سایر منابع:
سایر خبرها
خلیفه الله یعنی پاسدار و تجلی گاه ارزش های الهی/ انسان با عمل بدون ارزش های الهی در وجود خود اسراف کرده ...
همان کاری که علامه طباطبایی، امام راحل و آیت الله بهجت می کردند که گرایش به دنیا را در وجود خود می کشتند و هر چیزی غیر از خلیفه اللهی را اجازه ورود به زندگیشان نمی دادند. سعدی عنوان کرد: حکمت ملاصدرا چند نتیجه دارد؛ ملاصدرا در بحث خلقت دمادم ثابت کرده که خداوند تمام هستی و زندگی موجودات و کرات را لحظه به لحظه از بین می برد و ایجاد می کند. خداوند یک لحظه همه دنیا را از بین برده و همان
تحلیل هستی شناختی مصلحت از نظر علامه طباطبائی
/> علاوه بر وجود مقتضی، فقدان مانع و قاسر نیز شرط تحقق مصلحت است. وجود مقتضی همان وجود طبیعت و حقیقت اشیاء است و فقدان مانع و قاسر، همان شرط عدمی مصلحت است که تنها در حقائق مستکمل شرط تحقق مصلحت است. نحوه هستی مصلحت مصلحت حقیقی عبارت است از مصلحت تکوینی حقائق مستکمل و غیرمستکمل، و مصالح تبعی حقائق مستکمل که متناسب با مراتب طولی آن حقائق است، مصلحت اعتباری عبارت است از
فرهنگ به من چه در جامعه منتظر جایی ندارد
گروه مهدویت خبرگزاری شبستان : اسلام، آیینی اجتماعی است و علاوه بر اصلاح فرد، به رشد اجتماعی و اصلاح جامعه هم نظر دارد. برای بهبود وضع جامعه وضع قوانین لازم است و بهترین قوانین هم وقتی کارساز است که به آن عمل شود. ضامن اجرای قوانین اسلام، هم حکومت اسلامی است و هم نیروی اجرایی و قضایی و هم تعهد و احساس مسئولیت مردم. از این رو، یک تکلیف دینی به دوش همه است، به نام امر به معروف و نهی از
راه مبارزه اعتقادی با داعش، معرفت بخشی عمیق است/بخاطر اختلاف نظر یکدیگر را تکفیر نکنیم
گروه فرهنگی آنا - آیت الله سعید شاه آبادی، رئیس موسسه غدیرشناسی، فرزند شهید آیت الله مهدی شاه آبادی و همچنین نوه آیت الله آقا شیخ محمدعلی شاه آبادی معروف (از اساتید برجسته امام خمینی) است. این استاد حوزه و دانشگاه با حضور در خبرگزاری آنا ضمن آشنایی با فعالیت های این خبرگزاری به گفت و گوبا خبرنگاران ما پرداخت . متن زیر گفتگوی تفصیلی با این چهره حوزوی است : * دلایل ظهور فِرَق ظاله و
گزارش تفضیل ایکنا از افتتاحیه سومین کنگره بین المللی سیره نبوی در طب
کرد که این کنگره به منظور مبارزه منطقی و استفاده از قول حسن و نیکو در جواب به هتک حرمت ها به ساحت مقدس پیامبر معظم اسلام(ص) برگزار گردید. محمود نجابت، دبیر علمی کنگره نیز در ادامه اظهار کرد: این سمینار بصورت علمی و کاربردی اهتمام می کند اتخاد حوزه و دانشگاه را به منصه ظهور برساند. نجابت با تبیین اینکه از 23 شخصیت علمی حوزه و دانشگاه بعنوان سخنران مدعو دعوت کردیم که در سخنرانی
سنّت های مقیّد و مشروط
، بلکه ببینند الوهیّت یزدان انکار هم می گردد و ناپسند هم شمرده می شود و الوهیّت بندگان جایگزین آن شده است و به جای آن قرار می گیرد. با وجود این، چنین گروهی امیدوار و چشم انتظار باشند که خدا ایشان را از بلا و مصیبت برکنار دارد، چون آنان خودشان خوب و پاک هستند (شاذلی، 1412ق.، ج 3: 1496). از بسیاری از سخنان سیّد قطب4 به صراحت یا اشاره برمی آید که وی جوامع مسلمانان را به دلیل تن در ندادن به
معاد جسمانی از نظر علاّمه طباطبائی(ره)
در جهان آخرت به بدن بازمی گردد. شیخ غزّالی معتقد هست که نفس بعد از جدایی از بدن دنیوی، در عالم آخرت به بدن دیگر تعلّق می گیرد و برگشت اجزاء بدن اوّل را بعید دانسته، لکن نفی نموده هست. وی می گوید که این تعلّق نفس به بدن در جهان آخرت تناسخ نیست؛ زیرا در بحث معاد همان شخص اوّل بازمی گردد، ولی در تناسخ شخص دیگر به وجود می آید. بنابراین فرق حشر و تناسخ در این هست که روح هنگامی دوباره به بدن
شاخصه های فرهنگی جامعه مهدوی، الگویی برای پیشرفت جامعه اسلامی
بعدی و غیر یقینی همانند علوم غربی هدایت می کند. انسان های مؤمن به لحاظ بهره مندی همه جانبه از این چراغ هدایت الهی، در حکومت حضرت مهدی (عج) و به اقتضای ظرفیت خود که در آن زمان نیز به دلیل کنار رفتن پرده های جهالتی که دشمنان بر هوش و عقل انسان کشیده اند، از این منبع عظیم علوم و دانش ها استفاده می برند، تا هم به قدرت لایزال الهی در خلقت آگاهی یابند و ازاین رو ایمان خود را کامل تر کنند و هم با آموختن
سنّت های اجتماعی در قرآن
عمل های نادرست برمی انگیزد. بررسی سنّت ها در تفاسیر معاصر به دلیل پی بردن به نحوه برداشت مفسّران از سنّت ها و تطبیق آنها با مسائل عصر می باشد. در این مقاله، بر آنیم به مطالعه سنّت های اجتماعی، در دو تفسیر المیزان و فی ظلال القرآن بپردازیم. با مقایسه این دو تفسیر، معلوم می گردد که از میان سُنَن، تنها در موضوع، امامت بین دو مفسّر اختلاف بنیادین وجود دارد. برای انجام کار، سنّت ها در دو
اثبات مغایرت نفس وبدن از دیدگاه فخر رازی
است، نه فعل که به آن تجرد برزخی می گویند. فخر رازی تعریف واضح و مشخصی برای تجرد یا موجود مجرد ذکر نکرده و صرفاً به تعریف سلبی آن بسنده نموده و تجرد را همان مادی نبودن می داند. وی موجود را به چهار قسم تقسیم می کند: موجود یا واجب است، که در این صورت نه دارای مکان است و نه حال در مکان، و یا ممکن بالذات یا قائم بالنفس است و یا قائم بالغیر. شق سوم، یعنی موجود قائم بالذات هم یا متحیّز است یا