سایر منابع:
سایر خبرها
قتل پایان دوئل مرگبار زوج جوان
کرده و پرونده را برای رسیدگی دوباره به دادگاه بازگرداندند.صبح امروز اولیای دم مقتول و متهم به دادگاه احضار شدند تا پرونده با رفع نقص و صدور حکم به دیوان عالی کشور فرستاده شود . در جلسه محاکمه متهم با قبول اتهامش گفت : زمان قتل دچار جنون ادواری شده بود و هیچ کنترلی بر رفتارش نداشته است.پس از دفاعیات متهم و درخواست قصاص اولیای دم قضات دادگاه برای صدور حکم وارد شور شدند.
قتلی هولناک به سبک و سیاق سریال های ماهواره!!
کردند پسر نوجوان بر اثر اصابت 37 ضربه چاقو به قتل رسیده است. وی خاطرنشان کرد: با انتقال متهم نوجوان به پلیس آگاهی، در ادامه تحقیقات عنوان کرد تحت تاثیر سریال های ماهواره ای قصد اغفال دوستم را داشتم، اما او مقاومت کرد، به همین دلیل او را با چاقو زدم. بعد از قتل هم جسد را داخل گودالی انداختم و فرار کردم. معاذاللهی افزود: نمایش تصویرهای مستهجن و مبتذل و خلاف عفت عمومی، از عوامل گسترش بی بند و باری و
جنایت خونین در دادسرا
پرونده و ماموران حاضر در دادسرا پسر جوان را دستگیر و مرد مجروح را به بیمارستان انتقال دادند اما شدت خونریزی به حدی بود که این مرد جان خودش را از دست داد. با مرگ مرد جوان، عامل جنایت به اداره آگاهی انتقال یافت و در بازجویی ها گفت: جمعه شب وقتی از کلانتری خبر دادند که خواهرم را به همراه مردی غریبه دستگیر کرده اند، خیلی عصبانی شدم. خواهرم مدتی بود که با شوهرش قهر بود و به همین دلیل خانه
ماجرای دو نامه رهبرانقلاب به خانم یحیایی
، بیا خانه و به شهربانی نرو. در ماشین، اعلامیه های امام(ره) وکتاب تشیع سرخ دکتر شریعتی بود و دیگر صلاح نبود که خودم به شهربانی بروم. سر چهارراه ایستاده بودیم، آقایی که بعد فهمیدم از مبارزان و دوستان حاج آقاست مرا شناخت، ترمز زد و گفت: خانم رحیم پور سریع بیایید برویم. گفتم: من رحیم پور نیستم، اشتباه گرفتی. گفت: من دوست حاج آقا هستم. الان بازداشت می شوید. من با تردید نشستم و دستم به دستگیره بود که اگر
آقای جنتی برای توجیه خلاف شرع از رهبری و مراجع هزینه نکنید!
سرویس فرهنگی پایگاه 598 - ملاک ما در مورد موسیقی و فیلم دیدگاه های رهبری است در حوزه موسیقی همه موازین اخلاق و شرعی رعایت شده است ملاک و معیار ما مقام معظم رهبری اینها فقط بخشی از سخنان علی جنتی وزیر پرحاشیه دولت یازدهم در دفاع از عملکرد خود و وزارت فرهنگ و ارشاد می باشد که این روزها از رسانه ها منتشر می گردد. اما ماجرا چه بود؟ به گزارش پایگاه 598، در روزهای گذشته چهار مرجع تقلید و
سرقت های سریالی مرد شیاد از دفا تر بیمه و آژانس های مسافرتی/ مالباختگان به پلیس آگاهی مراجعه کنند (+ ...
؛ جهت تحویل گرفتن بسته به پائین ساختمان مراجعه کرده اما فردی را جهت تحویل دادن بسته مشاهده نکردم؛ در زمان مراجعه به دفتر متوجه عدم حضور این شخص و در ادامهٔ آن سرقت گوشی تلفن همراه، وجوه نقد داخل کشوی میز و... شدم. وقتی دوربین های مداربسته داخل دفتر را مشاهده کردم، متوجه انجام سرقت توسط این شخص شدم که در تمام مدت حضورش در دفتر، دائما با گوشی تلفن همراه خود صحبت می کرد . تحقیقات پلیسی و
ناگفته های سقوط هواپیمای بویینگ 727 ارومیه از زبان بازماندگان
چیزی نفهمیدم. این بازمانده سانحه هوایی ارومیه ادامه می دهد: چند دقیقه بعد از سانحه دچار خونریزی شدید شدم کمی به خودم که آمدم دیدم روی برف ها افتاده ام، متوجه امداد رسانی اولیه اهالی ساکن منطقه شدم، با چراغ موبایلم محل حضورم را به نیروهای امدادی نشان دادم و با آمبولانس ارتش راهی بیمارستان شدم. تلاش روستاییان برای امدادرسانی اولیه قابل قدردانی است مجروح سانحه هواپیمای
13 سالگی باردار شد، 14 سالگی مادر؛ و در 17 سالگی به قتل رسید+تصاویر
بدادگاه احضار شده کسی نیست جز دوست سابقش کالوم ویلکاکس 19 ساله که باید به سوالات بازپرسان جنایی جواب دهد. کارگر سلمانی و پدر دختر بچه سه ساله است که رسما به قتل کلسی شاو متهم شده است. خانواده و دوستان کلسی می گویند او واقعا علی رغم مشکلاتی که داشت، مادر مهربان و دوست داشتنی برای کودک خود بود و کودکش را بسیار دوست داشت. روز جمعه گذشته جسد بی جانش در خانه خود در ویدنس چشایر پیدا
قتل نوزاد دو ماهه به دست پدر دامپزشک
در شعبه 74 و به ریاست قاضی اصغر عبداللهی برگزار شد.در ابتدای این جلسه نماینده دادستان با تشریح کیفرخواست گفت: در این پرونده سعید متهم به مباشرت در قتل، کودک آزاری و تمرد در برابر ماموران است که با توجه به رضایت اولیای دم درخواست مجازات او از جنبه عمومی جرم را دارم.سپس سعید در جایگاه قرار گرفت و با قبول اتهاماتش گفت: زمان حادثه من به ماده مخدر شیشه اعتیاد داشتم و پس از مصرف مواد حالت طبیعی نداشتم
مجازات مرگ در پایان یک رابطه پنهانی
: دو ماه پیش متوجه آشنایی خواهرم با یکی از همکارانش شدم که فاطمه ادعا کرد قرار است با وی ازدواج کند اما بعد از چند روز گفت که به خواستگاری پسرجوان جواب منفی داده و رابطه مان قطع شده است. کارآگاهان با این سرنخ محمود را دستگیر کردند. وی گفت: روز حادثه فاطمه اصرار داشت که همسرم را طلاق بدهم تا با هم ازدواج کنیم و تهدید کرد که اگر این کار را نکنم آبرویم را در محل کار و پیش خانواده ام می برد
ازدواج پس از دوستی خیابانی به جنایت کشید
اعتراف گشود و گفت: چون با همسرم در مسیر مدرسه دوست شده بودم از ساعات اولیه ازدواج احتمال می دادم که شاید او با فرد دیگری نیز آشنا شود، به همین دلیل به رفتارهای پسر نوجوان مشکوک شدم و او را به قتل رساندم. در پی اعترافات وی همدست او نیز دستگیر شد و تحقیقات در این باره ادامه یافت. اخبار حوادث - خراسان
بلوتوث سیاه از صحنه آزار واذیت من!
قدیمی ام بود. او می خواست با پسر مورد علاقه اش ازدواج کند اما یک هفته پیش وقتی به دیدنم آمد، خیلی نگران بود و مدام از خودکشی حرف می زد. وی اضافه کرد: وقتی علت را جویا شدم، گفت که همراه پسر مورد علاقه اش به خانه یکی از دوستان او رفته که در آنجا مرد صاحبخانه و 7 نفر از دوستانش وی را مورد آزار و اذیت قرار داده و از این صحنه فیلمبرداری کرده اندکه این فیلم در میان جوانان محله بلوتوث شده است
ماجرای انتقام مرگبار داماد از خانواده همسرش
هنگام، زمانی که از محل کار وارد خانه شدم، متوجه بوی خون داخل خانه شدم و زمانی که وارد ساختمان شدم با جسد پدر و مادرم را داخل خانه روبرو شدم.با بررسی به عمل آمده از صحنه قتل مشخص شد هر دو مقتول با لباس خانه هستند و خانم حدود 6 ضربه و "عبدالحمید" با حدود 17 ضربه کارد به قتل رسیده اند و یک دستگاه خودروی پژو Roa متعلق به مقتول که در منزلش بوده، نیز به سرقت رفته است.سریعاً تحقیقات پیرامون موضوع آغاز و
کینه قدیمی رنگ خون گرفت
را داخل رودخانه انداختم. سپس به سمت واوان رفتم و خودروی مهدی را هم آنجا رها کردم اما چند روز بعد با پیدا شدن جسد او کمی بنزین خریدم و خودرو را دور از چشم دیگران آتش زدم تا اثری از آن نماند. محمدرضا درباره علت کشتن مهدی گفت: یک روز مهدی که دوست صمیمی ام بود گفت که قصد دارد با لیلا ازدواج کند. به او گفتم با لیلا رابطه دوستی دارم و با هم قرار ازدواج گذاشته ایم وقتی با اصرار مهدی روبه رو شدم عکس ها و
اخاذی زوج سارق به شیوه غیراخلاقی
یکی از واحدهای آپارتمانی در خیابان بنفشه در حال جرو بحث هستند. وی افزود: در بررسی موضوع صاحب منزل به هویت عادل به ماموران مراجعه و ادعا کرد که دقایقی پیش هنگامی که به محل کارش می رفته در میانه راه متوجه شده موبایلش را در خانه جاگذاشته و به همین دلیل بلافاصله به خانه بازگشته و پس از پارک خودرو مقابل خانه و ورود به آپارتمان به دلیل عجله زیاد در را پشت سرش نبسته است. سرهنگ
حکایت عاشقی چه چیزی را حکایت می کند؟!
ازدواج می کند. چند ماه پس از ازدواجشان متوجه می شوند که شاهو (نامزد سابق چیمن) زنده است. بدین ترتیب رابطه ی علی و چیمن به هم می خورد و چیمن به حلبچه بازمی گردد اما با شاهو هم ازدواج نمی کند. 15 سال بعد را می بینیم که علی نمایشگاه عکس حادثه ی حلبچه برگزار کرده و شاهو را در آنجا ملاقات می کند و از سرانجام ماجرا مطلع می شود. حکایت حلبچه بخش نخست فیلم، روایت گر ورود علی به حلبچه است. در
انتقام گیری مرگبار از پیرمرد 75 ساله/ متهم: مقتول فرزندم را مورد آزار و اذیت قرار داده بود
پرونده پس ازز صدور کیفرخواست به شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران ارجاع شد. در جلسه محاکمه این مرد که صبح امروز در شعبه 113 دادگاه کیفری برگزار شد، اولیای دم تقاقضای قصاص کردند. متهم نیز در دفاع از خود باز هم همان حرف های گذشته را تکرار کرد و به هیات قضایی گفت: قتل را قبول دارم. اما چون به پسر 14 ساله ام را مورد ازار و اذیت قرار داده بود، می خواستم از او انتقام بگیرم. در پایان این جلسه نیز هیات قضایی وارد شور شدند و تا رای نهایی در خصوص این پرونده را صادر کنند. اخبار حوادث - باشگاه خبرنگاران ...
بولتن سینما ؛ ویژه نامه روزانه جشنواره فیلم فجر/4
هیچ چیزی با او بحث نداشتم. سال گذشته که قرار بود خط ویژه را بسازد، من نقشی را انتخاب کردم. اما او نقش دیگری را برایم درنظر گرفته بود. بعد از اینکه آن فیلم را دیدم ، متوجه شدم او درست می داند هر نقشی را برای چه کسی نوشته است. رادان همچنین گفت: دوست داشتم در نقشی که محسن کیایی بازی کرده حضور داشته باشم، اما در نهایت به انتخاب کارگردان اعتماد کردم. محسن کیایی هم که در فیلم
تحت تعقیب ترین زن فرانسه چطور تروریست شد؟
منزل یک خانواده و پرداخت اجاره بها، کاملا با آنان و در میانشان زندگی می کنند. این مسئله در فرهنگ شرقی معادلی ندارد.] از این زمان، حیات رابطه اش را با خانواده اش قطع کرد و فقط گه گاهی با آنان تماس می گرفت. پدرش محمد بومدین که پس از حملات اخیر به الجزایر رفته است، در تماس تلفنی ما [واشنگتن پست] می گوید: این دختر در خانه ی من بزرگ نشد. در خانه ی یک سری آدم بی دین و ایمان بزرگ شد. او همه ی
منظورم این نیست که همه سینما فاسد است بلکه...
تلویزیون ایران (یعنی فیلم و سریال سازی در جمهوری اسلامی) به دست صهیونیست ها، بهاییان، توده ای ها و ساواکی ها اداره می شوند. آقای سلحشور، یک راست رفتید سر اصل ماجرا و فکر می کنم دعوا دقیقاً از همین جا شروع می شود. این جمله ی شما بارها تکرار شده و تعابیر عجیب وغریبی هم از آن بیرون آمده است. این بار دوست داریم به صورت صریح با خود شما درباره ی این جمله ی مشهور صحبت کنیم. شما واقعا معتقدید که
مرد متاهل، متهم به تعرض به دختر بیمار
خواهرم دیدم. او مردی بود که مدتی قبل با خواهرم رابطه داشت. برادر دیگرم را صدا کردم. آن مرد که رحیم نام داشت، در وضعیت مناسبی نبود و همین مرا خیلی ناراحت کرد. وقتی برادر بزرگم آمد، عصبانی شد و دونفری رحیم را کتک زدیم، بعد سراغ خواهرمان رفتیم و او را هم تنبیه کردیم. خواهرمان گفت نمی خواست با رحیم رابطه داشته باشد و او به زور وارد خانه شده است. متهم ادامه داد: قصد داشتیم رحیم را به ماموران
جدال خونین خیاط وظیفه شناس با آدم ربایان
جوان را داشتند. آنها به من حمله کردند و با چوب ضربه ای به دستم زدند اما توانستم از دستشان فرار کنم. با اینکه آن روز مرد خیاط توانست از دست مهاجمان فرار کند اما آنها انگار قصد نداشتند از انتقام جویی دست بکشند. او می گوید: ظهر شنبه 4بهمن ماه در راه رفتن به خانه بودم که متوجه شدم 3سرنشین یک موتورسیکلت در حال تعقیب من هستند. وقتی سرم را برگرداندم دیدم 2 نفر با جوراب و نفر سوم با شال
قتل قهرمان بدنسازی تهران با 50 ضربه چاقو!
. او از ما می خواست تا در مواقع تعطیلی باشگاه پیش او برویم و به صورت خصوصی به ما آموزش دهد. چند جلسه ای بعد از تعطیلی باشگاه من پیش او رفتم و سهراب هم یکی، دو بار رفته بود. او در اتاقک بالای باشگاه فیلم های بدنسازی را به ما نشان می داد و بعد از دیدن فیلم به ما آموزش می داد. یک بار که من تنهایی رفته بودم او به من داروی بدنسازی داد تا بخورم و گفت که باعث افزایش عضله می شود. وقتی دارو را خوردم، احساس
حرف های زیادی داریم آقای وزیر!
بیندیشند غم منافع فردی و حزبی خود را دارند، داستان تازه ای نیست و قصه تکراری و پرغصه ای است که این وزارتخانه از آغاز روی کارآمدن دولت مردمی تدبیر و امید هر روز با آن دست به گریبان است.2 اما چه شده است که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، این گونه عنان صبر از کف داده و به رسانه های منتقد می تازد؟ در ادامه، سعی می کنیم نگاهی داشته باشیم به برخی از پر چالش ترین مواردی که علی جنتی یا وزارت تحت امرش
مردی که پسرخوانده اش را آتش زد
. سعید را خیلی دوست داشتم و او را مثل بچه های خودم بزرگ کردم. تا این که سعید ازدواج کرد. او بعد از مدتی صاحب یک فرزند شد. خیلی خوشحال بودم که سر و سامان گرفته بود، اما یک دفعه متوجه اعتیاد او شدم. اعتیادش شدید بود و رفتارهایش باعث شد که همسرش تصمیم به جدایی بگیرد و آنها از هم جدا شدند. بعد از طلاق، سعید به خانه من آمد، از این که در خانه ام باشد، مشکلی نداشتم. درگیری من با او زمانی شروع شد
گروگانگیری زن باردار برای سرقت 3 کیلو طلا
بالای سر خود شدم. آنها با وجود آنکه متوجه شده بودند که من باردار هستم، بدون توجه به درخواستهای من اقدام به بستن دست و دهانم با چسب کرده و با تهدید چاقو و شوکر، مرا مجبور کردند تا محل نگهداری کلید گاوصندوق خانه را به آنها نشان دهم. من که نگران بودم تا در صورت هرگونه مقاومت در برابر آنها اتفاقی برای فرزندم بیفتد، به ناچار و بدون هیچگونه مقاومتی کلید گاو صندوق را در اختیار آنها گذاشتم .مالباخته در ادامه
جشن زانتیا...
آمده بود قهوه خانه دوربین را ندادم دستش تا از پیوستنم به جنبش سطل آب یخ فیلمبرداری کند. همینطور که به سطل نگاه می کردم و آه می کشیدم در باز شد و مرد قد بلند و خوش تیپی وارد شد و همان جا روی نیمکت اول قهوه خانه نشست.گفتم ای ول ، بالاخره یکی پیدا شد. بلند شدم و رفتم روبرویش ایستادم و گفتم: چی بیارم خدمتتون؟ مرد نگاهی از بالای عینک به سر تا پایم انداخت و گفت : قهوه فرانسوی .گفتم الان قهوه جوش را
ماجرای غم انگیز پدری که پسر 2/5 ساله اش را با بنزین به آتش کشید!
سوختگی ها هم بسیار زیاد است. پزشکان همچنین گفتند پدر باربد هم دچار 50 درصد سوختگی شده البته قسمت های غیرحساس بدن این مرد سوخته است.باربد حدود دو ماه بعد از این حادثه در بیمارستان شهید مطهری تهران جان خود را از دست داد و پرونده با اتهام قتل به جریان افتاد. محمد بعد از سه ماه بستری در بیمارستان سرانجام به دادسرا منتقل شد و اتهام قتل فرزندش را انکار کرد. او گفت: نمی خواست باربد را آتش بزند و هدفش فقط
کلاهبرداری 20 میلیارد تومانی مرد طلا فروش با ادعای پیش فروش سکه
گشتم تا اینکه از طریق آگهی روزنامه، متوجه شدم صاحب یک طلافروشی قصد استخدام صندوقدار دارد، من هم به آنجا رفتم و با سماجتی که به خرج دادم، توسط مرد طلافروش استخدام شدم. وی ادامه داد: برای مدتی کارهای بانکی طلافروشی را انجام می دادم تا اینکه صاحب مغازه از من خواست برای راحتی کار، حسابی باز کنم و از طریق این حساب، کارهای بانکی را انجام دهم. من هم قبول کردم و از آن به بعد، کسانی که می خواستند از طریق
اکران محمد (ص) در جشنواره سی و سوم منتفی شد
درگیر موضوع سنت و مدرنیته هستیم، تجدد آمده است و بسته های فرهنگی خودش را هم به همراه آورده است که تبعاتی هم داشته است. این روند از دوره قجر به این طرف شروع شده است. شکل نرم افزاری اش این بوده که روشنفکران ما رفتند آنجا و چیزهایی را دیدند. بعد با یک سری پیغام های نرم افزاری به ایران آمدند. این پیغام های نرم افزاری عبارت بوده از عرفی شدن حکومت، بحث عدالت خانه، مشروطه شدن حکومت استبدادی و از این قبیل