سایر منابع:
سایر خبرها
کارنامه رضاخان میرپنج در میزگرد زیباکلام و سلیمی نمین
صلابت شخصیت او دارد و غیرمستقیم هم حکایت از این دارد که نقش او در تاریخ خیلی هم منفی نبوده است. فکر می کنم این نوع نگاه حاکی از نوعی تحقیر خود هم هست. یعنی ستایش کنندگان او ناخودآگاه اعتراف می کنند که به چنین شخصیت زورگویی نیاز دارند. زیباکلام: قبول دارم. یعنی می گویند که ما یک دست قوی، یک شلاق، یک سرنیزه یا چوب باید بالای سرمان باشد. ما استحقاق این را که درست عمل کنیم نداریم. این شبیه
جریان شناسی خاطره نویسی های بعد از انقلاب
گردد. ممکن است تلفیقی از دو نوع یاد شده یعنی شرح حال و کردار و مواضع نویسنده همراه با شرح حوادث و رخداده و ماجراهای به وقوع پیوسته باشد که این، نوع جامع و عام خاطره نویسی است.[1] در همین راستا و با توجه به اهمیت و تأثیر خاطرات شخصیت های سیاسی، مروری بر مهم ترین کتب چاپ شده در این زمینه خواهیم داشت: الف) قبل از انقلاب بعد از سقوط رژیم پهلوی بسیاری از رجال و دست
نشریه خبر روز جامعه مدرسین مورخ 1394/05/04
هواپیماهای پهن پیکر عملیاتی می شود. امیراسماعیلی همچنین تاکید کرد: مرکز کنترل و فرماندهی پیشرفته پیامبر اعظم(ص) که به دست وزارت دفاع و با همکاری قرارگاه پدافند هوایی ساخته شده است در حالت عملیاتی قرار گرفته است. با مخالفت کنگره تحریم های علیه ایران فرو می پاشد تسنیم/ الیزابت روزنبرگ، مدیر بخش انرژی، اقتصاد و امنیت در مرکز امنیت جدید آمریکا ویکی از طراحان تحریم های ایران در
بنیاد در آینه مطبوعات
را گذاشت هبود مدرسه ابتدایی جوادیه که دولتی نبود و به شعائر مذهبی خیلی اهمیت م یداد. آن زمان بعضی باز یها خیلی رایج بود. مثل تیل هبازی و .... حتی بزر گترها هم از این باز یها م یکردند. من هم که بچه بودم بازی م یکردم ولی محمود هیچ وقت از این بازی ها نکرد. حتی ما را هم از این کارها منع م یکرد. محمود بچه خیلی بانشاط و پرتحرکی بود. هر وقت توی محله کسی بدون کلید پشت در خانه اش می ماند می آمد سراغ محمود
خودروسازان باز هم می خواهند گران کنند/ پرونده بابک دوم در دست پیگیری
طلبان برنامه ریزی کردند چنین اتفاقی بیفتد را نمی توانم درک کنم. به دلیل اینکه دو هفته مانده به انتخابات در بعضی جلسات اصلاح طلبان معلوم نبود آنها از آقای روحانی حمایت می کنند یا آقای عارف. شرایط سیاسی کشور به آقای روحانی کمک کرد که قدرت را به دست بگیرد. همچنین نقش آقای هاشمی و رئیس دولت اصلاحات را نمی توانیم منکر شویم. در ادامه می خوانیم: نادیده گرفتن کناره گیری آقای عارف در پیروزی آقای
اخبار ویژه روزنامه های یکشنبه ،4 مرداد
، یار غار رئیس دولت های نهم و دهم اختصاص داشت. فردی که بسیاری از حامیان پیشین احمدی نژاد، نزدیکی وی به رئیس جمهور سابق را عامل جدایی از او و دست کشیدن از حمایتش اعلام کرده اند. برخی رسانه ها در روزهای گذشته مدعی شده بودند، رحیم مشایی در اولین ساعات روز یکشنبه بی سرو صدا وارد دادگاه انقلاب شعبه چهارراه قصر شده و بلافاصله به دستور رئیس دادگاه، در اتاقی که وی وارد آن شده بود، بسته شده است. بنا بر همین
بنیاد در آینه مطبوعات
محمد جواد را اینطور روایت می کند: روی خاکریز تپه سبز در منطقه عملیاتی فکه نشسته بودیم که شهید آخوندی به جمعمان پیوست. خیلی ناراحت بود، پرسیدم: چه اتفاقی افتاده؟ نفس عمیقی کشید و گفت: رحیمی را به گردان من معرفی کرده اند، تحمل این مسئله برای من سخت است. او بزرگوارتر از این است که نیروی زیر دست من باشد . بغضش را فرو خورد و ادامه داد: چهره رحیمی دیگر عوض شده، فکر می کنم آسمانی شده و می خواهد ما را تنها
مردم کردستان رأی 72 درصدی به دولت شما داده اند باید پروژه های کلان در این منطقه اجرا شود
تعبیه نشده است. استقلال یا عدم استقلال کردستان عراق، تهدیدی برای ما نیست و برخورد جوان مردانه اکراد عراقی (حتی اکراد ترکیه چون حزب اوجالان) در مقابله با داعش، قابل تقدیر و همسو با اهداف جمهوری اسلامی بوده است. ژنرال سلیمانی، علی رغم گفته هاآرتص، متحد امریکا در عراق و سوریه نیست! و مجاهدی پرافتخار در مواجهه با استکبار در خاورمیانه و یکی از مدافعین کردها بوده است و کردها به او
خبری که جلسه فرماندهان با هاشمی را به هم زد
پریدم. آقای رضایی بود. به من گفت: تو کی هستی؟ گفتم: من شعبانی هستم. گفت: شعبانی ما دنبال تو هستیم. این عین جملهٔ آقا محسن است. گفت: شعبانی می خواهی قهرمان ملی بشوی؟ بلند شو از این پشت پادگانی است (پادگان بنیش) برو کرند. مسعود و مریم در این جاده کرند هستند و بزن به آنها. تعبیرش این بود که اگر به اینها بزنید خیلی خوب است، منافقین اینجا هستند. حالا ما بومی اینجا بودیم. چون چند وقت هم مانده بودیم. ما
گردان تک نفره زرین 3هزار شلیک موفق داشت
، مایلیم در این باره بیشتر برایمان توضیح دهید. پدر مدت ها پیش به خواب من آمدند که من این همه برای شما خاطره تعریف کردم چرا آنها را مکتوب نمی کنید؟ بر ای همین من دست به کار شدم و کتابی از صحبت های خود شهید آماده کردم. در روند آماده سازی کتاب بودم که خواب شهید خرازی را دیدم. حاج حسین با لباس بسیجی و خندان آمد خانه ما. به من گفت برو آن کتابی که برای پدرت نوشتی را بردار بیار. کتاب را بردم