مصطفی کیایی کارگردان فیلم عصر یخبندان گفت: ما عامدانه چند پایان متفاوت را برای این فیلم در نظر گرفتیم چرا که می خواستیم از این طریق به گره های قصه مان پاسخ دهیم. هرچند که در این اثر من قصد داشتم یک قصه تلخ را روایت کنم اما بارها و بارها صدای خنده تماشاگران در سالن پیچید که فکر می کنم این موضوع به خاطر حضور محسن کیایی است. تدوین این فیلم متکی به فیلمنامه بود و ما این ریتم را براساس قصه مان انتخاب کردیم.
. منوچهری با تلفن حرف می زد و من فهمیدم کدام یک از دوستانم دستگیر شده اند. دوست صمیمی ام را درست روز قبل از من گرفته بودند. منوچهری داد زد: کی هستی؟ جواب دادم. و بعد شروع کرد به فحش دادن؛ رکیک ترین فحش های روی زمین. و بعد هم گفت اعدامت می کنیم. منوچهری- از معروف ترین و جلادترین شکنجه گران ساواک- رو می کند به اتاق بغلی و می گوید: دکتر رضایی تحویلش بگیر. پرونده یوسف باروتی زیر دست دکتر رضایی می
تر از این نیست که با هر تپش قلب انتظار خوردن مشت داشته باشی بخش چهارم یکی از آن ها محکم توی صورتم زد و به سرعت چشم بند را روی چشمم کشید، گوشی های صداگیر را روی گوشم گذاشت و بعد یک جعبه را روی سرم کشید. نمی توانستم بفهمم چه کسی دارد چه کاری انجام می دهد. زنجیرها را دور قوزک پا و مچ دستم محکم کردند؛ بعد از آن، خون ریزی شروع شد. تنها چیزی که می شنیدم صدای بازجو بود که با الفاظ
یکی از همین افراد برنامه فرار به اطلاع رضایی برسد. لذا یک بچه را انتخاب کردند تا او این نقش را ایفا کند. آن بچه در روز مورد نظر با سماجت کفش دو سه نفر ساواکی را پاک کرد و بعد کفش رضایی را هم واکس زد، در همان حال یک کاغذ داخل کفش او قرار داد. در آن کاغذ پیام لازم به وی داده شد... رضایی هم چند روز آنها را به این طرف و آن طرف کشاند... تا اینکه بالاخره به آنها می گوید به این حمام برویم، دوستان من
اعتقاد من حتی نگاه به چنین اشخاصی بر روح و روان انسان اثر منفی می گذارد، بازجویان ساواک به قدری آلوده و پلید بودند که بعد حیوانی شان به نهایت اعلا رسیده بود و تا مرتکب جنایات پلید خود نمی شدند، اقناع نمی شدند. بازجوها ترفندهایی را به کار می بردند تا از بچگی من استفاده کنند، در اتاق بازجویی برای ناهار خودشان چلوکباب گذاشته بودند و بعد یک پرس از همان غذا را جلوی من گذاشتند تا تصور کنم آنها
فارغ از این حواشی، آنچه اهمیت دارد فعالیت نامداری در مقام مستند ساز و مجری رسانه ملی است که موضوع سبک زندگی ایرانی را به صورت تخصصی دنبال می کند. با او به بهانه حواشی زرد رسانه ای تا آینده کاری هدفمندش به گفت وگو نشستیم. ماحصل این گفت وگو بسیار خواندنی است. اصلا دلم نمی خواهد وارد مسائل زندگی خصوصی شما شوم اما چون حواشی به روند کار حرفه ای قطعا صدمه زده سوال می کنم، چرا خبر جدایی تان
گزارشی از حاشیه هایی بر متن روز اول کاخ جشنواره فیلم فجر، نگاهی به برنامه 6 فیلم روز دوم کاخ جشنواره، گزارشی درباره مستند زندگی پنهان در جشنواره فجر، برگزاری نشست مطبوعاتی فیلم ارغوان ، حضور ابراهیم حاتمی کیا در روز نخست جشنواره در کاخ جشنواره فیلم فجر، اعلام نتیجه آرای تماشاگران در روز نخست جشنواره فیلم فجر، صحبت های کیارش اسدی زاده کارگردان جوان فیلم شکاف ، فروش بلیت سفید توسط سینما آزادی برای ایران برگر و عصر یخبندان ، برگزاری نشست مطبوعاتی فیلم سینمایی ناهید و آرزوی کارگردانی که می خواست اورسن ولز بشود، تقدیم نمایش روز اول بوفالو به پرویز پرستویی، صحبت های فرزاد موتمن درباره فیلم جدیدش خداحافظی طولانی ، حضور نیکلاس کیج در فیلم الیجا وود به نام اعتماد ، اظهارات امیراحمد انصاری درباره بخش نگاه نو جشنواره، نگاهی به باکس آفیس هفته گذشته سینمای امریکا و صدرنشینی دوباره تک تیرانداز ، گفت و گویی صمیمی با ارسلان امیری نویسنده ناهید و در پایان نگاهی به اثر جدید زیبای پل توماس اندرسون یعنی گناه ذاتی سرخط مهمترین اخبار سینمایی امروز ایران و جهان را به خود اختصاص داد. ...
شد او را دچار نوعی سردرگمی و بلاتکلیفی کرده بود. من به او توصیه کردم برای اینکه با افکار و عقاید خود ایرانی ها هم آشنایی پیدا کند ملاقاتی با خانواده و نزدیکان داماد ایرانی خود ترتیب دهد. بیرد این پیشنهاد را پذیرفت و قرار شد صبح روز بعد قرار صبحانه ای با خانواده و بستگان داماد ایرانی او بگذاریم. نتیجه ای که از این دیدار گرفته شد تقریباً همان بود که من پیش بینی می کردم. اعضای مسن تر خانواده