سایر منابع:
سایر خبرها
فرهنگ در رسانه
رسد، منتظر هستیم تا یک سریال مناسبتی را ببینیم که درباره واقعه عاشورا است و تصاویر از دل این اتفاق تاریخی بیرون آمده باشد. حتماً سریال های خوب سال ها پیش را به خاطر دارید، از شب دهم تا معصومیت از دست رفته و روایت عشق همه بیانگر داستان هایی است که به نوعی به عزاداری و یا واقعه عاشورا می پردازند. این را می دانیم که ساخت سریال های تاریخی همواره هزینه های بسیاری را برای فیلم سازان دربرداشته اما در بین
قتل نوجوان 17 ساله با چاقو
پرونده قتل پسری 17 ساله با نقض حکم اعدام متهم در دیوان عالی کشور برای رسیدگی مجدد به شعبه دوم دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد. رسیدگی به این پرونده از 28 اسفند 87 با اطلاع پلیس از وقوع یک فقره درگیری منجر به جرح در خیابان سلمان فارسی تهران آغاز شد. در این روز ماموران پس از حضور در محل متوجه شدند مردی جوان در یک درگیری پسری 17 ساله را به ضرب چاقو مجروح کرده و متواری شده است. عوامل
جویندگان کار در اسارت هرمی ها
. پس از این که وارد این خانه شدم، حادثه ای عجیب رخ داد. به جز دوستم چند پسر جوان دیگر در خانه بودند و آن جا اصلا شبیه محل کار و مکان مصاحبه نبود، مظنون شده بودم و به همین خاطر اعتراض کردم. اعتراض من کافی بود تا اعضای این خانه به سمتم حمله ور شوند و پس از ضرب و شتم چاقویی را زیر گلویم گذاشتند و مجبورم کردند تا با خانواده ام تماس بگیرم و درخواست 14 میلیون تومان پول کنم تا ضمانتی برای کارم در شرکت نفت
عباس غزالی: بالاخره من هم ازدواج کردم!
تا شما به مرحله بهتری برسید؛ بهتر از نظر پذیرش مسوولیت و نگاه جدی به زندگی. فوت پدرم اتفاقی بود که آن زمان اصلا انتظارش را هم نداشتم و این باعث شد ناگهان در گودی ای قرار بگیرم که هیچ پیشینه ذهنی درباره اش نداشتم و نمی دانستم که چه خواهد شد. مثل یک جور غافلگیری بود. اما اتفاق افتاد و. . . یک بار با دوستی صحبت می کردم که آخرین بار زمانی همدیگر را دیدیم که پدرم فوت نشده بودند. بار دیگری که
داستان اسارت 436 روزه 2 گروگان در دل پاکستان؛ به ما گفتند خودتان را از نزدیکان رهبر ایران معرفی کنید
اینکه به پاسگاه قطار خنجک رفتیم گفتند امروز درگیری اینجا رخ نداده ساعت 11:30 شب همراه دو عمو و رفقای محمد به محل حادثه رفتیم در آنجا داشتیم از محمد می پرسیدیم که به ما گفتند امروز چند تویوتا جلو ماشین مهندس پیچیدند آنها را پیاده و با خود برده اند. روز های سخت بی پدری داریوش با گریه می گوید: تصور می کردم بعد یک هفته آزادش می کنند فکر 15 ماه چشم انتظاری را نمی کردم باید دست و پای
گرفتاری در شرکت هرمی با بهانه استخدام در شرکت نفت
دام شرکت گلدکوئیستی گرفتار شدم اما با وعده هایی که دادند من آنجا ماندم و تعهد دادم به قوانین شرکت عمل کنم. طبق قوانین شرکت افرادی که سابقه بیشتری دارند، بادیگارد افراد تازه وارد می شوند تا آنها مواظب باشند که از گروه منفک نشوند. وقتی این پسر جوان وارد این گروه شد، من مأموریت یافتم از او مواظبت کنم تا این زنجیره قطع نشود. با طرح این شکایت پرونده به دستور قاضی مدیر روستا، بازپرس شعبه ششم دادسرای امور
حادثه ها
حضور مأموران مشخص شد جوانی پس از درگیری با یک پسر 17ساله، او را با چاقو به قتل رسانده است. بنابراین متهم دستگیر شد و در بازجویی ها با اعتراف به قتل، به مأموران گفت: من قصد کشتن مقتول را نداشتم. مقتول همسایه دایی ام بود و آن شب با من درگیر شد و من هم برای دفاع از خودم ضربه ای به او زدم . با اعتراف مقتول پرونده وی برای رسیدگی به شعبه چهارم دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. متهم در این شعبه محاکمه شد
پشیمانی قاتل نوجوان 17 ساله در دادگاه - قاتل: قصد کشتن نداشتم،از خود دفاع کردم
است. بنابراین متهم دستگیر شد و در بازجویی ها با اعتراف به قتل به ماموران گفت: من قصد کشتن مقتول را نداشتم. مقتول همسایه دایی ام بود و آن شب با من درگیر شد و من هم برای دفاع از خودم ضربه ای به او زدم. با اعتراف مقتول پرونده وی برای رسیدگی به شعبه چهارم دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. متهم در این شعبه محاکمه شد و گفت که قصد کشتن کسی را نداشته است. در پایان آن
سرنخ قتل در سطل زباله !
جوانی که پیکر دوستش را پس از واردکردن ضربات متعدد چاقو به آتش کشیده بود پس از برگزاری چندین جلسه محاکمه درحالی به قصاص نفس محکوم شد که قضات با تجربه شعبه پنجم دادگاه یک کیفری استان خراسان رضوی، وی و 2 متهم دیگر این پرونده را درباره اتهامات دیگر نیز مجرم دانستند و رای به محکومیت آن ها دادند. بیست و دوم آذر سال گذشته ماموران کلانتری هلالی مشهد در تماس با قاضی سیدجواد حسینی (قاضی ویژه قتل عمد
این دل شده هیأت اباعبدالله(34) / قرار نیست پدر جان دهد کنار پسر
ِ چشم من از چشم نیزه ها افتاد عصایِ پیری من زیر دست و پا افتاد عزیز ِ یوسفِ من چنگ گرگها حس کرد زبس که رونق یعقوب ِ قصه ها افتاد به زخم نیزه ای از روی اسب از پهلو مرا به خاک جگر گوشه ریخت تا افتاد کسی که بین ِ مژه کرده ام بزرگ آیا چنین ز هم شده پاشیده در عبا افتاد زدم بهم کف افسوس و زانویم تا خورد
گفت و گوی جنجالی رضا رشیدپور با اکبر عبدی
تومان مرا جریمه کرد. رشید پور: آقای عبدی به خاطر بازی در هر فیلم چقدر پول می گیرید؟ این مبلغ به عوامل مختلف بستگی دارد من در اخراجی های یک بیست میلیون گرفتم ، در اخراجی های دو چهل میلیون قرار داد بستم که با صحبت های شریفی نیا ده میلیون تخفیف دادم که بعد ها متوجه شدم آقای شریفی نیا خودش در آن کار شریک بوده و از ده نمکی خواسته بود به ازای تخفیفی که از بازیگران می گیرد درصدی به
قتل به خاطر نگاه چپ
را به بیمارستان رسانده اند اما شدت خون ریزی به حدی بود که پزشکان موفق به کنترل آن نشدند و پسر نوجوان جان خود را از دست داد. مأموران با توجه به این یافته ها، متهم را به نام کریم بازداشت کردند. این جوان گفت: مقتول و دوستانش در پارک بودند آنها یک باره به سمت من آمدند و گفتند چرا چپ نگاه می کنی؟ این مسئله باعث درگیری بین ما شد و من با چاقو پسر نوجوان را زدم. مأموران حین تحقیق متوجه شدند
متأسفانه به ما سفارشی ساز می گویند
چکیده متأسفانه به ما سفارشی ساز می گویند : عبدالحسین برزیده پس از گذشت بیش از یک دهه از آخرین فیلمی که ساخته بود این روزها با ساخت فیلم سینمایی به سینما بازگشته است. او برای این دوری دلایل مختلفی می آورد که بخشی از آن ها در مصاحبه ای که می خوانید بیان شده است. در گفت وگو با کارگردان فیلم بحث های مختلفی نظیر علت کاهش مخاطب سینما، کیفیت آثار سینما و ممیزی مطرح شد. بحث هایی که دامنه آن ها تا ماجراهای اکران فیلم کشیده شد.
قتل مرد غریبه پیش چشمان همسر
من با دست او را خفه کردم و جسدش را به رودخانه انداختم. با اعتراف این مرد همدست او هم دستگیر شد ولی گفت که در قتل هیچ نقشی نداشته و به اجبار متهم تنها شاهد قتل بوده است. با این اظهارات پرونده این دو متهم برای رسیدگی به شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. این دو نفر صبح دیروز در این شعبه محاکمه شدند و اظهارات قبلی خود را تکرار کردند. در پایان نیز هیات قضایی متهم ردیف
محاکمه دو برادر به اتهام قتل زن ثروتمند
قضات دیوان عالی کشور نرسید و هیات قضایی دیوان هردو برادر را به عنوان قاتل شناختند. بنابراین پرونده اینبار به شعبه چهارم دادگاه کیفری فرستاده شد و متهمان برای بار دوم در این شعبه به دفاع از خود پرداختند. در این جلسه یکی از برادران به هیات قضایی گفت: من به تنهایی دست به قتل زدم. ما وقتی این پیرزن را به خیابان بردیم تا او را بیهوش کنیم، در راه برادرم ترمز کرد و چاقو به شکم این زن خورد. بعد از آن من
ماجرای جسد کشف شده در تنگه بولان دماوند پس از 10 سال فاش شد
کردم تا او را به جای یک افغانی جا بزنم. با اعترافات این پسر، وی صحنه قتل را بازسازی کرد و وقتی تحقیقات تکمیل شد، پرونده برای رسیدگی به شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. این پسر 28 ساله صبح دیروز در مقابل هیات قضایی این شعبه گریه کنان تقاضای بخشش کرد. در ابتدای این جلسه پس از قرائت کیفرخواست از سوی نماینده دادستان، خانواده مقتول تقاضای قصاص کردند. پدر مقتول گفت: این پسر چندین سال
فاش شدن یک قتل از طری دوست همسر
رسانده و فراری است و برای اینکه دستگیر نشود، فقط به من پیغام می دهد. ابراهیم پس از صدور کیفرخواست در برابر قضات دادگاه کیفری استان تهران ایستاد که با حکم قصاص مواجه شد اما این رأی به خاطر نقص در تحقیقات از سوی قضات دیوان عالی کشور پذیرفته نشد. محاکمه دوباره روز 25 مهرماه سال جاری بار دیگر ابراهیم برای دفاع از خود در شعبه 71 دادگاه کیفری حاضر شد و گفت: شب حادثه من و
نقشه پیچیده برای پنهان کردن راز جنایت
اطلاعات هم باعث شده است درباره هویت جسد به مأموران دروغ بگوید. ایرج در بازجویی ها قتل را پذیرفت و گفت: من فریدون را کشتم و بعد جسدش را در تنگه بولان رها کردم. این جوان بعد از اعترافش محاکمه و به قصاص محکوم شد؛ اما رأی صادر شده نقض و پرونده به شعبه دوم دادگاه کیفری شماره یک ارسال شد. روز گذشته بعد از اینکه نماینده دادستان در جایگاه حاضر شد و جزئیات پرونده را توضیح داد و خواستار مجازات قانونی برای متهم شد