لنا من لدنک ولیا واجعل لنا من لدنک نصیرا " و حضرت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم نیز می فرمایند : " من رد عن قوم من المسلمین عادیه ( یعنی هر چیزی را دور سازد، که در حال دشمنی با مسلمانان است ) او نارا وجبت له الجنه "، یعنی تنها نماز و روزه و حج نیستند، این دین است این دین اسلام است، این دین پیامبران است تمام پیامبران، این دین آنها بوده است، این تنها دین حضرت محمد بن عدبالله صلی الله علیه
عالمینم من تو حسینی ولی گهی زینب گاه زینب گهی حسینم من *** وقت سجاده وقت نافله ها لبمان نذر نام یکدیگر دو کبوتر در این حوالی عشق بر سر پشت بام یکدیگر *** من و تو آیه های تقدیریم من و تو همدلیم و همدردیم خواب بر چشممان نمی آمد تا که بر هم دعا نمی کردیم *** دل ندارم تو را
الضیف اضرب فی اعناقکم بالسیف عن خیر من حل بارض الخیف اضربکم و لا اری من حیف که حاکی از شجاعت او در شمشیر زنی در دفاع از حسین و حق دانستن این راه بود. حسین بن علی بر بالین حر رفت و به او گفت: توهمانگونه که مادرت نامت را حر گذاشته است، حر و آزاده ای، آزاد در دنیا و سعادتمنددر آخرت! انت الحر کما سمتک امک، و انت الحر فی الدنیا و انت الحر فی الآخرة و دست بر چهره اش کشید.حسین با
کنیم، بهترین مرجع، دعاهاست.( 25 /3 /1390) مطالعه: صاحب حرفه ی مداحی که خود را مفتخر کرده است به اینکه در این راه خدمت و کار کند، اگر بخواهد همه ی این خصوصیات را جمع کند، اولاً احتیاج دارد به مطالعه و کار. به قول معروف، بی مایه فطیر است. احتیاج به مطالعه هست، احتیاج به کار هست.( 3/3 /1390) دیوان صائب: ما غزلیات زیادی داریم. شما به دیوان صائب نگاه کنید. من یک وقت چند بیت از این
اولیاء و وارث خون او هستیم ، و قائم ما خون خواهی حسین (ع) خواهد کرد . پس هر کس که به کشتن آن حضرت راضی بوده است به قتل می رساند تا آنجا که خواهند گفت : او در کشتار اسراف می کند . و نقل شده است که آن حضرت فرمود : منظور از و من قتل مظلوماً حسین بن علی (ع) است که مظلوم کشته شد .... و سپس فرمود : واما منظور از اسراف در کشتار ، این است که اشخاص دیگری غیر از قاتل اصلی او کشته شود . و اما مقصود از
"علی جان" نکشید دست او خرد شد و دست ز دامان نکشید وای اگر خواهر تو حیدر کرار شود حرمم صاحب یک نه دو علمدار شود لشگری پا و سر و دست تلنبار شود بچه شیر خودش شیر جگردارشود در دلم خون تو با صبرحسن می جوشد خون زهراست که در رگ رگ من می جوشد وقت اوج دو کبوتر دو برادر شده بود نیزه و تیر تبرها دو برابر شده بود
بْنِ مُحَمَّدٍ علیه السلام فِی یَوْمِ عَاشُورَاءَ، قُلْتُ: یَا سَیِّدِی فَمَا قَوْلُکَ فِی صَوْمِهِ؟ فَقَالَ لِی: صُمْهُ مِنْ غَیْرِ تَبْیِیتٍ، وَ أَفْطِرْهُ مِنْ غَیْرِ تَشْمِیتٍ، وَ لَا تَجْعَلْهُ یَوْمَ صَوْمٍ کَمَلًا، وَ لْیَکُنْ إِفْطَارُکَ بَعْدَ صَلَاهِ الْعَصْرِ بِسَاعَهٍ عَلَی شَرْبَهٍ مِنْ مَاءٍ، فَإِنَّهُ فِی مِثْلِ ذَلِکَ الْوَقْتِ مِنْ ذَلِکَ الْیَوْمِ تَجَلَّتِ الْهَیْجَاءُ عَنْ آلِ