سایر منابع:
سایر خبرها
ابعاد هفتگانه فعالیت های امام عسکری(ع)
بردند، آنگاه او را با چوب و چماق کتک زده و پیراهنش را سوزاندند و او را در حیاط قصر زیر آفتاب نگه داشتند. آفتاب آن روز به قدری گرم بود که زمین مانند تنور داغ بود و هیچ کس نمی توانست دو پای خود را بر روز زمین بگذارد و ناچار بود به اصطلاح پا بپا شود. در این موقع ترکان او را از مقام خلافت خلع کردند و گروهی را بر این خلع گواه گرفتند. سپس به منظور قتل خلیفه معزول تصمیم گرفتند او را به یک نفر بسپارند تا
گشتی در شاه عبدالعظیم، عطر خوب سنّت
بازار است که در زمستان جایشان را به مسقطی و فرنی می دهند و البته بوی کباب که جزء جدا نشدنی بازار سنتی ری است؛ آنقدر که تا حالا هیچ فست فودی نتوانسته در بازار قد علم کند. کباب که غالبا کوبیده است به همراه نان داغ و ریحان و ماست هایی که شاید درهیچ جای شهر تهران نمونه اش را نیابید حرف اول را در غذاخوری های بازار می زند. در امتداد راسته بازار، سر در شاه عبدالعظیم قرار دارد با دو مجسمه در
آنجا زندگی بیشتر جریان دارد
عضله ها از کار افتاده و دست و پا کار نمی کند و حتی عضلات صورتش را هم نمی تواند تکان بدهد و در عین حال نابینا هم هست. این دو را با هم ترکیب کنید ببینید چه اتفاقی می افتد. بدتر از همه این است که این آدم تجربه بینایی و سلامتی تا نوجوانی را داشته و به مرور این اتفاق برایش افتاده. به نظرم این دردناک ترین موقعیت برای یک انسان است و شاید نگاه طنز من در نظر اول خیلی بی رحمانه به نظر برسد اما من قصد دلسوزی
صائب می گوید زخمِ دهان باز کرده ما، دهان شکرگزاری ماست
از ترک می گساری ما نمک به چشم قدح ریخت هوشیاری ما کم است اشک برای سیاه کاری ما مگر کند عرق انفعال یاری ما نماند نم به دل خم ز می گساری ما سفید شد لب ساغر ز بوسه کاری ما به چشم جوهریان گوهر بصیرت نیست وگرنه گرد یتیمی است خاکساری ما شده است حلقهٔ گرداب چشم قربانی ز چارموجهٔ طوفان بی قراری ما چنان کزآیهٔ رحمت امید خلق افزود یکی هزار شد از خط امیدواری ما رسید خیرگی
طرح تثبیت قیمت ها پس از 10 سال به کجا رسید؟
تا امروز هم تکرار نشده است. طنز روزگار این که اقتصاددانان و تریبون های مدعی آزادی، رقابت و دولت حداقلی هم ده سال پیش، بلندتر از همه در آن جنجال آفرینی شرکت کردند و نقطه سیاهی در کارنامه خود به جا گذاشتند غافل از اینکه بالاخره سال ها بعد دانشجویانی که تاریخ اقتصاد معاصر ایران را می خوانند، خواهند پرسید مدعیان آزادی و رقابت، چرا با طرحی که شرکت های انحصارگر دولتی را مجبور به مهار هزینه ها
نسخه غربی توسعه می گوید میان شکم و شرف ، یکی را انتخاب کنید
خاورمیانه و شمال آفریقا، به محاسبات مادی کمپانی های سرمایه داری غرب هم مربوط است، از کمپانی های نفت و انرژی تا کمپانی های سلاح و تسلیحات، تا رسانه و... همه جا پیمانکاران ترور و بمب گذاری و... استخدام می کنند. آن چه به اسم ارتش آمریکا در عراق و افغانستان دیدید ظاهراً یک ارتش حکومتی و در واقع، ارتش مزدورها با یونیفورم آمریکایی بود. نظام "سرمایه داری"، پول می دهد و پیمان کار برای تروریزم و برای
طنز؛ هنر نزد بعضی از ایرانیان است و بس!
تلویزیون صبح و ظهر و شب و نصفه شب آگهی یک پوشک بچه را از تلویزیون پخش می کند که نشان می دهد خلبان و تاجر و پزشک و بقه اقشار جامعه همه وابسته و پیوسته به این پوشک هستند: مثلا پزشک محترم پوشک به پا در بیمارستان بالای سر مریض می رود و او را معاینه می کند؛ خلبان مجهز به پوشک در کابین قرار می گیرد و...! واقعا مرسی رسانه سرافرازی که قرار بود ملی باشی! 3- بی هنری کره ای ها حالا که با
خانه اربابی بوهین
اتاق تو در تو به طرف سرسرا رفت. چنان سبک پا می گذاشت که چوب های کهنه کفپوش حتی یک بار غژغژ نکردند. او قدی متوسط داشت و باریک اندام بود، با این همه احساس می شد که در وجودش نیرویی عجیب نهفته است. سر کوچکش را با موهای پرپشت و حنایی رنگ مغرورانه بالا می گرفت، موهایی با درخششی به رنگ قرمز، شبیه موهای پدرم که او را در لحظات بی نهایت طولانی مرگش به خاطر می آورم. سیمای دوشیزه هلنا ظریف بود، با بینی باریک و
بولتن تئاتر ؛ پنجمین ویژه نامه روزانۀ جشنواره تئاتر فجر (7 بهمن)
ها و پله های اطراف سالن نشسته بودند. به دلیل تاخیر در اجرای اول اجرای دوم این نمایش نیز با تاخیری 50 دقیقه ای همراه شد. نمایش خانه واده داستان خانواده ای هفت نفری متشکل از پدر، مادر، سه فرزند، پدربزرگ و مادربزرگ را روایت می کند که تحت نفوذ شدید پدر خانواده قرار دارند و در دنیایی متوهم و غیر واقعی روزگار می گذرانند. مخالفت پسر بزرگ خانواده با پدر آغاز بروز اختلافات است. پدر خانواده
درخواست مراجعان از احمدی نژاد و پاسخی که می شنوند!!
نفت هم ندارم. در سرما موندیم. گرسنه موندن. شرمنده شان ام. احمدی نژاد می گوید: من چه کار کنم برات؟ مرد می گوید: اون سری گفتین: خانم ایستاده، زشته، نذاشتین لباسم را دربیارم، بدنم را نشونتون بدم. گفتید زشته، من بیمارم. می رود برای درآوردن لباس که می شنود: نکن آقا. شلوار را می زند بالا پای معلولش را نشان می دهد: من نمی تونم کار کنم. ازکارافتاده ام. کمیته امداد حقوقم را قطع کرده. همه را با
تازه ترین تحولات سوریه
بنامهای "محمد الحمیدی" و "ظاهر شاتوری" در خطوط نبرد با نیروهای دولتی سوریه خبر داده و از کشف اجساد این دو تروریست در نزدیکی یکی از خطوط مقدم نبرد خبر داده است! به گفته منابع رسانه ای وابسته به این گروه تروریستی این دو تروریست از ناحیه پشت سر و و توسط آنچه آن را "تیمهای ترور ارتش سوریه" نامید هدف قرار گرفته و به هلاکت رسیده اند! تحولات میدانی جبهه نبل و الزهراء نبردهای
چوب کبریت اسم رمز آشوب ها بود
کشور وجود دارد نمی تواند یک خط فقر ملی باشد. ما خطوط فقر متفاوتی داریم. کدام یک از گزینه های زیر از خطوط فقر به شمار نمی رود: الف) خطی که از امتداد انگشتان پا تا بالای شکم کشیده شده و یک دور در اطراف ناف کشیده می شود. ب) خطی که از ناحیه قوزک پا تا اطراف کمر امتداد دارد و گاهی تا کف دست هم کشیده می شود. ج) خطی که از ناحیه پشت و نیم متر پایین تر از قلب کشیده
تنبلی در مدیریت ، دیکتاتوری در سیاست ، ذلّت در دیپلماسی
کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا، به محاسبات مادی کمپانی های سرمایه داری غرب هم مربوط است، از کمپانی های نفت و انرژی تا کمپانی های سلاح و تسلیحات، تا رسانه و... همه جا پیمانکاران ترور و بمب گذاری و... استخدام می کنند. آن چه به اسم ارتش آمریکا در عراق و افغانستان دیدید ظاهراً یک ارتش حکومتی و در واقع، ارتش مزدورها با یونیفورم آمریکایی بود. نظام "سرمایه داری"، پول می دهد و پیمان کار برای
بولتن موسیقی ؛ مجلۀ خبری روزانۀ موسیقی (6 بهمن)
کتابخانه مجلس امکان درآمدزایی ندارد و اگر مسئولان حمایت مالی نکنند باید گفت امروز فقط یک بنای زیبا را افتتاح کرده ایم . من برای تحقق یک اتفاق مثبت ترک شهر و خانواده کرده ام و دست همکاری به سوی همه شما دراز می کنم . همه باید دست در دست یکدیگر حرکت کنیم و اگر قرار باشد چوب لای چرخ بگذاریم هیچ کاری پیش نمی رود . اگر کمی ریزبینیانه به صحبت های درویشی دقت کنیم می بینیم که او از همان ابتدا هم
علی پروین از دغدغه های این روزهایش می گوید (2)
ساده ای بود. این سختگیری نیست. شما یک جا باید سخت بگیری یه جا باید شل بگیری. یکباره 14 نفر را کنار بگذاری. - اونها خودشان مشکلات خودشان رو داشتن. ما هم رفاقت می کردیم هم سخت می گرفتیم. از همه مربی های خارجی هم سخت تر می گرفتیم. نمی گذاشتیم کسی نطق بکشد. بالاخره فوتبال همین است. ما همیشه به بچه ها می گیم یه چوب بالا سرت می ذارم باید گوش کنی یا برو یا بمون و گوش کن.
کی روش با تفکر دیکتاتورگونه صدای مخالف را می خواباند!
ملی ایجاد نشده بود و من تنها به خاطر روحیه دادن به تیم و بازیکنان ملی ام این حرف را زدم، وگرنه در عمل کارشناسان و تماشاگران استقلال خوب می دانند که در همان زمان دور بودن بازیکنان ملی از شرایط ایده آل چه مشکلاتی برای این تیم به وجود آورد. حرف من این است که کی روش توقع دارد همه از او تشکر کنند و خودش حتی یک بار-البته پیش از حذف شدن- از مربی تیم های لیگ به خاطر بازیکنان خوبی که در اختیارش
برگزیده سرمقاله های روزنامه های امروز
با تعصبات باطل پشت همان ها را گرفتند و دعواهای حیدری نعمتی راه انداختند. 4- ضدانقلاب به مفهوم استکبار خارجی و ادامه آنها در داخل. بی ثبات سازی از راه بمباران امید و اراده و اعتماد مردم را در دستور کار قرار داده اند. برای آنها مهم است که بتوانند در فضای رسانه ای وارد شوند و اثر بگذارند. اتفاق نگران کننده آن است که نفوذی ها بتوانند وارد متن رقابت ها و منازعاتی شوند که بعضاً بر اصول