شناخته می شود. داستان خطا در ستاره های ما قلمروهای دوردست یک پادشاه و آینده های جهنمی رخ نمی دهد بلکه، داستان در شهر کاملا واقعی در امریکای قرن بیستم می گذرد. گرین در این کتاب از مردمان
مشهورترین تاجر ایران چگونه از هیچ به همه چیز رسید؟ + عکس
ازخواب بیدار می شود. معمولا بعد از نماز صبح از خانه بیرون می زند. راننده، مرسدس بنز سفید رنگ را آماده کرده تا حاج آقا را به تجارت خانه اش برساند. حجره قدیمی دیگر سال هاست به ساختمانی در میانه های خیابان مطهری منتقل شده است. دفتر کار حاج آقا در این ساختمان قدیمی، شکل ظاهری ویژه ای دارد. یک اتاق اِل شکل که بخش انتهایی و مخفی آن محل جلوس حاج آقا است. دو میز در مقابل در ورود قرار دارد که یکی بزرگ تر از
ای ال دکتروف درگذشت
ادگار لارنس دکتروف نویسنده صاحب نام آمریکایی و خالق دو کتاب تحسین شده رگتایم و بیلی باتگیت در اثر ابتلا به بیماری سرطان ریه در سن 84 سالگی درگذشت. به مناسبت درگذشت دکتروف رئیس جمهور آمریکا هم با ارسال پیامی شخصیت فرهنگی دکتروف را ستود. باراک اوباما با بیان این مطلب در توییتر خود که از کتاب های دکتروف بسیار آموخته است، از او به عنوان یکی از بزرگ ترین نویسندگان آمریکا یاد کرده است
دوبلور برنامه دیدنی ها کجاست و چه می کند؟
مجله زندگی ایده آل - الناز دیمان : صدای گرم و زیبای جلال مقامی برای چند نسل از مردم این سرزمین به یادماندنی و نوستالژیک است؛ نسل هایی که سال های اول زندگی شان مقارن شد با دوران دفاع مقدس؛ دورانی که تلویزیون محدود می شد به دو شبکه تلویزیونی که تنها چند ساعت در روز برنامه داشتند وتقریبا از برنامه های سرگرم کننده و سریال های جذاب خبری نبود. در این دوران جلال مقامی و غلامحسین میرزاده دست به کار شدند
افشاگری روزنامه نگار معروف آمریکایی از فعالیت پلیس فدرال آمریکا + عکس
موسسان جنبش جهاد اسلامی فلسطین و دبیرکل کنونی این جنبش و یا "عبد الله أحمد عبد الله" مصری که در بمبگذاری سفارت آمریکا در سال 1998 در شهر دار السلام، پایتخت کشور آفریقایی تانزانیا مشارکت داشت. این روزنامه نگار آمریکایی تاکید می کند که تعمق در هریک از این نام ها و شخصیت ها ما را به این نتیجه می رساند که بسیاری از داستان ها و حکایاتی که درباره چنین افرادی وجود دارد، ساخته و پرداخته خود پلیس
ازدواج شهربانو با امام حسین (ع) و فیلم رستاخیز
. تعزیه ها هم که جای خود داشته و در دویست سیصد سال گذشته، همیشه برقرار بوده و هیچ مخالفتی با آنها دیده و شنیده نشده است. در اینجا برای نمونه قصد دارم یکی از این داستانهای تاریخی را بیاورم که به لحاظ ادبی بسیار زیبا اما غیر تاریخی است. این داستان نشان می دهد که ادبیات داستان تاریخ ما به هیچ روی قصد انطباق با تاریخ نداشته و هدفش عمدتا القای پیام های خاصی بوده است. داستان ازدواج
گفت وگو با مهتاب کرامتی درباره عصر یخبندان
هستید. حتما می دانید سلیقه و گرایش من به فیلم های خاص و هنری تر است. یعنی فیلمی که حرفی برای گفتن داشته باشد که حتی ممکن است مخاطبان کمتری را دربر بگیرد. ولی برای ماندگاری در سینما، یک بازیگر باید تماشاگر، اقتصاد سینما و خیلی چیزها را در نظر بگیرد. ضمن اینکه در این سال ها فیلم نامه ها و کارگردان های ما در یک سری فیلم ها غرق شده اند که اگر بخواهیم به طورمثال داستان آن را در یک خط تعریف کنیم
آنچه من از دکتروف آموختم
آنچه من از دکتروف آموختم عنوان یادداشت روز روزنامه جوان به قلم غلامرضا صادقیان است که می توانید آن را در ادامه بخوانید: ادگار لورنس که بیشتر به نام ای.ال.دکتروف شناخته می شود، دیروز درگذشت. رمان رگتایم که نجف دریابندری به فارسی ترجمه کرده است، شاهکار اوست. می توان با خواندن این رمان به درک تازه ای از تاریخ یک قرن اخیر امریکا و به ویژه زندگی طبقه کارگر رسید. اما آشنایی با لیبرالیسم در
ماجرای پاکتی که حداد عادل به ظریف داد
در زمان انحطاط قدر قدرت میرپنج، به عنوان آخرین کار زندگی خود، ایران را از طرح و برنامه انگلیسی ها برای تجزیه نجات دهد و با نشاندن محمدرضا پهلوی بر تخت پادشاهی، بقای سلسله پهلوی را برای 37 سال دیگر تضمین کند. یک سال پس از ایفای نقش در انتقال پادشاهی، درست در پنجم آذرماه 1321 در سن 65 سالگی درگذشت. کنفرانس پاریس کتاب یادداشت های روزانه محمدعلی فروغی از سفر کنفرانس صلح پاریس
رقص تحریم کنندگان در بازار پساتحریم، تیتر یک جوان
روزنامه در ستون یادداشت های امروز با انعکاس موضوع آنچه من از دکتروف آموختم به قلم غلامرضا صادقیان، نوشت: ادگار لورنس که بیشتر به نام ای.ال.دکتروف شناخته می شود، دیروز درگذشت. رمان رگتایم که نجف دریابندری به فارسی ترجمه کرده است، شاهکار اوست. می توان با خواندن این رمان به درک تازه ای از تاریخ یک قرن اخیر امریکا و به ویژه زندگی طبقه کارگر رسید. اما آشنایی با لیبرالیسم در قالب یک رمان، بهترین پیام رگتایم
1 مرداد - 23 جولای؛ در تاریخ چه گذشت؟
هزار دلار از آنان خرید و تحت نام شول گلیدنShole - Glidden به تولید صنعتی آن پرداخت که رو به تکامل گذارد و در سراسر جهان وسیله ای عمومی و ضروری شد. عکس مقابل، از یک ماشین تحریر شول گلیدن که در سال 1873 ساخته شده و در موزه اسمیتسونین شهر واشنگتن نگهداری می شود برداشته شده است. باید دانست که تلاش برای ساختن ماشین تحریر تحت نام تایپو گرافر از قرن چهاردهم میلادی آغاز شده بود که تا قرن هجدهم حاصل عملی
پای دردل معاون امور عمرانی استانداری یزد
برای داشتن اینچنین مدیران، آن طرف داستان سوال پرسیدن از مسئول شده است وظیفه خبرنگار و آن طرف جواب ندادن وظیفه مسئول،نظر شما از این عدم پاسخگویی چیست؟ مثلا در شهر عملیات ساختن میدان یا پلی صورت می گیرد،مثل میدان شهدای محراب و ظرف یک سال و باز آن طرح تغییر شکل می دهد،میدان ابوذر را با این اوصاف ساخته و هزینه می شود آیا آن طراحی که اینگونه طراحی نموده است نباید پاسخگو باشد؟چه ضمانت اجرایی برای
رهبر معظم انقلاب در چه روزی متولد شد
زندگینامه سید علی حسینی خامنه ای فرزند مرحوم حجت الاسلام و المسلمین حاج سید جواد حسینی خامنه ای، در فروردین ماه سال 1318 شمسی برابر با 1358 قمری در مشهد مقدس چشم به دنیا گشود. او دومین پسر خانواده بود و زندگی مرحوم سید جواد خامنه ای هم مانند بیشتر روحانیون و مدرسان علوم دینی، بسیار ساده: پدرم روحانی معروفی بود، اما خیلی پارسا و گوشه گیر [...] زندگی ما به سختی می گذشت. من یادم هست شب هایی اتفاق می افتاد که در منزل ما شام نبود. مادرم با زحمت برای ما شام تهیه می کرد. [...] آن شام هم نان و کشمش بود. ...
دلتنگی برای نویسنده ای که دلتنگ دورانش نبود
شخصیت های تخیلی آن، سرو کله شخصیت های سرشناس قرن بیستم نیز مانند فروید و یونگ و اما گلدمن و تئودور درایزر و هری هودینی پیدا می شد. به گفته دریابندری در رگتایم، نویسنده با دو دسته آدم کار می کند: آدم های تاریخی، و آدم های تخیلی که نمایندگانِ توده های بی نام ونشان و غیرتاریخی اند . دکتروف در طول بیش از نیم قرن نوشتن، دوازده رمان و سه مجموعه داستان کوتاه منتشر کرد. جک لندن ، همینگوی و قانون اساسی و
بررسی آسیب شناسانه معضلی به نام آقازادگی / آقازاده ها
کرد تا فرار کند، اما کشته شد. همسر وی که برای خرید بیرون رفته بود، هنگام بازگشت به وضعیت محل مشکوک شده و از آنجا می گریزد، او بعدها به خارج از کشور رفت و به فعالیت خود ادامه داد و تا رده های بالای سازمان پیش رفت و در سال 64 مسئول یکی از نهادهای اجرایی سازمان بود. ثمره ازدواج این دو، فرزندی بود به نام محسن که پس از کشته شدن حسین به پدر بزرگش سپرده شده و در 17 یا 18 سالگی هنگامی که به عنوان بسیجی
روانشناسی شخصیت محمدرضا پهلوی /محمد رضا پهلوی در سفر ی که هر گز بازنگشت!!!
بازخوانی تاریخ جزییات آخرین لحظه های شاه در ایران فرح در خاطرات خود آخرین لحظات شاه در ایران را اینگونه روایت می کند : عزیمت اشک آلوده محمدرضا و من در 26 دی ماه 1357 انجام شد. دخالت امریکا در امور داخلی ایران به اندازه ای رسیده بود که دیگر حتی ما را هم در جریان امور قرار نمی دادند، مثلا ژنرال رابرت هایزر مدتها بود به ایران آمده و فعالیت می کرد در حالی که ما اصلا اطلاع نداشتیم . وقتی محمدرضا فهمید ژنرال هایزر در تهران است بیشتر مشکوک شد و به من گفت: به محض اخذ رای اعتماد توسط بختیار کشور را ترک خواهیم کرد. ما در روزی که بختیار به مجلس رفته بود در فرودگاه بودیم و جریان مجلس را از طریق تلفن بی سیم گوش می کردیم. محمدرضا بیم آن را داشت که ما به سرنوشت ژنرال داوود خان رئیس دولت افغانستان که به اتفاق تمام اعضای خانواده اش اعدام شد دچار شویم. خوشبختانه محمدرضا با پیش بینی درست از ماه ها قبل همه اعضای خانواده دیبا و پهلوی را به خارج فرستاده بود فرزندانم در امریکا بودند بیشتر اعضای خانواده محمدرضا هم به جز والاحضرت شمس و شوهرش در امریکا بودند و جایشان امن بود. اما من و محمدرضا ماهها بود از وحشت این که به دست انقلابیون بیفتیم خواب راحت نداشتیم. روزی که برای خروج از کشور به فرودگاه رفتیم (26دیماه57) ارتشبد قره باغی آمد جلوی هلی کوپتر و احترام کرد .بعد سپهبد بدره ای جلو آمد و من و محمدرضا را بوسید. محمدرضا به قره باغی و بدره ای ، خسرو داد ، ربیعی و اسیر افسران عالی رتبه حاضر در پاویون سلطنتی گفت: ما برای مدت کوتاهی استراحت می کنیم تا ببینیم چه می شود؟ افسران حاضر مثل بچه های کوچک گریه می کردند. سپهبد ربیعی فرمانده نیروهای هوایی دست محمدرضا را گرفته بود و رها نمی کرد. عده ای خود را روی پای محمدرضا انداخته بودند. محمدرضا به عنوان آخرین دستورات به آنها گفت: ما در این شرایط احتیاج به نهایت میهمن پرستی شما داریم. قره باغی با صدای نسبتا بلند گفت: اعلیحضرت چه دستور می دهند؟محمدرضا گفت: ابتکار عمل به دست خود شما است همان که گفتم احتیاج به میهن پرستی در نهایت معنی آن داریم امیدواریم خودتان را نشان بدهید. محمدرضا از آن که مجبور به ترک وطن شده بود به شدت متاثر و ناراحت بود ساعت از یک بعد از ظهر گذشته بود که ما در میان بدرقه دکتر شاهپور بختیار (نخست وزیر) دکتر جواد سعید (رئیس مجلس شورای ملی) دکتر علی قلی اردلان (وزیر دربار) و فرماندهان عالی رتبه ارتش و گروهی از رجال و شخصیت های مملکتی فرودگاه مهر آباد تهران را ترک گفتیم. محمدرضا در گفتگوی کوتاهی که پای پلکان هواپیما با خبرنگاران انجام داد گفت: برای چند روز استراحت به اسوان (مصر) می رود او اضافه کرد همان طور که در موقع تشکیل این دولت گفته بودم مدتی است که احساس خستگی می کنم و احتیاج به استراحت دارم ضمنا گفته بودم بعد از این که خیال ما راحت شود و دولت مستقر شود به مسافرت خواهم رفت و این سفر اکنون آغاز می شود. امروز با رای مجلس شورای ملی که پس از سنا داده شد امیدوارم که دولت بتواند هم در جبران گذشته و هم در قانون گذاری آینده موفق شود و برای این کار ما مدتی به همکاری و حسن وطن پرستی به معنای اشد کلمه احتیاج داریم سخن دیگری غیر از حفظ مملکت و انجام وظیفه بر اساس میهن پرستی ندارم... محمدرضا همین اندازه گفت که خسته است و برای معالجه کشور را ترک می کند و از پاسخ به این پرسش که کی باز خواهد گشت خودداری نمود و گفت که این به وضع مزاجی اش بستگی خواهد داشت. محمدرضا در حالی که از پلکان هواپیما بالا می رفتیم گریه می کرد. در هواپیما خودش به کابین خلبان رفت و هدایت هواپیما را به عهده گرفت و تا فرودگاه اسوان بدون استفاده از خلبان اتوماتیک شخصا هواپیما را هدایت کرد. ما پنج روز در مصر بودیم اما امریکایی ها به ما دستور دادند تا خاک مصر را ترک کنیم در روز پنجم سفیر امریکا به دیدار محمدرضا در اسوان آمد و بدون مقدمه چینی ها تشریفاتی به صراحت گفت شما باید فردا صبح خاک مصر را ترک کنید. تاریخ اساطیر سرزمین آموزش آواز در باب ققنوس مرغ مشهور می گویند که موسیقی دانان هندی چندی از دستگاه های موسیقی خود را مدعی هستند که از ققنوس آموخته اند . مجمل احوال این حیوان آنکه ققنوس مرغی است در یکی از جزایر هندوستان ، طاق است ، او را جفت نباشد و هزار سال عمر می کند و چون نزدیک به مردن رسد ، سه روز قبل از موت ، هیزم بسیار جمع کرده ، بر سر هیمه نشیند ، و نزدیک هزار سوراخ در منقار اوست ، شروع به خواندن می کند ، و هر گونه آواز از منقار او بیرون آید ، و جمیع وحوش و طیور آن صحرا نزد آن مرغ جمع شوند ، بعضی از آواز او مدهوش شوند و برخی بمیرند . و چون وقت فوتش در رسد ، بال و پر بر هم زند ، و آتشی از بال او بجهد و به هیزم افتد و آن مرغ را بسوزاند و خاک و خاکستر گرداند ، آنگاه بادی بوزد و از زیر خاکستر ققنوسی دیگر پیدا شود . برهمن های هند و ریاضت کشان آن دیار به آن جزیره رفته و علم موسیقی را از آن مرغ فرا گرفته اند به نقل از کتاب ریاض السیاحه مستعلی شاه تلخک شیخ عطار و طنازی موقع شهادت نقل است که شیخ عطار در زمان فترت چنگیز خان به دست لکشر مغول اسیر شد و در قتل و عام شهید گشت و سسب شهادت او آن بود که طوطی روح مبارکش از زندان قفس بدن ملول شده ، می خواست که به شکرستان وصال رسد . گویند که مغولی می خواست که شیخ را به قتل برساند و مغول دیگر گفت : این پیر را مکش که خونبهای او هزار درهم بدهم . مغول خواست که ترک قتل شیخ نماید . شیخ گفت : مفروش که بهتر از این خواهندم خرید. شخصی دیگر گفت که این پیر را نکش که به خونبهای او یک توبره کاه می دهم . شیخ گفت : بفروش که به از این نمی ارزم ... سرباز مغول از این شوخی و حرکات شیخ خشمگین شده شمشیر کشید و شیخ شربت شهادت نوشید . به نقل از تذکره دولتشاه شاه تصمیم داشت رهسپار آمریکا شود اما مقامات آمریکائی به دلیل اوجگیری بحران سیاسی در روابط تهران و واشنگتن، مایل به پذیرائی از وی نبودند. اردشیر زاهدی از جمله کسانی بود که در آن روزها دائماً در تلاش برای یافتن جائی جهت اقامت شاه بود. او که در سنموریتس سوئیس و همچنین در کنار دریاچه ژنو، 2 خانه ویلائی داشت... از 26 دی 1357 که محمدرضا پهلوی در بحبوحه انقلاب اسلامی از ایران گریخت تا 5 مرداد 1359 که در بیمارستان رمادی قاهره درگذشت، در سرگردانی و آوارگی بود. او در اولین مرحله از سفر بدون بازگشت خود وارد آسوان مصر شد و به هنگام ورود به مصر مورد استقبال رسمی و تشریفاتی انورسادات رئیس جمهور این کشور قرار گرفت. سادات، میهمانان را به هتلی در یک جزیره مصنوعی در وسط رود نیل انتقال داد. شاه یک هفته در این هتل اقامت کرد. سپس در دوم بهمن 1357 با بدرقه رسمی سادات، مصر را به قصد مراکش ترک کرد. گرچه شاه به دعوت پادشاه مراکش به آن کشور رفت ولی در رباط از آن تشریفات رسمی که در مصر به عمل آمد خبری نبود. ملک حسن پس از دیداری کوتاه و رسمی با شاه، ترتیب انتقال وی و همراهانش را به کاخ جنانالکبیر در حومه پایتخت داد. شاه 67 روز در این کاخ که در وسط باغ بزرگی بنا شده بود، ماند. در طول این مدت از یکسو امامخمینی از نوفللو شاتو به تهران آمد و 10 روز بعد انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1357 به پیروزی رسید و از سوی دیگر در مدت زمان دو ماهه اقامت شاه در مراکش، اکثر درباریان و اطرافیان شاه که وی را در خروج از ایران به مصر و از آنجا تا مراکش همراهی کرده بودند، به تدریج او را رها کرده و رهسپار اروپا و امریکا شدند. تنها جمعی از خدمه بودند که شاه را هنگام ترک مراکش همراهی کردند. از سوی دیگر دولت مراکش نیز به دلیل آنکه تصمیم گرفته بود روابط سیاسی با جمهوری اسلامی ایران را حفظ کند مایل نبود اقامت شاه طولانی شود. این موضوع را خود شاه و اطرافیانش نیز از فحوای مقالات مطبوعات مراکش فهمیده بودند. شاه تصمیم داشت رهسپار آمریکا شود اما مقامات آمریکائی به دلیل اوجگیری بحران سیاسی در روابط تهران و واشنگتن، مایل به پذیرائی از وی نبودند. اردشیر زاهدی از جمله کسانی بود که در آن روزها دائماً در تلاش برای یافتن جائی جهت اقامت شاه بود. او که در سنموریتس سوئیس و همچنین در کنار دریاچه ژنو، 2 خانه ویلائی داشت تصمیم گرفته بود شاه را به آنجا انتقال دهد اما دولتمردان سوئیس مایل نبودند روابطشان با دولت جدید ایران به خاطر وفاداری به رئیس یک دولت سرنگون شده به خطر بیفتد. محمدرضا پهلوی در شرائطی که نتوانسته بود کشوری را به عنوان پناهگاه بیابد، به پیشنهاد مشترک راکفلرو کیسینجر مجبور شد به باهاما در آمریکای مرکزی،1 برود. این سفر با هواپیمای اختصاصی شاه حسن مراکشی صورت گرفت زیرا خلبان معزی چند روز پس از آنکه شاه و همراهانش را به رباط رساند، با موافقت شاه، مراکش را به مقصد تهران ترک کرد. 2 هواپیما صبح روز 10 فروردین 1358 فرودگاه رباط را به مقصد جزایر باهاما ترک کرد. در فرودگاه باهاما هیچ یک از مقامات دولتی برای پذیرائی از شاه حضور نیافتند و شاه و همراهان توسط رابرت آرمائو عضو ارشد سیا و دوست اشرف پهلوی به مقصد از پیش برنامهریزی شده هدایت شدند. شاه، همسرش و یک پیشخدمت به یکی از جزایر و بقیه همراهان به جزیره دیگر برده شدند. به شاه و فرح اجازه خروج از جزیره داده نشد. شاه 70 روز در این جزیره به سر برد. انتشار خبرهای مربوط به برقراری نظام جمهوری اسلامی در 12 فروردین 1358، شناسائی جهانی جمهوری اسلامی ایران، اعدام هویدا و امرای ارتش شاه در ایران، ورود عرفات به تهران، تبدیل سفارت اسرائیل به سفارت فلسطین، تعقیب بینالمللی شاه و تشدید بیسابقه مراقبتهای امنیتی برای حفظ جان شاه و ممانعت از ربوده شدن وی، بدترین خبرها و رویدادهائی بود که شاه طی 7 هفته اقامت خود در باهاما با آنها مواجه شده بود. علاوه بر این، در همین مجمعالجزایر بود که شاه توسط پزشکان اعزامی از فرانسه، از بیماران سرطان لنفاویش مطلع شد. 3 شاه و باقیمانده همراهان روز 20 خرداد 1358 با یک هواپیمای کرایهای از باهاما راهی مکزیک شدند و در یک خانه ویلائی که قبلاً برای اقامت آنان در نظر گرفته شده بود، مستقر شدند. گفته میشود وزارت خارجه مکزیک مایل به ورود شاه نبود اما خوزه لوپز پورتیلو رئیسجمهور آن کشور تحت فشار آمریکا مجبور شده بود، وی را در حومه مکزیکوسیتی برای مدتی اقامت دهد. شاه و معدود همراهان وی مدت 4 ماه در این اقامتگاه ماندند. در دوازدهمین روز اقامت آنان در مکزیک دوم تیر 1358 انورسادات از پارلمان مصر تقاضا کرد قطعنامهای تصویب کند و به شاه اجازه دهد تا به عنوان پناهنده سیاسی برای همیشه در مصر بماند. در پارلمان مصر از این پیشنهاد با کفزدنهای بسیار، استقبال شد. 4 هفته پس از ورود شاه به مکزیک بیماری وی تشدید شد. او یک تومور سرطانی بدخیم در ناحیه گردن داشت و از یرقان شدید نیز رنج میبرد. پس از 4 ماه اقامت در مکزیک وی مطلع شد که دولت کارتر با سفر او به آمریکا صرفاً با هدف معالجه بیماریش موافقت کرده است. از این رو در 30 مهر، مکزیکوسیتی را به مقصد بیمارستان نیویورک همان بیمارستانی که 17 ماه پیش امیراسدالله علم وزیر پیشین دربار به بیماری مشابهی در آن درگذشت 4 تر ک کرد و به مدت 54 روز در آنجا بستری شد در این مدت دو بار تحت عمل جراحی طحال و کیسه صفرا قرار گرفت. کمتر از دو هفته پس از ورود شاه به این بیمارستان، سفارت آمریکا در تهران به تصرف دانشجویان مسلمان پیرو خط امام در آمد و این امر بیش از پیش کارتر را به صحت دیدگاههایش که مایل نبود شاه به آمریکا بیاید، متقاعد کرد. دستور مسدود ساختن دارائیهای ایران در بانکهای آمریکائی 22 آبان 1358 واقعه دیگری بود که اوضاع را پیچیدهتر کرد. مشاهده خشم ضد آمریکائی مردم ایران و اصرار آنان برای تحویل گرفتن شاه، از تلویزیون اتاق بیمارستان نیویورک از جمله مهمترین نگرانیهای شاه بود. علاوه بر این خبر آزاردهنده دیگر این بود که به شاه اطلاع داده شد به محض بهبودی نسبی باید خاک آمریکا را ترک کند. در همین حال سفیر مکزیک نیز به همراهان شاه اطلاع داد که بعد از تصرف سفارت امریکا در تهران، دولت مکزیکوسیتی به خاطر حفظ روابط سیاسی خود با حکومت تهران مایل به میزبانی مجدد شاه نمیباشد. بدترین لحظه شاه و همسرش زمانی بود که در 11 آذر 58 از بیمارستان نیویورک مرخص شدند ولی هنوز مقصدی برای سفر نداشتند. در نتیجه آنان با یک هواپیمای نیروی هوائی آمریکا به مقصد تکزاس پرواز کردند تا 2 هفته باقی مانده از روادید خود را در آنجا در داخل آپارتمانی کوچک بگذرانند. اما در حین راه به همراهان آمریکائی خبر رسید که آپارتمان مزبور هنور آماده نیست. در نتیجه شاه و همسرش به مکانی که بعداً معلوم شد، تیمارستانی برای نگهداری بیماران روانی است برده شدند. با ورود به این مکان همسر شاه برای نخستین بار با داد و فریاد به همراهان آمریکائی خود اعتراض کرد و گفت: آیا ما در اینجا زندانی هستیم؟ آیا کارتر ما را زندانی کرده است؟ ما در این جا دیوانه خواهیم شد؟ باید بیرون برویم و .......... 5 برای فرونشاندن اعتراضات همسر شاه تلفن در اختیار وی گذاردند و او توانست بستگان خود را در جریان قرار دهد. پس از چند ساعت آنان به آپارتمان مورد نظر در پایگاههای نظامی لک لند تکزاس برده شدند. مقامات آمریکائی با پایان مهلت اقامت شاه در آمریکا به وی اطلاع دادند که به دلیل عواقب ناشی از تصرف سفارت آمریکا در تهران امکان تمدید روادید وی وجود ندارد و به همین دلیل در پاناما جائی مناسب برای اقامت وی و همسرش در نظر گرفته شده است. شاه که غیر از پذیرفتن، چاره دیگری نداشت به اتفاق همسرش در 24 آذر 1358 با هواپیمای نیروی هوائی آمریکا از فرودگاه تکزاس به پاناما در آمریکائی مرکزی برده شدند. وقتی شاه و همسرش در فرودگاه پایگاه هوائی هوارد در پاناما سیتی از هواپیما خارج میشدند جز جمعی از سربازان گارد ملی پاناما، افسران امنیتی ، دستیاران عمر توریخوس 6 و سفیر آمریکا کسی در فرودگاه نبود. شاه، همسرش و پزشک مخصوص آنها با هلیکوپتر از فرودگاه به یک پایگاه در جزیرهای به نام کونتا دورا متعلق به پاناما انتقال داده شدند. توریخوس روز 25 آذر به ملاقات شاه آمد. او در پایان این ملاقات به یکی از مشاورینش گفت شاه مانند پرتقالی است که تا آخرین قطره آبش را گرفتهاند و تفالهاش حتی به درد غذای خوکها هم نمیخورد. این سرانجام کسی است که کشورهای بزرگ او را چلاندهاند، شیرهاش را کشیدهاند و تفالهاش را دور انداختهاند. 7 شاه و همسرش در پاناما با دو دردسر عمده مواجه شدند. نخست شدت گرفتن بیماری شاه که وی مایل نبود پزشکان پانامائی بدون اطلاع از ماهیت و عمق بیماریش معالجات را از صفر شروع کنند؛ او بویژه از نگرانی پزشکان پانامائی از عواقب جراحی خبر داشت. دیگری اطلاعاتی بود که براساس آن مقامات وزارت خارجه دولت ایران در تماس مداوم با مقامات پانامائی بودند تا بتوانند راهی برای استرداد شاه بیابند.8 راه رهائی از این دو دردسر، خروج شاه و همسرش از پاناما بود. با همه این مشکلات، شاه و همسرش 100 روز در پاناما ماندند و سپس به اصرار رئیس جمهور مصر و همسرش، روز سوم فروردین 1359 با یک هواپیمای پانامائی رهسپار قاهره شدند. این بار نیز در فرودگاه مصر انورسادات و همسرش استقبال رسمی از شاه به عمل آوردند. شاه روز 8 فروردین در بیمارستان معادی قاهره تحت عمل جراحی طحال و کبد قرار گرفت. آزمایشهای انجام شده بر روی بافتها نشان میداد سرطان بدخیم تمامی سیستم خون و کبد وی را فرا گرفته است. با ورود شاه به مصر مجلس نمایندگان این کشور نیز دستور رئیسجمهور در مورد تصویب طرح اعطای پناهندگی به شاه را به اجرا در آورد. ورود شاه همچنین از یکسو خشم مردم ایران علیه آمریکا و حکومت مصر را برانگیخت و از جانب دیگر سبب رنجش خاطر گروههای اسلامی مصر گردید و تظاهراتی را در قاهره و چند شهر دیگر با هدف واداشتن دولت به اخراج شاه براه انداخت. تشخیصهای گروهای مختلف پزشکی راجع به درمان شاه و تجویز راهحلهای مختلف، خود یکی از عوامل نگران کننده برای شاه بود. شاه در مصر دو بار مورد عمل جراحی قرار گرفت و بهبود نیافت. او در کاخ قبه که معمولا در اختیار سران کشورهای بازدید کننده از مصر قرار میگیرد برده شد. آخرین مصاحبه شاه قبل از مرگش، در خرداد 1359 در همین کاخ صورت گرفت. وی در این مصاحبه که با کاترین گراهام مدیر مؤسسه مطبوعاتی واشنگتن پست انجام داد، از بیمهری رهبران دولتها که مایل به پذیرفتن وی نبودند، از فرصتطلبی دولتمردان آمریکائی و انگلیسی و از اینکه در برابر انقلاب ایران دست به کشتار بیشتر و بیرحمانه تر نزد اظهار تاسف کرده است. حال عمومی شاه در اقامت دومش در مصر هفته به هفته و ماه به ماه وخیمتر شد. آزمایشات انجام شده در ماههای خرداد و تیر 1359 نشان میداد که عفونت تمامی بدن وی را احاطه کرده است. در اولین روزهای مرداد تیم پزشکی اعزامی از فرانسه نسبت به نجات جان شاه اظهار ناامیدی کرد و محمدرضا پهلوی 4 ماه پس از سفر دوم خود به مصر در 5 مرداد 1359 درگذشت .جسد شاه در مسجد زیدالرفاعی، جائی که معمولاً اجساد پادشاهان مصر در آن دفن میشد، به خاک سپرده شد. جنازه رضاخان پدر شاه نیز که در 1323 در آفریقای جنوبی درگذشت برای مدت 6 سال در مصر و در همین مسجد نگهداری میشد.9 شاه در حالی درگذشت که 9 ماه از گروگانگیری دیپلماتهای آمریکائی در تهران میگذشت و استرداد شاه به ایران از جمله شرائط آزاد کردن دیپلماتها اعلام شده بود. از این رو هیچ یک از کشورها حاضر به پذیرفتن شاه نبود. ...
آیت الله شهید مرتضی مطهری ، از تولد تا شهادت
انتظار تعبیر نشسته و آثار آن را نیز به زودی در وجود او دریافته است . تفاوت آشکار او با دیگر کودکان همسن و سال ، گرایش او به نماز در سنین سه چهار سالگی و عشق و علاقه وافر او به یادگیری ، اولین نشانه های تعبیر آن رؤیای صادقه بود. مرتضی اولین گامهای آموزشی خود را به سوی مکتبخانه شیخ علی قلی و نیز نزد پدر برداشت و به یادگیری قرآن و خواندن و نوشتن پرداخت . او به سال 1313 و در سن پانزده سالگی برای ادامه
صدام چگونه سخن گفت؟
صدام را تماشا کردم. آن شب از تلویزیون پخش شد. لذتی از دیدنش نبردم. تلویزیون را خاموش کردم و رفتم بیرون تا شب سال نو را جشن بگیرم. *نقل قول های مستقیم این گزارش با کمی تلخیص از برنامه ی شصت دقیقه ی کانال خبری سی بی اس با عنوان بازجو از اعترافات صدام می گوید و نیز مستند اسرار بازجویی از صدام محصول شبکه ی نشنال جئوگرافی گرفته شده.
چهار روایت از پیرقصه گوی آمریکا
ادگار لارنس دکتروف معروف به ای.ال.دکتروف نویسنده سرشناس و تأثیرگذار آمریکایی، شب گذشته درگذشت تا ادبیات معاصر آمریکا و همچنین جهان، یکی از نویسندگان مهم خود را از دست بدهد. دکتروف از جمله نویسندگان پرمخاطب و مهم ادبیات جدی آمریکاست و آثار خوش خوان و مهمی از خود به یادگار گذاشته است. این نویسنده که با داستان های تاریخی اش شناخته می شود، متولد محله برانکس نیویورک بود که مهد تولد بسیاری