سایر خبرها
شهید میرحسینی همگان را به صبر و تحمل در مقابل سختی ها سفارش می کرد
رقیه عبدالهی در گفت وگو با خبرنگار ایرنا افزود: پسرم می گفت که باید طوری رفتار کنیم تا مورد رحمت خداوند قرار بگیریم. وی اظهارکرد: این صحبت های وسفارش های پسرم در ذهنم نقش بسته چنانچه در برابر مشکلات زندگی حتی از دست دادن پسرم فقط توکل بر خداوند و صبوری کردم. مادر شهید افزود: پسرم بعد از پیروزی انقلاب و شروع جنگ تحمیلی چندین بار برای ثبت نام و اعزام به جبهه تلاش کرد اما به دلیل سن کمش
از سفر فابیوس و موگرینی به تهران تا ادامه جنگ نفتی عربس��ان سعودی با ایران
صدای صنعت- بیانیه وزارت خارجه پس از تصویب قطعنامه 2231، فابیوس و موگرینی در راه تهران، ادامه جنگ نفتی عربستان سعودی با ایران، استراتژی آشکار سازی و مقابله راهبردی؛ رویکرد رهبر انقلاب از سرتیترهای مهم اخبار حوزه سیاست خارجی بود. ادامه این اخبار را در گزارش زیر بخوانید: اولین گام اجرایی بعد از توافق امروز برداشته می شود شورای امنیت سازمان ملل امروز -دوشنبه- قطعنامه ای را بررسی خواهد کرد
نانگ:منصوریان مثل مربیان اروپایی تمرین می دهد
به گزارش نامه نیوز ، وی گفت: در پایان فصل، اولویت من ماندن در فولاد بود. اگر شما به گذشته فوتبالی من نگاه کنید، متوجه این مساله می شوید که من همیشه در خدمت باشگاه هستم و کمتر علاقه دارم که باشگاهم را عوض کنم. مثلا من به مدت 5 سال در تیم ا ف میشلن در بلژیک ماندم و بازی کردم در حالی که بسیاری از تیم های بخاطر آمار خوبی که داشتم دنبال جذب من بودند، ولی من معمولا به باشگاهم متعهد هستم. در پایان فصل
رزمنده ها تن به تن با تانک های دشمن جنگیدند
: در آخر تیرماه بعد از پذیرش قطعنامه اتفاقی در جاده اهواز - خرمشهر می افتد و بچه ها تن به تن با عراقی ها می جنگند که امام راحل در همین زمان پیامی می دهد و حاج احمدآقا به نقل از امام به محسن رضایی فرمانده وقت سپاه این پیام را اعلام می کند که اگر امروز مقاومت نکنید برای همیشه یک سپاه ضعیف خواهیم داشت و اگر مقاومت کنید قوی خواهید بود. این پیام یک نشاط خوب در جبهه ها ایجاد کرد. یامینی افزود
از یک سو لباس عروس خواهرم به نظرم می آمد و از سویی دیگر کفن خونین برادرم
او امام خمینی (ره) بود، اگر بگویم او در اندیشه های امام ذوب شده بود، اغراق نکرده ام، آنچه را که به انقلاب برمی گشت، برایش مهم بود؛ نواقص او را زجر می داد و سعی می کرد تا حد توان در رفع آن بکوشد، در همه حال مدافع سرسخت انقلاب بود و حتی در وصیتش می گوید: برادران عزیزم! از دستاوردهای انقلاب اسلامی محافظت کنید. وقتی پدرم به او گفت: تو زن داری و به جبهه نرو فقط به حاج آقا گفت: فرمان امام است، باید
تلخ و شیرین 18 سال اسارت شهید لشگری به روایت همسر
لشگری در خاطرات خود که پیش تر منتشر شده، سال های صبر و بی خبری را چنین توصیف کرده است: فروردین سال 58 ازدواج کردیم. یک سال و نیم بعد (شهریور59) وقتی زمزمه های شروع جنگ به گوش می رسید حسین برای خنثی کردن توطئه های بعثی ها، به عراق رفت و همانجا در عملیات برون مرزی اسیر شد. به جرم توطئه علیه عراق در زندان های سیاسی فقط ده سال از آن هجده سال را در سلول های انفرادی حبس اش کردند.
پرواز از جنوب شهر تا آبشار نیاگارا
شکوندم، زنگ در خانه ها را می زدم و فرار می کردم ، دعوا هم می کردم. سین : بیشتر کتک می خورید یا می زدید؟ جیم :بیشتر می زدم، اما اکثر اوقات یا زیر چشمم کبود بود،یا سرم می شکست . سین: شروع کننده دعوا شما بودید؟ جیم : نه اکثر اوقات مقصر طرف مقابل بود،فقط گاهی خودم مقصر بودم . سین : تا حالا شده اختلافات خارج از مسابقات را در میدان مسابقه تلافی کنید: جیم
ناگفته های همسر شهید کجباف از منطقه "بئرالحریر" سوریه
فعالیت پشت جبهه داشتم و بیشتر در بحث تدارکات بودم.در سال 1360 بود که من بعد از اهدای خون به شدت بیمار شدم و علی رغم میل باطنی خودم، پدرم برای ادامه زندگی ما را به تهران فرستاد. در این زمان برادرم نیز به عنوان چریک زیر نظر شهید چمران در جبهه های جنگ فعالیت می کرد. حاج هادی در سال 1360 در یکی از عملیات ها به شدت مجروح و به تهران منتقل شد. به سبب آشنایی برادرم و شهید کجباف و نسبت خانوادگی که
موزه ها هم قصه می گویند!
، از بین هر 100 نفر، باید برای 90 نفر، مفهوم آن را توضیح دهید؛ طراح تجربه یعنی خالق یک قصه با شناخت درست از مخاطب و شیوه ی بیان آن، با استفاده از مناسب ترین ابزار در یک فضای تجربی. او که در سال های گذشته به عنوان مشاور و داور پایان نامه های دوره فوق لیسانس این رشته، همکاری خود را با دانشگاه "اف.آی.تی" ادامه داده و تجربیات مفیدی داشته، به تازگی اولین کارگاه آموزشی نمایشگاه موضوعی، از ایده
تنها گروه فارسی خوان ما بودیم
. همان موقع در کلوپ لیدو هم گیتار می زدم و این شرایط برای خانواده من قابل قبول نبود. درواقع دیگر در آن خانه جایی نداشتم. در خیابان جمهوری یک اتاق از یک آپارتمان را اجاره کردم و به مدرسه عالی روزنامه نگاری دکتر مصباح زاده رفتم و اما بعد از دو سال به خاطر موزیک رهایش کردم. چطور به سمت ترانه سرایی رفتید؟ در کلوپ لیدو آهنگ های دیگران مثل پرویز وکیلی را می نوشتم و با ترانه های خودم می خواندم
خون را به تصویر نمی کشیم
بزرگ شدم. همه اینها در ذهن من ماند و به علاوه، برایم بسیار دوست داشتنی است. وقتی به اتود طرح ها روی آوردم، متوجه شدم فرم هایی مانند این برایم جذاب تر است. من موتیف ها را حتی دسته بندی هم کرده ام؛ بعضی از آنها مهر است، بعضی حرزنویسی است، بعضی دعانویسی و نقوش هندسی که همگی آنها به کارهایم وارد شد. البته این موضوع خیلی سابقه ندارد، بلکه شش، هفت سال است در کار من پیدا شده است. آنچه در گالری بوم به
او دریاچه است و آبگیر می بینندش
یکی از کارهای موفق پس از جنگ بود که داشت اجرا می شد. در همان ایام مهاجران را اجرا کردم که ایرج زهری هم ورسیون دیگری از آن را ترجمه کرده بود که سال 69 یا 70 اجرا شد. فردوس کاویانی و امین تارخ در آن بازی می کردند. بعد قرارداد را ترجمه کردم که سال 80 چاپ شد و خود شما هم بر آن نقدی نوشتید. آثاری دیگری هم ترجمه کرده ام که هنوز فرصت چاپش را نیافته ام. نمایش روباه فیلسوف، از مجموعه نمایش نامه های
بر هم زدن سخنرانی باب شود سنگ روی سنگ بند نمی شود
منافق نیستم و در دانشگاه همه دانشجویان سوابق من را می دانند که طرفدار انقلاب، امام و رهبری هستم و مقالات من موجود است و من حتی ذره ای تندروی هم ندارم اما شما خلاف قانون رشد کرده اید و ما اجازه نخواهیم داد که در این دانشگاه به روش خود ادامه دهید. سخنرانی من که تمام شد معترضان هجوم آوردند که به سمت من حمله کنند اما پس از پایین آمدن از سن، بچه های حراست دانشگاه من را بغل کرده و از در پشت دانشگاه
جانبازی که لیف می فروشد !
حالا به مراقبت احتیاج نداریم. نه چیز اضافه تری. مسئولیتت توی جبهه چی بود؟ کارهای توی جبهه ام همه خدایی بود. و الا من یه جوان هفده ساله بودم. که تازه توی پارکینگ، ماشین بابای خدا بیامرزم را بر می داشتم و چند متر می بردم جلو و چند متر می آوردم عقب اما وقتی رفتم جبهه با چند روز تمرین شدم یه راننده تمام عیار. در عملیات والفجر مقدماتی رمل ها جلوی راه را گرفته بودند و
توهین به ایرانیان در قالب خاطرات وقیحانه خبرنگار گاردین از تهران
کنارمان نبود. او از داغ ننگ می ترسید. چرا که در جامعه ای رشد کرده بود که گرایش جنسی او را غیرقانونی می دانست. وضعیت گیج کننده ای شده بود. یک جای خلوت با هم بودیم و جای دیگر در دوطرف یک نیکمت خالی با فاصله از هم می نشستیم. من در لس آنجلس آمریکا به دنیا آمدم و در نیویورک بزرگ شدم. لذا، به هیچ وجه نمی توانستم درک شایسته ای از سال های سرکوب گرایش او در ایران داشته باشم. می خواستم که همدمش باشم اما این حرکت
حمله نظامی به ایران در روز تحلیف/ نقش پدر اصولگرایان کیست؟/ دختری که اشک ظریف را درآورد/نظر آیت الله ...
، افزود: تیم مذاکره کننده با اخلاص در مذاکرات حاضر شدند و هم اکنون نمایندگان مجلس شورای اسلامی باید این موضوع را با دقت بررسی کنند. آیت الله علم الهدی اظهار داشت: اینگونه نباشد که بعد از سال ها که شهید دادیم تسلیم شویم و تسلیحات موشکی ما برداشته شود یعنی آمدیم کاری کنیم تحریم ها برداشته شود حالا گرفتار جنگ شویم؟ عضو مجلس خبر گان رهبری تصریح کرد: تمامی قدرت بازدارندگی ما در برابر دخالت های نظامی دشمنان
نشست تخصصی عملیات دفاع سراسری برگزار شد
شود. فرمانده تیپ حضرت زهرا افزود: ایران قدرت خود را حفظ کرده بود و قابلیت چندین عملیات بزرگ را داشت از آنجایی که بچه حزب اللهی ها لبیک گوی رهبر هستند زمانی که امام فرمودند که بجنگید، جنگیدیم و زمانی که آتش بس اعلام شد به فرمان رهبر گوش کردیم. وی تصریح کرد: در تاریخ 67/4/31 عراق بعد از پذیرش قطعنامه در خطوط دفاعی جنوب به سمت کارون راه افتاد که به مواضع قبلی برسد از آن طرف هم
به شیرینی عسل به تلخی تقلب !(گزارش روز)
جایگزین بودن این دسترنج زنبور عسل است. به بیان دیگر اینکه عسل شاید جزو معدود مواد خوراکی در دنیا است که نه تنها بسیاری از پزشکان بر مصرف مداوم آن و حذف نشدن از سبد خرید خانوار تاکید می کنند که حتی به اتفاق معتقدند که هیچ ماده خوراکی دیگری به عنوان جایگزین در طبیعت موجود نیست. همه این ویژگی ها یک طرف و شایعاتی که در خصوص تقلبی بودن برخی عسل های موجود در بازار وجود دارد هم از طرف دیگر حساسیت موضوع را
سخنرانی های سیاسی و دعوت به آشوب(پاورقی)
کنم. ولی مسائلی پیش آمد که من به شما توضیح می دهم. اولا که من به هیچ وجه سیاسی نیستم، اصلا از سیاست به شدت بدم می آید. و این که متاسفانه تیره روزی من این بود که در منطقه ای زندگی می کردم 12 سال که هیچ اتفاق خاصی نمی افتاد ولی ناگهان بعد از 23 [خرداد] بعد از انتخابات شروع شد [تبدیل شد] به محل جنگ و گریز که از همه اطراف تهران می آمدند سعادت آباد و من یک کوچه پایین تر از میدان کاج زندگی می کنم
کلید تدبیر بزرگترین قفل زنگ زده بر دیپلماسی کشور را گشود
. شجاعت در عرصه دیپلماسی بسیار، بسیار دشوارتر و سوهان روح است. من با قاطعیت می گویم دشواری این 22 ماه کار آقای دکتر ظریف به مراتب سخت تر از 22 ماه حضور در جبهه بود. اگر جبهه جنگ می بود در جبهه دشمن هدف روشن و وظیفه روشن یک کار را انجام می دهد. کار سخت است جانش را بر کف می گذارد می رود جلو به هر حال شهید و یا مجروح می شود. کار روشنی است، اما 22 ماه در یک عرصه ای در برابر همه قدرت دنیا هزاران بار یک
من شهرام جزایری به اقتصاد بازخواهم گشت
سخن گفت، هر چند تاکید می کرد که نگاهش رو به آینده است اما گفت تا دو سال دیگر را در مرخصی به سر خواهد برد و سپس کارش را شروع خواهد کرد. وی در حالی که از بازگشتش به عرصه اقتصاد اطمینان داشت، گفت: این بار بسیار احتیاط خواهم کرد و سعی می کنم دوستان سیاسی را تنها به عنوان دوست نگه دارم. وی نزدیکی به سیاسی ها را یکی از اشتباهات بزرگ خودش عنوان کرد و گفت: نه من به این دوستان شریف نیازی داشتم و نه آنها به
پسری با شلوار پاره و دختری با شال چروک!
. یاد مادرم افتادم که از کفش های پدرم همیشه شاکی بود و می گفت : مرد چرا اینقدر کفش می خری و هر کدام را یکبار بیشتر نمی پوشی؟ هفته بعد حتما یک جفت از کفش های یک بار پوشیده پدرم را برای مستخدم آموزشگاه می آورم، در همین فکر بودم که استاد در سالن را باز کرد و وارد شد؛ سریع از جا بلند شدم و سلامی جانانه گفتم، از زیر عینک نگاهم کرد و او هم جواب داد ؛ با هم وارد کلاس شدیم.
هدیه پدر بشار اسد به محسن رضایی چه بود؟
راست: نفر اول: جانباز محمد تقی متقیان - نفر دوم: سید محسن خوشدل - نفر سوم داخل تانک: شهید مصطفی پالیزبان در زمان جنگ تحمیلی نفربرهای غنیمتی اسقاطی بی ام پی که به غنیمت می گرفتیم، قطعات موشک آن را جدا می کردیم. این قطعات موشک به صورت نفربر زره پوش و یا به صورت فشرده در یک جعبه از آلومینیوم ساخته و یونیت کنترل موشک در آن جاداده می شد. آماده سازی موشک برای پرتاب حدود 2 دقیقه زمان می برد که
نخستین اظهارنظر احمدی نژاد پس از توافق هسته ای/ حمله نظامی به ایران در روز تحلیف/ بازیگر نقش پدری ...
پلوتونیوم اراک برچیده شد، قابل برگشت نیست، افزود: تیم مذاکره کننده با اخلاص در مذاکرات حاضر شدند و هم اکنون نمایندگان مجلس شورای اسلامی باید این موضوع را با دقت بررسی کنند. آیت الله علم الهدی اظهار داشت: اینگونه نباشد که بعد از سال ها که شهید دادیم تسلیم شویم و تسلیحات موشکی ما برداشته شود یعنی آمدیم کاری کنیم تحریم ها برداشته شود حالا گرفتار جنگ شویم؟ عضو مجلس خبرگان رهبری تصریح کرد: تمامی قدرت
خلاصه کتاب که حدادعادل به ظریف هدیه داد
معمّا پرده بردار پنجشنبه، سلخ [آخر ماه رجب] رجب امروز حال من بد است و صبح را به کسالت گذراندم. غذا میل نداشتم و خیلی کم خوردم. انتظام الملک و علیقلی خان و بعد از شام همه رفقا به عیادت من آمدند و احساس کردم که رو به بهبودی هستم. با انتظام الملک صحبت از کار خودمان می کردیم و ایکه چطور عاجز مانده ایم. طهران هیچ خبری نمی دهد، نه بد نه خوب. انگلیس هم که زرنگ و فعال و شاید که الان
هنوز بعد از نماز صبح چشمم به در است...
گفت باید بروم. مرد جنگ باید در جبهه باشد. همیشه دو یا سه روز بعد از عملیات ها به ما تلفن می زد، بعد از تک فاو هم منتظر تلفنش بودم، اما دیگر هیچ وقت تلفن نزد هرجا قبر شهید گمنام می بینم، با خودم میگم حتما علیرضاست اگر 10 پسر دیگر داشتم، در راه خدا می دادم اما هیچ کس به اندازه مادر در داغ فرزند نمی سوزد. هدیه به روح شهید علیرضا اختراعی از زبان مادر
آمریکا چگونه با برچسب تروریست فکری اساتید دانشگاه را اخراج می کند+ فیلم
روی جوامع بشری، تحقیقات بیشتری انجام دهد و سعی کرد با کسانی که اعتقاد زیادی به این نظریه دارند، گفت و گو کرده و بعد سفری نیز به آلمان داشته باشد تا نسبت نظریه داروین با نازی ها را بررسی کند: مرز بین کفر به خدا و نظریه داروین باریک است اعتقاد هم زمان به خدا و قبول نظریه داروین برای داروینیست ها محل چالش است. خبرنگار “لری ویثام” در طول 25 سال سابقه کاری در موضوع دعوای تکامل، از
598 یعنی اینکه جنگ تمام شد
جنگ تمام شده... مردم وحشت زده گورسفید، شروع کردند به فرار. از هر طرف زن و مرد می دویدند و به سمت گیلان غرب می رفتند. همه فریاد می زدند: دارند می آیند. وقتی این صحنه را دیدم، به سینه زدم، هول شده بودم. نگاهی به خانه کردم. رحمان و سهیلا گریه می کردند و همه حواسشان به من بود که چه کار می کنم. نگاه به جاده آوه زین انداختم. با خودم گفتم: پس مادر و خواهرها و برادرهایم چه؟ شوهرم...
همسرکشی به دلیل توهم شیشه
وی با ضربات چاقو از پا درآمده است. وقتی کارآگاهان جنایی وارد عمل شدند و به بازرسی خانه پرداختند، به این نتیجه رسیدند سرقتی صورت نگرفته و وسایل دست نخورده باقی مانده است. علاوه بر این، هیچ نشانه ای از ورود فرد غریبه به خانه وجود نداشت. این سرنخ ها دال بر آن بود که قتل توسط فردی آشنا صورت گرفته است، اما حسن مدعی بود از جزئیات واقعه اطلاع ندارد. او گفت: من مسافرکش هستم و امروز -روز حادثه
کلنگ احداث گندله در بافق به زمین زده شده اما مجتمع عظیم آن در اردکان ساخته شد
سید علی محمد شریعتی در دوازدهمین مجمع نشست هم اندیشی توسعه شهرستان بافق با اشاره به موضوعات گذشته و روی داده در شهرستان گفت: به یاد دارم کلنگ گندله در سپاه به منظور احداث گندله با حضور دکتر حبیبی در کنار هلیکوپتر محکم به زمین خورد و بر روی زمین ماند . چندی پیش که سفری به ارکان داشتم از جلوی مجتمع گندله سازی عبور کرده از یکی دوستان اردکانی پرسیدم چرا این مجموعه به هیچ وجه تمامی ندارد اخر وسعت بسیار زیادی داشت. وی گفت کلنگی که شما در سپاه بافق به زمین زدید مجتمع آن در اردکان احداث شد. چادرملو ملک طلق بافق به اردکان داده شد. وی خطاب به امام جمعه اظهار داشت: حاج آقا سلیمانی همه شما را به عنوان یک بزرگتر قبول داریم و واقف هستیم که قلبتان نیز مخزن اسرار نظام و مردم است آیا به جدتان یادتان هست دفتر حضور و غیاب کارکنان چادرملو با حضور “تبرک و اخیگان” مورد بررسی قرار می گرفت یا نه؟ آیا چادرملو ملک طلق بافق بوده است یا نه؟ (امام جمعه در تأیید صحبت شریعتی گفت بله، بله) شریعتی ادامه داد:در سال 66 تا 72 به مدت شش سال شهردار بافق بودم . زمانی که متوجه شدیم در خطوط مرزهای جغرافیایی تغییر رخ داده همراه با “عباس بزاز” فرماندار اسبق خدمت “نجفی” داماد بزرگ حجت الاسلام و المسلمین صدوقی مدیر کل تقسیمات کشوری وقت رسیدیم. “بزاز” به “نجفی” در خصوص جدا شدن چادرملو و مشکلات معدن کوشک این که ازلحاظ حتی آب آشامیدنی دچار مشکل است توضیحاتی داد. اما نجفی در همان جلسه عنوان داشت صورتجلسه از سوی حوزه سیاسی استانداری ارسال گردیده است. این صاحب نظر بافقی اضافه کرد: بعدها متوجه شدیم سیخ بادام ریشه بادام را در می آورد و فرماندار اردکانی زمینه را برای واگذاری و تغییر خطوط مرزی فراهم کرده است. معاون سیاسی استانداری آن زمان هم از شهرستان اردکان بود و با ثبت نیز در این مورد هماهنگی های لازم بعمل آمده بود . بالاخره پیگیری هایی نیز آن زمان انجام شد اما به نتیجه نرسید. وقتی با جداشدن چادرملو از بافق آب ازآب تکان نخورد باز دی نوزده مد نظرو طرح مصوب شد. شریعتی افزود: دی نوزده، بچه 14 ساله بافق الان پدر گم شده خود را پیدا کرده است. “عباس بزاز” حتی در جلسه کمیته برنامه ریزی که با حضور مدیر کل برنامه و بودجه وقت برگزارشد و شاهد این بیانات من نیز حاج آقا فهیمی هستند باز از شهر بافق در سه مقوله دفاع کرد. خیلی راحت و ساده جک برایش تعریف کردند و او را مورد تمسخر قرار دادند. فرماندار اسبق برای خطه کویری و خاک شور در آن جلسه گریه کرد. بعد از مدتی به بهانه های مختلف عذر او را خواستند. وی تأکید کرد: در کشور متأسفانه خط و جناح وجود دارد اما در شهرستانی مانند اردکان با حضور نماینده خود چنان زمینه مساعد می شود که اگر خدای نکرده حوزه انتخابیه میبد و اردکان یکی در نظر گرفته شود می گویند زلزله وانفجار در کشور می شود. گرچه تمام آن دعوای زرگری می باشد. شهردار اسبق بافق از خطاب به امام جمعه بیان کرد: آیا مردم بافق در حق نظام خود کوتاهی کرده است؟ در پشتیبانی از کشور و حمایت از جبهه و جنگ قصوری داشته است؟ ما همیشه همراه و همگام با نظام بوده و هستیم. دو دستگی و این که همه در بافق می خواهیم بزرگتر باشیم کنار گذاشته شود. دوست داریم به فرماندار شهرمان که سید بزرگواری هستند و در این مجمع هم شاید برای وی کار ضروری پیش آمده که حضور ندارند کمک کنیم . خواسته ما باز شدن گره ای از مشکلات با همیاری هم است.از طریق استاندار، فرماندار به عنوان نماینده سیاسی باید مشکلات مهم بافق برای پیگیری در سفر ریاست جمهوری تیتر شود.زیر یک بیرق سینه بزنیم. مردم بافق نیز حول یک محور گام بردارند. شریعتی تصریح کرد: چند سالی در شورای شهر خدمت کردم دردها را از نزدیک لمس کرده و برای احقاق حق شهر بافق داد هم زدم. ما مار گزیده ایم از ریسمان سیاه وسفید واهمه داریم. به عنوان مسلمان،شیعه و معتقد به نظام مقدس جمهوری اسلامی خواهان توجه بیشتر مسئولین به شهرمان می باشیم. وی اضافه کرد: ازامام جمعه که پدر بزرگ همه هستند تقاضا داریم یک وقتی از استاندار برای حضور برخی ازافراد مجمع گرفته و دردهای چندین ساله در این جلسه باز بیان گردد. ...