سایر منابع:
سایر خبرها
آشپزخانه ها در خانه های ایرانی تعطیل نمی شوند و با وجود این همه رستوران ها و فست فود های متنوع، باز هم قلب تپنده هر خانه محسوب می شوند. بوی خوشی که از آشپزخانه ها هنگام طبخ غذا می آید روح تازه ای به خانه می بخشد.شاید این قلب تپنده به مکانی تبدیل شده است برای هنرنمایی بانوی ایرانی، آن هم یک هنرنمایی خوشمزه. البته برای خلق این هنر، ابزار های مختلفی نیاز است که مهم ترین آنها، قابلمه ها هستند. اگر
واری در حال تکثیر می باشند. این توده سلولی به اندازه 0.1 میلیمتر شبیه سر سوزن است و اگر درون شما قرار نداشت، می شد با چشم غیر مسلح هم آن را دید و اصلا به یک جنین یا کودک شباهت ندارد. بیشتر بخوانید گفتنی است، تابناک با تو از انتشار و درج مطالب شما در هر یک از زمینه های نامبرده و موضوعات جانبی آن استقبال خواهد کرد. بنابراین، چنانچه مایل به همکاری با ما در این بخش جدید هستید، مطالب
روزها مصمم تر کرده تا پدر و مادرش را بیابد غریبی کودکانی است که می خواهند تبار مادر را بشناسند. می گوید: خیلی سخت است اگر بدانی چه کسی هستی و دیگران ندانند، دیگران ندانند و تو هویت ات را فریاد کنی و کسی باور نکند. سخت است وقتی دست ات از همه جا کوتاه باشد و در چهاردیواری خانه حبس باشی و نتوانی سندی جور کنی که گواه هویت ات باشد. خروج از شهر خون فرشته السادات حسینی، زنی در
... * * از همسرتان عذرخواهی کنید تا سکته نکند! وقتی اشتباهی بین زوجین صورت می گیرد، معمولا زنان زودتر از مردان عذر خواهی می کنند. شاید گفتن جمله من را ببخش یا معذرت می خواهم از جملاتی است که مردان کمتر از آن استفاده می کنند. بیشتر بخوانید گفتنی است، تابناک با تو از انتشار و درج مطالب شما در هر یک از زمینه های نامبرده و موضوعات جانبی آن استقبال خواهد کرد. بنابراین، چنانچه مایل به همکاری با ما در این بخش جدید هستید، مطالب خود را به آدرس bato@tabnak.ir ارسال فرمایید. ...
پَستان خم کند/ پشتِ مویت روی آنان کم کند منتقد که خورده نقدت می کند/ دارد اینگونه حسادت می کند تا که هرجایش بسوزد هی بگو / بغبغو آی بغبغو آی بغبغو منتقد گر باز الحاحی کند/ چاکرت هرچه در او خواهی کند ای جگر، عشق تو دل را کند، خورد/ قلوه ام با معده ام پیوند خورد ما ببو هستیم و تو اسطوره ای/ما یخیم اما تو هاتی، کوره ای ...بگذریم از این من بی فکرمان/ این من اسطوره ساز و قهرمان گرمی هر خانه کم کم سرد شد/ رنگ دنیا رفته رفته زرد شد از قطار زندگی جا مانده ایم/در میان جمع تنها مانده ایم ما خودی برتر از این خود داشتیم/ خود غلط بود آنچه می پنداشتیم ...
خود در کالبد تو دمیدم، وجودت پرتوی از وجود من است، بیا و از سر اخلاص و تسلیم بندگی کن و به ایشان بنمای که نه آنی که می پنداشتند! همانی که من می دانستم! اِنِّی اَعلَمُ ما لا تَعلَمُونَ [span ][71] شاید می خواهد بیاموزد از روی مهر و افق دید بشر را به سوی دوردست ها بگشاید که همه ی عالم محسوس و نامحسوس، لاهوت و ناسوت، مُلک و ملکوت و همه و همه به حمد و ثنا و تسبیح و تنزیه او می پردازند [72] ، سزا نیست
بسیاری خبر می داد و آنچه را که در آینده تا زمان مرگم برایم پیش می آید گفت؛ من از اندرزهای او بسیار لذت می بردم و آشنایی با چنین شخصی را از موهبت پروردگار و ضیافت حضرت رضا (ع) دانستم، کم کم رسیدیم به قدم گاه به موضعی که شاگرد شوفر از مسافرین گنبدنما می گرفتند. * رنگ و طعم غذای حلال و حرام همه پیاده شدیم، موقع ظهر بود خواستم بروم و با رفقای شیرازی خود، مثل گذشته بر سر یک سفره ناهار
و انجیل زمان پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) دانست؛ در هر صورت، آسمانی بودن عهدین کنونی قابل قبول نیست؛ بلکه بخش اعظم آن به ویژه عهد جدید بی شک غیر آسمانی است و به همین سبب، آن چه در قرآن مجید در این باب آمده به طور کامل در عهدین وجود ندارد و آن چه یافت می شود، عباراتی کلی است که بر پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) انطباق دارد. استدلال امام رضا (علیه السلام) بر عباراتی که
تاکید نماید. مقدمه شهید بهشتی یکی از چهره های موثر و جریان ساز انقلاب اسلامی است. چهره ای ذوفنون، منعطف و راهبر که دست زمان و لطف خداوند او را در یکی از حساس ترین دوران های تاریخی ملت ایران قرار داد. او فقیه بود، فلسفه می دانست، به چندین زبان تسلط داشت، کارهای تشکیلاتی و مدیریتی می کرد، به تحزب وکارهای سیاسی توجه نشان می داد و در برقراری دیالوگ و گفتگوی دوسویه ی انتقادی- و