قرآن موجود بیاور. گذشته از این، سوره های بقره، آل عمران، نساء، مائده، انفال و برائت که در این مجموعه قرار دارد، به اتفاق اهل فنّ، مدنی است و در زمان تحدّی به ده سوره، هنوز نازل نشده بود تا به آن تحدّی شود. (ر.ک: السیوطی. جلال الدّین عبدالرحمن؛ همان، ج1، ص 31 و 32 طباطبایی محمد حسین؛ همان ج13، ص234). افزون بر آن، قایل به این قول، خصوصیت این ده سوره را که به سبب
اهمیت و جایگاه مصونیت قرآن همان گونه که در آغاز بحث اشاره شد، مصونیت قرآن از تحریف، دارای اهمیت ویژه ای است. از یک سو اعتبار قرآن موجود و درستی استناد به آن، وابسته به مصونیت قرآن از تحریف است و اگر مصونیت قرآن از تحریف (کاستی، افزایش، تغییر و تبدیل مؤثر در معنای آیات، کلمات و سُوَر) به اثبات نرسد، هرگونه استدلال به همه یا بخشی از آیات قرآن مورد تردید قرار می گیرد؛ زیرا احتمال آن که
با بنیان های به ظاهر علمی و ساز و کار های هنری و در چارچوب نظام حقوق بین الملل و رفتار های عوام گرایانه حقوق بشری اما در عمل ظلم، جور، فسق و فجور و تکبر است. کارشناس مسائل استراتژیک با اشاره به این که وقتی ما راه امام را پیش می گیریم یعنی همان راه انبیا و ائمه(ع) می رویم، ادامه داد: ما راه توحید سر لوحه است و استکبار، ظلم و ستم دشمن است و نیت و هدفی غیر از اقامه قسط نداریم.
اما فصل های سه و چهار را تورق کرده ام. فکر کنم این نکته دربارۀ بیشتر کسانی که هابز خونده اند صدق کند –با این حال کسانی می گویند مهم ترین قسمت ها در پایان کتاب است. *خب، صرفاً برای روشنی بیشتر: از کسی که برای نخستین بار سراغ لویاتان هابز می آید انتظار ندارید کتاب را کامل، از اول تا آخر، بخواند؟ قطعات کلاسیکی که می شناسیم – آن ها که به اصطلاح وضع طبیعی و نحوه بیرون آمدن از آن را توصیف می
روایی در حکم افتراء معصوم تلقی می شود. در کنار معضل فوق اشکال دیگری که وجود دارد این است که آیا شنیدن صدای معصوم در فیلم مانند تصویر سازی از چهره او دارای حرمت است. یا خیر؟ در صورت بلا اشکال بودن پخش شبیه صدای معصوم چه صدایی شایسته است تا به عنوان صدای معصوم پخش شود. در سریال ولایت عشق (1379) (ساخته مهدی فخیم زاده) برای نخستین بار شبیه صدای یک معصوم (حضرت رضا(ع) ) پخش گردید اما دست
: در درجه اول بالاتنه را در بر می گیرد ، و در کنار ”ازار“ قمیص را یکی از پوشش های رایج عرب جاهلی به شمار آورده، ولی در صفحه 291 سطرهای 12 و 13 نوشته است: چنان که پیش تر آورده شد، در آیات متعددی بحث پوشش و پوشاک در عصر پیامبر مطرح گردید، ولی هرگز در آن ها از واژه قمیص و سروال استفاده نشد. حال این سؤال مطرح است که نویسنده با وجود این که در موارد متعددی به وجود قمیص در زمان پیامبر اشاره کرده
طرف دیگر می دانیم که در تاریکی های جهل و نادانی و در ظلمات قرون متمادی که سال ها انسانیت را خاموش و آرام و بی حرکت نگاه داشته بود،گه گاه برقی جهیده و راه آینده جامعه انسان را روشن ساخته است. عارفان و عالمان نوع ویژه ای از این جرقه بوده اند. در دهه های اخیر شهر مقدس قم هم از جنبه های کمی و کیفی تفاوت زیادی با ادوار پیش پیدا کرده است. شهر قم برای من همچنان که برای بسیاری از دیگران است
وارد رابطه می شود و رابطه شکل می گیرد و تنها بعد از گذشت مدت زمان معینی، طرفین متوجه می شوند رابطه برقرار شده، رابطه ای حقیقی، یعنی مبتنی بر هم خوانی و هماهنگی های حقیقی دو طرف نبوده و صرفا براساس پرکردن و پاسخگویی به نیازهای گذرا شکل گرفته است. عشق براساس نیاز اغلب روابطی که براساس نیاز و احتیاج شکل می گیرند شبیه نوعی داد و ستد عاطفی اند. هرکس برای طرف مقابل کاری انجام می دهد