سایر منابع:
سایر خبرها
گپی با ماه چهره خلیلی، بازیگر سریال گذر از رنج ها
. بعد از بازی در چهارمین سریال تاریخی با خودم گفتم دین خودم را به نقش های تاریخی ادا کردم، اما وقتی نقش کتایون را در فیلمنامه گذر از رنج ها خواندم، متوجه شدم که خیلی نقش خاص است و احساس کردم تاکنون تاریخ را از این منظر ندیده بودم. دوست داشتم نقش کتایون را طوری بازی کنم که بینندگان وسوسه شوند تا درباره زنان آن دوره تحقیق کنند، آنها را بیشتر بشناسند و درک کنند. گرایش های فمینیستی
مجبوریم به انهدام و یا تصرف ناوهای هواپیمابر آمریکایی بیاندیشیم/ توصیه رهبری درخصوص دقت موشک ها
ندای رهبر عزیزشان پاسخ درخور وشایسته ای بدهند چون دشمنان منتظر دریافت ضربات متقابل هستند. سردار سلامی در پایان با تاکید به اینکه امروز ما در مسیر یک مقاومت بزرگ در عرصه ی دیپلماسی هسته ای مان قرار داریم و مردم باید شکوه مقاومت واقتدار ایران اسلامی را نشان بدهند، گفت:با شناختی که از ملتمان داریم مطمئن هستم که ان شاءالله 22بهمن امسال ،با شکوه تر از همه سال های گذشته خواهد بود.
اظهارات فریدالدین حداد عادل پیرامون سید مجتبی خامنه ای
پسرم، آقا را دیدم و ایشان در گوش یحیی ما ( محی الدین) اذان گفتند. حاج آقا مجتبی به ایشان گفتند آقا فرید دوست دارند از شما یک چیزی به یادگار داشته باشند. مقام معظم رهبری گفتند یادگاری چه باشد؟ حاج آقا مجتبی چون می دانست من دوست دارم یک انگشتری از آقا بگیرم توصیفاتی کرد. ایشان فرمودند: فهمیدم و انگشترشان را دادند. من خیلی از گرفتن این انگشتر خوشحال شده بوده و هستم. به خواهرم گفتم عجب
"برای انبار کردن موشک های سپاه کمبود جا داریم"
عملیات ره گیری انجام شد همه ی نفس ها حبس شده بود. همه به این موضوع فکر می کنند که آیا امکان دارد ما در آستانه یک انقلاب تکنولوژیک قرار بگیریم. این موشک به هدف نزدیک شد و در نهایت در فاصله ی کم تر از 10 متری هدف فرود آمد. جانشین فرمانده کل سپاه تاکید کرد: این فرود، دقتی بسیار بالا با تکنولوژی آن زمان ما بود. همه ی بچه ها از خوشحالی به زمین افتادند. چون این یک گام بسیار بزرگ بود. این موشک
نکات مهم در مورد بلوغ جنسی دختر
و پرخطر و بیماری های روانی از جمله اضطراب و افسردگی را به دنبال دارد. یکی از تغییرات بارز دوره بلوغ در دختران، عادت ماهانه است. این اتفاق از دو جنبه کودکان را دچار اضطراب می کند. دلیل آن را نیز می توان در دو نکته عنوان کرد؛ نخست ناشناخته بودن فرایند این تغییر و احساس ابتلا به بیماری یا مشکلی خاص در نوجوان و دوم ناتوانی در کنترل شرایط در دوره عادت ماهانه است.در مطالعه ای که در سال 1998
امام و فرماندهانی که نمی خواستند ادامه دهند
ادامه تحصیل و درس خواندن داریم. هرچند ممکن بود این حرف یک نفر از فرماندهان باشد، ولی همین ندا نباید در جبهه ها راه می یافت. به همین دلیل، خدمت امام رسیدیم و ایشان نکات بسیار مهمی را بیان کردند. حضرت امام در آن جلسه فرمودند: شما قدر خود را بدانید. ثبت شده بود که شما به اسلام کمک کنید. ای کاش من هم پاسدار بودم. در واقع شأن نزول این جمله معروف امام در آن جلسه و پس از آن اتفاق بود. سرانجام ترور ها تمام
پرویز پرستویی: هم بلال فروخته ام هم آلبالو و باقالی
نام آقای مهدی ابراهیمی دارم که هم کلاسی هم بودیم. وقتی معلم مان پیشنهاد آموزش را داد، مهدی ابراهیمی گفت که در محله شان جایی وجود دارد که آموزش می دهند. آن زمان مراکز رفاهی وجود داشت که در تمام مناطق تهران به نوعی زیرمجموعه کانون پرورش فکری بود و بعدها کاخ جوانان نیز از آن به وجود آمد در آنجا آموزش تئاتر می دادند و اساتید آن نیز دانشجویان دانشگاه های هنرهای دراماتیک بودند. *هم دوره های
پایان اکران های جشنواره سی و سوم و آغاز لحظه شماری برای اختتامیه
فجر دیده است گفت: قضیه فیلم دیدن ما کمی مشکل ساز است. من ده سالی عضو هیأت داوران خانه سینما بودم و برای داوری آثار یک ماه الی یک ماه و نیم وقت می گذاشتم و فیلمها را می دیدم. شکل همه چیز تغییر پیدا کرده است. برخی اوقات قصه های خوبی میبینیم اما در پایان متوجه می شویم که فیلمساز نتوانسته با مخاطب ارتباط برقرار کند و بین زمین و هوا مانده است. چندین سال است که مشکل قصه داشتیم و به همین دلیل بین 60 یا
رمزگشایی سعید حجاریان از شکست شاه پریشان
داده اید. به خاطر دارم که پیش تر با دسته بندی وقایع انقلاب به سه بخش ماقبل ، مابعد و ماجرا ، به آنچه در ماجرای انقلاب گذشته بود، پرداختید. اکنون اگر قرار باشد یکی از دو بخش دیگر (ماقبل و مابعد) را مورد مداقه قرار دهید، ترجیح می دهید درباره کدام بخش صحبت کنید؟ اجازه بدهید امسال و در این ایام به آنچه در ماقبل انقلاب رخ داد بپردازیم و مابعد را بگذاریم برای سال های بعد. بنابر
جزئیات اسارت مردان هوسران در دخمه پنهان
از من خواست به خانه اش بروم دعوتش را قبول کردم. به یک آپارتمان کوچک رفتیم. خانه کوچکی داشت، با دیدن عکس دختر بچه ای تازه متوجه شدم که وی بچه هم دارد. تازه رسیده بودیم که ناگهان کلید در خانه چرخید، ترسیده بودم، خواستم از پنجره فرار کنم ولی مرد قوی هیکلی را جلوی در دیدم که با شمشیر به سمتم آمد، وحشت کرده بودم. می لرزیدم. تازه متوجه شدم در دام چه نقشه سیاهی گرفتار شده ام. با یکدیگر گلاویز شدیم
مقاله هایی با رنگ و بوی انقلاب در کلاس خواندم که دردسر ساز شد
انقلاب دوره راهنمایی را سپری می کردم و زمان انقلاب در مقطع اول دبیرستان بودم. با توجه به این که در آن زمان بنده در مسجد آیت الله جزایری حضور داشتم، بسیاری از صحنه های انقلاب را از نزدیک دیدم که به جرأت می توان گفت اگر این مسجد نبود در جریان وقایع انقلاب قرار نمی گرفتم. در دوران راهنمایی مقاله هایی را با رنگ و بوی انقلابی از اساتید و مسؤول گروه در مسجد جزایری می گرفتم و از معلم آن دوران
مبارزی که به بنی صدر سیلی زد
شدم و مبارزات سیاسی ام را از همان سن آغاز کردم . حدودا سال 49 و 50 بود . تفکرات امام من را جذب خود کرد و وارد فضایی ماورای سن خود شدم، دیگر لحظه ای آرامش نداشتم هر گونه میتوانستم تفکرات امام(ره) را تبلیغ میکردم و با رژیم هم مبارزه میکردم. اما چون سنم کم بود کسی خیلی اهمیت نمی داد، هر جا خلافی می دیدم حرف می زدم و اعتراض می کردم. وارد مسجد که می شدم بلند می گفتم برای سلامتی روح الله الموسوی خمینی
درخواست طلاق برای تغییر چهره
: پلاک 16 کجاست؟ با این که می دانستم پلاک خانه خودمان است، آنجا را نشانش دادم خیلی هم کنجکاو بودم که بدانم با خانه ما چه کار دارد. اما به دلیل این که برای رسیدن به شرکت عجله داشتم راهی محل کارم شدم اما آن روز تمام فکرم در خانه بود و آن میهمان ناشناس. پس از پایان کارم وقتی به خانه برگشتم متوجه شدم مبینا دوست و هم دانشگاهی خواهرم است که 4 سال قبل در شهرستان هم خانه بوده اند و حالا هم برای کار به تهران
تأثیر بی نقش گروه ها در تاب آفرینی های انقلاب
، زمان شاه، اگر کسی نمی توانست در کنکور ایران قبول شود، توان درس خواندن نداشت و بچه پولدار بود، به خارج می رفت، البته 10 15 درصدی هم از بچه های با استعداد، شاگرد اول ها که بورس می گرفتند و بعضی از بچه ها که به دلیل جریانات سیاسی مجبور به مهاجرت بودند در میان آنها بودند، این گروه همان انجمن های اسلامی و مبارزان خارج از کشور بودند، دور بر شاه و فرح که تحصیلکرده های رده ی بالا بودند، از گروه اول بودند
نیکی کریمی : چالش نقش سخت را به زمین امن بازیگری ترجیح می دهم
شکر کنم چون هم مردم و هم منتقدانی که فیلم را دیده اند آن را دوست داشته اند. نظرات خیلی خوبی درباره کار شنیدم. بچه های فیلم و گروه و عوامل مستحق این هستند که درباره شان گفته شود و خوشحالم که این فیلم ساخته شد. به هر حال چیزی که باید اضافه کنم این است که من در 25 سال گذشته یک تنه در این سینما بودم؛ چه در زمینه بازیگری و چه کارگردانی. همیشه مستقل بودم، نه پشتوانه دوستی و آشنایی را داشتم و نه از جانب
بوسه زندان بان به دستان آیت الله طالقانی
او نشان دهید تا خودش متوجه شود که کمونیسم به درد نمی خورد. یا یک فرد مذهبی را نمی توانید عوض کنید اگر عوض شد معلوم است که او مذهبی نبوده است. بنابراین با هیچ نوع جرمی نمی شد به روش معمول آن روز ها مبارزه کرد. درس های که در دانشکده حقوق و پلیس خواندم و همچنین برخورد با زندانیان به تدریج باعث شد تجربه کسب کنم. من5 سال و 9 ماه رئیس زندان قصر بودم در شهرستان ها هم بودم مثلا آبادان و اصفهان
عالم بزرگ افغانستانی: حضور در صحنه مثبت و آگاهانه رمز پیروزی انقلاب اسلامی ایران است
نگه داشته یا تبلیغات دشمنانه در آن هست. یادم هست سال اولی که به مکه مکرمه مشرف شدم از ایران رفته بودیم، پول های یک تومانی بود که یک طرفش عکس کعبه بود و یک طرفش بیت المقدس بود، وقتی به بچه های عربستان این سکه ها را نشان می دادیم می گفتند ایرانی مسلم؟ ایرانی ها هم مسلمانند؟ زمان جنگ بود، یعنی پنج سالی از جنگ می گذشت سال 64 بود. در هر دو حوزه انقلاب اسلامی تأثیرات خودش را گذاشت، هم در آن
پرتاب بمب دست ساز به سمت منزل شکنجه گر ساواک
'عادل خاطری' از جانبازان دفاع مقدس که متولد خرمشهر است در نقل خاطره ای از دوران قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن 1357 به خبرنگار ایرنا می گوید: زمانی که برای اقامه نماز به مسجد امام جعفر صادق (ع) در حرکت بودم، با شهید حسن مجتهد زاده آشنا شدم. او که مسئول کتابخانه مسجد بود، مرا تشویق کرد تا عضو کتابخانه شوم و کتاب هایی را برای مطالعه به امانت ببرم. او در این برهه از زمان بسیار
شاهزاده ی روم حاصل تلاش انیمیشن سازان ایرانی با دست خالی است/هدف مان این است که در بازارهای جهانی اکران ...
انجام می دادم، احساس کردم می توانم در این مقوله فعالیت کنم. بعد با عکاسی آشنا شدم و عکاسی کردم. سپس قدری با فیلمبرداری آشنایی پیدا کردم و اول که وارد دانشگاه هنر شدم، فقط به خاطر فعالیت در رشته ی فیلمبرداری بود. بعد که کم کم با گرافیک آشنا شدم، فهمیدم این مدیا قوی تر از همه ی اینهایی است که تجربه کرده ام. در دوره ای هم آرشیو خیلی خوبی از تمام انیمیشن های دنیا جمع کرده بودم که شامل انیمیشن های تاریخ
روایتی از دیدار شهید ستاری با رهبری
گفت: اینکه دیگه گارد نداره . بیل را نشان اش می دادم، می گفتم هر وقت روت زیاد بشه، با همین می آم گاردت رو می شکنم توی کارگاه ورامین هم که بودم، درس ام را می خواندم. نزدیکای انقلاب بود. سه ماهه اول سال 57. داداش حمیدم زیاد راضی نبود توی کارگاه بیایم یا بمانم. می گفتم اینجا راحت ترم. هم درس ام رو می خونم، هم اگه اتفاقی افتاد، باید یه نفر باشه که این همه مهمات رو از
چه روش هایی برای افزایش قد وجود دارد؟
حرف زدن نیست اما سر درددلش که باز می شود، جمله ها خودشان می آیند. از همان دوران راهنمایی و دبیرستان با قدم مشکل داشتم. همیشه حس می کردم چیزی کم دارم. زیاد با بقیه نمی جوشیدم. حالم از لقب هایی که بچه ها توی مدرسه رویم گذاشته بودند، به هم می خورد. امیر جیقیل، امیر ریزه، جاسوئیچی... از تمام آدم های قدبلند بدم می آمد. اصلاً وقتی یک پسر قد بلند را می دیدم، دوست داشتم خفه اش کنم. گفتن این حرف ها برایم
دو حدیث آخرالزمانی از زبان دو شیعه آلمانی/رفتار متفاوت خادم حرم حضرت معصومه(س) با لی لی
ترین شهرهای آلمان معروف است. حدوداً از دو سال پیش، به همراه شیخ حسین، سوژۀ مستندسازی همین گروه پرتلاش هستند؛ به عنوان آلمانی های شیعه شده. این بار قرار بود گوشه ای از این مستند در ایران در شهر قم فیلمبرداری شود. (مرکز علوم تشیع) داوود کمربند ایمنی را روی صندلی جلو بست. رانندۀ تاکسی سبز که به آیینۀ جلوی ماشینش یک چشم زخم آبی- سفید و یک پلاک "یا فاطمة الزهراء" آویزان کرده بود، بلند گفت "بسم
برگزیده سرمقاله های روزنامه های امروز
در آن روزگار، وقوع و مهم تر از آن پیروزی آن را غیرمنتظره معرفی و آن را انقلابی استثنایی توصیف کردند. حوادث سال های بعد نیز نشان داد که انقلاب اسلامی ایران نه فقط در ماهیت و زمان رخداد، که در گستره تاثیرگذاری نیز ناشناخته و غیرقابل پیش بینی است. از این رو در پی گذشت بیش از سه دهه از به ثمر نشستن انقلاب اسلامی، استادان بسیاری در پژوهشکده ها و دانشگاه های بزرگ جهان با انجام
ایران امکان آموزش مسائل جنسی ندارد
توان گفت آموزش هایی اینچنینی به آموزش و پرورش مربوط نیست؟ این یک واقعیت است که نمی توان همه مسائل را در جمع آموزش داد. مثلا مسائل مربوط به بلوغ و... در وهله اول به عهده خانواده هاست. من یادم می آید به ژنو رفته بودم، وارد یک دبیرستان مختلط شدم و به مدیر گفتم این بچه ها سیگار می کشند و...، آیا شما به آنها آموزش نمی دهید؟ او گفت نه، ما با آنها کار نداریم با خانواده هایشان کار داریم. مسائل تعلیم و
انقلابیون57 چه کتابهایی می خواندند؟
برنامه هایم نبود اما خاطرم هست که از سال 56 به بعد آثار دکتر شریعتی به شدت کانون توجه جامعه و به خصوص نسل جوان بود. از آنجا که مدرسه ما رو به روی دانشگاه تهران قرار داشت به خاطر دارم بعد از فوت ایشان وقتی کتاب هایش آزاد شد شاهد صف طویلی از مردم برای خرید کتاب های ایشان بودیم. خود من هم آن زمان کتاب پدر، مادر ما متهمیم و آری اینچنین بود برادر را خوانده بودم. آن سال ها آثار شهید مطهری نیز مطرح بود
بیوگرافی و عکس شیده معاونی (مجری کودک)
به تهیه کننده نشان بدهم.آرم برنامه بچه های انقلاب را هم من به همراه چند تا ازدوستانم ضبط کردیم .بعد هم برنامه ای مخصوص نوجوانان را اجرا کردم . من در سال 69 در رادیو کارمند رسمی شدم در هجده سالگی. از سال 71 کارم را در شبکه یک گروه کودک شروع کردم.از سال 71 همزمان علاوه بر اجرای در رادیو کار اجرای کودک در تلویزیون هم داشتم تا سال 81 شبکه یک بودم . از سال 83 هم در شبکه دو با گروه کودک کار کردم
بقچه ای عجیب که یک پیرمرد برای شیخ هاشم آورد
؛ به طوری که من در نجف و در قم که اغلب درسهای آنجا را رفتم کسی به خوش بیانی ایشان ندیدم، بخش عمده درس رسائل و مکاسب و کفایه را پیش ایشان خواندم... یک مدتی هم درس خارج حاج شیخ هاشم قزوینی رفتم؛ یعنی ایشان با اصرار خود ما یک درس خارج اصول شروع کرد، مرحوم شیخ هاشم با بحث وسیع، همه اقوال را نقل می کرد و بعد رد می کرد .(3) همچین درباره روحیه استکبار ستیزی استادشان فرمود: مرحوم آیت اللّه قزوینی
فرماندهان ارتش پس از انقلاب چگونه انتخاب می شدند
همشهری و دوست من است. همین امروز می روم، و با او صحبت می کنم. در همه پادگان ها دنبال نیرو بودیم. در نیروهای ویژه که پادگان مهمی بود، من دوستی داشتم به نام ستوان یکم رمضان علی کرمی، همه او را به خوش نامی می شناختند و چون افسر مالی بود همه با او کار داشتند و حقوق هایشان را از او می گرفتند. مثل الان نبود که حقوق ها را از بانک بگیرند. وقتی با او صحبت کردم سال 54 بود، گفت این جا بچه های مذهبی خیلی
بستگی دارد با فتح الله خان صحبت کنید یا با امرالله خان!
صدابرداری استفاده کردم و همه اینها با همکاری و همدلی عمو جان اتفاق افتاد. جعفری جوزانی اشاره کرد: فکر می کنم کارنامه هر کسی نشان دهنده هدفش برای ساخت فیلم باشد. وی در مورد زمان فیلم اظهار کرد: فکر نمی کنم فیلم طولانی باشد. متاسفانه در ایران همه عادت به فیلم های نود دقیقه ای دارند ولی حد معمول فیلم همین صد و بیست دقیقه است. این کارگردان با اشاره به لهجه لُری فیلم عنوان
روایت ماجرای 12 شبانه روز شکنجه در قتلگاه شیراز
؛ اما کلید گاوصندوق بلندگو دست من بود و اتفاقاً آن روز مدرسه نرفتم؛ مدیر و معلم و ناظم دیوانه شده بودند؛ چون دستور داده بودند که در مدارس، شاه تمجید شود. من هم بعد از اینکه برنامه تمام شد به مدرسه رفتم؛ آقای عین الیقین ناظم خطرناک مدرسه ما بود که مرا به باد شماتت گرفت و من هم با خونسردی گفتم "مریض شدم ". و همان قضیه موجب شد که ساواک مسئولین مدرسه را تحت فشار گذاشت که چرا برنامه نگذاشته اید.