مجموعه وجود دارد و چاپ شده است؟ – بله. هم 14 سالگی و هم 18 سالگی ام. می توانید به آنها اشاره کنید؟ – همین طور که نگاه می کنم خیلی از کارها مربوط به 18-17 سالگی ام است. برای مثال رفتی/ بی آن که پشت سرت آب بپاشم/ حتی بی آن که دعا کنم برای باز آمدنت دقیقا برای 15 سالگی ام است. معتقدم نوشته هایم تا 18-17 سالگی برای دختری به آن سن قوی تر بوده است. اگر این مجموعه را در آن
افزود: نکته آخر که می خواهم بگویم ناظر بر مقاله ای است که دوبار هم چاپ شد و البته زیاد از آن راضی نیستم. در این مقاله در مورد اینکه ایرانی کیست صحبت کرده ام. ما از نظر منطق نمی توانیم هویت خود را به حد تام تعریف کنیم. ما هم یک ضمیر ناخودآگاه واحد داریم، تَه همه ما یک ایرانیت هست. به نظر من آن کسی ایرانی است که اراده می کند ایرانی بماند. اراده ای که حفظ می کند که من ایرانی هستم و دست بردار نیستم، خواه
/> پارسانیا سخنران بعدی این نشست اظهار داشت: می توان در مواجهه با اسناد بین المللی سه نوع برخورد داشت. اول تقلید محض یا مواجهه ماشینی، دوم انتقال گزینشی براساس نیازسنجی در نظام آموزشی خودمان و مورد آخر انتقال مولد؛ یعنی نسبت به اسناد آموزشی نگاه منتقدانه داشته باشیم و آن را برای حل مسایل خودمان منبع الهام قرار دهیم. این روش، مواجهه خلاقانه با تجارب سایر کشورهاست و معمولاً اساتید آموزش و پرورش
زاده عنوان مقاله خود را زیارتگه رندان جهان می گذارد، اما در همان ابتدا اشاره می کند که مقصودش مزار حافظ در شیراز نیست، بلکه اتاق بسیار ساده ای است در یک خانه روستایی در دهکده ای از دهات سوییس که فیلسوف آلمانی مشهور، نیچه مدت هشت تابستان متوالی را در آنجا منزل داشته است. جمال زاده چند صفحه نخست مقاله اش را به توصیف جغرافیایی و سیاسی و جمعیتی آن منطقه اختصاص می دهد و بعد دیدار خودش را از
چقدر ارتباط داشتید؟ خیلی. از زمانی که به اتفاق آقای هاشمی رفسنجانی نزد امام موسی صدر رفتیم، من مرتب با مجلس اعلای شیعیان ارتباط داشتم. امام موسی صدر برای من و تعدادی دیگر از مبارزان به عنوان عضو مجلس شیعیان لبنان اقامت گرفت و خیلی به ما کمک کرد. حداقل 20 نفر از دوستان هم که در سوریه بودند، امام موسی صدر با مرحوم حافظ اسد درباره آنها صحبت کرد و حافظ اسد به وزارت کشور دستور داد و
برخی واژه ها سحرانگیز و اسرارآمیز هستند. مفاهیم آنها نه تنها در پهنه اعصار گذشته، جابه جا فرق می کرده بلکه در برداشت مشترک از آنها حتی در زمان حال چندان توافقی حاصل نیست. در تشبیه، گویی همانند قلل رفیع کوه های موهومی در هاله ای مالامال از مه و ابر در پرتوی سوسویی از نور آفتاب سپید ه دمان زمستانی، به گونه ای همیشگی پنهان هستند. چه بسا از وجود قطعی این قلل نمی توان مطمئن بود. نمی توان به این دلخوش
رویداد24 -متنی که ملاحظه می کنید به قلم داریوش آشوری است که در شب نیچه و جهان ایرانی در روز شنبه بیست و پنجم شهریورماه 1396 توسط علی دهباشی قرائت شد. در ابتدای این متن داریوش آشوری خطاب به علی دهباشی می نویسد: علی جان؛ باز باید این همتِ شگفت انگیز تو را ستایش کنم که با همه ی سختی ها و کشیدن بار بیماری دست از کوشش برنمی داری. دیگر این که، عنوان مقاله ی من، که قرار است بخوانی و باید همانی باشد که