سایر منابع:
سایر خبرها
اشعار شب ششم محرم؛ قاسم بن الحسن(ع)
سوختۀ مادرت ماه و شان گرد رخت فوج فوج اشک بچشم همگان موج موج پیکر صد چاک تو گلبرگ بود تازه عروست ببرت مرگ بود لیلۀ عاشور در آن شور حال کرد ز تو عم گرامی سؤال کی همه دم عاشق ایثار خون شربت مرگ است بکام تو چون؟ غنچۀ لبهات پر از خنده شد با سخن مرگ، دلت زنده شد کی تو مرا چون پدر و
ریشه های نخستین نبرد رستم و افراسیاب در آیین های هند ( بر پایه ی نظریه ی اسطوره شناسی ساختاری )
، با سلاح خویش طوفان و رعدی برانگیخت و نود و نه دژ وریتره را ویران کرد و رو در روی او قرار گرفت و او را شکست داد و از میان برد (Rig Veda, 01, 080, Hymn 1xxx). پس گاوان ابر از بند رها شدند و باران بر زمین باریدن گرفت. بدین سان ایندره ی نوزاد آفریدن باران را به خود اختصاص داد و به خورشید و سپیده دم زندگی بخشید (Rig Veda, 01, 032, Hymn xxxii) و با این کار اعجاب و تحسین همگان را برانگیخت ( ایونس، 1381
تحلیل نقش نمادین نخل بندی در آیین سیاوشان
مانند مشیمه که بچه در او باشد و هم چنان که بچه از شکم مادر بیرون اید و نیز از میان درخت بیرون اید و خارکی بر سر دارد اگر ببرند آن به جای مغز است آن درخت کشته شود و از بعد آن هیچ برنیارد... هر شاخی از او ببرند چون اندامِ جانوری به جای باز نیاید و بر تن او لیف است مانند موی که بر تن حیوان باشد و شاخها که بر سر دارد به جای موی سر... و بر تن او ریشه به جای گوشت حیوان است. ( زمردی، 1387: 132 )
مهر در شاهنامه فردوسی
مستقیماً از ایزد مهر سخن رفته است. این بخش از اوستا در جهان شناسی آیین مهر اهمیت بسزایی دارد؛ چون نکته ای را درباره ی مهر به میان می آورد که حتی در سروده های مهریشت نظیر آن را نمی توان یافت. بخشی از خرده اوستا، مهر نیایش نام دارد که شامل پنج بند است. بندهای 144 و 145 خرده اوستا و بندهای 4 تا 6 مهریشت، در ستایش این ایزد نوشته شده اند. مهر نیایش هر روز سه بار در هاون گاه، پیشوین گاه، و زئیرین گاه، پس از
چهره ها در شبکه های اجتماعی
رود راین در کلن آلمان، در حاشیه مراسمی که برای سریال شهرزاد در این شهر گرفتند. سریالی که از همان قسمت اول هواداران را شیفته خود کرد. انتظاری که از حسن فتحی و تیم قوی اش میرفت. صابر ابر و سحر صباغ سرشت در جوار باغچه ای که روزگاری برای خودش یک حوضِ پر از ماهی و هندوانه بود... امان از جبر روزگار! امیر غفارمنش را به مصرف یک عدد قرص ژلوفن دعوت میکنیم. الناز حبیبی، دختر
بررسی الگوی پری گونگی و نخستین انسان در شخصیت سیاوش
)؛ در روزکین، باد را درمی یافته ( همان: 261، 2205 ) و قدرت پرواز داشته است و می توانسته از نظرها پنهان شود ( همان: 288، 3208-11 )، تأکید دیگری بر این باور توتمیک است. در آثار تاریخی - داستانی نیز به ویژگی های انسانی است و نقش توتمیک او اشاره شده است. در روضه الصفا آمده است: سیاوش اسبی داشت که در روز قتل او غایب شده بود و تا این غایت در تحت تسخیر هیچ کس نیامده بود و چون کیخسرو و گیو به طلب
تأمّلی در مورد مسأله منابع فردوسی از رهگذر مقایسه روایت شاهنامه فردوسی با روایت غررالسیر ثعالبی از ج
( خالقی مطلق، 1389، ج 10: 201 ). چو بهری ز تیره شب اندر چمید *** کی نامور پیش چشمه خمید بدان آب روشن سر و تن بشست *** همی خواند اندر نهان زند و اُست چنین گفت با نامور بخردان *** که باشید پدرود تا جاودان کنون چون برآمد سنان آفتاب *** نبینید ز آن پس مرا جز به خواب شما نیز فردا برین ریگ خشک *** مباشید اگر بارد از ابر مشک ز کوه اندر اید یکی باد سخت *** کجا بشکند برگ و شاخ
اشعار شب پنجم محرم؛ حضرت عبدالله بن حسن(ع)
/> از گل رخسار داغ لاله بود لاله اش را از عطش تبخاله بود همچو بخت اهل بیت بو تراب بود ظهر روز عاشورا به خواب لحظه ای آن ماه رو در خواب بود آب اندر خواب هم نایاب بود گرچه بودش از عطش سوزان جگر در دلش عشق عمو بُد بیشتر گشت چون بیدار از بهر عمو خیمه ها را کرد یک سر جستجو کودک آن دم سر سوی صحرا نهاد بر سر
مرثیه عاشورایی دامغانی به مناسبت ماه محرم
باد بر سر خود می دوید آب پا به پای زمین سینه می زد به دست غم دریا خسته می سوخت تب به جای زمین با شباهنگ غصه شب هنگام قصه می گفت از صفای زمین بلبل بینوای عاشق گل نغمه می خواند در وفای زمین آسمان کریم بخشنده حرف ها داشت در عطای زمین رعد می گفت لذتی دارد وای طوفان و های های زمین طاب علیک علی الصبوح سحر
بازتاب شاهنامه در آثار تاریخی قرن نهم و دهم
شعر بدون کاربرد عوامل انسجام ربطی ... بعد از تلاقی عسکرین و تسویه صفوف، آتش حرب بالا گرفت و میمنه ی نوش زاد بر میسره ی رام بر زرین حمله آورده، غالب شدند و خون فراوان ریختند، رام بر زین بقیه ی سپاه را: بفرمود تا تیر باران کنند *** هوا چون تگرگ بهاران کنند ( میرخواند، 1380: 924/2 ) 3- پیوندهای معنایی ابیات شاهنامه در متون تاریخی قرن نهم و دهم از جمله نکاتی
جنگل هیرکانی نام تو را هزاران بار تکرار خواهم کرد
جنگل هیرکانی نام تو را هزاران بار تکرار خواهم کرد حرارتِ بحث، در مورد گرم شدن زمین در حال افزایش است اما یاللعجب که یخچال های قطبی از شرمِ گستاخی بشر آب شدند اما هنوز یخچال های درون بعضی ها آب نشده است. دیگر نیازی نیست که برای فهمیدن مشکلات اکوسیستم و احساس بدی و بی رحمی آب وهوا به کویرها سفر کنیم. اگرچه فرّاش باد صبا و دایه ابر بهاری وظیفه خود را به درستی انجام داده اند و فرش زمرّدین
روایتی از روستای بدون حصار ایران/ اینجا میان ابرها غوطه ور است
بسیار زیبای دره پیرامون و پدیده نادر طبیعی دریا یا جنگل ابر که در فصل بهار و بعد از بارش باران عموماً رخ می دهد و همه دره کشور را به طول 27 کیلومتر دربرمی گیرد ازجمله ویژگی های منحصربه فرد این روستا است ادامه می دهد: همچنین ویژگی دیگر منطقه سنگ تراشان وجود دو آبشار بزرگ دائمی وارک و نوژیان و یک آبشار فصلی اوتی است. کراپ شده - روستای گردشگری لرستان حسن پور همچنین به گونه های
اشعار شب چهارم محرم؛ دو طفلان حضرت زینب(س)
فریاد می رفت از دل دشمن چو باران بر زمین می ریخت دست و پا و چشم و سر ز هم پاشیده چون پیراهن از هم هر دو اعضاشان ز بس بر جسم شان بنشست زخم نیزه و خنجر به خاک افتاد جسم پاکشان چون آیة قرآن دریغا ماند زیر دست و پا دو سورة کوثر چو بشنید از حرم فریادشان را یوسف زهرا به سرعت آمد و بگرفت همچون جانشان در بر دریغا دو همای عشق در آغوش
قصه گویی و هنر تخیل
کودکان پرخاشگر سر می کردم. چگونه می توانستم آنها را آرام نگاه دارم؟ فرصتی اندک، ولی کافی داشتم تا چیزی برای خواندنشان پیدا کنم. چون آن روز مصادف با روز پاتریک مقدس بود. (2) داستان هایی از شاعر ایرلندی، ییتس، (3) را انتخاب کردم. تا دهانم را باز کردم، لهجه ای ایرلندی شنیدم، لهجه ای که باعث تعجب و حیرت بچه ها شد. به خواندن ادامه دادم. کودکان نیز همانند من، شیفته و مسحور، به داستانی که انتخاب کرده بودم
سازگار وژولیده وصرافان ودین پرور وانسانی وموید وحسان وسهرابی وشفق ودیگرشاعران وسوم محرم
بلندند؛ سر به زیر ندیدم من در این خانه غیر شیر ندیدم شیر بودن که سنّ و سال ندارد چون شده حیدری تبار؛ رقیّه هست اعجوبه ی وقار؛ رقیّه مثل عمّه شد استوار؛ رقیّه گرچه دیده سه تا بهار؛ رقیّه در کمالات؛ او مثال ندارد بر رخ او خدا نقاب کشیده روی او پرده ی حجاب کشیده جای چشمانش آفتاب کشیده صورتش به ابوتراب کشیده حیف در زندگی
این دل شده هیأت اباعبدالله(29)/از فکر بوسه صرفنظر می کنم پدر
سه ساله ات حالا ببین چه سرخ و سیاه و رسیده ام خیلی میان راه اذیت شدم ولی رنج سفر به شوق وصالت کشیده ام تنها به شوقت این همه محنت کشیده ام این را بدان که بین تو و تازیانه ها نام تو را به قیمت سیلی خریده ام در بین این مسیر پر از غصه بارها از آسمان ناقه چو باران چکیده ام پایم سرم تمام تنم درد می کند