. ابوداوود نیز در صحیح خود از جابر بن سمره نقل می کند: سمعت رسول الله یقول: لایزال الدین عزیزاً إلی اثنی عشر خلیفة فکبر الناس وضجّوا... ؛ شنیدم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: پیوسته دین اسلام، عزیز و سربلند خواهد بود، تا دوازده خلیفه بر آن حکومت کنند. مردم تکبیر گفتند و بلند گریستند رسول اکرم پس از تکبیر و گریه شوق اصحاب، کلمه ای فرمود که آن را نشنیدم. از پدرم پرسیدم؛ گفت: کلّهم من قریش
بوده و خدای تعالی در این باره فرموده و یدع الانسان بالشر دعائه بالخیر، و کان الانسان عجولا) سفارشات رسول خدا به ابوذر و توضیح برخی از جملات آن و در عدة الداعی روایت کرده که رسول خدا به ابوذر فرمود: ای اباذر می خواهی کلماتی به تو بیاموزم که خدای عزوجل به وسیله آنها به تو سود رساند؟ ابوذر می گوید گفتم : بله یا رسول اللّه (صلی الله علیه و آله و سلم ) فرمود: خدا را پاس دار، تا
(یس/60-61). اینطور نیست که اگر [کافران] خدا را نمی پرستند، آزادند؛ گویا انسان مخیر است بین این که یا شیطانی که عدو مبین است را بپرستد؛ و یا خدایی که خدای رحمان و رحیم و صاحب اسماء حسنی است و همه کمالات و خیرات به او بر می گردد. بنابراین مقابل طرح وجود نبی اکرم یک طرح و برنامه دیگری هم وجود دارد که برنامه دستگاه کفار و شیطان و دشمنان وجود مقدس نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است. محور
: علی اقضاکم یا تویی ؟ ابوبکر: تو بودی امام علی (علیه السلام ): آیا تو بودی آن کسی که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در حق او به فاطمه علیهاالسلام فرمود: تو با کسی ازدواج کردی که از حیث ایمان و اسلام بر همه مقدم است یا من بودم ؟ ابوبکر: آن شخص تو بودی . امام علی (علیه السلام ): آیا تو بودی در روز بدر که ملک های هفت آسمان به او سلام دادند، یا من بودم
خوب است؟ من خودم را می گویم، شما را که نمی شناسم! مقاومت من به هفت دقیقه نمی کشید و رفته بودم. هفت سال در زیباترین سالن و با زیباترین در و پنجره، با زیباترین پرده، با زیباترین فرش، با لباس های زیبای این زن، با عشوه گری ها، با طنازی ها و با حرکات شهوت انگیز با این جوان درگیر بود، پروردگار می گوید: فقط در جواب این زن در این هفت سال و در خلوت کاخ گفت: معاذ الله ، آن که من را خلق کرده، به این کار راضی
پسرها را می داد و بعد از آن (ششم ابتدایی) می گفت بروید روی پای خودتان بایستید. به تهران که آمدم، مغازه ای که در آن مشغول به کار شدم، در کنار یک مسجد قرار داشت و من بعضی روزها برای نماز به آنجا می رفتم. یک روز آقای معتمدی از من پرسید، پسرجان تو که در مسجد نماز می خوانی، از چه کسی تقلید می کنی؟ گفتم تقلید چیست؟ گفت تو باید یک رساله بگیری و مقلد شوی. پرسیدم حالا چه رساله ای بگیرم و از چه کسی
ائمهء اطهار را به دین مقدس اسلام و تشیید مبانی توحید و خداشناسی مردم می ستود. و از جنایات پدران خود دربارهء رجال اهل بیت انتقاد می نمود و روی خوش نشان نمی داد. ولی با این وصف نظر به جاه طلبی و علاقه ای که به سلطنت داشت، سرانجام او نیز از همان راهی رفت که ستمگران پیش از وی رفتند و نسبت به خاندان پیغمبر همان کاری را کرد که پدرانش کردند. سفیان بن نزار می گوید: روزی به حالت احترام پشت
برگردد که در تور ما گرفتار شد. ما او را بین خودمان سوار موتور کردیم و بردیم. انسان یک جان به خدا بدهکار است شهید عباس ستاره لَر در فرازی از وصیت نامه اش آورده است: درور بر امام امت، خمینی بت شکن خدایا تو شاهد باش فقط برای تو و بخاطر رضای تو در این راه قدم نهادم. اکنون که این وصیت را می گشایید جسم من در زیر خروارها خاک خوابیده اما روح من با خدا و
/> اُمّ وَهْب، همسر او نیز عمود خیمه ای را برداشت و به سوی شوهرش رفت و به او گفت: پدر و مادرم، فدایت باد! برای پاکانِ نسل محمّد صلی الله علیه و آله بجنگ. او نیز به سوی زنش آمد و وی را نزد زنان، باز گردانْد ؛ امّا زن، به لباس او چسبید و گفت: من، تو را وا نمی نهم تا آن که همراه تو جان بدهم. امام حسین(ع)، او را ندا داد و فرمود: برای خانواده شما، پاداش نیکو باد ! خدا، رحمتت کند ! به نزد زنان، باز گرد و
باش هنوز ای دل سرگشته کجایی؟ هنگام وداعت سخن این بود که من زود باز آیم و ترسم به سخن باز نیایی رفتم که ز سر پای کنم در پی ات آیم آن نیز میسر نشد از بی سر و پایی ای مژده رسان کی ز ره آیی به سلامت؟ وین منتظران را دهی از بند رهایی؟ مگذار هوای دل و آب مژه ام را ضایع که تو پرورده این آب و هوایی گفتند که
رهبران جامعه وظیفه دارند کسانی را برای اداره امور جامعه و مسئولیت های مهم انتخاب کنند که از دو ویژگی امانت داری و کاردانی در حد لازم برخوردار باشند . از ایمانو تقوای لازم برخوردار باشند تا به مردم و جامعه خیانت نکنند و منافع جامعه را فدایمنافع شخصی خویش ننمایند و از تخصص و کاردانی کافی بهره مند باشند تامسئولیت های محوله را به خوبی انجام دهند . در اسلام انتخاب مسئولان و متصدیانبراساس دو اصل کاردانی و ایمان پذیرفته است نه بر اساس خویشاوندی و قرابت ،دوستی و آشنایی ، وابستگی های خطی و گروهی و . . . . ...