سایر منابع:
سایر خبرها
آلزایمر و پیامدهای آن
که چیزی بیشتر از یک فراموشی ساده است ارائه دهد که بعدها برای قدردانی از او، این بیماری آلزایمر نامیده شد. بیماری آلزایمر دو تا پنج درصد اشخاص سالمند را در بر می گیرد و گاهی هم به اشخاص جوان تر حمله می کند که در اثر فاسد شدن سلول های منطقه هیپوکامپ که معمولا مقدار زیادی استیل کولین تولید می کند به وجود می آید. سلول های مغزی یا نرون های آسیب دیده، پلاک هایی جمع کرده و به تعداد
سرمقاله روزنامه ها
رهبری نیز کرده است. براساس مستندات موجود و تصاویری که می توانید در سایت های دفتر مقام معظم رهبری و همچنین سایت روابط عمومی مجمع تشخیص مصلحت نظام ببینید، آیت الله هاشمی رفسنجانی در مراسمی که به مناسبت گرامیداشت حجاج جان باخته، در حسینیه امام خمینی و با حضور آیت الله خامنه ای برگزار شده بود، شرکت کرد. اما رسانه ملی در تمام بخش های خبری 24 ساعت گذشته چنان ماهرانه با تیغ سانسور فیلم ها را برش داد که هر
پیشروی لشگر آلودگی در جان خاک شازند
داد: این آلودگی ها زمانی نمود پیدا می کند که وارونگی هوا و یا عدم گردش هوا اتفاق می افتد و در مواقع عادی به علت وزش باد ما متوجه آلودگی ناشی از استفاده از مازوت نمی شویم. عسگری از تلاش های چند ساله جهت رفع اینگونه آلودگی ها یاد کرد و افزود: متأسفانه علیرغم عدم مدیریت مطلوب جهت کنترل آلودگی این منطقه، شاهد تلاش ها جهت توسعه پالایشگاه با بهانه ایجاد اشتغال هستیم، در صورتی که مرگی دردناک به
جلسه مشترک بخشداران،دهیاران و بنیاد مسکن در شهرستان لنده
مناسبت حادثه تلخ منا که ناشی از سوء مدیریت و کم سلیقگی حکام آل سعود بوده از همه مسولان خصوصا بخشداران و دهیاران درخواست نمود تا با ایجاد سرمایه گذاری در روستاها و همچنین جلوگیری از مهاجرت روستائیان به شهر زمینه توسعه و عمران آبادی در روستاها را فراهم نمایند. همچنین مرادی بخشدار مرکزی و محتشم بخشدار موگرمون حدود انتظارات خود از بنیاد مسکن انقلاب اسلامی را اعلام و خواهان دقت بیشتر و توجه به کیفیت به
20 هکتار از اراضی منابع ملی در لنده طعمه حریق شد
سوزی در جنگل ها و مراتع شهرستان مشاهده شده که در همه موارد عامل انسانی دخیل بوده است. محمدی افزود: در آتش سوزی اخیر بیش از 20 هکتار از اراضی شهرستان لنده طعمه حریق شد که با همکاری بخشدار، مردم، مسئولان و محیط بانان شهرستان آتش سوزی آن مهار گردید. وی اضافه کرد: 80 درصد خسارت به علوفه و مرتع وارده شده و به بخش جنگلی با اقدام به موقع خسارت کمتری وارد شده است. منبع: فارس
اخبار ویژه روزنامه های سه شنبه 14 مهر
به گزارش ایران خبر ، برخی خبرهای ویژه روزنامه های سه شنبه 14مهر به شرح ذیل است. ** آرمان سوال مجری بی بی سی و پاسخ عجیب بابک زنجانی! شنیده شد که فرداد فرحزاد مجری بخش خبری بی بی سی فارسی بخشی از مصاحبه با بابک زنجانی را در صفحه شخصی اش منتشر کرد. الف نوشت: به گزارش خبرنگار باشگاه خبرنگاران، در روزهایی که بابک زنجانی از سوی دادگاه مورد بازخواست قرار گرفته است، فرداد
یادمانی از “شهید محمدحسین حیدری” با نوشتاری از ” استاد اکبر امرایی “
یادمان دوست و همرزم شهیدم محمد حسین حیدری و نگاهی به عملیات والفجر مقدماتی زفراق چون ننالم من دلشکسته چون نی که بسوخت بند بندم زحرارت جدایی یکی از شهیدانی که از دیدن تصویر و شنیدن نامش اشک غم در چشمانم حلقه می بندد، جاری می شود و هق هق گریه ام سکوت [...] یادمان دوست و همرزم شهیدم محمد حسین حیدری و نگاهی به عملیات والفجر مقدماتی زفراق چون ننالم من دلشکسته چون نی که بسوخت بند بندم زحرارت جدایی یکی از شهیدانی که از دیدن تصویر و شنیدن نامش اشک غم در چشمانم حلقه می بندد، جاری می شود و هق هق گریه ام سکوت دلم را می شکند شهید جاویدالاثر دوست و برادر شهیدم محمد حسین است اکنون که می خواهم چند سطر از خاطراتش را بیان کنم سیلاب اشک امانم نمی دهد دلم ابری تر از ابر بهار است قلم یارای حرکت ندارد . خدایا تو خود شاهد و ناظر هستی که محمد حسین چقدر مظلوم زیست و چگونه مظلومانه کشته شد و با اینکه پر کشید و به درگاه تو پرواز کرد هنوز هم مظلومانه و گمنام است هنوز هم کمتر کسی او را می شناسد خدایا یاری ام ده تا اشک امانم بدهد و او را که از مردم پنهان بود و اکثر همرزمان نیز او را به خوبی نمی شناختند اندکی شرح و توصیفش نمایم. هیجده سال از عمر نازنینش می گذشت که افتخار آشنایی ایشان نصیبم شد در اولین اعزامش با هم همسفر شدیم آری 25/08/1361 برای نخستین بار یک گردان از نیروهای مخلص با نام مقدس محبین از شهرستان کوهدشت با حدود 11 نفر کادر رسمی و بیش از 200 نفر نیروی مردمی پس از دعا و بدرقه ی مردم عازم جبهه های جنوب شدیم در منطقه کرخه جمعی از نیروهای مخلص شهرستان سلسله نیز به گردان ما پیوستند و چون هنوز لرستان تیپ مستقلی نداشت در تیپ 15 امام حسن(ع) از لشگر 72 محرم خوزستان سازماندهی شدیم شهید حسن درویش رزمنده ی شجاع اهل شوش فرماندهی این تیپ نوپا که به نام مقدس امام حسن مجتبی(ع) و تقارن ولادت آن بزرگوار که 15 رمضان بود، تیپ 15 امام حسن (ع) نامگذاری شده بود را برعهده داشتند شهید حسن درویش آنقدر در بین نیروها و در دل و جان همه جای داشت که هنگام سخنرانی در مراسم صبحگاه (اورکتش) به عنوان تبرک تکه تکه تقسیم می شد. حقیر با چند مسئولیت کوچک فرماندهی گردان را همراهی می کردم و شهید محمد حسین به عنوان فرمانده گروهان دوم گردان محبین انتخاب شدند. در طی دو سه ماه که در آنسوی پل کرخه گردان را آماده عملیات می کردیم شهید محمد حسین را متواضع، کم حرف و در عین حال شجاع و با هیبت خاصی دریافتم اندوهم باد هنوز لبخندهای ملیحش را تصور می کنم و بازهم سرشک خونینم بر گونه های رنجیده ی روزگارم سرازیر می شود. از آنجا که شهید عمرش چون گل کوتاه بود خاطرات بنده نیز از ایشان محدود به همین مرحله از اعزام است که به عروج ایشان ختم می شود. در طی چند ماه که در سایت های موشکی 4 و5 در انتظارشب عملیات بودیم اخلاق و رفتار همه همرزمان و بویژه محمد حسین عزیز پسندیده بود تمام ویژگی های خوب و مثبت در وجود آن بزرگوار نهفته بود در جوانی عازم نبرد با ظالمان روزگار شده بود تا از دین و مرزوبوم وطنش پاسداری کند. در تاریخ 18/11/61 عملیات ناموفق والفجر مقدماتی در محور فکه-چزابه (سرزمین لاله های سرخ) به صورت گسترده به فرماندهی سپاه با شرکت لشگرهای 72 محرم، عاشورا، 5نصر و حضرت رسول با هدف تصرف پل غزیله و پیشروی به سمت العماره عراق آغاز شد و تا 21/11/61 به پایان رسید موقعیت این منطقه عملیاتی بسیار مهم و استراتژیک بود و مسئولیت پدافند منطقه عملیاتی از چیلات تا هورالعظیم به عهده سپاه چهارم عراق بود و چهار لشگر پیاده، مکانیزه، زرهی و احتیاط شامل: 25 تیپ پیاده، زرهی، مکانیزه و تانک در منطقه شیب میسان تا پاسگاه دو برج (تقاطع چزابه-غزیله)، منطقه العماره و منطقه صفریه تا رشیده مستقر بودند که ذکر نام و عنوان لشگرها و تیپ و گردان ها از حوصله این متن خارج است. نیروهای خودی: قرارگاه کربلا و قدس شامل 7 لشگر با استعداد 122 گردان در قالب تیپ های پیاده، زرهی، مکانیزه و توپخانه در عملیات فوق شرکت داشتند. از بامداد روز 18/11/61 جابجایی نیروها به طرف منطقه عملیاتی آغاز و از ساعت 16:30 که هوا به تاریکی می گرایید حرکت رزمندگان با تجهیزات انفرادی و یک بسته جیره غذایی خشک(آجیل و تنقلات) از جنگل و دیگر محورها شروع شد. عملیات در ساعت 21:30 پس از اعلام رمز یاالله یاالله یاالله از 5 محور شمال و جنوب رشیده-صفریه آغاز شد نیروها در تاریکی مطلق شب به منظور پاکسازی میدان های مین و شکستن خطوط دفاعی دشمن و نفوذ در این خطوط پیشروی کردند. وسعت و عمق مواضع و استحکامات دشمن و وجود کانال های متعدد، سرعت لازم را از نیروهای عملیات گرفت اگرچه خط اول دشمن شکسته شد اما به دلیل عدم پاکسازی منطقه در حالی که تاریکی شب رو به پایان بود امکان استقرار کامل وجود نداشت. در حقیقت تاریکی مطلق شب، عدم الحاق نیروها، عدم پاکسازی منطقه، عمق و وسعت زیاد میدان های مین، حفر کانال های صعب العبور و از همه مهمتر هوشیاری و اطلاع قبلی دشمن نسبت به وقوع عملیات( لو رفتن عملیات) از عوامل بازدارنده ای بود که به عدم نیل به اهداف مرحله اول عملیات والفجرمقدماتی منجر شد. با وضعیت موجود و موقعیت خاصی که در آغاز عملیات در مردم ایجاد شده بود و به دلیل امیدواری مسئولین، مرحله دوم عملیات در ساعت 21 روز 20/11/61 به منظور انهدام نیرو و تجهیزات دشمن آغاز گردید اما این بار نیز به علت عدم هماهنگی نیروهای عمل کننده و هوشیاری دشمن مانع از پیشرفت رزمندگان گردید از ابتدای پیشروی نیروهای خودی تا رسیدن به خط دوم دشمن حدود 16 نوع موانع ایجاد شده بود نیروهای عراقی تجربیاتی را که در عملیات های پیشین کسب کرده بودند را به صورت کامل در منطقه عملیاتی والفجر مقدماتی اجرا کردند. وجود این همه موانع، توان نیروها را جهت تامین اهداف از پیش تعیین شده در شب عملیات گرفت از طرف دیگر گرفتن موقعیت جناح چپ و راست و به کارگیری نیروهای احتیاط دو موضوع قابل توجه بود که از دشمن در عملیات والفجر مقدماتی مشاهده شد. در این عملیات فرماندهان خودی به این نتیجه رسیدند که در عملیات بعدی از انتخاب مناطق با عمق و وسعت زیاد پرهیز کنند. ناگفته نماند که در عملیات والفجر مقدماتی علاوه بر انهدام قابل توجهی از تیپ های 905 و 704 عراق یک گردان از نیروهای سودانی تعداد 113 تن از نیروهای دشمن به اسارت درآمدند. سی ودو سال از عملیات والفجر مقدماتی می گذرد و چه سنگین و محزون است تداعی آن خاطرات در آن غروب تنگ با توجه به زمان اندک دست به خاک شدیم تیمم ساخته و در حال حرکت نماز مغرب و عشا را در صفوف فشرده با گامهای استوار زمزمه کردیم. آن شب سخت و جانکاه و نسبت به دیگر شب های عملیات بسیار متفاوت بود در دل تیره ی شب شاهد عزیزانی بودیم که ساعاتی قبل داوطلبانه میدان مین را باز کرده بودند آن شب، شب قطع شدن پاها، شب میدان های متعدد مین، انبوه سیم های خاردار، کانال های عمیق و وسیع شب انفجار و آتشفشان منورها بود قیامتی به پا شده بود گلوله های رسام تیربارها و پدافندهای چهار لول ضد هوایی زوزه کشان از بغل گوشمان از همدیگر سبقت می گرفتند گویی از آسمان خمپاره می بارید و هر چند ثانیه گلی پرپر در پهن دشت میسان عطر شهادت و خون و باروت فضا را پر می کرد ناله و زمزمه های عاشقانه ی مجروحان میدان مین تند و پیگیر به گوش می رسید با روشن شدن منورها ناگهان فضای به خاک و خون کشیده شده ی میدان مین روشن تر از آفتاب می شد در این لحظات بود که پای خود را بر لبه ی یک مین واکسی دیدم که یک سمتش در گل ولای تعبیه شده در میدان فرو رفته بود و عمل نکرد آن شب چه رادمردانی در میدان های مین در خون خویش غلتیدند ضجه ی شیرمردان زخمی مین و کانال های عریض که انتقال آن ها به پشت خاک ریز میسر نبود هنوز در گوش طنین انداز است هرگز نمی توان فراموش کرد دلیرمردانی که هنگام پیشروی، نیروها را راهنمایی می کردند که از روی نوار سفید معبر میدان مین حرکت کنند اما صبح روز بعد پس از خون ریزی بسیار شهید شده بودند و یا در حال جان دادن با پیکرهای خونین استمداد نجات داشتند. دوستان خوبم شهید فیروز سرتیپ نیا و شهید محمد حسین حیدری را می دیدم که با شجاعت تمام پیشاپیش گروهان های خود حرکت می کردند از زمین و آسمان آتش می بارید دشمن نعل اسبی ما را در محاصره خود داشت و از چپ و راست و مقابل به تیربار بسته بود زمین سخت و ریگ زار منطقه خمپاره ها را در خود فرو نمی بلعید و باران ترکش تا دقایقی همه ما را زمین گیر می کرد نیروهای عراقی با تمام قوا بر سر همرزمان آتش می ریختند خمپاره های 120 زوزه کشان قلب آسمان را می شکافت و به دل زمین اصابت می کرد خمپاره ای 60 (زمانی) در آسمان بالای سر رزمندگان منفجر میشدند گلوله های آر.پی.جی تیربارها و ضدهوایی ها دوستان را یکی پس از دیگری گلچین می کرد و از ما می گرفت به سختی خود را به کانال تازه احداث شده چهارم پشت خاک ریز دشمن رساندیم زمانی که از کانال، درازکش به طرف دشمن تیراندازی می کردیم به یاد دارم در سمت راست خود رزمنده ای را دیدم که تیراندازی نمی کرد تکانش دادم شاید خواب رفته باشد اما با درد و حسرت ساعاتی قبل به درجه شهادت نایل شده بود به طوری که بدنش کاملا خشک و به جمود رسیده بود به نظر می رسید از نیروهای گردان خط شکن باشد که قبل از ما به آنجا رسیده بودند تا این موقعیت حدود 20 کیلومتر پیشروی کرده بودیم و پس از انجام بخشی از عملیات هنوز مواضع خود را تثبیت نکرده بودیم که بانزدیکتر شدن روز دستور عقب نشینی از فرماندهی عملیات صادر شد و با مشقت فراوان نیروها را پس از 6 کیلومتر عقب نشینی در پشت خاک ریزهایی که جهاد سازندگی بعد ازحرکت نیروها ایجاد کرده بود مستقر و مشغول پدافند شدیم من و 10 نفر از همرزمان از آخرین نفراتی بودیم که به خاک ریز رسیدیم از آنجا که هنوز هوا کاملا روشن نشده و آفتاب بر نیامده بود دوستان برخلاف نظر بنده مسیر را اشتباهی می رفتند و من هم که از اشتباه بودن مسیر اطمینان داشتم تسلیم نظر آن ها شده بودم با این توجیه که شاید کم خوابی باعث عدم تشخیص راه شده است اما هر لحظه آتش دشمن سنگین تر می شد تا دقایقی مانده به اسارت سه نفر از رزمندگان اطلاعات عملیات تیپ امام حسن(ع) مجهز به قطب نما و دوربین ما را به مسیر خاک ریزهای خودی هدایت کردند. ساعاتی بعد حدود نزدیک 11 صبح پرسنلی تیپ امام حسن مجتبی(ع) درخواست آمار مجروحین، شهدا، اسرا و مفقودین را از گردان محبین داشتند از نیروهای مستقر در خاک ریز تازه احداث شده آمار گرفتیم از خیلی از نیروهای گردان خبری نبود و اخبار نگران کننده ای به گوش می رسید دوستان گروهان یکم از فرمانده خود خبر دادند گفتند فیروز سرتیپ نیا در عملیات مجروح شده و چون توان راه رفتن نداشته جوانمرد رشید و دلاوری از رزمندگان روستای قرعلیوند که خیلی هیکلی و درشت اندام بود فیروز را با خود به پشت خط منتقل کرده بود از خیلی دیگر از جمله افشین باقری و محمد حسین حیدری خبری نبود برخی اسارت دوستان را عینا دیده بودند از جمله اسارت سید عبادالله حسینی را. آمارگیری در حالی انجام می گرفت که تعدادی از نیروها در جنگل های امقر و تعدادی با شگفتی تمام تا شهرهای خود عقب نشینی کرده بودند خلاصه آماری هم از نیروهای جنگل امقر گرفتیم وتحویل تیپ دادیم امامحمد حسین را دیگر ندیدم و ندانستیم دیگر که کجا بود و حال او چون بود در برزخ عملیات والفجرمقدماتی عزیزانی را دیدیم که سینه خیز در حال عقب نشینی بودند چون پا در بدن نداشتند قهرمانانی را دیدیم که در میدان های مین، خون خویش را تا قطره های آخر نثار کردند مجروحان عملیات را دیدیم که در اثر بمباران بهداری در جنگل امقر به شهادت رسیدند اما اثری از محمد حسین نبود که نبود یک پلاک هم از دل خاک برنیامد تا بینا کند چشمان به خون نشسته مادرش(گل زینب) را قبل از وداع دنیای فانی. پدرش رستم سالهاست چشم انتظار است اشک خواهرش صنم گل در چشم ها خشکید اما اثری از برادرش بازنیافت گویی جسم خاکی محمد حسین همراه با روح افلاکی او به اوج آسمان پرواز کرده و به ابدیت پیوسته که برادرانش حسن و حسین و خواهرانش صنم گل و زهرا سراغش را از اختران آسمان می گیرند و یاسین کوچولوی ما همراه عمه مهربانش پنجشنبه هر هفته سنگ مزار گمنامش را گلاب می پاشد و با نظاره ی عکس محمد حسین بازگشت او را به انتظار نشسته است. اکبر امرایی / مهرماه 1394 درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت ) ...
حوادث کوتاه از کشور
آتشزا در اطراف، ایجاد حریق کرد. وی افزود: آتش سوزی با حضور به موقع مأموران آتش نشانی مهار شد و به سایر قسمت های کارخانه سرایت نکرد. فرماندار بابل ادامه داد: بر اثر آتش سوزی تنها خسارت مالی به کارخانه وارد شده است. درگیری باغبان با خرس در لنده لنده- فارس: یک باغبان در منطقه سردسیری دلی مهرجان در شهرستان لنده در موقع آبیاری باغ خود با یک قلاده خرس درگیر که منجر به شکسته شدن دست
حمله خرس به باغبان لنده ای
بخشدار بخش موگرمون شهرستان لنده از حمله خرس به یک باغبان لنده ای در منطقه سردسیری "دهلی مهرجان" این شهرستان خبر داد. موسی محتشم در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، منطقه کهگیلویه وبویر احمد افزود: منطقه دهلی یکی از مناطق سردسیری شهرستان لنده است که عشایر این شهرستان در فصل تابستان به آنجا کوچ می کنند. وی بیان کرد: منطقه دهلی مهرجان به دلیل نزدیک بودن به
گزارشی از فجایع برجام / مجوز دولت سابق سکوی پرش بابک زنجانی
تهیه این گزارش شده است؟ در گزارش کمیسیون ویژه برجام چه آمده است؟ جمع بندی کلی کمیسیون آن است که مجموعه نقاط ضعف برجام و قطعنامه 2231، محصول تلاش آمریکا برای تبدیل کردن برجام به ابزاری برای مهار راهبردی ایران و همچنین ایجاد زیرساختی برای نفوذ در کشور به بهانه فضای پسابرجام بوده است. کمیسیون ضمن درخواست اسناد مذاکرات، 40 سؤال درباره ابهامات برای وزارت امورخارجه و 20
جنگل های بخش الوار اندیمشک آتش گرفت
به گزارش ایرنا به نقل از منابع محلی این آتش سوزی در جنگل های ریت کوه بخش الوار گرمسیری در مناطق صعب العبور اندیمشک رخ داده و نیروهای امدادی برای مهار آتش عازم منطقه شده اند. تاکنون گزارشی از وسعت این آتش سوزی دریافت نشده است. تلاش خبرنگار ایرنا برای گفت و گو با مسوولان محلی در خصوص این آتش سوزی و علت آن تا لحظه مخابره خبر نتیجه نداد. در شهرستان اندیمشک تجهیزات کافی برای اطفای حریق در جنگل ها و
80 هکتار ازعرصه های جنگلی پارک ملی گلستان در آتش سوخت
به گزارش ایرنا اسماعیل مهاجر جمعه شب از آتش گرفتن حدود 20 هکتار از عرصه های جنگل گلستان در مناطق سخت گذر اولنگ مرغ زار خبر داده بود که وزش باد این آتش را در ارتفاعات گسترش داد و در نهایت این حریق با وجود تلاش فراوان نیروهای محیط زیست ، منابع طبیعی و مردم برای مهار آن، به حدود 80 هکتار عرصه های پارک ملی گلستان خسارت وارد کرد. در این خصوص مهاجر روز یکشنبه در گفت و گو با خبرنگار ایرنا اظهار
خطبه های نماز جمعه دابودشت
از وظایف مان هست . کارهای خوبی انجام گرفته که یکی از این موارد از سوی حوزه های مقاومت یادواره های شهدا انجام می گیرد . که هفته ی گذشته کار بزرگی را بخشدار ساعی و زحمت کش مان با عنایت ویژه ی مردم با فرماندهی محترم حوزه ی صفین ایجاد کردند که بنده تقدیر و تشکر می کنم از همه ی دهیاران و شوراها ی محترم ، شوری بخش و شهردار و بخشدار و شورای شهر و همه ی عزیزان که دست به دست هم دادند تا چنین فضایی را آماده
گلستان، 3 روز است که در آتش می سوزد
مهار کرده اند و به دلیل این که بخش عمده ای از آتش سوزی در همان ساعات اولیه مهار شده بود، نیازی به هلی کوپتر نبود. بخش عمده ای از آتش در همان ساعات نخستین مهار شد، اما باقیمانده حریق پنجشنبه، میهمان ناخوانده گلستان نام گرفت تا اراضی مرتعی و جنگلی این منطقه را سه روز بسوزاند. مهاجر با بیان این که وزش باد شدید موجب گسترش آتش سوزی در پارک ملی گلستان شده بود، ادامه می دهد: ممکن بود استفاده از هلی
قوم تپه ؛ کویری ماسه ای در دل آذربایجان سردسیری + تصاویر
تبریز قرار دارد. قوم تپه نام تپه منطقه کویری است در نزدیکی شهر تبریز که با بافت جغرافیایی منطقه تفاوت چشمگیری دارد. گستره کویر جهتی شمال غربی جنوب شرقی دارد و در میان دارای نمکزار کوچکی است. تپه های ماسه ای منفرد کوچکی در این منطقه به چشم می خورد که مورد توجه گردشگران قرار گرفته است. این منطقه بطور طبیعی و به علت وزش بادهای منطقه و تجمیع خاک ها و گردوغبار منطقه بصورت تپه های شنی در آمده است.
خداوندبه مهمانی فقرانمی آید
لبخندی تماشا میکردوگاهی ازپنجره داشپورت وفرمان رانگاه میکرد وسوت می زد ودرواقع لذت میبرد وازنگاه کردن سیرنمی شد. ساعت چهار صبح بود که درحیاط باز شد چند اتومبیل وارد حیاط شدند ومحکم به بدنه ماشین انها زدند چند لحظه بعد پدر ابوالقاسم امد ورانندگان مهاجم را دور کرد وابوالقاسم از ترس پشت ماشین تصادفی نشست دختر وپسرشان روصندلی عقب گریه میکردند اما مادر سوسن انگار نه انگار مرتب وسیله سفر از