سایر منابع:
سایر خبرها
ازشکایت احمدی نژادیها از یکدیگر و تهدید امریکا از سوی ایران تا شکستن سکوت 50روزه رییس بورس و پرونده ضرب ...
: او بعد از دیدن عکس ها دیگر با من صحبت نمی کرد. پدرم از کار من بسیار ناراحت بود و خود را عذاب می داد. او ادامه داد: زمانی که پدرم متوجه شد چه کاری انجام داده ام، خود را از بقیه مردم جدا کرد و دیگر با کسی رفت و آمد نمی کرد. همچنین او تلاش می کرد تا من را نیز از بقیه خانواده جدا کند. من گمان می کردم او فقط از کار من عصبی و ناراحت است، اما هرگز انتظار این را نداشتم که پدرم دست به خودکشی
نیمکت خونین
خطرناک است؟ آیا او بیمار روانی است؟ پدر محمد مدعی است قتل معلم توسط پسرش یک اتفاق بود، اما اگر این طور است چرا او در تهران هم با کسی دیگر درگیر شده است؟ اگر محمد بیماری روانی دارد چرا پزشکی قانونی اعلام کرده او مسوول اعمال خودش است. پدر محمد می گوید: بعد از این حادثه، من، همسرم، پسر بزرگم و پسرعمویم بازداشت شدیم و مدتی را در زندان بودیم. بارها به ماموران گفتم مرا آزاد کنید. خودم بچه ام را پیدا کنم
قتل هولناک کودک 3 ساله برای انتقام گرفتن
، روز حادثه وقتی عرشیا را تنها در کوچه دیدم تصمیم گرفتم که انتقام خودم را بگیرم. او ادامه داد: عرشیا مرا می شناخت، مدت ها بود که در همسایگی آنها زندگی می کردیم. عرشیا را به خانه آوردم و سر او را در تشت پر از آبی کردم. بعد از آن که پسر سه ساله خفه شد جسدش را داخل کیسه ای گذاشتم و به آژانس زنگ زدم. به بهانه رفتن به خانه برادرم سوار خودرو شدم و در نزدیکی سطل زباله ای از راننده خواستم توقف کند. طوری
ماجرای یک دبستانی انقلابی
. در اتاق خود که رو به حیاط بود پله ای گذاشته بودند و افراد می رفتند و دست ایشان را می بوسیدند. خُب من که کودک دبستانی بودم با امام چه گفتمانی می توانستم داشته باشم؟ فقط می گفتم: آقا دعا کنید امتحان هایم را قبول بشوم. ایشان هم می فرمودند: تو درس بخوان پسرم، من هم دعا می کنم . کاملا این جمله را به خاطر دارم. بعد هم که به خانه برمی گشتیم مادر می پرسید که چرا دیر آمدی؟ می گفتم که کلاس فوق
3 سال جستجو و طلاق پس از اولین دیدار!
تا هر دو آنها را در یک روز به دادگاه فراخواند. سرانجام در موعد مقرر زن و شوهر پس از سه سال دوری و بی خبری، همدیگر را در یکی از شعبه های دادگاه خانواده ملاقات کردند اما در همان اولین ملاقات با هم به جر و بحث پرداختند و در نهایت از قاضی خواستند حکم به جدایی آنها بدهد. در همین خصوص مرد به قاضی گفت: سه سال پیش وقتی از سرکار به منزل بازگشتم متوجه غیبت همسر و هشت فرزندم شدم. ابتدا تصور کردم
اینجا زنی در انتظار معجزه است+عکس
. طاهره نالید چرا؟! غریبه با خنده پرسید حالا منو شناختی؟ ضربه های آچار فرانسه اعصاب گوش چپ و چشم چپ طاهره را برای همیشه از کار انداخت اما او در آن لحظه چنان درد داشت که متوجه چیزی نبود. هنوز صدای گریه بچه ام را می شنیدم. منگ بودم. فکر کردم زن حالا باید فرار کند اما فرار نکرد. سعی کرد در سطل قرمز را باز کند. با خودم گفتم چرا می خواهد روی من شیره بریزد؟! تا خواست بجنبد، غریبه اسید
گنج ِپنهان
نشده! بعد از اینکه دیسک کمرم را جراحی کردم، به خودم گفتم دیگر فیلمی را که از دلت نیست نساز؛ البته تاکنون فیلم های زیادی ساخته ام، اما سعی کردم حرمت حرفه ام را حفظ کنم. نزدیک 115 - 120 فیلم ساخته ام و اگر از من بپرسید کدام از دلت است می گویم چهار، پنج فیلم. در این میان تکلیف فیلم های سفارشی تان چه می شود؟ من تا امروز فیلم سفارشی که کسی به من بگوید چه کنم قبول نکرده ام. با سفارش کننده
دروغ های مرگبار
او را به میدان هروی می بردم.شغلت چیست؟10 سال انباردار یک شرکت غذایی معروف و دوسال هم در شرکت غذایی دیگری انباردار بودم اما یکی، دو سالی بود که آزاد کار می کردم. شارژ تلفن همراه می خریدم و به مغازه ها می فروختم.از روز حادثه بگو. چطور شد یاسمن را کشتی؟ من قصد قتل نداشتم. وقتی متوجه تناقض گویی های یاسمن شدم با او جر و بحث کردم. آن موقع سوار ماشین من بودیم. یاسمن بعد از جر و بحث بخشی از حقیقت را به
جنایت باغ اوشان پایان شوم میهمانی را رقم زد !
دعوت شدم تا به بهانه حضور در میهمانی، من و حامد با یکدیگر صحبت کرده و اختلافات قبلی خود را حل و فصل کنیم اما در زمان حضور در میهمانی بود که حامد نسبت به حضور من در میهمانی اعتراض کرد و در همین زمان همسر مقتول مرا به خانه خودشان برد و از من خواست تا ساعتی را در یکی از اتاق های خانه بمانم تا او بتواند همسرش را آرام کند که مقتول با اطلاع از موضوع، به خانه مراجعه و ضمن اعتراض به حضور من در خانه اش مرا
عاملان جنایت هولناک قزوین اعدام می شوند + جزئیات جنایت
پول به حوالی روستا کشاندیم که میلاد خفه اش کرد. چند روز بعد هم رضا را به بیابان های اطراف مینودر کشانده و میلاد با طناب او را هم خفه کرد اما پس از چند دقیقه، متوجه شدیم هنوز جان دارد. بنابراین دو نفری با طناب خفه اش کردیم.مرد جنایتکار در ادامه جزئیات قتل دو کودک را نیز فاش کرد و گفت: وقتی متوجه شدم جسد رضا شناسایی شده، نقشه قتل بچه هایش را نیز طراحی کردیم. بنابراین آنها را به بهانه ملاقات با پدرشان
ماهی ها یکی یکی مردند و از داداش رضا خبری نشد
بدل کردیم. عملیات تمام شده بود و از رضا هم خبری نبود تا اینکه یک نامه از رضا به دستم رسید و خیلی ذوق زده شدم. با خوشحالی رفتم در خانه رضا و نامه را به خواهرش دادم تا اول آنها بخوانند. بعد پدرش متوجه شده بود نامه خودم بوده که برای رضا فرستاده بودم اما چون رضا نبوده که تحویل بگیرد، نامه هم برگشت خورده بود. می گوید: داشت سال دوم هنرستان تحصیل می کرد. یک روز به شوخی به من گفت محمدرضا سال بعد
مرد جوان همسر اولش را در مرخصی از زندان به قتل رساند
بالا گرفتن اختلافات، تصمیم گرفتیم تا به صورت توافقی از همدیگر جدا شویم.پس از آن، من به شمال رفته و حدود دو سال قبل با همسر دوم خود ازدواج کردم؛ پس از گذشت مدتی، منصوره مجددا با من تماس گرفت و به اصرار وی تصمیم گرفتم تا دوباره او را به عقد خود در بیاورم و حتی برای او خانه ای در شهرستان آستانه اشرفیه تهیه کردم که همسر دومم متوجه موضوع شد و با طرح شکایتی درخواست مطالبه مهریه و نفقه خود را داشت که به
متهم: انکار می کنم، قاتل نیستم
مردی که متهم است مزاحم همسر برادرش را به قتل رسانده، در دادگاه ادعا کرد بی گناه است. به گزارش خبرنگار ما، این پرونده از بهمن سال گذشته در پی شکایت مردی میانسال به جریان افتاد. این مرد خبر داد پسرش به نام گودرز، گم شده است. کارآگاهان در جریان تحقیقات متوجه شدند گودرز آخرین بار با مردی به نام حسام مکالمه تلفنی داشته به همین دلیل حسام بازداشت شد و بعد از انکارهای اولیه اعتراف کرد گودرز را
من یک کلاهبردار حرفه ای هستم!
جاهل، بی هیچ پولی قبول کردیم. بعد ها فهمیدم همسرم با همین دوستم ارتباط پنهانی دارد. خونم به جوش آمد و رفتم سراغ دوست خیانتکار و او را ناکار کردم. نمرد اما نصف بدنش فلج شد. دادگاه هم برایم 120 میلیون تومان دیه برید. گفتم ندارم آنها هم قبول کردند. با هزار بدبختی ده میلیون تومان جور کردم و به شاکی دادم. قرار شد ماهی یک میلیون تومان هم قسط بدهم. آقا این قسط دیه هم قوز بالا قوز شد و ما از چاله
قتل هولناک زن همسایه با انگیزه سرقت/ عکس
توجه به دلایل به دست آمده، تحقیقات از همسر "محمود" در دستور کار قرار گرفت و او نیز در اظهاراتش به کارآگاهان گفت: با تماسهای مکرر از طلافروشی متوجه شدم که همسرم مقداری طلا فروخته است. موضوع را از همسرم جویا و او نیز اظهار داشت که طلاها را در داخل جاکفشی پیدا و فروخته است. فردای آن روز به همراه همسرم به طلافروشی رفته و پس از بازپس گرفتن طلاها، به دروغ به همسر مقتول عنوان کردیم که امروز متوجه طلاها در
اسیدپاشی مرد غریبه عاقبت رابطه پنهانی
هرچه سریع تر حرکت کن من اصلا نمی دانستم چه اتفاقی افتاده، وقتی پرسیدم چه شده گفت به تو ربطی ندارد. بعد از آن با برادرم قهر بودم و از او خبر نداشتم تا اینکه خواهرم به من گفت کیوان با آب باطری سوخته است در حالی که دروغ می گفت آن روز کیسه سیاهی دستش بود و من متوجه شدم دستانش سوخته است. باز به خواهرم چیزی نگفتم بعد از مدتی از طریق خواهرم متوجه شدم کیوان با زنی متاهل رابطه دارد و این زن دوست خواهر من است
مادر روانی دوقلوی چهارده ماهه اش را کشت
همسرم با من تماس گرفت و در حالی که می گریست فریاد زد هر دو پسرمان را کشته و تلفن را قطع کرد. چندبار با تلفن همراه وی و خانه مان تماس گرفتم، اما کسی پاسخگو نبود. سریع محل کارم را ترک کرده و زمانی که به خانه بازگشتم با پیکر بی جان دو قلو ها روبه رو شدم.عامل جنایت روز پنجشنبه به شعبه 805 دادسرای ناحیه 8 ویژه شهرستان مشهد منتقل شد و تحت بازجویی قضایی قرار گرفت. اعتراف مادر به 2 قتل زن متهم به قتل در
جورج بوش : از ترس با شرت و تی شرت فرار کردم !
جمهوری اسبق آمریکا] آن تخت را آنجا قرار داده است. می توانستم تصور کنم که تمام شب بی خوابی خواهم کشید و با تشک و میله های محافظ تخت کلنجار خواهم رفت. فردا می بایست تصمیمات مهمی می گرفتم و لازم بود که خوب بخوابم تا بتوانم خوب فکر کنم. به کارل گفتم که هیچ جور نمی توانم اینجا بخوابم . او می دانست که من کوتاه نخواهم آمد و بعد ادامه داد: در اقامتگاه بخوابید. اگر مشکلی پیش آمد ما به سرعت خودمان را
همسرکشی در خیابان
مردی که همسرش را بعد از مشاجره لفظی در حوالی میدان آزادی به قتل رسانده است، خودش را به پلیس معرفی کرد. به گزارش خبرنگار ما، ماموران کلانتری شهرک گلستان صبح روز سه شنبه هفته پیش باخبر شدند جسدی در حوزه استحفاظی شان پیدا شده است. گزارش های اولیه حکایت از آن داشت که جنازه را به آتش کشیده اند. وقتی ماموران به محل اعلام شده رفتند، متوجه شدند چندکارگر، پیکر مشتعل زنی حدودا 30ساله
سه روایت از ماجرای یک قتل
باغ در شهریار انداخته اند. ماموران وقتی در محل حاضر شدند جسد را از داخل چاه بیرون کشیدند و بعد از چندماه هم به طور اتفاقی دو متهم در گرگان بازداشت شدند. وی در مورد نحوه بازداشت متهمان می گوید: این دو بعد از این که متوجه شدند زلیخا همه چیز را به پلیس گفته با پول هایی که به آنها داده بود فرار کردند و به خاطر این که معتاد بودند از سوی ماموران پلیس بازداشت شدند و در نهایت هم به قتل اعتراف کردند
متهمان پس از قتل، اجساد قربانیان را در زمین کشاورزی دفن کردند
همسرش خبر داد. او گفت: همسرم در کار خرید و فروش ملک و زمین است و روز گذشته یکی از دوستانش به نام قاسم با او تماس گرفت و کامران به دنبال تماس او از خانه خارج شد. کامران و قاسم باهم شریک هستند و برای دیدن ملک، همیشه باهم می رفتند. بعد از مدتی، وقتی دیدم از همسرم خبری نیست با تلفن همراهش تماس گرفتم اما پاسخ نداد. هوا تاریک شده بود که با قاسم تماس گرفتم تا از وضعیت همسرم با خبر شوم، اما او هم جواب نمی
انفجار جمعیت در اکران عصر یخبندان در برج میلاد
در پاسخ به این پرسش که فیلم شباهت هایی به فیلم سینمایی جهنم در اقیانوس آرام به کارگردانی برومن دارد، گفت: این موضوع درست است. اما من بعد از اینکه فیلم نامه بدون مرز را نوشته بودم، به توصیه یکی از دوستان فیلم آقای برومن را دیدم و من هم متوجه تشابهاتی شدم. درست است این دو فیلم ظرف های مشابهی دارند، اما محتوای این دو با هم فرق می کند و من به دنبال تاثیر جنگ در زندگی خودمان بودم و چقدر این موضوع می
حمید حامی دیگه بی خیال مافیا شده!
- کلاسیک نبود و تنها گرایش کوچکی به سمت این سبک داشت و می توان گفت 40 درصد پاپ- کلاسیک و 60درصد پاپ بود، ولی در آلبوم دومم دو نیمه رویا آلبومی که با زنده یاد بابک بیات ضبط کردم به دلیل فرم و سبک ملودی و تنظیم و همکاری با اسطوره ای که گرایش اش بیشتر به سمت سبک کلاسیک است موجب شد که من نیز به سمت کلاسیک بروم. در ادامه راه و بعد از این آلبوم بنده به دنیای موسیقی کلاسیک ایران معرفی شدم که با چند قطعه کلاسیک
اعترافات زنی که سر هوویش را برید!
زن 34ساله ای که از تاریخ وقوع جنایت در بازداشت به سر می برد، روز گذشته وقتی در برابر شواهد و دلایل مستند قرار گرفت چاره ای جز بیان حقیقت نیافت و به ناچار قتل هوویش را پذیرفت. ف- الف در اعترافات خود گفت: من همسر مردی شده بودم که همسرش را طلاق نداده بود اگرچه از وجود هوویم خیلی ناراضی بودم ولی تنفر شدیدی هم نداشتم روز حادثه وقتی همسرم سرکارش رفت و بچه ها را به مدرسه فرستادم از طبقه دوم منزل که محل
از پخش اعلامیه تا دیدار با امام خمینی(ره)
که امام در آن بود برایمان گفت: وارد اتاق که شدم روبرو امام نشسته بود و من از ذوق دوباره گریه افتادم و گفتم آقاجان ما از سمنان آمدیم جانم به فدایتان لطفا یک دیدار کوتاه با خواهران داشته باشید که ایشان با نگاه خاصی گفتند می آیم. وی ادامه داد: با خوشحالی از اتاق بیرون آمدم و به محلی که خواهران در آنجا بودم رفتم. چند لحظه بعد امام آمد و قبل از اینکه ایشان سخنان خود را آغاز کند من درباره حجاب و
غفاری: استقلال ایران نتیجه تحقق شعارهای دوران انقلاب اسلامی است
/> تسنیم: فکر می کنید چه مسائلی سبب فراهم آمدن بسترهای بروز و ظهور و به نتیجه رسیدن انقلاب اسلامی شود؟ غفاری: در سال 1342 در سن 10 سالگی بودم و آن روزها چیزهایی را که درباره انقلاب می شنیدم برای ملموس نبود، درباره حواث 15 خرداد 42 سخنانی که پیرامون قتل عام مردم بی گناه و مبارز به دست رژیم شاهنشاهی انجام می گرفت برای باورکردنی نبود. بعدها متوجه شدم که آن حوادث به سبب تصویب
لبخند به زندگی پای چوبه دار
رفتم و به او گفتم تعدادی لوازم رایانه دارم؛ از او خواستم با من به انبار بیاید تا روی اجناس قیمت بگذارد و بتوانم آنها را بفروشم.به محض ورود به انبار؛ مسعود متوجه شد بهانه ای که تراشیده بودم، دروغ است به همین دلیل سعی کرد از دستم فرار کند اما دوستم او را گرفت و من با دستانم خفه اش کردم. متهم به قتل ادامه داد: چون همسر مسعود می دانست شوهرش روز حادثه همراه من بود، برای اینکه رازم فاش نشود تصمیم گرفتم
یک ماهه رمان بنویسید و جایزه ببرید!
روزنامه گاردین توضیح می دهد چگونه ترانه ای از تام ویتس الهام بخش او برای خلق این اثر شده است. خیلی ها باید ساعت ها کار کنند. اما وقتی بحث نوشتن رمان پیش می آید، باور عموم بر این است که پس از چهار ساعت نگارش مداوم، بازدهی کاهش پیدا می کند. من کم وبیش با این نظر موافقم اما همین که تابستان سال 1987 نزدیک می شد، متقاعد شدم که باید رویکردی جدی در پیش بگیرم. لورنا همسرم هم موافق بود.
روایت سیما از سوءتفاهمی که زیبایی اش را سوزاند
همسر عباس یکی از دوستان برادرم است. آن روز تلخ نخستین قرارمان بود. حدود 3 ماهی می شد که با هم آشنا شده بودیم ولی با عباس همسر وی رابطه محدودی داشتیم چرا که برادرم راننده آژانس است و هرازگاهی او به در خانه مان می آمد و همین رفت و آمد ها باعث شده بود پری سیما به من شک کند. سیما آهی کشید و گفت: این شک و تردیدها با ارسال پیامک هایی از سوی او آغاز شد. پری سیما به من ناسزا می گفت و تصور داشت می خواهم با
دستبرد زن نامرئی به خانه های جنوب تهران
تمامی اعضای خانواده در مسافرت شهرستان بودیم و زمانی متوجه سرقت شدم که مأموران آگاهی به در منزل مراجعه کردند . آن زمان بود که با بررسی دقیق اموال باارزش داخل خانه متوجه سرقت هشت عدد کارت هدیه بانک با مبالغ مختلف ، چندین عدد سکه طلا ، یک رشته زنجیر طلا و حدود 600 هزار تومان وجه نقد شدم .سرهنگ کارآگاه داوود فرد رئیس پایگاه هفتم پلیس آگاهی تهران بزرگ، با اشاره به اعتیاد شدید متهم به مصرف موادمخدر از نوع