سایر منابع:
سایر خبرها
انهدام باند تجارت بچه در اراک
قرار بود درآمدی میلیونی داشته باشند و بعد از مدت کوتاهی کوله بار زندگی شان را ببندند. نقشه شان از این قرار بود که یک نفر ازآنها به دنبال زوج هایی باشد که درآرزوی داشتن فرزند حاضرند پول خرج کنند و نفر دیگرشان به دنبال زوج هایی باشد که به دنبال راهی برای خلاص شدن از دست فرزندی بودند که تا چند وقت دیگر به دنیا می آمد. همه چیز برای دو مرد شیاد طبق برنامه پیش می رفت تا این که نقشه لو رفت و بار کجشان
دستگیری زوجی که جسدی را در صندوقچه منزلشان دفن کردند
انجام هماهنگی های قضایی وی برای انجام تحقیقات به اداره یازدهم منتقل شد و مژگان پس از انتقال به اداره یازدهم به کارآگاهان گفت که از چند سال پیش به واسطه اعتیاد به مصرف موادمخدر با شهرام آشنا شده بودم و هر زمان که موادم به پایان می رسید به سراغ او می رفتم و او نیز مواد را در اختیار من قرار می داد تا اینکه همسرم متوجه اعتیاد من به موادمخدر شد و من نیز مجبور شدم تا شهرام را به او معرفی کنم. همسرم
راز جسد صندوقچه آبی را یک زن می دانست
دست آمدن این سرنخ، ماموران با حضور در محل کار غلامحسین، متوجه شدند وی این محل را تخلیه و به مکان نامعلومی متواری شده است. شش سال بعد شش سال پس از وقوع این جنایت، در حالی که تحقیقات در این زمینه برای شناسایی زن و مرد متهم به قتل ادامه داشت، ماموران متوجه شدند مرد متهم در جنوب تهران با هویت جعلی ازدواج کرده است.با گزارش موضوع، بازپرس شعبه اول دادسرای جنایی، دستور قضایی در این ارتباط صادر و
دستورات کاربردی برای حل مشکلات از علامه قاضی(نور الله مرقده)
/> علامه طباطبایی می فرمودند: چون در نجف اشرف برای تحصیل مشرف شدم، از نقطه نظر قرابت و خویشاوندی گاهگاهی به محضر مرحوم قاضی شرفیاب می شدم تا یک روز در مدرسه ای ایستاده بودم که مرحوم قاضی از آن جا عبور می کردند. چون به من رسیدند، دست خود را روی شانه من گذاردند و گفتند: ای فرزند! دنیا می خواهی نماز شب بخوان، آخرت می خواهی نماز شب بخوان! حاج سید هاشم حداد می فرمودند: مرحوم آقا خودش این
محاکمه زنی که با چاقو همسرش را کشت
برای دومین بار پای میز محاکمه قرار گرفت و گفت : من و حامد دوسال بود که با هم ازدواج کرده بودیم. در این مدت زندگی خوبی نداشتیم. حامد خیلی با من بدرفتاری می کرد روز حادثه وقتی او به خانه آمد بدون هیچ مقدمه ای به من فحش داد. من هم عصبانی شدم و فحش دادم چاقو را برداشت و به من گفت اگر می خواهی من را بکشی این کار را بکن. تیغه چاقو را گرفتم و کشیدم. یکدفعه دستم خونی شد. فکر کردم خودم زخمی شده ام اما
پلیس در تعقیب جنایتکار فراری+عکس
اتاق خواب یافتند.با اعلام موضوع به حسین روشن - بازپرس کشیک ویژه قتل - تحقیقات تیم جنایی در این باره آغاز شد. آنها در نخستین بررسی ها دریافتند خودروی پژوی مقتول نیز همراه مدارک شناسایی و بخشی از اموالش به سرقت رفته است. چند روز بعد مأموران کلانتری غرب تهران، خودروی مقتول را با راننده توقیف کردند. پیمان - راننده - در بازجویی ها منکر اطلاع از قتل شد و گفت خودرو را بابت طلبش از دوستش محمد
پدر خشمگین دختر 8 ماه اش را خفه کرد
مینا در جلسه دادگاه حاضر نشده بود، متهم به دستور رییس دادگاه در جایگاه قرار گرفت. او بعد از قرارگرفتن در جایگاه گفت: من اتهام قتل را قبول دارم اما نمی خواستم دخترم را بکشم. از خود بی خود شدم و وقتی فهمیدم چه کرده ام که دیگر کار از کار گذشته بود.او درباره زندگی شخصی اش توضیح داد: چند سال قبل با زنی ازدواج کردم و صاحب فرزند پسری به نام مهیار شدیم اما بعد از مدتی به شدت دچار اختلاف شدیم و از آنجایی که
مرد 2 زنه کارش به جنایت رسید
ساعت 4 و 30 دقیقه عصر روز 24 اسفند سال گذشته مرد جوانی با مرکز فوریت های پلیسی 110 تماس گرفت و گفت: در حال رفتن به خانه بودم که با بسته ای مشکوک رو به رو شدم. از کنار این بسته رد خون بیرون زده بود به همین خاطر به بررسی آن پرداخته و متوجه شدم که جسد زنی در میان پتو پیچیده شده است.در ادامه تیمی از کارآگاهان پلیس آگاهی راهی محل کشف جسد شدند. در بررسی های اولیه مشخص شد، جسد متعلق به زن میانسالی است
بررسی نقش رسانه های گرم و سرد بر پایه نظریه مک لوهان در تسریع روند پیروزی انقلاب اسلامی ایران
مرور و با اوج گیری انقلاب، این رسانه نیز ناگزیر به انعکاس برخی از رویدادها و خواسته های انقلابیان شد. تیم له ولین خبرنگار سرویس جهانی بی.بی.سی در ایران در ماه های منتهی به انقلاب اسلامی این ادعا که بی.بی.سی، نقش مهیجی در انقلاب داشته را رد کرد و گفت: من خود به دلایل مواضع پیشرویی که داشتم اغلب برای عدم انتقاد از حکومت پهلوی و به خطر نینداختن مناسبات دوجانبه از سوی لندن تحت فشار بودم . (همان)
عامل تجاوز به زنان خانه دار در ملاء عام اعدام می شود
را مورد آزار قرارداد و هرچه پول و طلا داشتم سرقت کرد. چند شکایت مشابه دیگر هم برای ماموران ارسال شد تا اینکه در آخرین شکایت یکی از زنان ادعا کرد، خودرو مرد متجاوز را دیده و توانسته است دو شماره آخر آن را حفظ کند. او گفت: وقتی آن مرد خواست به من تجاوز کند، من فریاد زدم و کمک خواستم او از ترس اینکه همسایه ها بیایند، فرار کرد و من فقط توانستم دو شماره آخر ماشینش را حفظ کنم. خودرو او پژو 206 سفید رنگ
همسر اولم مرا از مرگ نجات داد
توجه به درخواست اولیای دم به قصاص محکوم کردند. سیامک سرانجام بعد از گذشت نزدیک به شش سال از ماجرا موفق شد با جلب رضایت اولیای دم از قصاص نجات پیدا کند. او روز گذشته به لحاظ جنبه عمومی جرم محاکمه شد. در جلسه محاکمه بعد از اینکه نماینده دادستان تهران خواستار صدور حکم قانونی به لحاظ جنبه عمومی جرم شد، متهم در جایگاه ایستاد. او زندگی اش را شرح داد و گفت: مدتی قبل از حادثه با دختری عقد کردم
محاصره عامل دوئل مرگبار در مخفیگاه مرزی
اطلاعی نداشت با اطلاع از این ماجرا گفت: آن شب در پارک بودم که اشکان با من تماس گرفت و گفت چند نفر به دنبال خرید مواد گل هستند و به این بهانه نشانی پارک و مشخصات مرا به آنها داده است. پس از دقایقی چند جوان به بهانه خرید گل به من مراجعه کرده اما اقدام به زورگیری پول ها و گوشی تلفن همراهم کردند. در همین زمان موفق به شناسایی یکی از آنها به نام شایان شدم که همین موضوع زمینه دوستی ما با هم شد و
کمک رسانی یک ساواکی برای سفر ظریف به آمریکا
خروج از کشور وی را به نقل از کتاب آقای سفیر نقل می کنیم: کلاس دوم نظری را که تمام کردم و بعد از آن به مدت سه ماه در مدرسه خوارزمی ثبت نام کردم. سرانجام با کمک یکی از دوستان پدرم که به ظاهر انسان متدینی بود، اما بعد مشخص شد با ساواک همکاری دارد، به آمریکا رفتم. در آن مقطع من هنوز به سن هفده سالگی نرسیده بودم و قبل از گرفتن دیپلم به امریکا سفر کردم. علی القاعده با توجه به وضعیت تحصیلی که داشتم به راحتی در دانشگاه قبول می شدم. سفر من بیشتر به دلیل ترس از دستگیری و گرفتار شدن در ایران بود و راه نجاتی برایم به حساب می آمد. [1] [1] . آقای سفیر، ص 15. ...
قتل همسر با نقاب خفاش شب!
در آورده است. متهم در خصوص چگونگی و انگیزه قتل همسرش گفت در 14 سال زندگی مشترک همیشه به خاطر بدخلقی های همسرش با هم اختلاف داشتند و سر موضوعات بی اهمیت مدام باهم بگو مگو و مشاجره داشتند. وی ادامه داد: روز 12 خرداد93 داخل خودروی پرایدم در بلوار طبرسی آمل در حالی که در حال حرکت بودم بر سر موضوع جزئی با هم مشاجره کردیم. وی افزود: با یک ضربه مشت به نقطه گیجگاهی سرش او را بی هوش کردم، سپس همسرم را به
زندگی یک جانباز در حمام متروکه +عکس
را بالا زد و گفت: جوون لاغر شدم... ولی یک روز بدن قوی داشتم و به تنهایی با تیربار یک گردان را حریف بودم. ظفرعلی در حالی که با تیربار از ورود تانکهای عراقی به خط مقدم جلوگیری می کرده بر اثر اصابت گلوله تانک مجروح شده بود. به او گفتم آقا ظفرعلی چای داری؟ گفت: نه برای چند روز قبل است. بعد از زیر پتو یک کیسه کوچک بیرون آورد و گفت: یک تکه نان و یک عدد گوجه دارم برای شام... بفرمائید شام... وقتی که از این جانباز نابینا خداحافظی می کردم غروب شده بود و او با چوب دستی که به دست داشت لنگان لنگان مرا تا درب حمام بدرقه کرد.... ...
جنایی ترین قاضی ایران از قاتل پدرش گذشت
در این پرونده آرش 20 ساله متهم است 13 مهرماه سال 89 مرد 88 ساله را در خانه اش در محله تهران نو به قتل رسانده است. پس از گزارش این جنایت به کارآگاهان پلیس آگاهی تیمی از ماموران تحقیقات در این زمینه را آغاز کرده و با ردیابی های تخصصی آرش را دستگیر کردند. پسر جوان در بازجویی ها با اعتراف به این قتل گفت: روز حادثه به دیدن مقتول رفته و هنگام خروج از آنجا متوجه پول و کارت سوخت بر روی تاقچه اتاق شدم
من مادرم را کشتم!
به کارآگاهان گفت: اختلافات شدید من و مادرم بویژه در زمینه مسائل مالی ادامه داشت تا اینکه در روز جنایت، مادرم در حالی که در حال تماشای تلویزیون بودم در مقابل تلویزیون ایستاد و به بهانه نداشتن کار و ماندن من در خانه اقدام به شکستن تلویزیون کرد. در یک لحظه دیگر متوجه هیچ چیزی نشدم و زمانی متوجه موضوع شدم که گردنش در بین دستانم قرار داشت.سرهنگ کارآگاه آریا حاجی زاده، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس
حرف های شهرام جزایری، پس از زندان
به آنها چندین و چند بار تاکید کردم که به هیچ وجه قصد مصاحبه ندارم و اجازه ندارید که از زبان شهرام جزایری مطلبی را اطلاع رسانی کنید، به همین جهت همه موارد مطروحه را تکذیب می کنم.مطالب درج شده به هیچ وجه مورد گواهی و تایید من نیست به خصوص مطالبی که در مورد زندان و زندان بانان زحمت کش عنوان شده واقعا درست نبوده و نیست.من هم مثل همه زندانی ها دارای حد و حدودی بودم و هیچ برتری نسبت به سایرین نداشتم. و
حاشیه های اجرای قصاص قاتل زنجیره ای زنان
/> * 15 دقیقه بعد یک دستگاه جرثقیل با طناب آویخته دار به محل آورده شد. * ساعت 6:25 متهم وارد محوطه شد و پای چوبه دار ایستاد. * نماینده اجرای احکام دادسرای عمومی و انقلاب کرج ضمن قرائت حکم، برخورد قاطع دستگاه قضایی با متجاوزان به امنیت و آسایش مردم را یادآور شد. * ساعت 6:33 امید در کمال خونسردی و بدون هیچ واکنش خاصی جلو آمد و طناب دار دور گردنش افتاد. * لحظاتی
پرویز پرستویی: هم بلال فروخته ام هم باقالی
از 10 سال انتقالی گرفتم و به وزارت ارشاد آمدم. کار کردن در دادگستری چیزی به شما یاد داد؟ خیلی زیاد! 10 سالی که در آنجا تجربه کردم خیلی به کمک من آمد، به ویژه وقتی به کیفری یک رفتم. من اسم روزهای دوشنبه را گذاشته بودم، فیلم سینمایی، چون در آن روز به قتل عمد رسیدگی می شد. آقای جواد طوسی که در حال حاضر هم منتقد سینما و هم به عنوان قاضی مشغول هستند، دوره آموزشی شان را در
درگیری که به قتل و قصاص ختم شد!
تقاضای مجازات قانونی کرد. پدر مقتول هم پس از قرار گرفتن در جایگاه گفت : خواستار قصاص قاتل پسرم هستم.رئیس دادگاه سپس با تفهیم اتهام به اکبر از او خواست از خود دفاع کند. اکبر هم با قبول اتهامش گفت : روز حادثه به همراه برادرم برای تخلیه نخاله به جاده آبعلی رفتیم. در آنجا مشغول خالی کردن زباله بودیم که متوجه درگیری برادرم با چهار نفر بر سر محل تخلیه زباله شدم. یک پیچ گوشتی برداشتم و به سمت آنها رفتم. من
ساختمان نیمه کاره و معمای قتل دختر جوان ...
خانه او و خودرواش هم کمی دورتر از آنجا پیدا شد، گفت: تلفن را از یک کارگر در اطراف میدان خریدم، در مورد ماشین هم خبر ندارم؛ این موضوع اتفاقی است. او در مورد اینکه چرا ابتدا اعتراف و بعد شیرمحمد را متهم کرده است، گفت: اعترافاتم دروغ بود. مجبور شدم دروغ بگویم. وقتی دیدم ماموران حرفم را باور کردند تصمیم گرفتم شیرمحمد را متهم کنم. در ادامه شیرمحمد در جایگاه حاضر شد. او هم اتهامش را رد کرد و گفت: من زن
مرد جوان دختر مورد علاقه خود را کشت و پیکرش را به آتش کشاند
بودم مونا را به عقب هل دادم که همین کار باعث بر هم خوردن تعادل منا و افتادن او از بالای پله ها و برخورد سر او به تیزی پله ها شد. در آنجا بود که متوجه شدم مونا دیگر نفس نمی کشد و به علت افتادن از پله ها فوت کرده است. متهم درباره نحوه انتقال جسد و آتش زدن جنازه و اسناد و مدارک نیز به کارآگاهان گفت: پس از آنکه به بالای سر مونا رسیدم، متوجه شدم که او دیگر نفس نمی کشد و مرده است؛ بسیار
موصاد، سیا و MI6 طراح اصلی تحرکات در منطقه هستند
دست بیایند و بعد از 8 سال با شکست مفتضحانه مجبور به عقب نشینی شدند و امروز به برکت همان رشادتها نهضت عظیمی در کل دنیا بر علیه رژیم صهیونسیتی براه افتاده است. وی اظهار کرد: بنده افتخار شرکت در تبپ عاشورا و عملیات بین المقدس (فتح خرمشهر) را داشتم و درست زمانیکه بخاطر اصابت ترکش به پشت جبهه منتق شده بودم پس از بازگشت متوجه شدم برادر مهدی باکری به شهادت رسیده و از آن به بعد با دستور برادر
از ایویچ تا بلاژویچ و شاه آرتور؛ مربیانی که سابقه فعالیت در بیشترین کشور اروپایی را دارا هستند
: "من با اینکه نه جنایتکار بودم و نه همجنس باز از کار برکنار شدم. خداحافظ." پس از آن او همیشه یک بند در قراردادهایش می گنجاند که تیم نمی توانست قادر به اخراج او باشد. وی موفق شد قهرمانی در مجارستان و پرتغال را به ارمغان آورد و دو بار نیز فاتح جام باشگاه های اروپا شود. او در سال 1982 در 81 سالگی درگذشت. 7 کشور: میروسلاو بلاژویچ (سوئیس، کرواسی، صربستان/کوزوو، فرانسه، یونان، اسلوونی، بوسنی و
خواستگار اجاره ای برای ربودن خواهرزن
خانواده در اجرای نقشه آدم ربایی همدست بوده است.پس از اظهارات دختر جوان، متهم پرونده بازجویی شد.متهم در اظهاراتش به پلیس گفت: بعد از جدایی از همسرم، همچنان به او علاقه مند بودم. چند ماه بعد وقتی متوجه شدم با طلاق همسرم دچار اشتباه شده ام، در تماس تلفنی از او خواستم دوباره با من ازدواج کند، اما او قبول نکرد و خانواده اش نیز بشدت با این درخواست مخالف بودند.متهم اضافه کرد: از آن موقع به بعد، در
حکم اعدام برای جنایت زنانه!
بود. وقتی قرعه کشی به نام من درآمد از طاهره خواستم پول را بدهد تا بدهی ام را بپردازم اما او پول را یکجا نداد. سر این موضوع با هم اختلاف پیدا کردیم. روز حادثه هم همراه پسرم به خانه او رفته و پس از قتل طلاهایش را سرقت کردیم. برای اینکه صحنه سازی کنم شیر گاز را باز گذاشته و بیرون آمدیم. در زمان قتل پسرم 14 سال سن داشت و فکر می کردم که او را قصاص نمی کنند به همین خاطر قتل را به گردن او انداختم. این در
سناریوی زن خیانتکار برای قتل شوهرش
دارد. با کشف این سرنخ مونا- همسر مقتول- دستگیر و به اداره آگاهی منتقل شد.او در بازجوئی ها ابتدا حرف های قبلی خود را تکرار کرد اما درادامه لب به اعتراف گشود و گفت: چندی قبل با حامد در خیابان آشنا شدم. او به من ابرازعلاقه می کرد و به دلیل اختلافاتی که با همسرم داشتم به این ارتباط ادامه دادم. روز حادثه همسرم متوجه این ارتباط شد و ما مجبور به قتل او شدیم.درادامه حامد نیز دستگیر شد که در بازجوئی با اقرار
ناگفته های عزل منتظری از زبان هاشمی
را علنی کنید. افرادی به ملاقات ایشان می رفتند و خبر تلخی می دادند، چند ساعت بعد از زبان ایشان به رسانه ها می آمد. خیلی از آن حرف ها درست نبود. شنیده ها را مطرح می کرد. تقریباً به همه ارگان ها انتقاد داشت. به مجلس، جنگ، قوه قضائیه و دولت انتقاد داشت و علنی مطرح می کرد. کارهایش به تدریج مورد نقد قرار می گرفت. مثلاً افرادی را به عنوان نمایندگان خویش در دانشگاه ها انتخاب کردند که بعضی از آنها هنوز هم
مرد شیک پوش از زنان در فرودگاه کلاهبرداری می کرد!
پرونده پیچیده تر از قبل شده بود توضیحاتی داد که به کشف اولین سرنخ منجر شد. این زن گفت: چندی پیش به منظور بدرقه فرزندم که برای ادامه تحصیل به شهر میلان ایتالیا رفته است به فرودگاه اما م خمینی(ره) رفتم و در آنجا با مردی آشنا شدم که او هم برای بدرقه فرزندش که برای ادامه تحصیل به میلان سفر کرده، به فرودگاه آمده بود. من خیلی نگران بچه ام بودم و آن مرد که حدودا 40ساله به نظر می رسید و بسیار شیک پوش و