سایر منابع:
سایر خبرها
ملاعلی همدانی و کرسی مرجع پرور او
ممتاز بود، استاد بزرگوار آیت الله العظمی آخوند ملاعلی همدانی است. او مصداق کامل کلام امام صادق علیه السلام بود که فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: حواریون به حضرت عیسی علیه السلام گفتند: ای روح الله! با چه کسی نشست و برخاست کنیم؟ حضرت در پاسخ فرمودند: کسی که:1. دیدارش شما را به یاد خدا می اندازد. 2. گفتارش معلومات شما را افزایش می دهد. 3. رفتارش شما را به عالم آخرت و معنویات ترغیب می
پاسخ کوبنده رسایی به BBC/ عذرخواهی زیباکلام از قالیباف/ جادوگر در سایپا/ عکس آتلیه ای نفت
عذرخواهی کرد. * عکس/ فرزند مدافع حرم 7 ماه پس از پدرش به دنیا آمد حسن شمشادی تصویری از نوزاد تازه متولد شده یکی از مدافعان حرم حضرت زینب(س) را منتشر کرد. * رسایی: تازه فهمیدیم چه کسی سنگ را در چاه انداخته بود/ روحانی مچکریم نماینده مجلس خطاب به رئیس جمهور عنوان کرد: آقای روحانی! چقدر ساده از کنار کاری که 12 سال پیش انجام دادید و در تمام این سال ها فشارهای
شعر/بوی ظهور از یمن می رسد
/> الست آمد اندر وجود از بلی - و آغاز عشق آمد از کربلا به سر نیزه دید او خدا را به عین - به خون عاشقی را رقم زد حسین ز صبح ازل سر زد آن شمس خون - و تابیده شد نور عشق و جنون و شد خاک آدم گل از خون او - خدا خود دل آشفته مجنون او ملک سجده کرد عاشقی را حُسین - سبب ساز خلق همه عالمِین غزل نامۀِ عاشقی را سرود - و باب عاشقی را به خون بر گشود و این گونه شد کربلا شهر عشق - به
سرکنسولگری تعطیل شود مردم می ترسند
بود که ما با وزیر خارجه پاکستان هماهنگ کردیم. آن ها به ما قول داده اند که جان دیپلمات های ما در صورت سقوط شهر به دست طالبان حفظ خواهد شد! شما را به خدا هنر دیپلماسی را ببینید! هنری که از قاتل برای مقتول امان نامه می گیرد. سرکنسولگری تعطیل شود مردم می ترسند با تمام آنچه گفته شد از ایثار و مردانگی شهدای دیپلمات کشورمان نمی توان گذشت. محسن پاک آیین سفیر وقت جمهوری
بنیاد در آینه مطبوعات
خراسان پنج شنبه 15/5/94 درباره شهیدان مدافع حرم مصطفی و مجتبی بختی در این روزهای پس از شهادت سیب های خوش عطری که وقت چیدنشان بود تصویرساز: مصطفی شفیعیگروه پلاک عزت- خیلی وقت بود که حال و هوای دیگری داشتند، نمی توانستند زخمی بر حرم امامان معصوم ببینند و ساکت بنشینند و تماشاکنند.می گفتند ائمه ما در زمان خودشان به قدر کافی مورد بی مهری قرار گرفته اند . اصلا انگار برای
شهیدی که پیکرش بااسید هم ازبین نرفت
می شد، نمی گذاشت من یک تشک زیرش بیندازم، می گفت: مادر اگر ببینی رزمندگان شبها کجا می خوابند! من چطور روی تشک بخوابم؟ اگر می گفتم آب می خواهم فوری تهیه می کرد. خرید می کرد مرا می برد حرم حضرت معصومه (س) می گفت نکند غصه بخورید، من دارم به اسلام خدمت می کنم، خدا عوضش را به شما می دهد. خدا یار بی کسان است. حدوداً از سال 60 تا 65 در جبهه حضور داشت هر بار که بر می گشت از قصه های خودش برایم تعریف می کرد
گزارش سفر به کربلا و شرکت در همایش وحید بهبهانی
مختاری و دوستان دیگر را تا مغرب ندیدیم. مغرب، همه به مسجد شهرک آمده، نماز خواندیم. شام خوردیم و راهی حرم مطهر شدیم و تا یازده و نیم شب آنجا بودیم. دلچسب و عالی. امروز دو ساعتی با آقای طارمی صحبت کردیم. از دایره المعارف نویسی تا مسائل متفرقه دیگر. ایشان مستقیم از قول آقای حلبی نقل کردند که گفته بودند مرحوم شیخ حسنعلی نخودکی گفته بود که با اوراد، کار تیمورتاش را تمام کرده است. یعنی اینها سبب
خاطرات هاشمی رفسنجانی در مورد سقوط فاو و جنگ/دفاع سردار قربانی: اشتباه کرده است !!با تحلیل های آبدوغ ...
) کمک بگیریم. این شد که به آقای طبسی در آستان قدس، از خط مقدم تماس تلفنی گرفتم. به ایشان گفتم: می توانم خواهشی از شما بکنم؟ آقای طبسی گفتند: بفرمایید! گفتم: شما یک نفر را بفرستید پرچمی که روی حرم امام رضا(ع) است را 24 ساعته به ما برسانند. همینطور هم شد. پرچم را برای ما آوردند. من هم یک نامه ای نوشتم رساندم به مرتضی قربانی که فرمانده لشکر 25 کربلا بود. به برادر قربانی گفتم: تا قبل از ظهر باید
با شهدای جهاد دانشگاهی
انجام داده اند و ان شاء الله که سزاوار اجرا و ثوابند ولی ما تقصیر داشته و گنهکاریم. من بنده عاصیم رضای تو کجاست/ تاریک دلم نور وضیای توکجاست ما از تو بهشت اگر به طاعت بخشی/ آن بیع بود لطف و عطای تو کجاست ای والدین گرامی من که در این چند روزه دنیا جز اذیت و آزار و ناراحتی چیزی برای شما نداشتم عمر دنیایی ام رنج بود از برای شما بلکه انشاء الله با شهادتم ثوابی نصیب شما
اولین مداح ایرانی که در نیویورک روی چهارپایه رفت
اربعین و فاطمیه در خانه اش برنامه روضه زنانه می گیرد و آن هایی را هم دعوت می کند که اغلب مسجد نمی روند و بیشترشان بی حجاب هستند و یادم هست اتاقی بالای خانه اش بود که من را از پله ها بالا می برد که من برای آن ها روضه بخوانم و بعدها همین خانم های بی حجاب می آمدند و تشکر می کردند و می گفتند این روضه شما ما را برد به فضای سال های پیشی که مثلا به مدینه یا مکه رفته بودیم. خاطره بعدی را هم از
این ثروت قابل تحریم نیست!
خوبی برات نبودم...(گویا یکی از نیرو هایش اجازه عقب نشینی می خواهد، فریاد می زند) : نه نه! عقب نشینی تو کار نیست، سنگر رو حفظ کن! سنگر رو حفظ کن!.. شهید مهدی صابری یکی از شهدای افغانستانی مدافع حرم است که فرماندهی گروهان حضرت علی اکبر(ع) را برعهده داشت و پس از شهادت در قطعه شهدای مدافعان حرم بهشت معصومه (س) شهر قم به خاک سپرده شد. مدافعان از نگاه نامحرمان این روایت ها تنها بریده ای
علامه محمدتقی بهلول و قیام تاریخی مسجد گوهرشاد
مرحوم بهلول هم همین طور. ایشان با داماد ما، مرحوم حاج شیخ احمد سعیدی قوچانی دوست بود و من چند بار که به قم رفتم، ایشان را در منزل همشیره دیدم. بعد از فوت مرحوم آقا هم گاهی که به مشهد می آمد، سری هم به ما می زد. هیچ وقت در جایی ساکن نبود. * هنوز منبر می رفت؟ نمی دانم، ولی یک بار در روز جمعه ای در منزل جلسه روضه داشتیم و همه جای خانه پر از جمعیت بود. حاج شیخ احمد سعیدی قوچانی در
ساخت دهکده ای با هزینه های میلیونی
بزنیم. حرفی نداریم. داشتم بازی می کردم، مامان زد تو بازی! صحنه بعدی، در اتوبوس نشسته اید. کنار دستتان نه یک کودک، که زنی بزرگ سال نشسته است. سرش را از روی گوشی بر نمی دارد. دستش تندتند روی صفحه لمسی گوشی حرکت می کند و هر چند دقیقه یک بار لبخندی گوشه لبش می نشیند. داخل گوشی که سرک می کشی، موجودی با چشم های گرد و با خنده مشغول غذاخوردن است. فرزند زن کنار دستش نشسته و هرچه روسری و مانتوی
تبعات ورود انگلیس به ماجرای مشروطه
نبود امضا می کنم و الا فلا. مدتی بعد در کشور بلوا و آشوب ایجاد شده بود و محمدعلی شاه نامه ای به علمای نجف اشرف نوشت و گفت که مزدکی مسلکان، مملکت را به هم ریخته اند و بیش از این همه نمی توانم تحمل کنم. دستور داد تا هفت هشت نفر که نظر وی مفسد و هتاک بودند و در مجلس تحصن کرده بودند دستگیر کنند تا آنها را ادب کند ولی مجلسیان و انجمن ها از آن هتاکان حمایت کردند. مجلس به این افرادی که برای
گفتگویی خواندنی با مداحی که مقیم کانادا می باشد
اش بود که من را از پله ها بالا می برد که من برای آن ها روضه بخوانم و بعدها همین خانم های بی حجاب می آمدند و تشکر می کردند و می گفتند این روضه شما ما را برد به فضای سال های پیشی که مثلا به مدینه یا مکه رفته بودیم. خاطره بعدی را هم از کاروان کربلای فاسی زبانان برایمان می گوید: در سال 2009 در مسجد امام علی بودیم و داشتم رجز حضرت عباس را که قبلا آقای کریمی خوانده بودند را به اقتباس از ایشان می خواندم