سایر منابع:
سایر خبرها
سرنوشت جواهرات سلطنتی ایران چه شد؟
، یعنی اگر می دید در خانه ای یا در جایی تکه ای از این الماس ها و برلیان ها و جواهرات وجود دارد، به زور و با فشار و فرستادن مامور آن ها را جمع می کرد. کتاب عبدالله مستوفی، تاریخ اداری و اجتماعی قاجاریه، را بخوانید، جلد اول آن مطالب بسیار جالبی دارد، این کتاب سال 28 چاپ شده است ولی موجود است، و ببینید او چقدر به این جواهرات علاقه داشت، این بود که حتی خودش و جانشینش یعنی فتحعلی شاه که
چشم انداز توسعه کرمانشاه بعداز سفر رهبر انقلاب/امید به مصوبات مهر
3 میلیارد تومان برای کمک به احداث مصلای کرمانشاه در قالب مصوبات سازمان برنامه ریزی اشاره کرد و از تحقق آن خبر داد. وی ایجاد ردیف مستقل به نام بنیاد شهید و امور ایثارگران به مبلغ 30 میلیارد تومان را برای کمک به جانبازان و خانواده معظم شهدا و سایر هزینه های ضروری از دیگر مصوبات این حوزه برشمرد که در دست پیگیری است. الیاسی از تخصیص یک میلیارد تومان برای احداث 20 واحد خانه عالم
وقتی ژوله خود را در بغل خدا رها کرد
من گفت چرا سینمایی نمی نویسی؟ کار برای مدیری مثل حضور در تیم ملی است. در این مدت پیشنهادهای خوب کاری کم نداشته ام. مثلا بعد از باغ مظفر از طرف گروه فیلم و سریال پیشنهاد شد تا برای ماه رمضان یک سریال بنویسم که رضا عطاران آن را بسازد؛ برای بعد از مجموعه های خانه به دوش و متهم گریخت بود. حتی جلساتی هم با آقای علیرضا افخمی داشتیم اما چون قرار بود مجموعه های مرد هزار چهره شروع شود، عذرخواهی
سیاستمدار و کاردان ترین زن در دوره قاجاریه +عکس
استبدادی که به قیمت سلطنت پهلوی در ایران تمام شد. این تعبیر تاریخی از قول رضا شاه در باره خانم فخرالدوله نقل می شود که یکبار گفته بود: یک مرد در میان قاجارها وجود داشت و آن هم خانم فخرالدوله بود! او مدیر، مدبر، سیاستمدار و مبتکر بود. اولین شرکت تاکسیرانی تهران را او راه اندازی کرد. مسجد بزرگ فخر الدوله در ابتدای خیابان فخرآباد منشعب از چهار راه دروازه شمیران در ملک او و بدستور
سلیمان نبی (ع)
، شگفتی و حیرت او به اوج رسید. پس از آن، حضرت سلیمان (علیه السلام) دستور داد تا بلقیس را به کاخ شیشه ای هدایت کنند، جایی که کف آن از بلور و زیرش آب جاری بود. بلقیس وقتی وارد کاخ شد، به گمان آن که نهر آب است، لباسش را بالا زد تا خیس نشود، لذا ساق پاهایش نمودار شد. حضرت سلیمان بلافاصله فرمود که اینجا آب نیست، بلکه کف زمین از شیشه است. بار دیگر بلقیس حیرت زده به اطراف نگریست و خود را در برابر
معرفی جاذبه های گردشگری و تاریخی اصفهان + عکس
خوشنویسان برجسته عصر صفوی هستند بر عظمت و شهرت مسجد می افزایند. در دو گوشه جنوب شرقی و جنوب غربی مسجد دو مدرسه قرار دارند که اولی را به دلیل تعمیرات عصر ناصرالدین شاه قاجار مدرسه ناصری و دیگری را که زمان شاه سلیمان صفوی مرمت شده مدرسه سلیمانیه می نامند. سنگ مشهور به سنگ شاخص که در چهار فصل ظهر شرعی را نشان می دهد در مدرسه سلیمانیه قرار دارد. محاسبه و تعبیه و نصب این سنگ از ابتکارات و
بیوگرافی دهخدا؛ شاعر، لغت شناس، ادیب، سیاست مدار
، خانه دهخدا توسط مأموران تفتیش شد و وی را شدیداً مضروب نمودند. دهخدا مورد احضار و بازجویی قرار گرفت. به دلایلی پیش گفته شده و نیز شرکت در نامه سرگشاده علیه کنسرسیوم نفت در سال بعد، نام دهخدا را از خیابان محل زندگی اش برداشتند. علی اکبر دهخدا در روز دوشنبه هفتم اسفند ماه 1334 در سن 77 سالگی در خانه مسکونی خود در خیابان ایرانشهرتهران درگذشت. پیکر او به شهر ری مشایعت و در ابن بابویه در مقبره
کشف بقایای مخزن آب قدیمی در کاشمر
نداشتن مجوز عملیات آن متوقف شده است . وی در ادامه عنوان کرد: این بقعه در مرکز شهر کاشمر و در باغی به مساحت هشت هکتار مشهور به باغ مزار با درختان سرو چند صد ساله، بقعه و بارگاهی که با زیر بنای دو هزار متر مربع مشتمل بر گنبد خانه، گلدسته ها، رواق ها و.... در محل باغ مزار بنا شده منسوب به مدفن سید حمزه بن موسی بن جعفر پسر موسی کاظم است . مسئول میراث فرهنگی کاشمر اظهار کرد: این
خطبه های نماز جمعه دابودشت
ایم تا مبانی تربیت را برای خود و خانواده خود رقم بزنیم . از زن و شوهر گفته شد . از خانه و خانواده گفته شد تا رسیدیم به کودکی و تربیت فرزندان . و حقیقتاً امروز یکی از مسائل مهم نظام مسئله ی تربیت فرزندان است . صحه گذاشتن در مبانی تربیتی فرزندان در مسیر قرآن و عترت . باز نمودن مکتب معرفتی الی الله و شناخت معارف دینی و در محضر دو ودیعه ی الهی بودن . هم قرآن و هم اهل بیت (ع) . خب عزیزان اهل
خیریه ای برای برآورده شدن آرزوی پیش از مرگ
تا حالا به برآورده شدن 300 آرزو کمک کرده. برای یکی از این آرزوها تا رومانی رفته؛ یعنی رفت و برگشت چیزی حدود 4500 کیلومتر. بیمار خانمی بوده به نام نادیا که 12 سال در هلند زندگی کرده بوده. 2 فرزند 3 و 7 ساله اش برگشته بودند رومانی پیش بقیه خانواده. نادیا هم می خواسته برگردد و همان جا بمیرد. آقای فوپن می گوید: حالش آن قدر خراب بود که حتی نمی توانستیم به او دست بزنیم. تعریف می کند که صبح یک