سایر منابع:
سایر خبرها
قتل نوعروس به دلیل بوی بد دهان!
به گزارش خبرنگار مهر، اسماعیل 28 ساله متهم است بیستم بهمن ماه سال 89 یک روز پس از عقد با دختر 17 ساله ای به نام فاطمه او را با ضربه های کارد به قتل رسانده است. متهم به قتل در شعبه 71 دادگاه کیفری به ریاست قاضی عزیزمحمدی پای میز محاکمه قرار گرفت.در ابتدای این جلسه اولیا دم برای قاتل دخترشان تقاضای قصاص کردند.متهم نیز پس از حضور در جایگاه در تشریح ماجرا گفت: با پیشنهاد مادرم به دیدن فاطمه رفتم و در
متهم به قتل عام یک خانواده روز دادگاه بیهوش شد
مردی که متهم به قتل چهارعضو خانواده ای شده است، حین دفاع از خودش در دادگاه بیهوش و رسیدگی به این پرونده با تصمیم قضات به بعد موکول شد. به گزارش خبرنگار ما، قتل عام اعضای این خانواده با شکایت برادر یکی از مقتولان فاش شد. این مرد به پلیس گفت: برادرم، همسرش و دو پسر هشت ساله اش چند روزی است از خانه خارج شده و برنگشته اند. او گفت: برادرم رضا با من تماس گرفت و گفت: شش میلیون تومان پول لازم دارد من هم
شهید شاه آبادی با عمل، به ما درس می دادند
پیش نماز مسجد صاحب الزمان(عج) بود به من گفت حضرت امام خمینی(ره) قبل از سال 4213، به خانۀ ما تشریف آوردند و خواهشی از من کردند و فرمودند که یک نفر من را برای زیارت سر مزار مرحوم حاجی آخوند رستم آبادی ببرد. و من گفتم چشم؛ حاج آقا مهدی شاه آبادی هستند. بعد، آیت الله حاج آقا مهدی شاه آبادی را فرستادم خدمت مرحوم امام. شهید حاج آقا مهدی شاه آبای نقل می-کردند که در همین میدان اختیاریه، که الان خیابان
زن قاتل مارمولک به خورد شوهرش داد!
گرفته و آن را در غذای شوهرم انداختیم، اما هیچ اتفاقی نیفتاد. سه نفری جلسه ای تشکیل دادیم و قرار شد با کمک اشکان او را در یک درگیری صوری از پا درآوریم. به همین خاطر شب حادثه من در خانه را باز گذاشتم و بعد هم با شوهرم بر سر اعتیادش درگیر شدم. همان موقع اشکان وارد خانه شد و امیر را مقابل چشمان دو فرزندم با ضربه کارد از پا درآورد.می خواستیم جسد را داخل کمد مخفی کنیم اما به دلیل این که همسرم قدبلند بود
پدر دخترش را در شب خواستگاری کشت !
هایش را پوشید تا به نشانه اعتراض خانه را ترک کند. این موقع بود که همسرم به طرف آشپزخانه دوید. او چاقویی را برداشت و جلو در راه فهیمه را سد کرد و به او گفت اگر پایش را از خانه بیرون بگذارد او را می کشد اما دخترم هنوز می خواست از منزل بیرون برود و جر و بحث فایده ای نداشت. در این اثنا من از کوره دررفتم و در یک لحظه نتوانستم خودم را کنترل کنم برای همین چاقو را از دست همسرم گرفتم و ضربه ای به دخترم زدم
افطار با چند برگ کاغذ!
و خانم سیدعلی اندرزگو دو بار با من تماس گرفتند و گفتند چه کنم و کجا بروم و بار دومی که با من تماس گرفت و گفت بچه ام مریض است موضوع را به ازغندی گفتم، ازغندی گفت که برود مشهد. من هم با مأموران ساواک مشهد تماس گرفتم و گفتم که با خانم سیدعلی اندرزگو کاری نداشته باشند، ایشان آزاد شده اند و بی گناهند. همچنین در بازرسی از خانه اش 59 هزار تومان پول نقد به دست آمده بود که من گفتم این پول را باید به خانواده اش بدهیم و پول را به دادرسی ارتش فرستادیم که فکر کنم به شعبه 12 دادرسی ارتش فرستاده شده که از آن طریق به خانواده اش برگردانند. منبع: ...
محاکمه مدیرعامل موسسه هنری به اتهام قتل در دوئل عشقی
طراحی کردم. روز حادثه او را در طبقه بالای شرکت خفه کرده و جسدش را مثله کردم. جسد را به محمدشهر کرج برده و در منطقه ای بیابانی انداختم. به نزدیکی خانه رسیده بودم که متوجه شدم سر مقتول بر روی صندلی جلوی ماشین جا مانده به همین خاطر آن را در خیابانی به بیرون پرت کردم.پس از اعتراف به جنایت و بازسازی صحنه قتل ، پرونده با صدور کیفرخواست به اتهام مشارکت در قتل و جنایت برمیت به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. قرار است مرد جنایتکار به زودی در شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران پای میزمحاکمه قرار بگیرد. ...
زن کم سن و سال گرفتم تا بر او تسلط داشته باشم !
به گزارش فارس، زنی 18 ساله با مراجعه به دادگاه خانواده شهید محلاتی دادخواست مهریه خود را به قاضی نجفی رئیس شعبه 234 این مجتمع قضایی خانواده یک ارائه کرد. این زن در حضور قاضی این شعبه بیان کرد: حدود سه ماه است که با هم زندگی می کنیم ولی شوهرم بسیار خشن بوده و دست بزن دارد. وی با بیان اینکه من تحمل این زندگی را ندارم، ادامه داد: از شوهر 27 ساله ام تقاضای مهریه و طلاق داشته تا
ناگفته هایی از هاشمی رفسنجانی
بحبوحه مسولیتها و ترورها و حوادث و مسولیت اداره مجلس ایشان درگیر چه مسائل ریزی هم بوده است. به این نمونه که مربوط به روز نوشت جمعه 25 دی 1360 می باشد توجه کنید ساعت چهار بعد از ظهر به منزل آمدم یاسر اصرارداشت زودتر به خانه بیایم ودر انجام تکالیف مدرسه به او و مهدی کمک کنم .به آنها کمک کردم (عبوراز بحران کارنامه وخاطرات هاشمی رفسنجانی سال 60 به اهتمام یاسر هاشمی ص442)
رابطه شیطانی به قتل انجامید !
دوستانم رفته بودم در مسیر برگشت با مردی آشنا شدم. سوار ماشین او شدم. مرد مسنی بود. سفره دلم را برایش باز کردم البته گفتم شوهرم مرده و من باید خرج پنج بچه را بدهم. او گفت اگر بیشتر همدیگر را ببینیم کمکم می کند. این طور بود که رابطه ای شوم کلید خورد و آن مرد که حمید نام دارد پس از آن که فهمید فهمیه زنی متاهل است، باز هم به این رابطه پایان نداد و سعی کرد زن مورد علاقه اش را تصاحب کند
وقتی بند ساک آلت قتل می شود!
حکم قصاص زن جوان که شوهر خود را با بند ساک خفه کرده بود از سوی قضات دیوان عالی کشور تائید شد. نیمه شب 21 بهمن سال 88 زن جوانی با مراجعه به کلانتری مارلیک کرج مدعی شد همسرش اقدام به خودکشی کرده است. با حضور ماموران در خانه این فرد، با جسد مرد جوانی به نام حسین روبه رو شدند که به دلایل نامعلومی به قتل رسیده بود. با شکایت مادر مقتول از عروس خود، همسر وی به اتهام قتل بازداشت شد. شهناز، در اولین
این زن و مرد میانسال چرا به قتل رسیدند؟
او مرتکب این قتل شده باشد. نوه ام جوان خوبی است مشکلی هم با دایی اش نداشت که بخواهد او را بکشد. سپس متهم در جایگاه حاضر شد. او اتهام دوفقره قتل را رد کرد و گفت: من مسافرکش بودم و روز حادثه بعد از اینکه از میدان هفت تیر به مقصد تهرانپارس مسافر سوار کردم، تصمیم گرفتم سری هم به خانه دایی ام بزنم چون مادربزرگم مریض بود و نتوانسته بودم به بیمارستان بروم. خواستم حالش را از دایی ام بپرسم. وارد خانه شدم
ماجرای خفاش شب، تابستان هولناک 1376 تهران+ عکس
شدم به این بوستان بیایم و استراحت کنم. او خود را جبار رحمتی و اهل مشهد معرفی کرده بود. پس از تذکر نیروهای بسیج بوستان را ترک کرد.اما پس ازگذشت دو ساعت، نیروهای بسیج مرد را دوباره در همان حوالی پیدا کردند. وقتی از او پرسیدند که هنوز اینجایی و چه کار می کنی، پاسخ داد که برگشتم به خانه دوستم بروم. بسیجی ها از او خواستند که خانه دوستش را نشان دهد. بعد از اینکه چند دقیقه ای آن ها را معطل کرد و در خیابان
مردی برای ازدواج با یک زن مطلقه، همسر باردارش را کشت !
شدم. منیژه پسری 14ساله داشت و سال ها بود که از شوهرش جدا شده بود و تنها زندگی می کرد. او می دانست من متاهل هستم و با همسرم اختلاف دارم. به او پیشنهاد ازدواج دادم. همزمان با این پیشنهاد متوجه شدم سودابه بعد از سال ها باردار شده است. این اتفاق داشت دیوانه ام می کرد و نمی توانستم منیژه را فراموش کنم به همین دلیل هم تصمیم به قتل سودابه گرفتم. متهم ادامه داد: می دانستم نمی توانم سودابه را طلاق
زندگی ام را وقف تحقیق کردم
را می دانستند چون برایش زحمت می کشیدند. برخلاف امروز که جوانها می خواهند از روز اول صاحب همه چیز (خانه، زندگی، مطب، ماشین، باغ، ویلا و...) باشند و اگر ندارند پدر و مادر خود را مقصر می دانند. این استاد فرهیخته می افزاید: هیچ وقت فراموش نمی کنم زمانی که درس می خواندم (دانشجوی پزشکی) افزون بر تحصیل، شوهرداری و بچه داری می کردم. آن سال همسرم در خیابان تهران مطب داشت و برای ویزیت هر بیمار یک
خاطرات دختر سوری از بردگی جنسی
موقعیت محروم شدم. این ازدواج، مرا نابود کرد. در شب اول ، او هیچ احساسی از خودش نشان نداد و فقط می خواست به خواسته خودش برسد و من مجبور بودم به خواسته او تن دربدهم. شوهرم به من اجازه می داد فقط در حضور خود او از گوشی تلفن او استفاده کنم و با والدینم صحبت کنم. من درواقع، زندانی او و برده جنسی او بودم. من نمی توانستم از خانه خارج شوم و با کسی ملاقات کنم. کسی نمی توانست به دیدن من بیاید. شوهر من
فرزانه قصاص شد
به احمد زد و او را کشت. سعید فریبم داد و گفت چون من فرزند دارم پدر و مادر شوهرم من را قصاص نمی کنند. او چاقوی خون آلود را پاک کرد و آن را به دست من داد. من هم وقتی دستگیر شدم قتل را گردن گرفتم اما بعد هرچه به ماموران گفتم فریب حرف های سعید را خورده ام فایده ای نداشت و نتوانستم بی گناهی ام را ثابت کنم.در ادامه رسیدگی به این پرونده قضات دادگاه کیفری استان اصفهان فرزانه را محاکمه و به قصاص محکوم کردند
هویت گمشده پس از 37 سال به اشک شوق پیوند خورد +عکس
گله و شکایتی ندارم، با اینکه تصمیم هایشان نادرست بوده و باعث شده این همه سال رنج بکشم ولی آنها را می بخشم. پدرم که بر اثر سرطان جان خود را از دست داده است و مادرم نیز به زندگی دیگری دل خوش دارد. خوشحالم که حقیقت را یافتم، خوشحالم که می دانم خانواده ام چه کسانی هستند و چگونه سرنوشت، مرا از آنها دور کرد. با این حال هرگز محبت آن زن و مردی را که مرا در خانه شان و کنار خود پناه دادند، از یاد نخواهم برد. سال های سال به احترام پدرخوانده ام از اینکه دنبال خانواده ام بگردم، منصرف شدم چون دوست نداشتم احساس کند که در حقش ناسپاسی می کنم. ...
یک شیفته تکنولوژی و یک مدیر زن موفق
چهار فرزند دارند و او بزرگ ترین فرزند خانواده است. 3- تا پیش از جدایی والدین رامتی، مادرش خانه دار بود، اما بعد از آن او مجبور به کار در چند شرکت مختلف شد تا بتواند خانواده اش را پشتیبانی کند. 4- مادر جینی همچنین در کالج شبانه شرکت می کرد و درس می خواند و به همین دلیل او زمان زیادی را برای مراقبت از خواهر و برادرهایش صرف می کرد. 5- مادر رامتی به وضوح نقش الگویی برای او داشته است
سرداری که به خانه ای زیر پونز نقشه رضایت داد!
اما آن ها هم در جریان نبودند. تا اینکه فردای آن روز که چند نفر از سرداران و مسئولان قرارگاه رمضان با خانواده به منزل حاج آقا رفته بودند، آن ها هم با خبر شدند. حاج آقا حسینی هم با یکی از همکارانمان تماس گرفته و خبر را داده بودند که ایشان هم با گریه خبر را دادند. خلاصه پیکر را به معراج آوردند و شبانه هم به مسجد شهرک شهید بروجردی آوردند که سردار مسجدی بعد از مراسم دعا، سخنرانی کردند و
کوچه ی آشتی کنون مخصوص همسران
باید و نباید ها وجود ندارد. در دل این شیوه همدلی وجود دارد و احترام به تفاوت های فردی در آن نهفته است. این روش به ما می گوید همسر ما حتی بعد از دعوا هم انسان بدی نیست و مسلما دارای برخی ویژگی های مثبتی است که باعث برتری او نسبت به دیگران در انتخاب مان شده که می توان با تکیه روی آن خصوصیات پیشقدم آشتی کردن شد. مثلا اگر زوجی در باره مسئله پیش پا افتاده ای مثل اینکه عید امسال اول باید به خانه کدامیک از والدین بروند مشاجره کنند، به راحتی با این دیدگاه می توانند مسئله را حل کنند. مثلا عید امسال اول به منزل خانواده تو می رویم و عید سال آینده به دیدن خانواده من می رویم. ...
داستان جالب شیوانا و پیرمرد زحمت کش
به گزارش نامه نیوز به نقل از جام نیوز، شیوانا در حالی که سعی می کرد خشم و ناراحتی خود را از رفتار زشت دختر و زن با پیرمرد پنهان کند ، از زن قضیه را پرسید . زن گفت : " این مرد همسر من و پدر این دختر است . او بسیار زحمت کش است و برای تامین معاش ما به هر کاری دست می زند . از بس شب و روز کار می کند دستانی پینه بسته و سر و صورتی زخمی و پشتی خمیده و قیافه ای نه چندان دلپسند پیدا
من قاتل همسرم هستم!
مقداری بنزین تهیه کرده و مجددا به محل رها کردن جسد بازگشتم و در آنجا بود که جسد را آتش زده و از محل فرار کردم. پس از آن و در ساعت 8 صبح به در منزل خانواده سحر رفته و با آنها به دادسرا رفتیم. ایمان در خصوص طرح داستان خرید دارو از داروخانه نیز به کارآگاهان گفت: سحر و خانواده اش ارتباط نزدیکی با یکدیگر داشتند و اگر هر روز همدیگر را نمی دیدند، روزی چند بار به صورت تلفنی با یکدیگر در ارتباط
سوءظن به همکار، باعث قتل شد!
شرق: مردی که با همدستی برادر خود یکی از همکارانش را به قتل رسانده بود؛ ضمن پذیرفتن جرمش سوءظن را انگیزه این جنایت اعلام کرد.این پرونده که هفته گذشته در شعبه پنج دادگاه کیفری استان فارس رسیدگی شد، در سال 89 با کشف جنازه مردی جوان در جهرم به جریان افتاد. کارآگاهان جنایی وقتی به محل اعلام شده از سوی مرکز فوریت های پلیسی 110 رفتند؛ جسد غرق در خون را مشاهده کردند اما در صحنه جرم ردپایی از قاتل یا
ماجرای یک پیامک ویران کننده !
قدس: اگر همان روز متوجه شده بودم که پیامک دریافتی از یک ناشناس است و به آن توجهی نکرده بودم امروز زندگی ام ویران نشده بود. وقتی از شوهرم جدا شدم و با بهروز ازدواج کردم اصلا به این فکر نمی کردم که عاقبت زندگی زیبایم به اینجا ختم شود که زیر مشت و لگد های این مرد سنگدل با مرگ دست و پنجه نرم کنم . اینها بخشی از سخنان دختر جوان دیروز و زن شکسته امروز به نام شیواست که با سر و وضعی نامرتب و
جانبازی که 33سال نخوابیده است+عکس
می کند که 33 سال است چشمانش رنگ خواب را ندیده اند، تصورش برایم سخت بود، چرا که این دفعه با جانبازی روبه رو می شدم که برای دفاع از ارزش های اسلام و انقلاب نه دست و پایش نه چهره ظاهری اش بلکه رگ خوابش را می دهد تا ما امروز آرامش را احساس کنیم هر چند او دیگر آرامشی ندارد. سال ها است جنگ تمام شده و او رگ خوابش را در سنگر جا گذاشته است اما هیچ کجای دنیا رگ خواب مصنوعی و پیوندی وجود ندارد...
رفتار هولناک پسر شیطان صفت!
صبح روز یکم اسفند ماه سال 90 زن میانسالی به نام فهیمه با مراجعه به کلانتری 25 محمد شهر کرج مأموران را در جریان حادثه ای سیاه قرار داد. وی با جملات بریده به مأموران گفت: لحظاتی پیش و درست زمانی که شوهرم برای رفتن به سر کار از منزل خارج شد، مرد نا شناسی از راه پشت بام وارد خانه شد و پس از تهدید با چاقو، به زور مرا مورد تعرض قرار داد. او در جریان تحقیقات همچنین گفت: که چهره آن مرد برای او آشناست و
جانبازی که 33سال نخوابیده است+عکس
زندگی می کند که 33 سال است چشمانش رنگ خواب را ندیده اند، تصورش برایم سخت بود، چرا که این دفعه با جانبازی روبه رو می شدم که برای دفاع از ارزش های اسلام و انقلاب نه دست و پایش نه چهره ظاهری اش بلکه رگ خوابش را می دهد تا ما امروز آرامش را احساس کنیم هر چند او دیگر آرامشی ندارد. سال ها است جنگ تمام شده و او رگ خوابش را در سنگر جا گذاشته است اما هیچ کجای دنیا رگ خواب مصنوعی و پیوندی وجود ندارد...
مردی که قربانی توطئه همسر دومش شد/عکس
با ارجاع پرونده به پایگاه هفتم پلیس آگاهی ، همسر فقدانی با مراجعه به پایگاه به کارآگاهان گفت : " همسرم به نام "اصغر . ح" ، 31 تیر از خانه خارج شد اما پس از آن دیگر به خانه مراجعه نکرد . در طی این چند روز زن ناشناسی چندین بار با من تماس گرفت و ضمن اظهار نگرانی در خصوص سرنوشت اصغر ، خود را به عنوان همسر دوم اصغر ! معرفی و مدعی شد که اصغر آخرین بار 31 تیر در حالیکه در وضعیت خوبی قرار نداشته به منزل
30 سال حس مادری پشت درهای بسته
گونه هایش با اشک خیس می شد، گفت: بعد از مدتی متوجه شدم که مادر شوهرم، فرزندم را برای اینکه من ادعایی نداشته باشم و پسرشان نیز فرزندی نداشته باشد، به خانواده ای ثروتمند در یکی از شهرستان ها فروخته است. وی بیان کرد: بعد از اطلاع از این موضوع، روز و شب نداشتم و فقط به دنبال فرزندم بودم؛ این انتظار و سرگردانی 30 سال به طول انجامید و امروز در انتظار اتمام این سختی ها هستم و می خواهم فرزندم را