چهارشنبه ۲۷ خردادساعت ۱۸:۵۳Jun 2026 17
جستجوی پیشرفته
یزد فردا ۱۳۹۴/۰۵/۰۱ - ۰۷:۴۴

نیمه پنهانی که زندگیم را ربود!!!

از زنان همسایه شنیده بودم در مرکز شهر پاساژ بزرگ و مجللی افتتاح شده از سعید خواستم من را برای بازدید و خرید به آن پاساژ ببرد اما سعید به بهانه های مختلف هر بار طفره می رفت تا اینکه در یکی از روزهای تعطیل هفته بالاخره توانستم سعید را برای بردنم به آن پاساژ راضی کنم . داخل پاساژ که شدیم انواع مغازه های لوکس و زیبا عجیب توجهم را به خودش جلب کرده بود، وقتی وارد مغازه ها می شدم سعید که از اجبار با من همراه شده بود اغلب پشت ویترین مغازه می ایستاد و لوازم داخل ویترین را نگاه می کرد . ... ... ادامه خبر

جستجوگر خبر فارسی، بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است (قانون تجارت الکترونیک). برای مشاهده متن خبری که جستجو کرده‌اید، "ادامه خبر" را زده، وارد سایت منتشر کننده شوید (بیشتر بدانید ...)

برچسب خبرهای مرتبط