سایر منابع:
سایر خبرها
همه تلاشم را می کنم تا روزی با شماره 24 جای پد رم را پر کنم
، هشت سالم است و کلاس د وم هستم. فکر می کرد ی یک روز به عنوان کاپیتان د وستان پد رت وارد زمین بشوی؟ نه، چون اصلا سنم به سن آنها نمی خورد . من هر وقت د رس ند اشتم و بیکار بود م با پد رم به ورزشگاه می رفتم و بازی آنها را تماشا می کرد م. بازی د ر حضور تماشاگران را د وست د اشتید ؟ بله، خیلی خوب بود . اولش یک مقد ار می ترسید م ولی خیلی لذت بخش بود و تشویق
پدر بزرگ ایرانی، نوه آلمانی اش را ربود
از او بخواهم پسرم را به خانه برگرداند پاسخ عجیبی از او شنیدم. پدرم گفت باید خانه ای که در خیابان نیاوران داری را به نام من کنی تا پسرت را به تو بدهم. شوکه شده بودم، اول حرف هایش را باور نکردم اما وقتی ساعت ها به سرعت سپری شد و من از پرواز به آلمان جا ماندم متوجه شدم پدرم نقشه هولناکی را برای من طراحی کرده و برای رسیدن به هدفش پسرم را گروگان گرفته است. پلیس وارد عمل شد پس از شکایت
مهدوی کیا: پرسپولیسِ برانکو موفق می شود
خیلی خوب شود و سال بعد از آن تمرینات، کلی پاس گل از همین طریق ساخت. ویژگی خاص هادی چه بود؟ هادی واقعاً مردم دار، بی حاشیه و دوست داشتنی بود و بدون غرور فقط دنبال کار خودش بود و به بهترین شکل سالم زندگی می کرد، خدا بیامرزدش و روحش شاد. پرسپولیس روز جمعه با صبای علی دایی در ورزشگاه آزادی بازی دارد فکر می کنید بعد از پیروزی مقابل تراکتور، پرسپولیس چه نتیجه ای کسب کند
دکتر قنبری: عاشورا سر اعظم آل محمد(ص) است
. وقتی معاویه را بشناسیم قضاوتمان نسبت یه یزید پایه علمی میابد. در آخرین روز های عمرش معاویه پسرش یزید را صدا کرد. یزیدی که شخصیتی پیچیده است که تحت تربیت یهودیان بوده و مادرش یک مسیحی متعصب است و قدرت تصمیم گیری و بسیج کردن قوی دارد. صدا کرد که من در این 5 سال پایانی حکومتم گردن عرب و عجم را برای تو متواضع کردم. کسی جز 4 نفر نمانده و بعد اینان را اینگونه معرفی کرد. یکی عبدالرحمن بن ابی بکر. که شما
عزت الهی:افتخارمی کنم جای تیموریان بازی کردم
در سال های اخیر داشتی سقف فوتبال خودت را در اروپا کجا می دانی؟ قطعا هر فوتبالیستی دوست دارد در بهترین باشگاه های اروپایی بازی کند و دائما پله های ترقی را بالا برود. از الان نمی توانم سقف خودم را حضور در کدام باشگاه می دانم اما مطمئنم اگر تلاشم را ادامه دهم قطعا در سال های آینده به یکی از تیم های بزرگ اروپا می پیوندم.
عزاداری بر سید الشهدا (ع) در سیره حضرت رضا (ع)
ایشان افزون بر گریستن و ناراحتی شخصی، مردم را نیز به عزاداری بر مصایب سیدالشهداء(ع) سفارش کرده اند. پس آنها که شیعه را برای گریستن بر مصایب حضرت اباعبدا...(ع) پس از گذشت 1400 سال سرزنش می کنند بدانند این سیره و دستور امام معصوم(ع) است. امام رضا(ع) همچنین فرمودند: وقتی ماه محرم وارد می شد دیگر کسی پدرم را خندان نمی دید تا دهه نخست می گذشت و می فرمودند: روز دهم محرم روز غم و
صادقیان؛پرایدسواری هم لذت خودش را دارد / با جدایی ام استقلال مرا می خواست
دیگران باید نظر بدهند؛ هم تیمی هایم، کادر فنی و نزدیکانم باید بگویند و من نمی توانم حرف بزنم ولی خودم فکر می کنم یک تصمیم خیلی بزرگی گرفتم از نظر اخلاقی و خدا را شکر الان هم دارم ثمره اش را می بینم، همه چیز خوب است و خیلی آرام دارم کارم را انجام می دهم. * قبل از اینکه درباره خودت حرف بزنیم، دوست دارم درباره هادی نوروزی حرف بزنیم. یک اتفاق ناگواری افتاد... هادی در پرسپولیس کاپیتان شما بود
گلچین مداحی شب سوم محرم کربلایی محمد حسین پویانفر
من نوکر دوست دارم ارباب در سینه نیتم همه اش نذر تو حسین (واحد) دریافت فایل در سینه، نیتم همه اش نذر تو حسین حالِ عبادتم همه اش نذر تو حسین خرده فروش نیستم و عمده می دهم یکجا محبتم همه اش نذر تو حسین روزِ ازل خدا گل من را که می سرشت بنوشته قسمتم همه اش نذر تو حسین تا زنده ام برای شما سینه
امام حسین (ع) پیشوای اصلاحگری
. زینب وارد کاخی می شود که پیش از این، خانۀ او و بلکه مقر حکمرانی پدرش بر سرتاسر جهان اسلام و دنیای متمدن بوده است. همة دنیای متمدن زیر فرمان و ارادۀ علی ( ع) بود و زینب نیز بانوی نخست آن دوره بود، چراکه آن زمان حضرت فاطمه (س) زنده نبودند. زینب با آن خاطرات و با وجود ضعف و خستگی و ناراحتی ناشی از اسارت، وارد این کاخ می شود، ولی سلام نمی کند. ابن زیاد می پرسد: این زن متکبّر کیست؟ می گویند: او زینب
وقایع ماه محرم الحرام
هزار ملک روز عاشورا برای نصرت آن حضرت آمده بودند و دیدند حضرت شهید شده اند. لذا پریشان وغبار آلود به مجاورت آن قبر مطهر مأمور شدند، تا حضرت قائم علیه السلام ظهور کنند و از یاران او باشند و شعارشان یالثارت الحسین است. ای پسر شبیب، اگر دوست داری که با ما در درجات عالی بهشت باشی محزون باش برای حزن ما وشاد باش در شادی ما؛ وبر تو باد ولایت ما که اگر کسی سنگی را دوست داشته باشدخداوند متعال او
آیت الله مهدوی کنی درقامت یک دوست
در کن خانه ای داشت و با روحیات کنی ها مأنوس بود و طبعاً به علایق و رسوم دینی مردم این منطقه علاقه داشت. مضافاً بر اینها، ما در دوران تحصیل دوستی داشتیم به نام آقای حاج شیخ محمدرضا کنی که هم مباحثه آقای مطهری بود و در درس امام هم شرکت می کرد. دوست دیگری داشتیم به نام آقا رضا قدوسی کنی که دوست عرفانی ما بود. از این جهت کن برای ما منطقه شناخته شده ای بود. به شخصیت مرحوم آیت الله العظمی حاج
اشعار ویژه شب سوم محرم الحرام - حضرت رقیه (س)
/> خرابه چراغونه امشب آره ولی چشم کم سو وبالم شده نمی نم انگاری بوسش کنم خدایا چی می شد بلند تر بودم باباجون نگا کن چقد پیر شدم گذشت اون زمونا که دختر بودم بابا جای آغوش تو این روزا پتوم آسمون , بالشم آجره اون آقا یه جوری منو میزنه که انگاری خیلی ازم دلخوره باباجون عمومو که دیدی بگو رقیه هنوزم تورو دوست داره بگو
- اما استون - از زندگی، بازیگری و... می گوید
قبل از من آنجا در سالن نشسته اند. [استون می خندد] برای من قطعه قطعه بودن داستان جالب ترین چیز است. استون : شما برداشت های متعدد از یک صحنه را دوست دارید؟ کیتون : آه، بله. دوست دارم مدام آن ها را تکرار کنم چون نمی دانم چه اتفاقی قرار است بی افتد و به این ترتیب کمی آزاد هستم چیزهای مختلفی را امتحان کنم. به طور کلی من نسخه ی بخش بخش شده از زندگی را بیشتر می پسندم.
مصاحبه ای با دکتر محمد کیانوش راد/فعال سیاسی اجتماعی
خواندن و شنیدن اخبار برنامه ثابت پدر بوده و هنوز هم هست. خب این ها امروز هم از شاخصه های سیاسی بودن یک فرد است. دقیقاً یادم هست بچه بودم و پدرم گاهی با دوچرخه اش مرا به مدرسه می رساند، ساواک را نشانم داد و جمله ای به من گفت که همیشه در خاطرم ماند. سال پنجاه، دوازده ساله بودم و در جشن های دوهزار و پانصد ساله، من به همراه دوستم بهمن کاردان و دوست دیگری بنام کیارشی، آگاهانه در هم صدایی با شعار جاوید
احمدی نژاد یک استقلالی دوآتیشه است و از برد برابر پرسپولیس کیف می کرد / خیلی غلیظ می گویم پیشنهاد ...
زیبا می ماند. - قبول دارم. سیاسی کاری ها، سیاست بازی ها و رفتارهای غیرشفاف در کنار دخالت های دولت باعث شد تا فوتبال آسیب ببیند. یکی از کسانی هم که از این سیستم و روش آسیب دید ما بودیم. اگر بخش خصوصی وارد فوتبال شود، انسجام اجتماعی هم بیشتر می شود. * یکی از مهمان های ناخوانده و سیاسی مراسم ختم نوروزی کسی نبود جز احمدی نژاد دوست شما. می گویند برای تبلیغات به این مراسم
علی مشهدی:من 14 سال پیش خیلی دلم شکسته بود...
، سعید آقاخانی و. . . همه آمدند. وقتی وصیتنامه پدرم را باز کردم، او تنها یک صفحه نوشته بود، تاریخ آن هم 20 روز قبل از فوتش بود. آخرین جمله ای که نوشته بود این بود که علی جان دوستت دارم و روی ماهت را می بوسم. هیچ افتخاری بالاتر از این نیست که بدانی پدر و مادرت از تو راضی هستند. می دانم مادرم و خواهرم هم از من راضی هستند. چند بار خواب خواهرم را دیده ام. یک بار خواب دیدم با بهار و دادا که از من جلوتر
معرفی استعداد برتر فوتبال سراب از سوی روزنامه گاردین انگلستان
بازی می کردم و امسال آمدم ذوب آهن. در تیم ملی نوجوانان آقای قنبرپور بودیم ، بعد تیم ملی جوانان آقای پیروانی بازی کردم و به اردوی امیدها هم دعوت شدم. تو دربازی با ایتالیا خوب بازی کردی؟ راستش یک گل اینجا به ایتالیایی ها زدم و یک گل هم در کشورشان. شاید درآن بازی به چشم نویسنده مطلب گاردین آمدم. واکنش یحیی گل محمدی به این نوشته چه بود؟ اتفاقا سر تمرین که مرا
گفتگویی متفاوت با همسر آیت الله مهدوی کنی
؟ بله، شاید اصلاً حال و هوای ازدواج در ذهنم نیامده بود. سر عقد که شد، مرحوم پدرم، یکی از بستگان خودمان به نام آیت الله سید محمدصادق لواسانی - که پسرعموی مادرم و از دوستان خیلی نزدیک امام بودند و تا اواخر عمر امام هم دوستی شان ادامه داشت و همچنین از نظر خانوادگی خیلی به ما اظهار محبت می کردند- را فرستادند که خطبه عقد را بخوانند. در لحظه ای که ایشان خطبه عقد را خواندند، احساس کردم دارم عوض
فردوسی پور در خندوانه چه گفت؟
دارم. چند بار خواب دیده ام عضو هیات مدیره لیور شده ام. تقریبا با همه ستاره ها در خواب فوتبال بازی کرده ام یا برایشان بازی گزارش کرده ام. فردوسی پور در ادامه با این پرسش رامبد جوان مواجه شد که برای اینکه بتوانیم مثل تو موفق شویم، چه پارامترهایی را باید رعایت کنیم؛ پشتکار، وسواس، دقت زیاد، کوتاه نیامدن یا اصول قائل شدن؟ او اظهار کرد: من در این سال ها خیلی سختی کشیدم. فشار کاری
اشعار ورود به ماه محرم
عالم ایستاده از حرکتش حتّی زمین هم ایستاده ما پیرو دستور فابک للحسین یم بر آفتاب دیده شبنم ایستاده وقتی که پا در این حسینیّه نهادم بر تو سلام از دور دادم ایستاده جارو کش فرش عزایت جبرئیل است فرشی که رویش عرش اعظم ایستاده دم: یا حسین و بازدم: جانم حسین است نامت میان نوحه و دم ایستاده پیش خدا روز قیامت سربلند است
محمد نوری: دوباره به پرسپولیس برمی گردم
دارم از پرسپولیس و هواداران این تیم است و در ایران برای تیمی جز پرسپولیس بازی نخواهم کرد اما پرسپولیس هم باید من را بخواهد. به همین خاطر با المسیمیر یک ساله بستی؟ بله، دقیقا. این قراردادم طوری است که در پایان فصل به اتمام می رسد. دوست دارم دوباره به پرسپولیس بازگردم و مطمئنم که دوباره پیراهن پرسپولیس را خواهم پوشید.
چشمم نمی بیند، اما دستم پرواز آرزوهاست
خانواده را توانستید معطوف به توانمندی هایی کنید که گاه برای یک فرد بینا نیز مسیرهایی بس مشکل و پر مانع است؟ خوب من در یک خانواده ای پویا و کاملا فعال ورزشی بزرگ شدم. پدر بزرگم بنیانگذار تنیس در ایران است. پدر و عموی من از مربیان برجسته تنیس هستند و همچنین پدرم زمانی به ساخت استودیوم های ورزشی اشتغال داشت که در حال حاضر همانطور که گفتم مربی تنیس هستند و مدیر داخلی یکی از شرکت های صنعتی است
بگذارید کار جدیدم منتشر شود، آن زمان شمشیر می کشم و ببینید چه بلایی بر سر همه می آورم
دارم و با آنها زندگی کرده ام. تمام آواز های طاهرزاده یا نکیسا را از حفظ می دانم و حالا درحال انجام کار بعدی خود هستم که البته نمی خواهم بگویم چیست. سعی کردم تمام آوازهای خوانندگان توانای نسل گذشته را در حد توانایی خود زنده کنم. به ناگفته برسیم. وقتی این اثر را منتشر می کردید، حدس می زدید با واکنش های منفی روبه رو شوید؟ بله. می دانستم چه نقدهایی به من خواهد شد و البته این را
زیدان: یک سال هرشب قبل از خواب گریه می کردم
تاثیری روی مردی که امروزه هستید داشت؟ همیشه دوست داشته ام چیزهای که دارم را قسمت کنم. من در خانواده بزرگی به دنیا آمدم و فامیل زیادی هم داشتم؛ عمو، خاله،عمه، دایی و همه فرزندانشان. خب در زمین هم برای من مهم این بود به جای اینکه گل بزنم، کاری کنم بقیه گل بزنند. این روزها کمتر بازیکنی پیدا می شود چنین چیزی بگوید ولی من این طوری بودم. دوست داشتم به هم تیمی هایم خوش بگذرد.
بدنسازی روناک یونسی/تبریک گلاره عباسی/مازیار فلاحی در لندن/گلاب به روتون آقای قاسم خانی
مسرور از هدیه گرفتن گل از مخاطبی نامعلوم گفته است. روزهایی را که گل می خرم روزهایی را که گل می کارم روزهایی را که گیاهانم غنچه می دهند روزهایی را که غنچه ها گل می شوند دوست می دارم اما روزهایی که گل هدیه می گیرم از همه ی روزها زیباترند نیما کرمی مجری صدا و سیما عکسی را در کنار نیل و فرزند یکی از هوادارنش در صفحه شخصی اینستاگرامش به اشتراک گذاشته است. من و سه بچه ، نیل و پسر خاله اش آراد و بچه یکی از بیننده ها که تو بغل منه. انتهای پیام/ ...
سجاد افشاریان چگونه محبوب شد؟
من به دنیا آمدم مادرم گفته بود خدایا شکرت یک طلبه به من دادی. بعدها به من گفت دوست داشتم تو باقیات صالحات شوی اما نشدی. خانواده ام به شدت مذهبی اند. پدرومادرم هر دو معلم هستند؛ مادرم مدیر و پدرم دبیر. تک فرزند هستید؟ نه. یک خواهر بزرگ تر و یک برادر کوچک تر هم دارم. عکسی که از عروسی مادرم و پدرم داریم در زمان جنگ است. مادر و پدرم در دوران جنگ در مهاباد معلم بودند. برای دل
عجیب ترین همسرکشی هایی که طی یک سال و نیم گذشته اتفاق افتاده + جدول
دوست پسرش نازنین در اعتراف به قتل همسرش نادر گفت: مدتی بود با همسرم اختلاف داشتم و 2 ماه بود که قهر کرده و در خانه پدرم زندگی می کردم. 4 روز قبل از جنایت به خانه برگشتم، اما مشکلاتمان به قوت خود باقی بود و تصمیم به قتل همسرم گرفتم. روز حادثه با میله آهنی چند ضربه به سر همسرم زدم و او را به قتل رساندم. سپس با دوستم کامران تماس گرفتم و با موتورسیکلت او جسد را از خانه خارج کردیم و به جنگل
علی مسعودی 10سال در خانه عطاران مستاجر است! /تصاویر
میان گذاشت. قبول دارید الان واقعا سوپر استار شده اید؟ نه (خنده)؛ سوپر استار در ایران فقط رضا عطارانه الان فکر می کنی مردم دوست دارند تو را در خیابان ببیند یا رضا گلزار را؟ این یه تب زود گذر است و خیلی زود تمام می شود و چند روز دیگر مردم اصلا دوست ندارند من را ببینند چه برسد به اینکه به محبوبیت رضا گلزار برسم. من چون سال هاست در کنار این بچه ها بوده ام و
قصه های ولایت : اوتول...
رضاست. مطمئن باش هم به موقع می رسی وهم کار خلاف شرع نکردی! با گوش های خودم شنیدم که حاج شیخ علی رو منبر گفت: سوارشدن این قارقارک های ساخت اجنبی کُفره – حرومه! گفت با این النگ و دولنگ هاست که می خوان دین و ایمون جوون های ما رو بگیرن. شتر و قاطر والاغ را رب العالمین برا چی آفریده؟! تو هنوز جُره ای، خیر و صلاح خودت رو نمی فهمی! حاج شیخ علی گفت: خبر داره ماشین دودی هایی که همین بی دین و ایمون آوردن تهرون
دلایل تعطیلی گل آقا و تولد قندپهلو
هم شده... آقا جلال حق زیادی به گردن من دارد. ایشان اوایل کاری می کرد که حس نکنم روحیه طنزنویسی یا شاعری دارم و دوست داشت که من در این وادی وارد نشوم. البته این حس من بود. فکر کنم می خواست من به راه صواب دیگری بروم، بلکه خوشبخت شوم! به نظرم چون خودش این مسیر را رفته بود، دیده بود که خیر دنیا و آخرت درش نیست! شاید هم می خواست ببیند این آب خودش چطوری راه خودش را باز می کند. اما به هرحال از