سایر خبرها
جنایت هولناک مرد دو زنه پس از طلاق همسر دوم
ما از مدتی قبل خراب بود و برای بازکردن در باید به حیاط می رفتیم. مادرم چندبار پرسید: کیه؟ اما جوابی نشنید. برای همین به مقابل در رفت و همین که در را گشود، یاسین را مقابل خودش دید. او بدون اینکه چیزی بگوید گلوله ای به سر مادرم شلیک کرد و او نقش زمین شد. پسر 4ساله خواهرم داخل حیاط بازی می کرد که یاسین یک گلوله هم به سر او شلیک کرد. وقتی متوجه سر و صدا شدم، از خانه بیرون آمدم و یاسین را
روایت 28 سال گمنامی شهید منصور سودی
. دوستانی که آنجا بودند گفتند از طرف مسئولین گردان اعلام شد این تپه باید به هر قیمت حفظ شود. من چند نفر جوان می خواهم که بیایند و این کار را انجام دهند. یکسری از نیروهایی که هنوز مجروح نشده بودند برای این ماموریت رفتند. آنجا آتش دشمن خیلی شدید بود و عراقی ها هم حمله کرده بودند. ماجرای شهادت شهید منصور سودی سال ها بعد دوستان تفحص رفته و در این منطقه چند تن از شهدا را تفحص کرده
درددل های مادربزرگ دوست داشتنی سینما و تلویزیون
ها را قبول ندارند در مدت بیماری هنرمندان حالم را جویا نشدند اما چند روز پیش اعضای هیات مدیره خانه سینما به عیادتم آمدند و برایم یک سکه و تقدیرنامه آوردند. دست شان درد نکند ولی سکه به چه دردم می خورد؟ از چهره های جدید هم هیچ کس یادی از من نکرده. ظاهرا آنها ما قدیمی ها را قبول ندارند! سختی ها و بدبختی های این کار را ما کشیدیم و حالا که به روزگار ثبات و درآمد رسیده، چند جوان
هزینه گزاف عروسی سگ و گربه ها
خواب و آشپزخانه در کنارم است و بیشتر از فرزندانم به گربه ام نزدیکترم و برایش وقت می گذارم. در همین حین پسر جوانی را دیدم که از خودروی مدل بالا ، پایین آمد و یک سگ فانتزی را بغل گرفت و وارد شد به من که رسید خوش و بشی با هم کردیم به او گفتم بلا دور است نکند سگت حالش خوب نیست گفت: نه خوشبختانه حالش خوب است فقط چند روز پیش سگم را آوردم و دندانهایش را ارتودنسی کردم و حالا هم آمده ام که برایش مکمل غذایی
شهر تاریخی تبریز گردشگران را به خود می خواند
/> با یکی از مسافران که مشغول صحبت کردن با دخترکوچکش هست ، هم کلام می شوم؛ از او می پرسم از کدام شهر آمده اید و او بدون اینکه سوال دیگری بپرسم همه ناگفته ها را پاسخ می دهد. آقای بهارلویی که به همراه خانواده 16 نفره شان در تبریز حضور یافته اند، اهل شهر نجف آباد در 30 کیلومتری اصفهان است. خودش که یک دختر و یک پسر دارد، یک مغازه بستنی فروشی در نجف آباد دارد، اما برادر و شوهر خواهرش که در
خانم های خانه دار چگونه می توانند کسب درآمد داشته باشند؟
علاقه داشت، پس از تلاش های فراوان موفق شد در یک شرکت نیمه دولتی در مقام یک حسابدار مشغول به کار شود. صبح ها به همراه همسرش خانه را ترک می کرد و ساعت 4 بعدازظهر پس از اتمام وظایف اش به خانه برمی گشت. او تا قبل از بازگشت شوهرش در ساعت 9 شب، فرصت کافی برای آشپزی و رفت و روب داشت و حتی می توانست استراحتی کوتاه بکند تا با روحیه ای شاداب تر به استقبال از همسر زحمتکش و مهربانش برود. فرح زنی مثبت و
درخواست جدایی به خاطر فروش النگوهای طلا
. آقای قاضی به نظر شما می شود در کنار چنین مردی زندگی کرد و خوشبخت شد؟ من تحمل مسعود را ندارم و می خواهم از او جدا شوم. وقتی صحبت های این زن به پایان می رسد، این بار شوهرش رشته کلام را در دست می گیرد و می گوید: آقای قاضی اینها همه بهانه است. ماجرا از این قرار است که من چند روز پیش به خاطر این که مادرم می خواست به مسافرت برود و پول نداشت، مجبور شدم النگوهای همسرم را
قتل پسر معتاد با شلیک گلوله پدر!
گرچه این مرد در اولین اظهاراتش عنوان کرد که پیش از این پسرش را به مرگ تهدید کرده بود بااین حال به دستور بازپرس پرونده برای او قرار بازداشت موقت صادر شد تا سایر ابعاد این پرونده مشخص شود. حوالی ساعت 19 دیشب بود که اهالی یکی از خیابان های اصلی در منطقه سیمون بولیوار تهران صدای شلیک گلوله ای را شنیدند که از خانه یکی از ساکنان این منطقه به گوش می رسید، همان موقع جسد پسر جوان این خانواده که
دفاع فریدون جیرانی از تعبیر وارونه یک رویا
ساعتش کار گذاشته بودیم را لای مبل خانه امن موساد می اندازد. یعنی ما از قبل می دانستیم که قهرمان داستان ما می تواند به آنجا برسد. اینها را از نظر منطق درست کرده بودیم. حالا قهرمان ما باید تک و تنها برود جلو و آنها را نجات دهد. وارد ارمنستان شدیم، اتفاقاتی که اصلا پیش بینی اش را نمی کردیم. 20 روز سینه موبیل ما در مرز گیر کرد. به این دلیل که داخل سینه موبیل ما مواد غذایی هم بود و مرز اجازه عبور نمی
تدبیر دولت در کاهش تورم و ثبات اقتصادی کشور و حضور 49 مقام بلند پایه دولت در 27 شهر
نوسانات بازار از 300 درصد به کمتر از پنج درصد از دیگر دستاوردهای دولت تدبیر و امید است. -- بازدید وزیر بهداشت از مراکز بیمارستانی شهرستان گلپایگان گلپایگان، اصفهان- ایرنا- وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی روز شنبه از چند مرکز بیمارستانی و درمانی شهرستان گلپایگان استان اصفهان بازدید کرد و در جریان مشکلات آنها قرار گرفت. به گزارش خبرنگار ایرنا، سید حسن هاشمی هنگام بازدید از روند اجرای
خبرنگار باید پیگیر مشکلات مردم باشد/ بدون روزنامه و کتاب مریض می شوم
که وضع چندان مناسبی ندارند. کار فرهنگی درآمد مناسب هم ندارد. (یک نسخه جدید نشریه کومشه به مدیر مسئولی پسر و همسر پسرش و صاحب امتیازی موسسه مطبوعاتی خودش را با عصبانیت می آورد و می گوید): برای چاپ این نشریه در هر شماره حدود هشت میلیون تومان هزینه می کنیم و مردم هم می بینند و می گویند خیلی خوب است، اما متاسفانه برای ادامه کار با مشکل مواجه هستیم. برای اینکه درآمد حاصل از فروش نشریه مناسب نیست و فکر
خواباندن مچ غول بی سوادی در 80 سالگی
خیلی خوب صرف کرده است. چه شد که مدرسه نرفتید؟ به خاطر فقر و تنگدستی و مشکلات زندگی. شغل پدر چه بود؟ کشاورز بود. 9 سالم بود که پدرم مریض شد و مجبور شدیم برای درمانش به تهران بیاییم. چون پول کافی هم نداشت، مجبور شدم برای کمک خرج زندگی پیش پسرخاله های مادرم شاگرد بنایی کنم. خانواده تان چند نفری بود؟ 3 خواهر بودیم و 3 برادر. و
پشت پرده تلخ چشمان پر از درد پسرک
به گزارش بولتن نیوز به نقل از روزنامه ایران، مادر شهداد 10 ساله که از شوهرش جدا زندگی می کند، وقتی در قرار ملاقات پسرش را در آغوش کشید، درد را در چشمان کودکانه اش دید . ساعت 16 عصر پنجشنبه 22 مرداد ماه سال جاری مادر جوان بعد از چند ماه پیگیری موفق شد پسرش را که نزد پرستاری در جنوب شهر بود، ببیند . این مادر هنگامی که پسرش را در آغوش کشید، متوجه شد پسرک درد می کشد اما نمی
پاسخ احمدی نژاد به هاشمی/ هدف جالب سفر نمایندگان به بلاروس/ شب پرداخت یارانه شب خوشحالی دولت بود!/ ...
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام چند روزی است که با اظهاراتش درباره آیت الله مصباح یزدی و دولت سابق خبرساز شده است؛ این بار محمود احمدی نژاد به صورت غیرمستقیم به پاسخ دادن به وی پرداخته است. همزمان با دیدار هاشمی رفسنجانی با نزدیک ترین حزب به رئیس جمهور روحانی، فعالان سیاسی اصولگرا و اصلاح طلب به فعالیت های انتخاباتی خود ادامه می دهند. پس از سخنان روز گذشته رهبر انقلاب درباره مذاکرات هسته ای، بحث و بر
ربودن دختر مورد علاقه با همدستی مادر
دو هفته قبل دختر جوانی همراه پدرش با مراجعه به شعبه ششم دادسرای جنایی از خواستگارش به اتهام آدم ربایی شکایت کرد. پدر دختر جوان به بازپرس پرونده گفت: چهار ماه قبل پسر جوانی به نام عقیل که با ما نسبت فامیلی دارد، دخترم را ربود و به خانه اش در شهریار برد. وقتی برای شکایت به دادسرای این شهرستان رفتیم پرونده مان به نتیجه نرسید و قاضی دستور آزادی پسر آدم ربا را صادر کرد. بعد از آزادی پسر 23 ساله، او
8 ساعت زیر تیغ آفتاب، بدون محدودیت سنی
، حالا این پسر از همه کوچکترم فقط توی خانه مانده است، این هم سال دوم حسابداری است. درسش که تمام بشود می تواند برای خودش یک کار حسابی پیدا کند، اما فعلاً تابستان ها با موتور می آییم اینجا که آجر بچینیم. روی هم رفته دوتایمان 60 - 70 هزار تومان در روز کار می کنیم. پنج صبح که هوا خنک است می آییم تا ساعتِ یک کار می کنیم؛ بعد دیگر نمی شود اینجا ایستاد، برمی گردیم خانه مان. 40 سال است که کارگری کرده ام ولی
بخشش داماد خطاکار یک روز قبل از اجرای حکم
را بخشیده است. زن میانسال در ادامه گفت: هشت سال قبل به من خبر دادند دخترم در خانه اش به قتل رسیده است. همان زمان به مأموران گفتم که دامادم معتاد است و به همین خاطر با هاله اختلاف دارد و مطمئن هستم او قاتل دخترم است. وقتی او را دستگیر کردند و به قتل اعتراف کرد، تصمیم داشتم او را قصاص کنم. دامادم قرار بود صبح روز چهارشنبه با چوبه دار قصاص شود اما وقتی فهمیدم پشیمان شده است یک روز قبل از اجرای حکم به
بهار بود، باران می بارید، کاغذها گلی شد!
بدانم برای یادگیری تجربه بهترین ابزار است. سین: خاطره ای از دوران کودکی و خانه پدری؟ جیم: به علت بیماری آرتروز مادر و تعداد پله های خانه در 6 سالگی با ملات و شمشه و تراز و ریسمان آشنا شده و سه پله در خانه ساختم که مادرم آسوده تر به حیاط رفت و آمد کند، پس از آن در زمان دانشگاه به دستور پدر قرار بود به جای انبار هیزم انتهای حیاط خانه ای برای خود بسازم، من هم به قاعده نزد بنای
چهره ها در شبکه های اجتماعی (155)
چهره های جامعه ما نیز از این قضیه مستثنی نیستند و بسیاری از ستارگان سینما، موسیقی، ورزش، سیاست و ... ما با داشتن یک یا چند صفحه در شبکه های اجتماعی مختلف قصد در ارتباط مستمر و دو طرفه با مردم دارند. در این سری مطالب ما تصمیم گرفته ایم گزیده ای از فعالیت چهره های ایرانی در شبکه های اجتماعی نظیر اینستاگرام، فیسبوک، توئیتر و ... در اختیار شما عزیزان قرار بدهیم. ******* در
وایسا تا برگردم
بلندگو، آشنای مرا می خواند. برادرم را از میان جمعیت می بینم که به سمتم می آید. با چشمان اشک آلود، لبخند می زنم. حالا من هم جزئی از نمایش پهلوان شده ام. ظهر یکی از روزهای تابستان هزاروسیصدوهفتادوسه، وسط ترمینال تودرتوی مشهد گم شدم. پدرم گمم نکرده بود، چون چهار سال پیش از این مرده بود. مادرم گمم نکرده بود چون یک هفته قبل از آن رفته بود شهر آبا و اجدادی مان فاروج. پسر خاله
راننده تاکسی، کیف پر از پول و طلا را تحویل داد
جام جم نوشت: راننده تاکسی که بعد از پیدا کردن کیف پر از پول و طلا در خودرواش جستجو برای یافتن صاحب آن را آغاز کرده بود پس از ساعتی توانست کیف را به پیرزن برساند. پنجشنبه، 25 مرداد امسال راننده تاکسی مانند هر روز دیگر صبح از خانه بیرون آمد و سوار خودرو خود شد و کار هر روزش را آغاز کرد. مسافران را یکی پس از دیگری سوار و پیاده می کرد. از یکی از خیابان های اصلی شهر دامغان به
از "خوشه های خشم"، تا "آوای موسیقی" و "آواتار"؛ از داریل زانوک تا روپرت مرداک/ تاریخچه مفصل و پر فراز و ...
پرهزینه علاقه زیادی داشتند و تلاش کردند با فراموش کردن تجربه تلخ کلئوپاترا در کمترین زمان بیشترین فیلم از این دست را تولید کنند. اشک ها و لبخندها – دنیا خندید تجربه شیرین فیلم اشک ها و لبخندها (1965) اثبات این ادعای پدر و پسر بود. نسخه ای سینمایی از یک تئاتر موزیکال که چندین سال قبل در برادوی روی صحنه رفته بود. فیلمی پرخرج به کارگردانی رابرت وایز و با بازی جولی اندروز که نماهای
فیلم های سیما در پایان هفته
های استعماری انگلیس است در روز 30 ژانویه سال 1972 به همراه سایر معترضان به خیابان های دری، یکی از شهرهای ایرلند شمالی می ریزند و در مقابل ارتش بریتانیا می ایستند. در این درگیری ها 13 نفر کشته شده و عده زیادی زخمی می شوند و این روز در تاریخ ایرلند به یکشنبه خونین معروف می شود. شیر سنگی فیلم سینمایی شیر سنگی به کارگردانی مسعود جعفری جوزانی، جمعه 13 شهریور ماه ساعت 16 از شبکه یک
پرکارترین بدلکار زن ایران را بشناسید
شور و هیجان تعریف می کند خودم را که جای او قرار می دهم تمام تنم می لرزد. چطور یک دختر این کار را شغل حود انتخاب کرده است و هر روز با این همه خطر دست و پنجه نرم می کند. می گوید: من سال ها ورزش حرفه ای کردم و قتی 18 سالم بود در اوج آمادگی جسمانی بودم. البته سنم هم بی تاثیر نبود. در سنی قرار داشتم که پر از شر و شور بودم. در واقع به هیجان نیاز داشتم و این هیجان برایم جذاب بود. اینکه اصلا نترسم هم
باید منزوی شد تا مستقل شد
وقت بود و من می خواستم به خانه بروم. مادرم آمد تا مرا بدرقه کند، دست آقای شاکری را بوسید و گفت دخترم شیرم را حلالت نمی کنم اگر ایشان از شما ناراضی باشند. نمی دانم نفس مسیحایی امام چه کرده بود که همه چیز برعکس شده بود. همه آن مخالفت ها و مشکلات بعد از عقد در محضر امام به فراموشی سپرده شد. از زندگی با آقای شاکری برایمان بگویید، زندگی با ایشان برایتان سخت نبود؟ آقای شاکری برای
از صیفی کاری رسایی و تولد کامبیز دیرباز تا کودکی بهنوش بختیاری و عکسی که دامن کوچک زاده را گرفت+ تصاویر
به گزارش خبرنگار اخبار داغ گروه فضای مجازی باشگاه خبرنگاران جوان ، با گسترش فضای مجازی و وجود شبکه های اجتماعی فراوان، این روزها هنرمندان، ورزشکاران و مسئولین برای ارتباط تنگاتنگ با هوادارانشان از جزئیات زندگی خود و یا مسائل روز عکس گرفته و آن را به اشتراک می گذارند. بسته امروز باشگاه خبرنگاران هم قصد دارد گلچینی از تصاویر و اخبار هنرمندان، ورزشکاران و مسئولین را در اختیار کاربران قرار
آزیتا لاچینی:11 ساله بودم که ازدواج کردم، 13 ساله بودم که فرزند اولم متولد شد.دخترم هم در 14 سالگی ...
آرامش خواستم . یک روز من در خانه نبودم، زمانی که به خانه برگشتم همسایه ها گفتند که خانمی با مشت به در خانه ام می کوبید و با صدای بلند می گفت چه کردی که مرگ جوان هایت دیوانه ات نکرد؟ پس از اینکه همسایه ها قضیه را برایم تعریف کردند رفتم و اسم و آدرسش را پرسیدم. خانه اش را پیدا کردم . نشستم و حقیقت را برایش گفتم، دلداری اش دادم. آنقدر با او صحبت کردم و با هم راز و نیاز کردیم که وقتی چهلم پسرش
10 فرد مهم در پسِ چهره های معروف تاریخ
ساعت کار، 1٫98 دلار دریافت می نمود. او بافِت جوان را تا سال ها بعد از آن، ملاقات نکرد. تا پیش از ملاقات مانگر، بافت از فلسفه ی سرمایه گذاری مربی خود، بنجامین گراهام ، پیروی می کرد که باور داشت باید اجناس را زیر قیمت خرید و وقتی که ارزش واقعی شان مشخص شد، آن ها را به فروش رساند. در سال های نخست کار، این روش برای بافِت موفقیت زیادی به بار آورد، ولی مانگر فکر نمی کرد که این بهترین راه پیشرفت
بازیگران زن معتاد سینمای ایران ! + تصاویر
من تلاشی کنم، خانم میلانی زحمت زیادی برای نزدیک شدنم به شخصیت لیلا کشیدند. من از یک ماه قبل فیلمبرداری، هر روز بعدازظهر به منزل خانم میلانی می رفتم و با ایشان تمرین می کردم. اما مشکل ترین جای کار 2 سکانس بود که با تدبیر خانم میلانی و اینکه هر دو را در یک روز فیلمبرداری کردند، راحت تر توانستم از عهده اش برآیم؛ یکی سکانسی بود که با خانم لادن مستوفی دعوا می کردم و باید کل گذشته ام را برای مخاطب می
ربودن دختر مورد علاقه با همدستی مادر
مهمترین حوادث و رویدادهای اجتماعی شبانه روز گذشته: قاتل را بدون هیچ شرطی بخشیدیم/ دستگیری دندانپزشک قلابی با مدرک سیکل/ اعتراف مرد ژله ای به آزار و اذیت 14 زن/ چهار کشته در نزاع خانوادگی/ دختر جوان دردام پسر مبل فروش/ نقشه اخاذی از کاربر اینترنتی ناکام ماند/ شوهرم نمی خواهد بازنشسته شود/ ربودن دختر مورد علاقه با همدستی مادر/ برق گرفتگی مرگبار دختر کوچولو در پارک کد خبر