سایر منابع:
سایر خبرها
لاریجانی - جهانگیری؛ دوقطبی مطلوب روحانی برای 1400/ اگر رییسی رییس جمهور می شد همه احمدی نژادی ها دوباره ...
اصولگرایان معتدل و دیگران قائل هستم، من فکر می کنم که مردم در مورد شخص آقای روحانی به این جمع بندی رسیدند، شما این عامل مستقل را اصلا بررسی نمی کنید که مردم به یک نامزد راست میانه رای دادند. من استفاده از واژه اصولگرا را به شدت پرهیز دارم، چون آقای روحانی هیچ وقت اصولگرا نبوده است. واژه اصولگرایی، واژه جدیدی است که برازنده آقای حدادعادل و آقای احمدی نژاد ساخته شد. در واقع رئیس فرهنگستان
سام شپرد؛ نویسنده طبقه گرسنه
شرح می دهد و در این جست وجو انسان موضوع خود را ضرب و شتم می کند. نمایش نامه های شپرد در نگرشی کلی ناامیدی و امید را نشان می دهند؛ تناقض میان عقل و غریزه و تلاش برای زنده ماندن در جهانی که هراس از مرگ آن هم مرگ از گرسنگی ناخودآگاه انسان را احاطه کرده است. اما در کنار همه این موارد یکی از علاقه های دیگر نویسنده سرمای جولای حفاظت از درون مایه های اساسی سیاست است. او رگه های سیاسی آثارش را
نباید اجازه بدهیم برجام را وسیله ی فشار کنند
دیگر اینکه بصیرت و آگاهی و تجربه ای که جوانهای ما امروز دارند، آن روز وجود نداشت؛ یعنی ما پیش رفته ایم. امام سرنوشت انقلاب را سپرد به شما جوانها؛ و هر مجموعه ی جوانی، هر نسلی، وقتی از جوانی پا میگذارد به میانسالی، در واقع این امانت را تحویل میدهد به نسل جوان بعد از خودش و این سلسله تمام نشدنی است. البتّه معنای اینکه ما میگوییم حفظ انقلاب و پاسداشت انقلاب را امام به جوانها داد، این نیست
فرق عشق و دوست داشتن
می فرماید: عاشق شو ار نه روزی کار جهان سرآید ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی شاعران بلندآوازه فارسی همچنین تاکید دارند که آنچه که از پی هوس و به تعبیری بی خبری و ناآگاهی بوجود می آیند، عشق نیستند، چنان که جناب مولانا می فرمایند: عشق هایی کز پی رنگی بود عشق نبود عاقبت ننگی بود دکتر علی شریعتی خود نیز در متن زیبایی درباره عشق - که اتفاقا در اینجا
خسروپناه: حکمت در قرآن، فضیلت و معرفتِ توأمان است نه صِرف فلسفه دانستن/کشیش کلیسای ارامنه: حکمت به جای ...
شادباش می گویم و امیدوارم که هر روز بیشتر بتوانیم مسائل را با عقل بسنجیم و با وجدان بیدار آن را پیاده کنیم، چون چیزی که جامعه جهانی امروز آن را کم دارد دین یا وجدان است. حکمت چنان که در فرهنگ نامه ها آمده به معنای رسیدن به حقیقت به وسیله علم و عقل است. از نظر حکما، حکمت مجموعه علوم و معارفی است که انسان را به حقیقت رهنمون می شود، به طوری که هیچ شک و ابهامی در آن نماند. حکمت نزد
خیانت زنان به یکدیگر!
به بقیه بفهمانید که حتما مشکلی رخ داده است. زود کنار نکشید و جا را برای دیگری خالی نکنید. زنی، ضعیفی باشد قبول ،اما من همیشه به تو لقب قوی بودن داده ام بمانید و به همسرتان ثابت کنید که عطر ادکلن رغیب برای فریب اوست و عطر قرمه سبزی تو از روز کاری پر از عشق در اشپزخانه است زن عاشق هرگز میدان را خالی نمی کند،بمانید و نشان بدهید که زندگیتان چقدر برایتان ارزشمند است بانو...میدانم سخت است اما خیانت بیشتر از کمبودها شروع می شود لطفا مسئله را حل کنید، صورت مسئله های پاک شده ثابت کرده اند راه حل خوبی نیستند. ...
راز ماندگاری اولیای خدا در دنیا/ علت هراس از مرگ
، می تواند یکی از عوامل خوشبختی، راحتی و شیرینی زندگی انسان گردد؛ تا جایی که می توان از مرگ به مثابه یک درمان نام برد و اصطلاح مرگ درمانی را به کار برد. دارویی که در ابتدا ممکن است تلخ یا دردآور باشد، اما در ادامه بسیار گوارا و مایه سلامتی و شادابی خواهد بود. لازمه این امر، شناخت درست مرگ و اصلاح نوع نگاه به آن است. در ادامه با بهره گیری از بیانات آیت الله محمدعلی ناصری استاد اخلاق برآنیم تا نگاهمان
گرفتاری جامعه و دانشگاه بین سنت و مدرنیته/ دانشگاه های ایران نظم نهادی ندارند/ لزوم ایجاد فضای گفت وگو
/> اصولا جامعه یعنی جامعه در زبان، جامعه در سخن. تنها واسط ما با جهان زبان است. به زبان هایدگری تنها مامنی که ما در آن سکنی داریم زبان است، ما به میزانی که کلمه، واژه، جمله و عبارات داریم با جهان آشناییم و اگر جز این باشد اصلا جامعه وجود ندارد. پدیده های زیادی در جامعه وجود دارد که چون درباره شان حرف زده نمی شود، در امر واقع وجود ندارند به عبارت دیگر به معنای گستره هستی وجود دارند اما تا درباره
خطبه قاصعه و مسئله تکبر اصل و اساس شکست های امت ها در طول تاریخ
و بین قوای انسان نسبت هایی وجود دارد. وقتی روح و قوای روحانی در جسم قرار می گیرند و نفوذ می کنند، هر قوه ای از قوای روح، در جسم موطنی دارد که صفات رذیله هم اینگونه اند و دارای جایگاهی می باشند که موطن آن هاست لذا این تعابیر امیرالمؤمنین بسیار با دقت انتخاب شده است به همین خاطر فرمود: وَ خَلْعَ التَّکَبُّرِ مِنْ أَعْنَاقِکُمْ . تمام توان خود را به کار ببرید که در برابر خداوند متعال گردن فرازی
چرا روشنفکران با قیصر امین پور میانه ای ندارند؟
ها/ در دست کودکان/ از باد پر شوند . (روز ناگزیر) گل ها همه آفتابگردانند شامل 49 شعر نو، 35 غزل، 3 رباعی، 2 دوبیتی و یک قصیده و دستور زبان عشق شامل 24 شعر نو، 29 غزل، 12 رباعی و یک دوبیتی است. در نخستین اشعار قیصر مانند تنفس صبح نوعی آرمان گرایی ایدئولوژیک به چشم می خورد که نقطه آغاز حرکت او در خیابان ادبیات است. در همین دوره است که او در راستای تحقق آرمان هایش به جبهه می رود
فوتبال ، زلزله ، زندگی
توان و بضاعت خود به یاری هموطنان ما شتافتند. مردم؛ چه واژه دوست داشتنی و مقدسی، مردمی که اکثرا زیر فشار اقتصادی شدید و تنگناهای متعددی قرار دارند و در بزنگاه های مختلف، به ویژه مصیبت بار به صحنه می آیند. البته با دلشان...خانم الیف شافاک در کتاب ملت عشق می نویسد: عشق به خدا به دریا می ماند. هر انسانی به قدر ذاتش از آن آب برمی دارد. اینکه هرکسی چقدر آب برمی دارد به گنجایش ظرفش بستگی دارد، یکی ظرفش خمره است و یک دلو، یکی کوزه و دیگری پیاله...
سستی و سفتی کمر؛ خرافه ای عوامانه یا واقعیتی علمی؟!
دارای یک اثر مشترک، یعنی سفت کردن کمر هستند. - گاهی هم بعضی از همکاران ما، به طور کل منکر وجود این نتایج می شوند و کار را به ایراد تهمت به پزشکان طبّ سنّتی می رسانند! امّا به راستی، واقعیت، با انکار ما، محو می شود؟ نکته آخر چنانکه اشاره شد، مساله صلب، حقیقتی است که در وجود انسان(اعمّ از مرد و زن) نهفته است و به هیچ وجه نمی توان منکر آن شد؛ در عین حال، ارزش علمی این
همه چیز در منظومه فلسفی امام توحیدی است
به جز یک هویت بسیطه چیز دیگر نیست و هر چه از او صادر شود از ذات او صادر می شود، چون اراده عین ذات و تمام ذات است، پس هر چیزی که با اراده صادر شود از تمام ذات صادر می شود (امام خمینی، 1381، ج 3: 556). از آنجایی که نگرش امام خمینی به هستی ظهور و جلوه وجود مطلق است (امام خمینی، 1378، ج20: 157) و راه شناخت منوط به ایمان قلبی و ادراک شهودی است؛ در نتیجه همه تلاش های علمی و فلسفی نیز به عنوان
هویت و الگوی پیشرفت در ایران
تا حدی متناقض است. این تغییرات مکرر و متضاد در بلندمدت مخاطره آمیز است. به گمان بسیار می توان گفت که عقل رهایی بخش نیز خویشاوند یا حتی خود همین عقل آزاد است. البته درباره این موضوع ابهام وجود دارد، زیرا هابرماس صاحب نظر عقل رهایی بخش، در سخنرانی خود در تهران (هابرماس، 1381) بیان کرد عصر سکولاریسم یا به تعبیری اسطوره عقل محض اداری و کارشناسی تقریباً به پایان رسیده است، یعنی تصور رهایی و آزادی از دین
با همه انتقادها، کارنامه 40 ساله روحانیت مثبت است/ در بسیاری از مباحث فقهی دچار کم کاری مفرط هستیم
داشت. اما الان به جایی رسیدیم که مراجع از تریبون های مختلف نسبت به ناهنجاریهای احتماعی در جامعه نقد می کنند ولی تغییر محسوسی از طرف جامعه احساس نمی شود. این به نظرتان ناشی از چیست؟ آیا می توان گفت که جایگاه روحانیت و مرجعیت از گذشته تاکنون دستخوش تغییر شده یا اینکه سطح دینداری در جامعه کاهش پیدا کرده؟ قائم مقامی: بنده چون بیش از هر چیز یک معلم هستم، ذهنم همیشه در اینگونه سوالات به این
تفسیر آیات 19-25 سوره آل عمران
طرفی است که رو به تو باشد، ممکن هم هست وجه در اینجا به معنای اخص کلمه باشد که همان چهره آدمی است، چون چهره و صورت، محل اجتم اع همه حواس و یا بیشتر آن است، و اگر چهره انسان تسلیم خدا شود، (شنوائی )، (بینائی )، (چشائی )، (بویائی ) و (لامسه ) نیز تسلیم شده و در حقیقت همه بدن تسلیم شده است، علاوه بر اینکه تسلیم شدن چهره، دلالت می کند بر اقبال و خضوع در برابر امر الهی، و اگر جمله : (و من اتبعن) را عطف
علوم انسانی اسلامی رویا، اشتغال، واقعیت و یا ضرورت؟
نیست و اتکای صرف به ترجمه در بهترین حالت ما را با نظام مسائل و منطق فکری آنها آشنا میسازد. 4⃣ در علوم انسانی اسلامی، عقل در تضاد با وحی و یا وحی منافی عقل نیست. بلکه عقل و وحی ملازم و مکمل هم هستند. 5⃣ تلاش برای تحقق علوم انسانی، نباید به معنای نادیده گرفتن تجارب بشری و دستاوردهای علم و دانش بشری گردد. لذا در نظریه پردازی اسلامی می توان براساس شرایط و قواعدی از این دستاوردها بهره برد
تعریف رابطه دختر و پسر
است؛ همان طور که پزشکان نیز این مطلب را تأیید کرده اند. بنابراین، چون شراب عقل را از بین می برد و حقیقت انسان به عقل اوست، اسلام آن را ممنوع کرده است. آن پزشک به دنبال این پاسخ، گفت: درست است که نوشیدن زیاد شراب، باعث از بین رفتن قوه تعقل انسان می شود و حقیقت انسان زیر سؤال می رود، ولی اگر کسی به مقدار کمی از این نوع مایعات بنوشد، نمی توان گفت چنین تأثیری دارد؛ پس چرا اسلام آن مقدار اندک را
اندرزهای گرانبها در کلام امام علی (ع)
هَوَی أَمِیر). می دانیم خداوند دو نیرو به انسان بخشیده است: یکی نیروی عقل که خوب و بد را با آن تشخیص می دهد و راه و چاه را می شناسد و دیگری انگیزه های مختلف نفسانی است که آن هم در حد اعتدال برای بقای انسان ضروری است، خواه علائق جنسی باشد یا علاقه به مال و ثروت و مقام و قدرت، اما هنگامی که این انگیزه ها طغیان کنند و به صورت هوا و هوس سرکش درآیند، عقل را در چنگال اسارت خود می گیرند به گونه ای که گاه