سایر منابع:
سایر خبرها
اعترافات عامل قتل فجیع سه عضو یک خانواده
بود به راه افتاد. وقتی وارد منزل پدرش شد ابتدا چشمش به برادر کوچک ترش افتاد که در طبقه همکف این منزل زندگی می کرد و مشغول تحصیل در دانشگاه بود او ناگهان کارد را بیرون کشید و به سمت برادرش حمله ور شد و ضربات پی درپی به نقاط مختلف بدن برادرش وارد کرد. خون از بدن برادرش فواره می زد اما او دیوانه وار همچنان کارد را در بدن وی فرو می کرد به طوری که حتی فرصت فریاد زدن نیز از جوان دانشجو گرفته شده بود
بولتن موسیقی ؛ مجلۀ خبری روزانۀ موسیقی (23بهمن)
نمی رسد و من بعید می دانم با صدای خانم ها مشکلی برای جامعه ایجاد شود. من امیدوارم که بانوان هم بتوانند اجراهای عمومی داشته باشند زیرا وقتی اجرا محدود باشد؛ ایرادات گروه ها رفع نشده و مشکلات باقی می ماند. او ادامه داد: خانم های بسیاری تمرین می کنند و زحمت می کشند اما درنهایت هیچ چیز در یافت نمی کنند و حتی در اجراهایشان اجازه فیلمبرداری صدابرداری و عکس برداری هم ندارند این مسئله باعث می
با خون من روی کفنم بنویسید: وطن
این اثنا به خدمت در قزوین، بروجرد و همدان پرداخت و مدال طلای نظامی از طرف وزارت جنگ دریافت کرد. اما کارشکنی ها باعث دلزدگی وی شده و از خدمت کناره گرفت و برای درمان ورم کبد سال 1335 ه.ق عازم آلمان شد. در آنجا نیز بیکار نماند و بعد از یک سال وارد نیروی هوایی آلمان شد و دوره خلبانی را گذراند، بعد از آن به علت کسالت وارد نیروی زمینی آلمان شده و به خدمت خود ادامه داد . در این حین به تحصیل
قتل شتابزاده ی یک نوجوان توسط پلیس در نیمه شعبان!
. همین کافی است که بدانید علی 16 ساله نمی توانسته شرور بوده باشد و اهالی و همسایه ها داغدار مرگ این پسر، آن هم دو ماه بعد از مرگ پدر صاحبنامش هستند. هر لحظه با شنیدن گفته های اهالی خزانه بیشتر شوکه می شوید، همه پلیس را دوست دارند و مأموران را زحمتکش می دانند حتی تأکید دارند امنیت را مدیون تلاش های مأموران پلیس می دانند اما همه از دست عامل تیراندازی مرگبار در محله شان گله مندند و اصرار دارند این مأمور
قتل کودکی با والدین معتاد
همان مراحل اولیه تحقیق، زن دایی کودک به نام مرضیه مورد ظن قرار گرفت و بازداشت شد. او در بازجویی ها نحوه مرگ کودک را شرح داد و گفت: مادرشوهرم قصد داشت به مراسم خاکسپاری یکی از اقوام برود به همین دلیل جمیله را نزد من آورد تا چندساعتی از او مراقبت کنم. من می خواستم به او سوپ بدهم اما بچه غذا نمی خورد به همین دلیل عصبانی شدم و او را زدم. چندساعت بعد وقتی متوجه شدم جمیله بدحال است، او را به
عامل تجاوز به زنان خانه دار در ملاء عام اعدام می شود
این پرونده در نیروی انتظامی به جریان افتاده بود، شکایت مشابه دیگری در همان منطقه به دست ماموران رسید. او گفت: وقتی مرد جوان زنگ در را زد، گفت مامور شهرداری است و از من خواست شوهرم را صدا بزنم، گفتم کسی در خانه نیست. آن مرد گفت برای متراژ خانه آمده است من هم در را باز کردم. او ناگهان به من حمله کرد و گفت اگر صدایی از خودت در بیاوری که همسایه ها متوجه شوند، می کشمت من هم سکوت کردم. او وارد خانه شد، من
دستگیری باند بزرگ سرقت مسلحانه از کارگاه ها در پایتخت
کانکس نگهبانی رفت که ناگهان از سوی چند نفر مورد حمله قرار گرفت . همزمان با درگیری همکارم ، این افراد وارد کانکس شده و بنده نیز با آنها درگیر شدم . پس از گذشت حدود 20 دقیقه از درگیری ، سارقان با استفاده از گاز اشک آوری که به زور از همکارم گرفته بودند ، به من حمله ور شده و در حالیکه قادر به دیدن جایی نبودم ، دست و پای من و همکارم را بسته و اقدام به سرقت تمامی اموال شخصی و اداری داخل کانکس و همچنین
تحریم ومذاکره حربه بازکردن درهای ایران است
که زخم درد احساس نشود. جامعه آمریکا وضعیتی همچون یک معتاد دارند که هرچه قدر به او از مضرات مواد مخدر گفته می شود، توجهی نمی کند مگر اینکه به بیمارستان منتقل شود و لحظه قبل از مرگش فرابرسد که بخواهد تصمیم بگیرد که خود را از این وضعیت نجات دهد و جامعه آمریکا نیز باید به آن درجه برسد که درباره نجات خود تصمیم بگیرد. *جامعه آمریکا را در انزوا نگه می دارند تا حقایق رخدادهای جهان را درک نکند
ناگفته های جالب از مرد اعدام ایران!
را در ادامه بخوانید. * اجرای حکم اعدام چه تاثیری روی زندگی شخصی شما دارد؟ قاضی عصمت الله جابری: اگر بگویم تاثیری نداشته است دروغ گفته ام. مطالعه پرونده زندگی افراد و سرنوشت آنها بسیار به من کمک کرد. حتی وقتی فردی عصبانی در خیابان قصد کتک زدن من را داشت فقط سکوت کردم چراکه می دانستم در عصبانیت ممکن است دست به خشونت بزند. زمانی که خانواده ای از قصاص گذشت می کند بسیار خوشحال
پایان خوش برای یک کتک کاری خانوادگی!
و به تعریف و تمجید از من بپردازد ناگهان کیف و سوغاتی ها را روی زمین انداخت و به من حمله ور شد. وی خیلی من را کتک زد. تنها توانستم از در به بیرون فرار کنم و خواهرم هم لباس هایم را پشت سرم آورد و من را به بیمارستان رساند. آخرین حرفش هنوز در گوشم است که فریاد زد حق بازگشت به خانه اش را ندارم.با این ادعاها و تشکیل پرونده قضایی، بازپرس دادسرای ناحیه یک تهران دستور داد تا شوهر زن بازداشت شود. این مرد
تهدید دولت, سرقت کادوهای میلیونی و چندین حادثه دیگر
قتل 11 دی 88 در یکی از خیابان های کرج رخ داد. طبق اعترافات سارا – متهم به قتل– او وقتی با پیشنهاد بی شرمانه شوهر معتادش برای تهیه هزینه مواد مخدر روبه رو شد، با کارد به طرف همسرش فرمان حمله کرد. البته این جنایت در خانه رخ داد و فرمان برای رهایی از دست همسرش با پیکر مجروح به کوچه فرار می کند که به علت شدت جراحات روی زمین خیابان می افتد. او چند لحظه بعد نیز همان طور که در فیلم مشاهده می شود، نفس آخر
نامه ای که شهیدمنتظری به تاریخ نوشت
، احمدی. سه نفر اول به حبس های طویل المدت و زجر و شکنجه های عجیب تهدید می کردند. اما سه نفر آخر آن روز مأمور شکنجه و زجر بودند. ناگهان دیدم یک فلک و دو عدد چوب ضخیم و طویل و شلاق سیمی را آوردند. در دفعه اول چنان مرا فلک کردند که چوب ها خرد و ریز شد و من بی حس شدم بعد از آنها تهدیدها شروع شدو سپس همان جریان اول را با شلاق سیمی اجرا نمودند. دوباره تهدیدها شروع گردید. بعد از آن روز این ناراحتی ها
پشت پرده اسیدپاشی های اصفهان چه می گذرد ؟
چیزی نیست و تنها یک فضا سازی علیه ارزش های اسلامی و اخلاقی است. سردار عبدالرضا آقاخانی، فرمانده انتظامی استان اصفهان تاکید می کند که شایعات منتشر شده در فضای مجازی درباره احتمال ارتباط اسیدپاشی ها با بدحجابی به کلی مردود است و مجرم احتمالا دچار اختلال روانی شخصیت ضد اجتماعی است که یعنی قصد آسیب زدن به مردم جامعه را دارد و برای رسیدن به هدفش اسیدپاشی را انتخاب کرده است. اسید، روان شد و به تهران
همه همسران رؤسای جمهور ایران +عکس
. نگران شدم ، حدس زدم که موضوع درباره ازدواج من است. خانم جون گفت: عفت جان ! حاج آقا که به نوق رفته بود آمیرزاعلی برای پسرش اکبر از تو خواستگاری کرده است. حاج آقا هم همان جا جواب قبول داده است. خشکم زده بود، دستپاچه شدم ، نمی دانستم چه جوابی بدهم ، سپاهی از افکار پریشان به یکباره به ذهنم هجوم آورد .خانم جون حرف هایش را تکرار کرد با دست اشاره کردم سکوت کند و خیلی خونسرد بدون ذره ای عصبانیت گفتم خانم
ابراهیم نبوی: برمی گردم و به زندان می روم!
دلتنگی برای میهن که برای آن ور آبی ها ژست معمولی است. اما حالا او بسیار جدی و برنامه ریزی شده می گوید اگر برنامه هایش ردیف شود، به ایران می آید، حتی اگر از روی همان پله ها کت بسته به اوین منتقل شود یا گوهردشت. هفته نامه حاشیه با این مقدمه، گفت وگوی خود با سیدابراهیم نبوی را منتشر کرده که مشروح آن در پی می آید:من ده سال قبل برای اینکه یک سالی از ایران بروم از کشور خارج شدم و از همان سال اول قصد
تصادف صوری برای سرقت خودرو
به گزارش خبرنگار ما فردی اواخر سال گذشته با مراجعه به اداره پنجم پلیس آگاهی تهران به ماموران اعلام کرد خودرو پژو 206 وی توسط سرنشینان خودرو پراید سرقت شده است. او به کارآگاهان گفت: ساعت 23:30 روز حادثه در مسیر بازگشت به منزل بودم که در بزرگراه شیخ فضل الله - به سمت گیشا خودرو پراید نقره ای رنگی از عقب با ماشین من تصادف کرد. برای بررسی میزان خسارت از ماشین پیاده شدم. در همین هنگام دو سرنشین خودرو
روایتی از دیدار شهید ستاری با رهبری
جاسوسه. - خیابونا اونقدر شلوغه که مأمور کم می ارن. نترسید. باید امروز کارو تموم کنیم. همه دلهره داشتند. می ترسیدند لو بروند و نتوانند حتی کارهای محدود و مخفی را ادامه بدهند. با اینکه مدتی از فعالیت های انقلابی در هنرستان می گذشت، مطمئن نبودند که پائین کشیدن قاب های عکس، کار دست شان نمی دهد. محیط هنرستان هم که آلوده بود و عوامل ساواک همه جا سرک می کشیدند. کار دسته
گروگانگیر نوزاد 4 ماهه به گلوله بسته شد
این یگان سریعاً جهت هر گونه معاینه و شناسایی به بیمارستان منتقل و متهم که خود را به نام محمد معرفی نموده در حالی که از ناحیه هر دو ساق پا و گردن خون آلود بود سریعاً طی هماهنگی های به عمل آمده با عوامل اورژانس 115، جهت مداوا به همراه مامور مراقب به بیمارستان ناجا اعزام گردید.شایان ذکر است، از طریق مرکز پیام سرکلانتری چهارم به ماموران کلانتری 120 سید خندان اعلام کردند که مادر نوزادکه از افراد سابقه
گفتگو با ایرانی زندانی در مالزی
داشتن شیشه به مرگ محکوم شده اند. از سویی بیش از 500 نفر نیز به همین اتهام در زندان های مالزی به سر می برند و شرایط وخیمی دارند. طبق قوانین مالزی، پلیس این کشور می تواند به هرکس که در ارتباط با قاچاق مواد مخدر مظنون شد او را دستگیر و برای 2 تا 8 سال بدون محاکمه زندانی اش کند.یکی از هموطنانمان که بر اساس همین قانون ماه ها در زندان های مالزی در بند بود جوانی 27 ساله به نام آرش است. او در آنجا مدیر یک
خاطرات چهره ها از روزهای پرهیجان انقلاب
مجاهدین خلق و کمونیست ها به هیچ وجه نمی توانستند مورد وثوق قرار داده شوند. انتخاب مهندس بازرگان به ریاست دولت موقت در یک جلسه شورای انقلاب، با حضور امام و توسط آیت الله مطهری مطرح شد. آیت الله طالقانی که در جلسه حضور داشت، او را از قبول برحذر داشت. بازرگان 24 ساعت فرصت خواست. بازرگان روز بعد در جلسه همان شورا گفت: خواهش می کنم آقایان نسبت به رأی و پیشنهادی که دیشب دادید، تجدید نظر
امان از دست این قمی ها!/گفتگوی خواندنی با "مرگ بر شاه" قمی!+عکس
/> ما گوش به فرمان ولی فقیه بودیم و ترس برایمان معنا نداشت یک بار تصمیم گرفتم به ارتشی ها آگاهی بدهم به بچه ها گفتم آماده بشوید برویم فقط اگر به طرف من حمله ور شدند شما فرار نکنید، یک ایفا در ابتدای خیابان چهار مردان مستقر بود من رفتم جلو گفتم: ای ارتشی بچه ها همزمان گفتند مرگ بر شاه خسته نباشی مرگ بر شاه اسلحه به دوش مرگ بر شاه خودتو نفروش مرگ بر شاه بیا در صف ما مرگ بر شاه نزنی یه