علمدار کربلا به مرثیه سرایی برای سید و سالار شهیدان پرداختند وبرای تسلای دل حضرت زینب(س) در عزای حضرت ابوالفضل العباس(ع) اشک ماتم ریختند. بروجرد شهرستان بروجرد همانند دیگر شهرهای ایران غرق در عزا و ماتم است و عزاداران در سوگ شهادت حضرت ابالفضل العباس(ع) برادر با وفای امام حسین(ع) اشک ماتم ریختند. شهر بروجرد امروز یکپارچه سیاهپوش و در غم از دست دادن امام حسین(ع) و
شهرستان در 4خیابان سرخواجه ،امام خمینی (ره) ، فلکه مازندران و تقاطع آتش نشانی منتهی به قدمگاه حضرت ابوالفضل (س) در چهار میدان به عزاداری و بزرگداشت شعائر ایام محرم و شب تاسوعا پرداختند و تعدادی از این دسته های عزا به سوی امام زاده عبدالل ( س) و دیگر بقاع متبرکه ادامه مسیر دادند. بقاع متبرکه شهر گرگان نیز شب گذشته سراسر حزن و ماتم و مملو از دلباختگان حسینی بود که با چشمانی اشکبار و دلهایی
به گزارش خبرگزاری فارس از رفسنجان، نهمین روز از محرم الحرام در حالی می گذرد که شور و شوق جوانان برای عزادارای سقای بی دست کربلا بیش از روزهای گذشته شده و تب و حرارت عشق اباعبدالله الحسین (ع) و یارانش و برادر فداکارش در قلب ها شعله ور شده است. از یک هفته مانده به ماه محرم، رفسنجان یکپارچه سیاه پوش شد و علم ها و پرچم های هیأت های مذهبی مقابل حسینه ها، تکایا و مساجد جلوه نمایی می کرد.
مرحوم آشیخ حسن نجل صاحب جواهر از فقید بزرگوار آشیخ محّمد طه نجفی علی الله مقاماتهم نقل فرمود: در ایّام طلبگی مفلس و بی پول بودم ، یک روز از نجف اشرف به کربلای معلی مشرف شدم و با رفیقی که از خودم بی پول تر و مفلستر بود، توی حرم مطهر حضرت عباس ع مشغول زیارت بودیم که یک وقت دیدم مرد عربی میخواهد یک سکّه عثمانی بنام مجیدی که ربع مثقال طلا ارزشش بود، در ضریح مقدس بیندازد. جلو رفتم به او سلام
نهی از منکر بوده است. امام جمعه بم خاطرنشان ساخت: گناه، حلاوت و جاذبه ظاهری و لذت دارد که دنیا پرستی نیز به همین گونه است و آیا شایسته است آمار بالایی که در خصوص شرب خمر وجود دارد؟ بطوری که سال گذشته آمار کشفیات مشروبات الکلی در استان بحدی بود که جای شرمندگی دارد لذا این از مواردی است که باید مورد توجه قرار گیرد و شرب خمر در هر خانواده ای که وارد شد، حیا از بین می رود و حیا هم که از بین
خانواده در بین مجروحین و شهدا بودند! صدای گریه و شیون از گوشه و کنار خیابان بلند بود خیابان امام و میدان راه آهن کاملا بهم ریخته بود. پیکر زیادی ازشهدای عشایر که در میدان راه آهن جهت کوچ فصلی آمده بودند وجود داشت. پسر همسایه سمت راستی مان بنام کورش دهقان چشمش بشدت ترکش خورده بود، پسر و دختر همسایه سمت چپ مان بنام علیرضا و فاطمه بیات در حین رفتن به زیر زمین منزلشان در