سایر خبرها
آخرین خواسته ای که اجابت نشد!
بیاورم؟ گفت: نه. اشتها ندارم. و بعد رفت خوابید. آیا صبح ماند و بچه ها را دید؟ بله! چون خودش می دانست آخرین روزی است که ما را می بیند، آن روز صبحانه را در منزل ماند. صبح که برای نماز بیدار شد رفت داخل آشپزخانه وضو بگیرد، من هم رفتم داخل آشپزخانه تا وارد شدم دیدم او دو دستش را روی محاسنش گذاشته و در فکر فرو رفته. رفتم جلو. تلنگری به او زدم و گفتم: کجایی؟ گفت: می خواهم یک چیزهایی
قاتل گوش بر: از مرگ می ترسم، مرا ببخشید!
برای قتل نداشتم و تمام قتل هایم اتفاقی رخ داد. مجید مرداد امسال نخستین جنایت خود را انجام داد و در جریان آن مرد جوانی را کشت. او در این باره ادامه داد: با مقتول اختلاف داشتم و روز حادثه در ماشینم درگیر شدیم. او چاقو کشید و من هم در دفاع از خود او را با چاقو زدم. او سپس پسر جوانی به نام علی را کشت. راز این قتل در جریان اعترافات همسر مجید فاش شد. زن جوان به بازپرس گفت: چندی قبل
از رابطه پنهانی تا جنایت
سرعت از روی او رد شوند جسد را جابه جا کردیم. هرچند ابتدا وقوع تصادف به ماموران گزارش شده بود اما بعد مشخص شد آثار جراحت های عمیق روی بدن این زن وجود دارد و او با ضربه چاقو به قتل رسیده است. پس از انتقال جسد به پزشکی قانونی و آغاز بازجویی ها مشخص شد مقتول سارا نام داشته و زمان حادثه چندنفر از اقوامش او را دیده اند. از آنجایی که سارا با مردی غریبه سوار ماشین بوده، بعد از مواجهه با شوهرخواهرش فرار کرده
زندگی با رنگ آرمان گرایی
خاطر آن بازداشت شدم. معتقدم که هر دوی ما یک هدف داشتیم اما ممکن است زبانی که برای بیان موضوع انتخاب می کنیم با یکدیگر فرق کند؛ چراکه همه هدفمان این است که جایی را خراب نکنیم بلکه آن را بسازیم. حجت الاسلام زائری: اتفاقا حرف من هم همین است که چه زاویه دید و چه زبان به بلوغ رسیده است. شاید در گذشته حوزه علمیه به کارگردان سینما اعتماد نداشت و ما به مرور زمان نیاز داشتیم تا این اعتماد به وجود
بخشش های دردسرساز!
بارها در روزنامه ها از حوادثی مطلع شده ایم که فردی با خودروی امانتی دوست خود مرتکب سرقت و حتی قتل شده است و مالک خودرو پس از دستگیری، در حالی که روحش هم از ماجرا خبر نداشته، مورد اتهام این جرایم قرار گرفته است. یا فردی از طریق تلفن همراه شخصی دوستش اقدام به کلاهبرداری و ایجاد مزاحمت کرده و صاحب تلفن بی خبر از این موضوع، وقتی به پلیس احضار شده، دریافته است که سیمکارت و تلفن همراه او به عنوان وسایل ارتکاب جرم، مورد تعقیب پلیس بوده است. * پلاک گمشده علی، یکی از قربا
صحنه سازی تصادف برای پنهان کردن اسرار جنایت
زن جوان بعد از اینکه به دوست همسرش علاقه مند شد، نقشه قتل شوهرش را کشید و آن را با کمک همدستش اجرا کرد. پرونده اتهامی این زن برای رسیدگی به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شده است و او به زودی پای میز محاکمه می رود. به گزارش شرق، متهمان که بهناز و پرویز نام دارند، یک سال قبل مرتکب این قتل شدند هرچند آنها قصد داشتند مرگ رامین - شوهر بهناز- را تصادف جلوه دهند اما مشخص شد او به عمد کشته
سران فتنه بواسطه حکم حکومتی اعدام نشدند
این به صَلاح اسلام است، موافقم ولو وظیفه خودم را حرکت تندتر تشخیص می دهم ولی حاضرم آرام تر عمل کنم برای اینکه دسته جمعی اقدام شود. اما اینکه گفتند که عده ای در منزل من می آیند و چیزی می گویند، خب آنجا هم عده ای می نشینند و می گویند خمینی کیست؟ حالا من بروم گله کنم که چرا در خانه شما چنین حرفی زده اند؟ من گفته ام دست همه مراجع را می بوسم، اهانت به مراجع را حرام می دانم ولی همه افراد را که نمی توانم
دفاعیات عجیب عاملان قتل یک زن
دیدم فاطمه در خانه نیست که همان لحظه خانواده همسرم به خانه مان آمدند و باجناقم عباس گفت فاطمه را زمان سوار شدن به پیکان وانتی دیده است. وی افزود: شوکه شده بودم که تلفنم به صدا درآمد و اسماعیل که قرار بود پرده های خانه مان را نصب کند ادعا کرد فاطمه را در نزدیکی روستای یغه پیاده کرده است.عباس نیز گفت: با همسر و مادرزنم قصد داشتیم به خانه فاطمه برویم که در خیابان دیدم فاطمه سوار پیکان وانت شد و
قتل دوست با تصور دخالت در زندگی خصوصی
سراغ همسر سابق متهم رفتند. این زن گفت: من از مدت ها قبل با سامان اختلاف داشتم، او مردی بداخلاق بود، مواد مصرف می کرد و مرا کتک می زد حتی من را از خانه بیرون انداخته بود. اختلافات ما هیچ ربطی به اکبر نداشت اما بعد از اینکه از شوهرم جدا شدم با اکبر به صورت صیغه ای ازدواج کردم و او هزینه های زندگی ام را تامین می کرد. متهم در ادامه به بازسازی صحنه قتل پرداخت و در نهایت برای او قرار مجرمیت و کیفرخواست صادر شد و پرونده در اختیار قضات شعبه113 دادگاه کیفری استان تهران قرار گرفت. بنابر این گزارش جلسه محاکمه متهم به زودی برگزار می شود. ...
رازهای حوزه ولایت به روایت استاد پرورش
منافقین و بنی صدر نزدیک شده بود، آنها او را جلو انداخته بودند و می خواستند در مشهد غائله ای راه بیندازند. به منزل امام زنگ زدم و کسب تکلیف کردم. آقای توسلی پس از سؤال از امام (ره) به من گفت: او را دستگیر کنید و به تهران بفرستید. گفتم: آنها مسلح اند و ممکن است درگیری رخ دهد. مجدداً از امام سؤال کرد و گفت: سعی کنید او را دستگیر کنید. پس از قطع شدن تلفن دقایقی نگذشت که آقای توسلی زنگ زد و از قول امام(ره
روایت حبیبی از علت آزادی 24 ساعته فائزه
را می کنیم و دفتر من برای این ها همیشه باز است. امام (ره) در خواب می فرمایند که این ها کارهای خوبی است، حالا اگر یک نفر در منزل شما آمد، آدم نیازمندی هم بود چه می کنید؟ من هم به امام (ره) گفتم اگر خودم باشم، بالاخره یک کاری می کنم و نمی گذارم مأیوس برود اما اگر هم نباشم به همسرم سپردم با امکاناتی که خود ایشان دارد و من در اختیارشان می گذارم، کسی به در منزل آمد و ثابت شد که واقعاً نیازمند است، باید
تحقیقات سال 88 ما نشان می داد احمدی نژاد رأی می آورد/ قرار بود آمریکا پس از توافق با لیبی تحریم ها را ...
سازمان ملل انتخاب شدم. اما به جز خاورمیانه، پرونده افغانستان که کم تر کسی به آن توجه می کرد را نیز به من محول کردند. از بخت خوب من، آقای اخضر ابراهیمی آن زمان با ابتکاری خوب، شش همسایه افغانستان به همراه روسیه و آمریکا را گردهم جمع کرد. هنگامی که در این گروه کار خود را آغاز کردیم احساس ما این بود که پاکستان و عربستان سعودی که متحدان سنتی آمریکا بودند، با ما همراه خواهند بود. اما وقتی
حکم حکومتی رهبری مانع اعدام سران فتنه شد/ رهبری تذکری به بنده نداده اند بلکه تأیید هم کرده اند/ نگران ...
حاضرم آرام تر عمل کنم برای اینکه دسته جمعی اقدام شود. اما اینکه گفتند که عده ای در منزل من می آیند و چیزی می گویند، خب آنجا هم عده ای می نشینند و می گویند خمینی کیست؟ حالا من بروم گله کنم که چرا در خانه شما چنین حرفی زده اند؟ من گفته ام دست همه مراجع را می بوسم، اهانت به مراجع را حرام می دانم ولی همه افراد را که نمی توانم کنترل کنم. منظورم از ذکر این داستان این بود که این اختلاف، هم در
نامه سلیمی نمین به آیت اله سیدمحمد خامنه ای:عجیب است بعد از سه دهه اشتباه خود را تکرار می کنید
گذاشته بود از خطر مجازات فرار می کرد. (مرز عبور، شماره 7 آذر 93، ص34، ستون دوم) در این فراز جناب عالی با اصرار بر خطای خویش، تدبیر امام(ره) را مغایر قانون و اصول می خوانید. البته این تأکید بر درستی کار خود در چند جمله دیگر نیز آمده است: من به او آرامش دادم و گفتم ما کار درستی کرده ایم . اما در عین حال آن جا که می خواهید جمع آوری امضا برای این نامه بحران زا برای کشور را به