سایر منابع:
سایر خبرها
پسر ایرانی به خاطر دختر افغان 2 نفر را کشت
به گزارش صبحانه ، در جلسه رسیدگی به این پرونده که دیروز در شعبه دوم دادگاه کیفری شماره یک برگزار شد، ابتدا نماینده دادستان کیفرخواست را خواند و گفت: متهم خرداد سال گذشته با ورود به خانه خانواده ای ایرانی که از دختری افغان مراقبت می کردند، آنجا را به آتش کشیده و باعث انفجار خانه و کشته شدن پدر و دختری به نام های فریدون و شیوا شده است، همچنین فرزند سه ساله شیوا که همراه مادرش بود به شدت آسیب دیده و
خواهر زاده ام را کشتم تا انتقام بگیرم
دیدم که دست پسری را می کشید اما آن پسر می گفت: دایی! من با تو نمی آیم! افسر پرونده که مقابل دوربین قوه قضاییه سخن می گفت، ادامه داد: با این سرنخ مهم و صدور دستورات ویژه قضایی، دایی مقتول (متهم) دستگیر شد و در حالی که 3 روز از این جنایت گذشته بود به قتل خواهرزاده اش اعتراف کرد. حرفهای قاتل 15 ساله بودم که برای اولین بار طعم مواد مخدر را چشیدم. آن روز عده ای از
اقرار به قتل در پارک چیتگر
حاجی زاده، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ گفت: هر چند سعید به قتل اقرار کرده است اما بررسی بیشتر درباره صحت اظهارات او و همسرش ادامه دارد. وی ادامه داد سعید و همسرش به دستور بازپرس در بازداشت به سر می برند و تحقیقات در اداره دهم پلیس آگاهی ادامه دارد. گفت وگو با متهم شغلت چیست؟ پخش پوشاک. چند سالته؟ 32 ساله هستم. بچه هم داری؟ یک
آتش انتقام پسر عاشق پیشه پدر و خواهر دختر مورد علاقه اش را سوزاند
ماموران گفت: مردی به نام "سعید" به خواهرم علاقه داشت و می خواست با او ازدواج کند، ولی پدرم مخالفت می کرد. شب حادثه هم او به خانه ما آمد و می خواست خواهرم را با خودش ببرد که ما مانع او شدیم. او هم که به شدت عصبی بود یک سطل بنزین را روی من و خانه خالی کرد و همه جا را به آتش کشید. در ادامه ماموران پلیس با توجه به اظهارات شاهدان به سراغ متهم رفتند و او را درحالی دستگیر کردند که زن جوان نیز
16 روز زندگی پنهانی قاتل فراری درکوهستان
ما زندگی می کرد و با شوهرم نیز آشنا بود. حدود 2 ماه قبل پیامکی از مقتول به دستم رسید که همین پیامک آغاز یک رابطه پنهانی شد. گاهی با او قرار گذاشته و به پارک می رفتم تا اینکه چند وقت پیش شوهرم متوجه ماجرا شد. من هم گفتم که مقتول مزاحمم شده و دست از سرم برنمی دارد. وی ادامه داد: شوهرم وقتی این موضوع را شنید خیلی عصبانی شد اما حرفی نزد. تا اینکه روز حادثه مقتول برایم پیامکی فرستاد و با او
توانایی 20 مدیر در شخصیت عضو فداییان اسلام
بنشینند و تازه آن موقع بود که حکمت آن حرف این مرد بزرگ را متوجه شدیم که فرمود: مرا برای آخر نگه دارید. اگر تشر ایشان نبود، قطعاً آیت الله کاشانی آزاد نمی شد. به هر حال حاج مهدی برای خودش یک پا رهبر بود و بعد از مرحوم نواب در واقع او بود که محمد بخارایی، هرندی و نیک نژاد را تعلیم داد تا منصور را بزنند. علت اختلاف شهید عراقی و شهید نواب صفوی چه بود؟ چون ظاهراً شما و ایشان، ازجمله
پایان پرونده قتل مادر و پسر پس از 12 سال
/> با این اظهارات پدرشوهر مقتول به عنوان مظنون دستگیر شد ولی مرد میانسال پس از دستگیری در بازداشتگاه دست به خودکشی زد و بدون اینکه حرفی در مورد جنایت بزند، جان خود را از دست داد. در ادامه پدر و مادر مقتول باز هم دامادشان را قاتل دختر و نوه شان معرفی کردند. برای همین ماموران بار دیگر همسر این زن را تحت بازجویی قرار داد. وی به ماموران گفت: من و همسرم اختلافی نداشتیم. برای همین باور کنید
ماجرای اسید پاشی به صورت یک موذن
طارق صلواتی بخشدار سنندج متهم این پرونده است گفت: من از این اسیدپاشی خبر ندارم. پنجشنبه هفته گذشته محمد 64 ساله که در حال رفتن به مسجد در خیابانی در سنندج بود ناگهان مورد حمله شخصی قرار گرفت و پس از آن به گفته خودش احساس کرد تمام صورتش در حال آتش گرفتن است و هیچ چیزی هم نمی بیند. فواد نجفی، پسر محمد درباره این حادثه گفت: پدرم موذن است و برای گفتن اذان در حال رفتن به مسجد بود
اقرار گرفتن 3 دختر جوان با تراشیدن ابرو!
با دستور قضایی وارد خانه فرشته شدند و رعنا را که به صندلی با طناب بسته شده بود، آزاد کردند. مأموران همچنین فرشته، ملیکا و ملیسا را به اتهام آدم ربایی و ضرب و جرح بازداشت کردند. صبح دیروز سه متهم پرونده همراه رعنا از سوی قاضی مدیر روستا، بازپرس شعبه ششم دادسرای جنایی پایتخت مورد بازجویی قرار گرفتند. رعنا در توضیح ماجرا گفت: مدتی قبل در پارک با فرشته آشنا شدم. او پدر و مادرش را از دست داده
دختر جوان دردام پسر مبل فروش
می کرد و همیشه پیامک های عاشقانه برای من می فرستاد. وقتی به او گفتم که پدرم در مسافرت است و کارت عابرش پیش من است، کارت عابر مرا گرفت و از یک موبایل فروشی گوشی گرانقیمتی خرید. بعد هم به بهانه ای من را حوالی بهشت زهرا (س) رها کرد و گریخت. بعد از آن بود که به کلانتری آمدم و درخواست کمک کردم. پدر ساناز گفت: پس از این حادثه به سراغ پسر مبل فروش رفتم و خواستم 7 میلیون را به من برگرداند اما او پولی به من نداد. پس از طرح این شکایت پرونده برای تحقیقات بیشتر به دستور قاضی سیفی بازپرس شعبه چهارم دادسرای جنایی پایتخت در اختیار کارآگاهان مبارزه با آدم ربایی پلیس آگاهی قرار گرفت. ...
شکنجه های یک دوست در اسارتگاه 3 دختر دبیرستانی
...> چرا وارد این ماجرای گروگانگیری شدی؟ وقتی لادن ماجرای سرقت گوشی اش را با من در میان گذاشت خیلی وحشت زده شدم از این که دزد به این راحتی وارد خانه دوستم شده است، اما بعدا متوجه شدیم دزد آشنا بوده و همان نداست. آن روز وقتی دست و پای ندا را بستیم قصد داشتیم شوخی شوخی از او اعتراف بگیریم اما کم کم این ماجرا جدی شد و او اعتراف کرد که گوشی را در انباری خانه لادن پنهان کرده است. با این حال ندا الان شاکی پرونده شماست! و شما متهم شده اید؟ تصور نمی کردم با این کار او از ما شکایت کند. قول می دهم فیلم ها را پاک کنم. فقط نمی خواهم زندانی شوم، نمی دانستم تاوان یک شوخی دخترانه زندان باشد. ...
اسیدپاشی روی مرد 64 ساله سنندجی
فرهیختگان گفت: من از این اسیدپاشی خبر ندارم. پنجشنبه هفته گذشته محمد 64 ساله که در حال رفتن به مسجد در خیابانی در سنندج بود ناگهان مورد حمله شخصی قرار گرفت و پس از آن به گفته خودش احساس کرد تمام صورتش در حال آتش گرفتن است و هیچ چیزی هم نمی بیند. فواد نجفی، پسر محمد درباره این حادثه گفت: پدرم موذن است و برای گفتن اذان در حال رفتن به مسجد بود که این حادثه رخ داد. پسر قربانی اسیدپاشی
پسر شیشه ای با قاشق چای خوری درهای ضدسرقت را باز می کرد
روز نو : این دزد حرفه ای با مهارت زیادی وقتی از خالی بودن خانه های آپارتمانی مطمئن می شد در چشم بر هم زدنی اقدام به باز کردن در ورودی آنجا کرده و اموال با ارزش را به سرقت می برد. جوان تبهکار که به مواد مخدر شیشه اعتیاد دارد از یک قاشق به عنوان شاه کلید استفاده و در فرصت زمانی بسیار کمی اقدام به گشودن هر نوع قفلی می کرد. بنا بر این گزارش، اقدامات پلیس قائمشهر برای به دست
تلفن همراه مهدی در اوین برای تماس با "بابا"؟
خواسته بوده تا با توجه به سنگین شدن جرایمش نامه ای بنویسد که این اتفاق افتاد و مهدی نامه را مستقیماً به تیم حفاظت پدرش تحویل داد. متهم بعداً عنوان کرد: از پدرم خواسته ام تا به واسطه نامه ای که می نویسم از مقام معظم رهبری برای من در این مرحله درخواست عفو نماید. به گفته این فرد مطلع، روز چهارشنبه بعد از ملاقات یعنی با گذشت چند روز از آن دیدار مهدی در تماس تلفنی با پدرش نتیجه درخواستش را جویا
پسر خانواده، خواهر معتادش را به خاطر رفت وآمد با افراد ناباب کشت
خانواده مان را برده بود. چند بار خودکشی کردم تا از این بی آبرویی خلاص شوم اما ناکام ماندم. بعد تصمیم به کشتن او گرفتم البته کسی از این ماجرا خبر نداشت. روز حادثه پس از خارج شدن مادرم از خانه، با کلیدی که داشتم وارد خانه شدم. خواهرم خوابیده بود. پتویی را روی دهانش گذاشتم و او را خفه کردم و به خانه ام بازگشتم. چند روز بعد از مراسم خاکسپاری دچار عذاب وجدان شدم و ماجرای کشتن خواهرم را برای خانواده ام بازگو کردم.
پسر معتاد، قربانی جنایت خانوادگی
مقتول در بازجویی های اولیه بدون هیچ مقاومتی قتل را قبول و به جرم خود اعتراف کرد. او درباره قتل برادرش گفت: روز حادثه با برادرم درگیر شدم و طی درگیری شدیدی که پیدا کردیم، کنترل خودم را از دست دادم و با چاقو یک ضربه به او زدم. برادرم به دلیل خونریزی شدید سریع جان باخت. من که بسیار ترسیده بودم، پدرم را در جریان ماجرا قرار دادم و با کمک او، جسد را به بیابان های اطراف شهر بردیم و سوزاندیم.
قصه پردازی است
وارد تحقیقات درباره این انفجار شوند. سعودی ها گفتند که خودشان این تحقیقات را انجام می دهند. شاید عربستان نمی خواسته موضوع حمایتش از القاعده، در این جریان آشکار شود. ماجرای فردی که به تازگی دستگیر شده و برخی از رسانه ها به واسطه آن، ایران را متهم حادثه 1996 عربستان معرفی کرده اند، چگونه ارزیابی می کنید؟ همچنان که اشاره کردم، آنچه روزنامه الشرق الاوسط لندن، وابسته به عربستان، اعلام کرده
نجات پسر بچه از دام پیرمرد
برد.این اظهارات کافی بود تا ساکنان محل در جست وجوی پیرمرد راهی پارک های اطراف شوند. 2ساعت پس از ناپدید شدن پسربچه، یکی از مردان همسایه او را در پشت شمشادهای پارکی در جنوب تهران به همراه پیرمرد دید و با کمک بقیه، این مرد 65ساله را دستگیر کردند. صبح دیروز متهم پرونده در حالی به دادسرای جنایی تهران منتقل شد که پدر بچه نیز برای شکایت به آنجا آمده بود. این مرد در گفت وگو با
یکی از نمایندگان ادوار مجلس مرا تهدید به قتل با اسلحه کرد+عکس
وارش نیوز: گردن حیران همچنان می تازد و مدتی است که همه حواس ها را به خود جلب کرده است. بعد از آنکه در صدا و سیما بحث زمین خواری در گردنه حیران مطرح شد گروه های مختلف و نمایندگان ادوار گیلان یکدیگر را متهم به زمین خواری کردند و هرکدام هم مدارکی ارائه نمودند. حتی کار به جایی رسید که نماینمدگان اردبیل هم وارد ماجرا شدند. نتیجه و برایند همه این موارد نهایتا به جایی انجامیده است که نقش دهیاری ها و البته طرح هادی روستائی به میان آمده. البته حواشی نقطه
ناکامی مرد افغانی 60ساله در ربودن دختر 6ساله
برای بازجویی و تحقیقات بیشتر به دادسرا منتقل شد. این پرونده در شعبه دوم بازپرسی دادسرای ناحیه 27 تهران در حال بررسی است. مصاحبه با متهم اسمت چیست؟ عبدالستار چند سال داری؟ 60 سال چند وقت است که غیر قانونی ایران هستی؟ 6 ماه چندمین بار است که دستگیر می شوی؟ بار اولم است. تا به حال هیچ جرمی مرتکب نشدم چرا دختر 6 ساله را گول زدی و به