سایر منابع:
سایر خبرها
حکم اعدام برای جنایت زنانه!
بود. وقتی قرعه کشی به نام من درآمد از طاهره خواستم پول را بدهد تا بدهی ام را بپردازم اما او پول را یکجا نداد. سر این موضوع با هم اختلاف پیدا کردیم. روز حادثه هم همراه پسرم به خانه او رفته و پس از قتل طلاهایش را سرقت کردیم. برای اینکه صحنه سازی کنم شیر گاز را باز گذاشته و بیرون آمدیم. در زمان قتل پسرم 14 سال سن داشت و فکر می کردم که او را قصاص نمی کنند به همین خاطر قتل را به گردن او انداختم. این در
رخ دیوانه بهترین فیلم جشنواره فیلم فجر 33 شد/ همه برگزیدگان
/> سیمرغ بهترین کارگردانی مستند مهدی گنجی برای فیلم من می خوام شاه بشم مهدی گنجی بعد از دریافت جایزه بیان کرد: خیلی خوشحالم امروز در کنار شما این جایزه را می گیرم از همه مستندسازانی که در چند سال گذشته با سختی بسیار فیلم مستند ساختند، تشکر می کنم. کسانی که فیلم های آن ها را ندیده اید. همچنین با توجه ویژه به فیلم آتلان به کارگردانی و تهیه کنندگی معین کریم الدینی
سناریوی زن خیانتکار برای قتل شوهرش
مهر: اوایل مهر سال گذشته زنی در تماس با پلیس پاکدشت از قتل همسرش خبر داد. پس از این تماس تیمی از ماموران با حضور در خانه این زن با جسد همسرش روبرو شدند که با ضربه های کارد به قتل رسیده بود. بهم ریختگی خانه از درگیری قاتل با مرد جوان حکایت داشت.کارآگاهان در ادامه به تحقیق از همسر مقتول پرداختند. زن جوان که سعی می کرد خود را ناراحت نشان دهد به ماموران گفت: امروز وقتی از خرید به خانه بازگشتم متوجه
پرونده/گزارشی از مبارزات اهالی فوتبال ایران با رژیم شاهنشاهی/انقلاب در مستطیل سبز
هم در تهران مورد حمله قرار گرفت و آتش کشیده شد. ما این کارها را سطح پائین می دانستیم و قبول نداشتیم. اما در سال 1349 در بازیهای آسیایی فوتبال که در ایران برگزار شد، قرار بود بازیکنان اسرائیلی هم به ایران بیایند. ما دو ماه جلوتر با خبر شدیم. از آنجا که احساسات ما به خاطر آتش زدن مسجد الاقصی جریحه دار شده بود، این مسابقه فرصت خوبی بود تا انتقام خود را بگیریم و نسبت به ارتباطات دولت ایران با اسرائیل
ناگفته های عزل منتظری از زبان هاشمی
شدیم ساعتی در تعمیرگاه باشیم که در آنجا اوج اعتراض ها بود. در دوران مبارزه سه سال با هم در یک زندان بودیم. آقای لاهوتی خیلی سربه سر آقای منتظری می گذاشت. در آن جمع با علمایی که در اوین بودند، خوش رفتاری می شد. دست ما باز بود. ملاقات، کتاب و مطالعه هم داشتیم. آقای منتظری گفت چون مبسوط الید هستیم، نماز جمعه واجب است. ایشان دو سه نمازجمعه را خواند و ما هم اقتدا کردیم و بعد هم ساواک جلوگیری
مرد شیک پوش از زنان در فرودگاه کلاهبرداری می کرد!
ادعای این مرد، بعد از خوردن بستنی کارت عابربانکم را برای پرداخت پول در اختیار وی قرار دادم. کارآگاهان با پیگیری این سرنخ پی بردند مرد ناشناس هنگام استفاده از دستگاه POS رمز اینترنت بانک مالباخته را فعال کرده و از این طریق مبلغ 5/8میلیون تومان را به سرقت برده است. سرهنگ محمدمهدی کاکوان، رییس پلیس فتای تهران درخصوص این پرونده با بیان اینکه هیچ گونه سرنخ یا آدرسی از هویت سارق در دست نبود، گفت
پرویز پرستویی: هم بلال فروخته ام هم باقالی
اینکه بتوانم درست کار کنم، باید کار دیگری را برای درآمد داشته باشم. من سال 58 در دادگستری استخدام شدم. چه کاری می کردید؟ منشی دادگاه بودم! خیلی از چیزی که اکنون هستید دور بوده. دو سال دادگاه مدنی خاص بود و هشت سال دادگاه جنایی، یعنی کیفری یک بود و خیلی از کارهایم را در همان 10 سالی که در دادگستری بودم انجام دادم از جمله سریال امام علی که بعد از 10 سال انتقالی گرفتم و
از انداختن خرس به جان دختران تا قتل به وسیله ی شیرهای گرسنه
عدالت منش، در مورد شکنجه کردن او را مطرح کرد. در این نامه، خطاب به رئیس دادگاه گفته شده بود: اینجانب پرویز عدالت منش، متهم ردیف 2 پرونده مطروحه را در 5 تیر سال جاری توسط مأمورین سازمان امنیت دستگیر و به سازمان امنیت بردند و از آن جا پس از تشریفات مقدماتی، به زندان شماره 2 قصر منتقل کردند. همان روز بعدازظهر، توسط سرهنگ سالاری به بازجویی معرفی شدم. در حین بازجویی و مقدمات آن
تجارت 100 میلیارد دلاری ایران در شرایط تحریم/ وزیر بازرگانی که با جیب خالی 10 هزار قلم کالا خرید
می گوید بازاریان با حمایت انقلابیون و تامین مالی نقش پررنگی در به ثمر رسیدن انقلاب داشته اند. مرد روزهای سخت معتقد است کشور در دوران جنگ تحمیلی با چنگ و دندان و نفت 7 دلار اداره شده ولی علی رغم همه تحریم ها حال و روز امروز کشور حتی با نفت 40 دلار بهتر از دهه شصت است. آل اسحاق این را هم می گوید که در برخی جاها بیش از حد وقت کشور صرف تمرین نسخه های مختلف اقتصادی شده و به گونه ای زور سیاست
شاهد زنده از وقایع انقلاب در قم می گوید؛ از فیگارو تا بی بی سی
مقلد آیت الله بروجردی بودم بعد از رحلت ایشان تقویمی درست شده بود که عکس افراد اعلم برای تقلید روی آن تقویم بود من هر روز به عکس ها نگاه می کردم اما می دیدم که حاج آقا روح الله ابهتی دارد عجیب، انگار نگاهت روی عکسش میخکوب می شود . ابهت حاج آقا روح الله همه را مجذوب خود می کرد من امام خمینی (ره) را می شناختم آن روز ها به ایشان حاج آقا روح الله می گفتند، من همسایه حاج آقا روح الله
خاطرات دادستان سابق آمریکا از دیدارش با امام خمینی
المللی داشت. آن زمان روی پرونده ای در پاکستان کار می کردم. برای مراجعه به پاکستان از آمریکا نمی توانستم پرواز مستقیم انجام بدهم و مجبور بودم ابتدا در ایران توقف کنم و به همین سبب با شرایط ایران بیشتر آشنا شدم. دانشجویان ایرانی زیادی در آمریکا به خصوص در کالیفرنیا و تگزاس درس می خواندند. در تگزاس دانشگاهی وجود داشت که 30 دانشجوی ایرانی در آن تحصیل می کردند. یادم هست دانشجویان ایرانی از تلفن
راز مطب زیرزمینی پزشک جراح عمومی فاش شد
کرد و متواری شد. مرد جوان که هرگز تصور نمی کرد همسرش چنین بلایی سرش بیاورد برای شکایت از او راهی دادسرا شد. با شکایت از این زن، وقتی بازپرس پرونده دستور استعلام از سابقه همسر این مرد را صادر کرد، ابعاد دیگری از ماجرا فاش شد. مدارک جدید نشان می داد این زن که معروف به شیلا بوده است در سال 83 به همراه خانواده اش یک باند فساد تشکیل داده بودند. وقتی سابقه این زن رو شد هزاران علامت سوال در ذهن همسرش نقش
پرونده عامل جنایت خیابان مدنی در دادگاه کیفری
پسر جنایتکار عصر روز 24 مهر سال گذشته با اقدام جنون آمیز خود تهران را به هم ریخت.حسین به سوی عابران حمله ور شد و 12 زن و مرد را با ضربات چاقو مجروح کرد. او سپس با فرار از محل جنایت به قم گریخت و 6 ساعت پس از جنایت ، با مراجعه به ماموران تسلیم شد. در حالیکه تحقیقات در این زمینه ادامه داشت، یکی از مجروحان که مرد 30 ساله ای بود بر اثر شدت جراحات جان خود را از دست داد. حسین در بازجویی های اولیه مدعی
جزئیاتی منتشر نشده از تجاوز در خمینی شهر
ایسنا: بر اساس آخرین آمار، متداول ترین نوع خشونت علیه زنان در جهان خشونت جنسی است که اثرات آن گسترده تر از سایر موارد خشونت است. اخیرا جنایات تلخ تجاوز به زنان در چند مورد بازتاب گسترد های در رسانه های کشور داشت، یکی از این موارد تجاوز گروهی به زنان حاضر در یک مهمانی در یکی از باغات شهرستان خمینی شهر اصفهان بود که اکنون دو روز است پرونده آن در دادگاه کیفری استان اصفهان در حال رسیدگی است. با وجود
گزارش کامل راهپیمایی یوم الله 22بهمن + حواشی و تصاویر
: راهپیمایی های 22 بهمن همه ساله باشکوه تر از سال های گذشته بوده است و امسال نیز یک جشن باشکوه برگزار شد زیرا تمام خط و خطوط های سیاسی در این راهپیمایی شرکت کردند . وی با بیان اینکه سخنان مقام معظم رهبری در حضور قشرهای مختلف بسیار تاثیرگذار بود، گفت: البته همه ساله قشرهای مختلف به خاطر عشق به دین، ولایت و نظام در راهپیمایی شرکت می کنند و امسال نیز بیشتر از سال های گذشته شرکت کردند .
شبیه بودن پسر بچه به مادرش باعث بریدن سرش شد+عکس
رفتار هایش شبیه به مادرش بود و نمی توانستم او را تحمل کنم و چندین بار نیز همسرم سابقم را تهدید کرده بودم ، که نوید را فقط به خاطر اینکه شبیه به او می باشد، خواهم کشت. این آخرین حرف هایی بود که پدر "نوید" زد و سپس به زندان رفت و پرونده وی هم اکنون در شعبه 101 دادگاه بخش آفتاب در حال رسیدگی است.
ناگفته های شنیدنی جهرمی، از احمدی نژاد و مشایی
بررسی کنیم.شما اگر مسئول پرونده هسته ای بود چگونه فعالیت می کردید؟بنده نمی گذاشتم که این پرونده هسته ای زیان بالای 160 میلیارد دلار در سال را به کشور وارد کند.انتقادهای شما مربوط به کدام دوره است؟از زمان آقای خاتمی به بعد معتقدم می توانستیم بهتر عمل کنیم.هم اکنون روند مذاکرات را چطور ارزیابی می کنید؟با توجه به چراغ سبز مقام معظم رهبری، تیم مذاکرات در مسیر صحیح حرکت می کند. البته من اعتقاد دارم مسیر
هیچ فردی به اندازه آقای احمدی نژاد با دکتر فاطمی قرابت فکری ندارد
؛ من در آن سال 16 سال داشتم و آشنایی چندانی با افکار دکتر فاطمی نداشتم. دکتر فاطمی سیاسی بود و من اصلا از سیاست چیزی نمی دانستم حتی زمانی که من پسرم را باردار بودم دکتر فاطمی سر مزار محمد مسعود مورد اصابت گلوله قرار گرفت و زندگی مشترک من توام با ترور، فشارهای سیاسی و بیماریهای دکتر بود زیرا پزشکان طحال وی را خارج کرده و در بیمارستان نصف پای وی با اسید سوزانده شده بود. فارغ از این دکتر فاطمی در
برادرم را قصاص کنید... زنم را کشته است
از طرف خودم شکایتی ندارم. دنبال دریافت دیه هم نیستم اما به عنوان قیم پسرم درخواست صدور حکم قصاص را دارم.او درباره روز درگیری گفت: برادرم آدم ناآرامی بود. او در کارگاه با من کار می کرد اما از من جدا شد و به کارگاهی دیگر رفت. او آخر هفته ها به خانه ما می آمد و آنجا می ماند. چند ماه قبل از حادثه عید بود، همسرم خانه تکانی کرده و بعد با هم به مسافرت رفته بودیم، وقتی برگشتیم دیدیم خانه به هم ریخته است
قتل هولناک یک زن جوان 19 ساله
صبح روز سه شنبه در چهار راه تابلو گرگان، مردم این شهر شاهد قتل هولناک یک زن جوان 19 ساله بودند که توسط مرد جوانی با ضربات شدید چاقو به قتل رسید.زن جوان که بلافاصله پس از وقوع حادثه توسط اورژانس 115 به بیمارستان پنجم آذر گرگان منتقل شد به دلیل شدت جراحات وارده جان خود را از دست داد. مرتضی 32 ساله یکی از کسبه محل وقوع حادثه که شاهد ماجرا نیز بوده اظهار کرد: صبح روز سه شنبه حدود ساعت 8:35 دقیقه کنار
بازخوانی شاهد زنده از وقایع انقلاب در کازرون؛ دانش آموزی که به مبارزان انقلابی پیوست
اعلامیه و شعارهای انقلابی کازرون بود با گارد محافظ و خودروی نظامی و چند نفر مسلح به زندان عادل آباد شیراز منتقل شدم و تا مورخه 5/9/1357 در زندان عادل آباد شیراز بودم و در آن جا هم مجدداً شروع به بازجویی و اذیت و آزار کردند. پس از چند هفته با قرار وثیقه آزاد شدم. در همین ایام بود که برادرم صدرالله شیخیان در یک روز تاریخی، یعنی 9 دی ماه سال 1357، در هنگام تشییع جنازه شهید عبدالحسین خدیو
کوچکترین شهید مبارزات انقلاب/ مشت های گره کرده مریم، مرگ بر امریکا را فریاد می زد
بپردازیم، پرداخت این مبلغ برای خانواده ما تقریباغیر ممکن بود بنابراین تصمیم گرفتیم اورا در باغی درنزدیکی امامزاده شااحمدقاسم دفن کنیم، اما یکی از آشنایان به نام مسلم، خادم امامزاده بود و قول داد شبانه مریم را درمحوطه امامزاده دفن کند. همان شب جمعیت زیادی برای تشییع پیکر دخترم جلوی خانه ازدحام کرده بود اما به ناچار همه را رد کردیم و شبانه به همراه پسرم پیکر مریم را به امامزاده بردیم تا مسلم مخفیانه اورا
تحریم ومذاکره حربه بازکردن درهای ایران است
، فرهنگی و اخلاقی مرتب و منظم است. تمامی این چیزها برای من ناراحت کننده بود. به یاد دارم که وقتی وارد ایران شدم با همسرم تماس گرفتم و او درباره ایران و سفرم از من سوال پرسید و به او گفتم قبلاً می دانستم که تا چه اندازه اوضاع در آمریکا بد است اما با سفر به ایران و مقایسه امور در داخل ایران و آمریکا به بد بودن اوضاع و شرایط در آمریکا پی بردم. *غرب در تلاش برای نابودی ایران است گلن
پدر کامرانی: مرتضوی علنی عذرخواهی کند
شد؟ من 17تیر سال 88، عازم سفر به اصفهان بودم. محمد به دلیل کنکور پزشکی که در 26تیر برگزار می شد علاقه مند بود در تهران بماند و به مرور درس ها بپردازد. همسرم هم تاکید داشت در دو شبی که ما برای فاتحه خوانی در اصفهان هستیم، محمد به خانه دایی اش برود. روز پنجشنبه 18تیر قبل از اینکه به منزل دایی خود برود با یکی از دوستانش به نام آقای محمد فرخی یگانه- همان شخصی که با هم در آن سه، چهار روز در بازداشتگاه
صحبت های بوفون در خصوص دوران کودکی، افسردگی و تبدیل شدنش به یک نماد
/> بوفون همچنین در خصوص افسردگی اش بین دسامبر 2003 تا ژوئن 2004 صحبت می کند: "این زمانی برای رشد شخصی من بود. من از زندگی حرفه ای ام راضی بودم، اما به عنوان یک مرد به هیچ عنوان راضی نبودم. حفره سیاهی در روح من وجود داشت. حتی امروزه من در تلاشم خودم را درک نمایم. من در حال حاضر بسیار آرام تر و متعادل تر هستم، اما من هنوز دوست دارم از خودم انتقاد کنم، خودم را کنکاش کنم و بهترین نتیجه را در زندگی ام
درس عبرت خانم رزمی کار برای مزاحمان خیابانی
زورگیر بودند و از آن به بعد مرا وادار کردند به آنها پول بدهم تا عکسم را پخش نکنند.سیمین در ادامه گفت: یک هفته نگذشته بود که امیر خواست به وی پول بدهم و در صورت نپرداختن پول مرا تهدید کرد عکس را به خانه مان ببرد تا اعتمادی که خانواده ام به من دارند را کمرنگ کند و من که بی گناه بودم و نمی خواستم پیش پدرم آبرویم برود بدون اینکه پدر و مادرم بدانند از جیب هایشان پول برداشته و به امیر می دادم تا اینکه
کانال کمیل و حماسه ابراهیم هادی در روز 22 بهمن سال 61
در ارتفاعات سر به فلک کشیده بازی دراز و گیلانغرب تا دشت های سوزان جنوب مشاهده کرد. حماسه های او در این مناطق هنوز در یاد همرزمانش می درخشد.ابراهیم در عملیات والفجر مقدماتی ، پنج روز به همراه بچه های گردان کمیل و حنظله در کانال های فکه مقاومت کردند و تسلیم دشمن نشدند. سرانجام در روز 22 بهمن سال 61 بعد از فرستادن بچه های باقی مانده به عقب خط مقدم او تنها ماند و از آن پس دیگر کسی او را ندید
ناگفته های جالب از مرد اعدام ایران!
تعجب بود که او وقتی یک نفر را کشته چگونه می تواند باز هم حرف از قتل بزند، خانواده یزدان پس از این اظهارات دادسرا را ترک کردند. وقتی قاتل روز بعد برای اجرای حد به دادسرا آورده شد دیگر قادر به راه رفتن نبود چرا که مطمئن بود به زودی اعدام می شود. * در طول این 6 سال آیا هیچگاه تهدید هم شده اید؟ - بله؛ چند مرتبه تهدید شدم. در یک پرونده که قاتل متواری بود زمانی که پرونده برای اجرای
مرد اسید پاش در انتظار قصاص از چشم و گوش
های پزشکان، اسید، بینایی چشم های پسر جوان را برای همیشه از او گرفت. حمید (متهم) ابتدا در بازجویی ها انگیزه خود را انتقام جویی به خاطر تحقیر و توهین اعلام کرد و گفت: در دوران دبیرستان از سوی چند نفر از همکلاسی هایم مورد آزار و اذیت قرار گرفتم و بعد از آن هم به شهر دیگری نقل مکان کردیم، اما این موضوع هیچ وقت از ذهنم بیرون نمی رفت و دائم آزارم می داد. وی ادامه داد: بنابراین با هدف
معمای ناپدید شدن دختر کوچولوی 5 ساله
بشدت بیمار شدم. بنابراین به ناچار دختر شیرخواره ام را به مادرشوهرم سپرده و در بیمارستان بستری شدم. مدتی بعد و پس از بهبود راهی خانه شوهرم شدم اما در کمال ناباوری مرا به خانه راه نداد و بنای ناسازگاری گذاشت. بعد هم به بهانه بیماری طلاقم داد و مانع دیدار دخترم شد. سرانجام پس از تحمل چند سال رنج و سختی، حکم قانونی حضانت دخترم را گرفته و همراه مأموری برای تحویل گرفتن بچه به خانه مادرشوهرم رفتیم