سایر منابع:
سایر خبرها
پولدارترین زن ایرانی را بشناسید + تصاویر
مخالف نیستم و مطمئن باشید اگر چنین ثروتی داشتم حتما کمک می کردم و همین الان هم در سطح خودم چنین فعالیت هایی انجام می دهم. چه فعالیت هایی؟ من به عنوان یک ایرانی مسلمان مثل خیلی های دیگر عادت کمک به دیگران را دارم و اگر توانایی مالی ام افرایش یابد قطعا این کمک ها را نیز افزایش خواهم داد و هیچ بحثی در آن ندارم اما به همه کسانی که تماس می گرفتند هم می گفتم که من آن سوپر
اخبار برگزیده فضای مجازی؛ داعشی ها سایت یک دانشگاه ایرانی را هک کردند / اندر حکایت پولادی / مگان 15 ...
موضوع آنقدر بد بود که می دانستم خانواده به هم می ریزد و اختلافات شدیدی بین ما به وجود می آید. من دو دختر داشتم و به خاطر سرنوشت آنها چیزی نمی گفتم تا اینکه برادرم خودش موضوع را متوجه شد و تصمیم گرفت از همسرش جدا شود. این موضوع رو شد اما به خاطر اینکه برادرم، همسرش را طلاق داده بود دیگر همه چیز تمام شد. مدتی بعد متوجه شدم همسرم با مینا ازدواج کرده است. مطرح شدن دوباره این قضیه باز هم خانواده را به
رابطه پنهانی با جنایت پایان یافت
تا اینکه برادرم خودش موضوع را متوجه شد و تصمیم گرفت از همسرش جدا شود. این موضوع رو شد اما به خاطر اینکه برادرم، همسرش را طلاق داده بود دیگر همه چیز تمام شد. مدتی بعد متوجه شدم همسرم با مینا ازدواج کرده است. مطرح شدن دوباره این قضیه باز هم خانواده را به هم می ریخت؛ برای من دیگر زندگی خودم مهم نبود بلکه بچه های خودم و بچه های برادرم مهم بودند، به خاطر همین دوباره سکوت کردم تا اینکه برادرم متوجه شد و شوهرم را به قتل رساند.
عروس محکوم به اعدام از قوه قضاییه درخواست کمک کرد
اختلافات را حل کنم. او هیچ وقت جلو دیگران آنطور که در خانه تنها بودیم با من رفتار نمی کرد. همیشه جلو دیگران من را مقصر نشان می داد. چرا از هم جدا نشدید؟ مدتی بعد از ازدواج بچه دار شدیم وجود بچه وضعیت را سخت تر کرد. طلاق هم سخت شده بود البته به خاطر مشکلاتی که داشتم یکبار تصمیم به جدایی گرفتم اما مساله با وساطت خانواده حل شد و من دوباره به زندگی با شوهرم برگشتم. رفتار شوهرم طوری بود که همیشه تحقیر می
قتل؛ جواب تجاوز به زن ایرانی!!
مشکلی با هم نداشتیم تا اینکه یک شب وقتی با همسرم خواب بودیم صدای پیامک تلفن همراه شنیدم صدا خیلی نزدیک بود، متوجه شدم گوشی در لباس همسرم است از او پرسیدم این گوشی چیست؛ تو که گوشی نداشتی؛ اول گفت متعلق به خواهرش است و بعد که گوشی را دیدم فهمیدم متعلق به دوست هموطنم سعید است. خیلی ناراحت شدم محتوای پیامک هایی که درگوشی بود نشان می داد آنها مدت هاست با هم رابطه دارند و سعید عاشق زن من است. نمی توانستم
درخواست طلاق زن به خاطر تیپ نزدن شوهر!
هم به دلیل این که شوهرم باب میل من لباس نمی پوشد هم به خاطر لجبازی های او مهریه ام را طلب کرده ام. شوهر این زن نیز در دادگاه حضور داشت و خطاب به قاضی گفت: همسرم از من می خواهد که مدلی نامتعارف برای پوشش خود انتخاب کنم ولی من از زمان ازدواج به همین شکل بودم و تغییر نمی کنم. وی ادامه داد: همسرم از سوی دخترخاله های خود برای این که پوشش من را تغییر دهد تحریک می شود و حتی یک روز
قتل همسر در لاس وگاس قصاص در تهران
دارم اما بیگناه هستم. الهام از ابتدا قصد کلاهبرداری از من را داشت، ما سال 81 در نوشهر ازدواج کردیم این درحالی بود که او سال 78 با مرد دیگری ازدواج کرده و از او جدا نشده بود. الهام این موضوع را از من مخفی کرده بود و قصد داشت بعد از گرفتن اقامت از من جدا شده و با همسر دومش در این کشور زندگی کند. دو سال بعد از زندگی در آمریکا متوجه این موضع شدم و از سال 84 او را به ایران کشاندم تا طلاقش را بدهم اما
اگر وضعیت مصیبت بار نبود کاندیدا نمی شدم / نه شرط می گذارم و نه شرط می پذیرم
. براساس آمارهای رسمی سن ازدواج 5 سال افزایشیافته است. نه تنها سن ازدواج بالا رفته که نهاد خانواده به عنوان نهاد مقدس اجتماعی تهدید شده است. نرخ طلاق روز به روز بیشتر می شود. متوسط طلاق در کشور یک به شش است. در برخی شهرها یک به سه است. بهداشت مردم هم جزو وظایف حاکمیتی است که به صراحت در قانون اساسی مطرح شده است. بیش از 70 درصد از هزینه درمان را مردم می پردازند در حالی که در دنیا زیر 15 درصد است
این مطلب را عروس ها بخوانند!
شرق:در این حادثه که در شهرستان هشتبندی واقع در استان هرمزگان رخ داد عروس جوان وقتی به آرایشگاه رفت طبق قرار قبلی از آرایشگر خواست کلاه گیسی را که سفارش داده بود روی سر او بگذارد اما به محض اینکه کلاه روی سر عروس چسبانده شد او به شدت احساس سوزش کرد و موضوع را به زن آرایشگر اطلاع داد اما این زن به وی گفت سوزش طبیعی و به خاطر گیره ها و موادی است که استفاده کرده است. سوزش لحظه به لحظه بیشتر می شد اما
متن کامل مصاحبه با شهرام جزایری؛ راز لبخند معروف در دادگاه چه بود؟!
از دست داده ام و الان یک ورشکسته اقتصادی هستم که حتی در تامین دخل و خرج خانواده ام عاجز و ناتوانم اینها همه واقعیات زندگی من است که باید به آنها اعتراف کنم و دیگران هم باید از سرنوشت من درس عبرت بگیرند.بنا بر این از شما هم می خواهم کاری کنید که نام شهرام جزایری به قبرستان مرده های ورشکسته رفته و از توهمات ذهنی تخیلی خارج شود. تفکر حال حاضر من این است با این وصف که ممکن است برخی ها مرا با افراد
زندگی زوج جوان به خاطر قسم نخوردن مرد به پایان رسید!
چندی پیش زن جوانی با مراجعه به دادگاه خانواده، به قاضی گفت: آقای قاضی همسرم بعد از 17 سال زندگی مشترک و با وجود یک دختر 12 ساله، پنهانی ازدواج کرده است. چند روز پیش فهمیدم که حسین یک سال پیش به صورت موقت با زن دیگری ازدواج کرده و تا الان هم با او ارتباط داشته است.وی ادامه داد: وقتی موضوع را متوجه شدم اصلا باورم نمی شد. حسین هم اصلا انکار نکرد و به من گفت آن زمان به خاطر اختلافاتی که با هم داشتیم
محمدرضاشاه یک بار و من سیزده بار به سلطنت رسیدم!
این که واجد شرایط ازدواج مجدد بودم، به او که خود همسر شهید و از خانواده ای کاملا مذهبی بود، پیشنهاد ازدواج دادم. اما خانواده اش مخالف این ازدواج بودند و شاید چیزی نزدیک به هشت سال طول کشید تا بتوانم جواب بله از آن ها بگیرم. حتماً چهره و ظاهرتان باعث این مخالفت شده بود؟ نه، اتفاقا آن ها نسبت به هنر و شغل من حساسیتی نداشتند. اما حالا ایشان همسر من هستند و دخترشان که دختر من هم هست
خاطرات بسیار خواندنی از دختر امام
داشتند با مادرم شام می خوردند. شنیدم که گفتند: به فهیم نگویید. من همان جا متوجه شدم که ایشان می خواهند به بیمارستان بروند، منتها ایشان به دیگران توصیه می کردند به من نگویند که حواسم برای امتحان پرت نشود. من به روی خودم نیاوردم که می دانم. آمدم و نشستم و صحبت کردیم و شب به منزل برگشتم. صبح فردا دلم نیامد که نروم و امام(ره) را نبینم. از آن طرف هم از بیمارستان گفته بودند جواب آزمایش حاضر نیست
قاتل: به زنم تجاوز کرد، او را کشتم
رفتیم بکشاند. مهربان هم قبول و او را به باغ دعوت کرد من از قبل پشت در باغ منتظر ایستاده بودم مهربان هم بیرون بود همین که مهران از روی دیوار پرید تا در را برای مهربان باز کند او را گرفتم. دستانم را روی گلویش گذاشتم و فشار دادم بعد رهایش کردم. با مهربان به خانه برگشتیم می خواستم او را هم بکشم چون زن فاسد باید از بین برود اما چندروز بعد متوجه شدم زنم موضوع را به پلیس گفته است. تصمیم گرفتم جسد را از
داعشی ها سایت یک دانشگاه ایرانی را هک کردند / اندر حکایت پولادی / مگان 15 میلیون تومانی! / تعطیلی 24 ...
به هم می ریزد و اختلافات شدیدی بین ما به وجود می آید. من دو دختر داشتم و به خاطر سرنوشت آنها چیزی نمی گفتم تا اینکه برادرم خودش موضوع را متوجه شد و تصمیم گرفت از همسرش جدا شود. این موضوع رو شد اما به خاطر اینکه برادرم، همسرش را طلاق داده بود دیگر همه چیز تمام شد. مدتی بعد متوجه شدم همسرم با مینا ازدواج کرده است. مطرح شدن دوباره این قضیه باز هم خانواده را به هم می ریخت؛ برای من دیگر زندگی خودم مهم
اسید پاشی هولناک مرد بدبین به مادر 2 کودک
پلیس نشان داد مرد اسیدپاش در زندگی اش نسبت به عفت دچار بدبینی و افسردگی شدید شده و 3 بار در یکی از مراکز روان درمانی تحت مداوا قرار گرفته است. عباس در بازجویی ها گفت: عفت برخورد مغرورانه ای داشت و با من لجبازی می کرد. همیشه می گفت مرا دوست ندارد و همین برایم قابل هضم نبود. هیچکس نیامد مشکلاتمان را حل کند و من ناخواسته همسرم را طلاق دادم و بعد از 14 سال زندگی با زن و بچه هایم تنها شدم و این در حالی
جنایت خانوادگی در قرار شبانه
تا حدی که با چاقو مرا تهدید به مرگ کرد و چون تحمل این شرایط برایم سخت شده بود به ناچار همراه پسرم که 13 ساله است باز به خانه پدرم برگشتم. وقتی خانواده ام متوجه شرایط زندگی ام شدند خواستند از شوهرم جدا شوم و همین باعث شد مزاحمت های همسرم بیشتر شود. وی ادامه داد: شوهرم هر روز زنگ می زد اما جواب تماس هایش را نمی دادم تا اینکه در پیام هایی که می فرستاد خواست بار دیگر با هم حرف
او را کشتم چون همسر سابقم را صیغه کرد
. فرزند هم داری؟ یک دختر 15 ساله دارم که از وقتی به زندان افتاده ام او را ندیده ام. چرا از همسرت جدا شدی؟ چند سالی بود که به رابطه همسرم به شوهر خواهرم مشکوک شده بودم. چند بار به او گفتم حقیقت را بگوید، اما انکار می کرد به همین خاطر او را طلاق دادم. چرا شوهر خواهرت را کشتی؟ بعد از طلاق همسرم متوجه شدم شوهر خواهرم او را صیغه کرده است. خیلی عصبانی شده
"برای پشیمانی دیر شده" / پسر جوان: عاشق دختر خاله ام بودم ولی با دختران شیشه ای رابطه داشتم
. سعی می کردم کمتر به خانه بروم و بیشتر وقتم را در محل کار می گذراندم. در آنجا من متوجه رفت و آمدهای مشکوکی شده بودم و حالا که فکر می کنم می فهمم که همه آنها برای به دست آوردن مواد به آنجا می آمدند. صاحبکارم پخش کننده مواد بود حتی گاهی زنان و دختران زیادی به آنجا می آمدند. نمی دانم چطور شد با یکی از آن خانم هایی که برای گرفتن مواد به آنجا می آمد آشنا شدم. خیلی به او وابسته شده بودم. با
صدای ناله سورنا در بغض شکسته عشق
های گذشته نیست. پدر ارغوان در پی بردن و آوردن های دخترش به کلاس موسیقی یک زن ارمنی عاشق دختر او "لی لی" که او هم مدرسِ سازی به جز پیانوست می شود. ارغوان به این رابطه پی می برد و به خاطر مادرش که در خانه مریض و بستری است از پدرش دلشکسته شده تا آن حد که بعد مرگ مادرش نیز پدر را نبخشیده و با خاله اش برای زندگی روانه شیراز و سپس وین می شود. همه چیز سرد و یخی و آرام می گذرد. نه جمله عاشقانه ای دیالوگی
جنایت تکان دهنده مرد شیشه ای + عکس
. پدرم را کشتم اما انگار شیطان وجود همسر و پسرم از من قوی تر بودند که نمردند! وی در حالی که منکر توهماتش بود گفت: از سه سال قبل که مادرم مرد شیطان به خانواده ما نفوذ کرد. همسرم گمراه شده بود شیطان در روح پوریا لانه کرده بود پس باید هر سه کشته می شدند. به همین خاطر صبح زود سمیه را زدم و به خانه پدرم رفتم. حدود ساعت 11 صبح او را هم کشتم، پریا را همانجا گذاشتم اما پوریا را با خود بردم و بعد از ظهر او را
متهم فساد مالی: امضای قاضی را هم می توانم جعل کنم!
زمین می ماند را من انجام می دادم؛ من وکیل و معاون حقوقی بودم. وی با بیان اینکه کار من ثبت شرکت بود گفت: اما نه به قصد آنکه بخواهم ضرری بزنم؛ من هم به خاطر اعتماد به خسروی که چشم راست وی بودم این کارها را انجام دادم. قاضی سراج در واکنش به اظهارات متهم که مدعی شد قادر است همه امضاها را جعل کند، از وی پرسید هر امضایی را؟ که متهم در جواب گفت: بله. حتی اگر امضای شما را هم ببینم می
سی ساله های به درد نخور؟!
و دیالوگی که برای سی ساله های به درد نخور شاید کمی سنگین باشد. گذری اگر به آمار افسردگی و بزه داشته باشیم، ردپای این کلمات به شکل و شمایل دیگری به خوبی خودنمایی می کند. آماری از جمله اعتیاد، بیکاری، افزایش سن ازدواج، آمار رو به رشد طلاق شاید ناشی از همین سرخوردگی هاست. سرخوردگی هایی که جوان ایرانی را از فرماندهان دلاور دیروز به به دردنخورهای امروز می رساند. به راستی ایراد کار کجاست که از نظر یک نماینده مجلس شورای اسلامی، خانه ملت، سی ساله ها به درد نظام وظیفه نمی خورند؟ اخبار اجتماعی - ابتکار ...
افشاگری رحیمی علیه احمدی نژاد
او برای تاکید بر منتسب نبودن به هاشمی حتی ماجرای معروف تراکتورها را هم تکذیب می کند و در ادامه شاید به امید بازگشت به آغوش اصولگرایان، همزمان با فاصله انداختن بین خود و هاشمی، از احمدی نژاد هم فاصله می گیرد و لب به افشاگری علیه او می گشاید. چرخه اعلام برائت اصولگرایان از احمدی نژاد و تبری جستن احمدی نژاد از جرایم رحیمی حالا با اعلام برائت رحیمی از احمدی نژاد تکمیل می شود تا در آستانه اجرای حکم معاون اول دولت دهم، رقابت برائت جستن همه اصولگرایان از یکدیگر وارد مرحله ای جدی تر
طلاق همسر بخاطر عمل زیبایی بینی
حرف های او گوش می کرد. بعد از حرف های زن جوان، او از جایش بلند می شود و با رد همه حرف های میترا می گوید: آقای قاضی من عاشق میترا بودم و زندگی ام را هم با عشق شروع کردم. در طول شش سال زندگی مشترک هم بارها در مقابل توقعات نابجای همسرم کوتاه آمدم. من به خاطر علاقه ای که به همسرم و زندگی ام داشتم تن به همه خواسته های میترا می دادم اما توقعات او آن قدر زیاد شده که دیگر تحمل آنها را ندارم.
بولتن سینما ؛ ویژه نامه روزانه جشنواره فیلم فجر/3
اعلام آمادگی ایوبی برای حمایت همه جانبه از فیلمسازی تقوایی و بیضایی، نگاهی به برنامه روز چهارم جشنواره فیلم فجر، صحبت های دبیر جشنواره درخصوص اکران قطعی محمد رسول الله (ص) و آرامش مشکوک حاکم بر جشنواره، اعلام نتایج روز سوم آرای تماشاگران فیلم فجر، توضیحات مدیر امور سینماهای مردمی جشنواره فجر درباره انتقاد به سهم اندک فروش بلیت در گیشه، گزارشی از فعالیت های اخیر داریوش مهرجویی عصر یخبندان در آزادی به سانس فوق العاده رسید، رونمایی از رییس سازمان سینمایی درباره سند مالکیت فیلم ها، توضیحات محمد کارت کارگردان فیلم بختک درباره تجربه اش در این فیلم و دوری از گداگرافی، نمایش دوران عاشقی باحضور شهاب حسینی و لیلا حاتمی در کاخ جشنواره، تب و تاب جشنواره فیلم فجر به پردیس چارسو رسید، اظهارنظر جالب مهسا کرامتی درباره چهارشنبه 19 اردیبهشت ، گزارشی از دومین روز جشنواره در پردیس کوروش، نگاهی به سانس های نمایش نزدیکتر ، نگاهی به فیلم سینمایی شکاف و زهر ماری به نام فروپاشی خانواده، برگزاری نشست رسانه ای شکاف ، برگزاری نشست رسانه ای احتمال باران اسیدی با حضور شمس لنگرودی و در پایان نگاهی به حاشیه های سومین روز کاخ جشنواره ی فجر سرخط مهمترین اخبار امروز را به خود اختصاص داد. ...
انگشت اتهام دختر به 2 دایی در قتل پدر
بود. مأموران در تجسس هایشان پی بردند که قربانی جنایت به نام علی با برادر زنش که جواد نام دارد اختلاف قدیمی ای داشته است. جواد که فراری بود خیلی زود 8 آبان ماه با اقدامات پلیسی دستگیر شد و گفت: من به خاطر اختلافاتی که با همسرم داشتم او را طلاق دادم. بعد از مدتی متوجه شدم که دامادمان علی به سراغ لیلا رفته و وی را به عقد موقت خود درآورده است. وی افزود: سر این موضوع
جشن فجر در میان حصارها
پخش اعلامیه و شعار دادن. سن و سالی نداشتم اما چون دوستانم انقلابی و از من چند سالی بزرگ تر بودند، از آنها الگو می گرفتم. خانواده ام مذهبی بودند و پدرم آشپز بود. وضع مالی مان معمولی بود و چون خانواده ام هم جهت انقلاب بودند، مرا به کارهای انقلابی تشویق می کردند. آن زمان با چند انقلابی دوست شده بودم و از آنها راه و روش ها را یاد می گرفتم. سن پایینی داشتم اما چون دلم با رژیم نبود، بدون هیچ ترس و وحشتی
قتل هولناک دختر به خاطر رقیب عشقی
در عملیاتی غافلگیرانه وی را دستگیر کنند. مسلم که راهی جز اعتراف نداشت به مأموران گفت: در خانواده ای زندگی می کنم که از کودکی پدرم همراهمان نبود و از همان زمان دوست داشتم بعد از ازدواج خانواده ای صمیمی و پر محبت برای خودم تشکیل دهم تا اینکه سال گذشته با معصومه آشنا شدم.وی افزود: دوستی ما در حالی بود که معصومه از اعتیادم به حشیش بی اطلاع بود و پایه رابطه ما روز به روز قوی تر می شد تا اینکه تصمیم
قتل وحشیانه زن بی گناه توسط شوهرش
کشتن همسرم را نداشتم و فقط می خواستم او را ادب کنم. بعد از طلاق نزد مریم رفتم تا بچه هایم را ببینم. در این مدتی که آنجا بودم به درخواست مریم صیغه خوانده بودیم. آن زمان من به خاطر کارم در موقعیت بدی بودم. داشتم ورشکست می شدم به همین خاطر هم دلم نمی خواست همزمان با دست خودم زندگی ام را هم خراب کنم. روزحادثه من خانه مریم بودم. صبح که راهی فرودگاه شدم متوجه دو بسته شیشه در ساکم شدم.عصبانی به خانه