سایر منابع:
سایر خبرها
پرویز پرستویی: هم بلال فروخته ام هم باقالی
اسم داشتند و همه نیز معمولا از یک طبقه بودند و هیچ برتری نداشتند. حتی اگر خانواده ای هم وجود داشت که بی بضاعت تر بود، چون هم دل و همراه بودند نمی گذاشتند مشکلات را زیاد احساس کنند. هیچ وقت به نقاط شمالی شهر رفته بودید تا متوجه تفاوت سطح زندگی خودتان با آنها شوید؟ از سه سالگی که وارد شهر شدیم، همانجا متمرکز شدیم و تا سال 63 همانجا متمرکز بودیم. البته ما کاری هم به بالا شهر نداشتیم
پیشنهاد استاد پناهیان برای تعامل تأثیرگذار با اروپا و مسیحیان جهان/تمام اروپایی ها باید بدانند که مادر ...
) را زیارت کردم و بعد هم به زیارت امام موسی بن جعفر(ع) رفتم. در آنجا حال معنوی بسیار خوشی داشتم و گریه می کردم. وقتی اشک های خود را پاک کردم، دیدم یک پیرمرد بسیار مسن و قامت خمیده ای دارد با کسی صحبت می کند. از بیانات او فهمیدم که انسان صاحب دلی است. نزد او رفتم و گفتم: من به دنبال شخص وارسته ای بودم که بتوانم از او علوم و معارف عمیق را دریافت کنم. شما می توانید این معارف را به من بدهید؟ آن پیرمرد
اعتراف مرد شکاک به قتل شوهرخواهر
به گزارش خبرنگار ما، متهم که جوانی 28ساله است روز گذشته به همراه خواهرش در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد. نماینده دادستان در ابتدای جلسه رسیدگی به پرونده در جایگاه حاضر شد و جزییات قتل را توضیح داد. وی گفت: متهم ردیف اول که میلاد نام دارد با همدستی خواهرش ملیحه جوانی به نام احمد را به قتل رسانده است. مطابق اوراق پرونده ملیحه با احمد از قبل رابطه داشت و بعد از کشاندن وی به خانه اش با
تهدید دولت, سرقت کادوهای میلیونی و چندین حادثه دیگر
قتل 11 دی 88 در یکی از خیابان های کرج رخ داد. طبق اعترافات سارا – متهم به قتل– او وقتی با پیشنهاد بی شرمانه شوهر معتادش برای تهیه هزینه مواد مخدر روبه رو شد، با کارد به طرف همسرش فرمان حمله کرد. البته این جنایت در خانه رخ داد و فرمان برای رهایی از دست همسرش با پیکر مجروح به کوچه فرار می کند که به علت شدت جراحات روی زمین خیابان می افتد. او چند لحظه بعد نیز همان طور که در فیلم مشاهده می شود، نفس آخر
یک روز با لیلا بلوکات میان برف + تصاویر
اطلاعات لازم برای شروع این ورزش را یک جا به دست بیاورید. اسکی را از کودکی آغاز کردم ورزش اسکی را از کودکی آغاز کردم. تمام خانواده و اقوامم اسکی می کردند و به این ورزش علاقه داشتند. پدرم، مادرم، برادرم و خواهرهایم اسکی باز بودند و از کودکی مرا همراه خود به پیست های اسکی می بردند. به این ترتیب من هم به اسکی علاقه مند شدم و از سن هفت سالگی، وقتی توانستم کفش اسکی بپوشم این ورزش را آغاز
یک گام تا انفجار نور/ لغو کودتای نظامی 21 بهمن در خاطرات انقلابیون
توصیف می کند: ما در مدرسه بودیم که صدای تیر و تفنگ به گوش می رسید. پسرم، آقا مصطفی که مدتی هم مکبر نماز امام بود، در آن شب همراهم بود. وقتی جوان ها به مدرسه می آمدند قطار فشنگ و یوزی و ژ3 در دست آنها بود. سر و صورت ها بوی دود و باروت می داد. بعد با تلفن و بی سیم یکی یکی خبر سقوط کلانتری ها را می دادند. کلانتری ده در اطراف میدان شهدا و کلانتری 14 در سمت شهباز، خیلی مقاومت کرده بودند. شب پر خاطره و
جنایت دختر جوان علیه والدینش با اجیرکردن 3 آدم کش/ عکس
پدرم کنم و ضمن معرفی ناصر به عنوان سارق، از وی انتقام بگیرم و به همین علت با مرتضی تماس گرفته و به او پیشنهاد دادم تا در ازای گرفتن مبلغ 100 هزار تومان، به صورت ناشناس وارد خانه ما شده و پس از تهدید من و مادرم متواری شود.مینا در ادامه اعترافات خود به کارآگاهان گفت: در ساعت 9 صبح روز حادثه ابتدا با توجه به هماهنگی قبلی، در مجتمع را برای مرتضی باز کرده و زمانی که مرتضی داخل خانه شد، متوجه شدم که او دو
روایت یک فصل ناتمام
درون ترکیه به راه می انداختند. به من گفته شد که یک قاضی مسلمان در حال مطالعه پرونده من است. یکی از آنها گفت سلاخی من موجب گرفتن انتقام برادران آنها می شد که در زندان های ترکیه درحال پوسیدن بودند. من از لحاظ ذهنی و فیزیکی کم آورده بودم. تمام این صحنه ها و گفت وگو ها ادامه پیدا می کند تا اینکه طبق گفته آیگان فرشته نجات پیدا می شود. یک شب سرد و تاریک بود. دونفر وارد سلول من شدند. یکی از آنها نشست
مردی بعد از 20 سال حبس بیگناه شناخته شد!
دوباره به آنها زنگ زدم دلتنگ بودم و می خواستم دائم از وضعیت شان با خبر شوم ولی هرچه تماس می گرفتم این بار کسی جواب نداد و تلفن همراهشان خاموش بود. چون پسرم دانشجوی حسابداری گناباد بود می گفت در بعضی مناطق نقاط کور است وتلفن همراه آنتن نمی دهد. به همین خاطر سعی کردم دلهره را از خودم دور کنم ولی همچنان بی قرار و ناآرام بودم. تا ساعت 12 شب بارها با تلفن همسر و دامادم تماس می گرفتم ولی باز هم تلفن خاموش
اظهارات جالب تازه مسلمان کلمبیایی
اسلام گفت: به نظرم کسی که وارد کلمبیا می شود باید اخلاق داشته باشد تا بتواند با مردم آنجا تعامل پیدا کند و من هم باید این اخلاق را رعایت کنم تا بتوانم بقیه را جذب کنم و بعد از تکمیل دروسم مردمی را که جذب کرده ام را به اسلام واقعی که همان اسلام شیعی است جذب کنم و تفاوت شیعه و سنی را برای آن ها بیان کنم. دیگر جوان اهل آمریکای لاتین در همین باره خاطرنشان کرد: همان طور که برادرم گفت اولا می
داستان درختی که به بار نشست
به طور منظم شرکت، پایان نامه را آماده و ارائه کرد اما اخذ مدرک فوق لیسانس در سوابق پرونده تحصیلی او در ارومیه ثبت نشده است. حدود 5 سال بعد، در یک دوره مشترک کارشناسی ارشد ایران و آلمان، با رتبه برتر در دانشگاه خواجه نصیر پذیرفته شد. درس را تمام کرد اما برای دفاع از پایان نامه ای که آماده کرده بود تا در آلمان از آن دفاع کند، نتوانست به این کشور سفر کند. رضایی نژاد پس از این ماجرا پایان نامه دیگری
گلایه های ثریا قاسمی از بازیگران جوان
بینم بلکه در همه جا گفته ام که وی هنرمندی بزرگوار است که همواره با احترام با هنرمندان برخورد می کند و به هنر دیگران احترام میگذارد و من خوشحالم که بعد از کار کردن با چندین کارگردان از طرف وی نقشی به من پیشنهاد شد تا بتوانم بعد از سال ها در سینما نقشی را بازی کنم چراکه مدتی است ما از سینما طرد شده ایم ولی بزرگوارانی مثل یدالله صمدی به قدری محترم، سالم و نجیب هستند که کار کردن با چنین افرادی همواره
مهدی پاکدل: من ابوطالبم، عاشق محمد (ص)
تماسی با من نمی گیرد؟ ضمن این که دورادور شنیدم که اصلا همه بازیگران فیلم را انتخاب کرده اند و کار آماده فیلمبرداری است. دیگر کاملا ناامید شده بودم که یک روز وقتی سر یک فیلم کوتاه بودم، دیدم از شماره ناشناسی با تلفن همراهم تماس گرفته می شود، اما چون سر فیلمبرداری بودم، نمی توانستم جواب بدهم. بعد از همان شماره پیامکی دریافت کردم. یعنی اگر آن پیامک به من نمی رسید، شاید هیچ وقت من در فیلم محمد(ص