سایر خبرها
صحنه عزاداری برای مصیبت امام حسین(ع) انسان های حقیقت جو را متاثر می کند
آیت الله سید محمد حسینی زنجانی روز جمعه در جمع خادمان مجمع جهانی حضرت علی اصغر در زنجان افزود: استکبار جهانی چنین تاثیرگذاری را می بیند و از همین رو در تلاش برای نابودی آن بر می آید. وی یادآورشد: هدف غایی امام حسین(ع) از قیام و خیزش تشکیل حکومت صالحه برای مردم بود و اگر امروز انقلاب اسلامی به پیروزی رسیده و موفق بوده است، به خاطر تاسی جستن امام خمینی(ره) به همین قیام است. آیت الله
این دل شده هیأت اباعبدالله(37)/کهنه پیراهنت به غارت رفت
میکردند به یکدگر پی ِ غارت اشاره میکردند برایِ بردنِ یک گوشواره ی ناچیز حرامیان به خدا گوش پاره میکردند (محمد حسن بیات لو) با این شتاب فکر کنم سر می آورد! با این شتاب،حوصله را سر می آورد می تازد و غنیمت جنگ غروب را از چنگ سی هزار نفر، در می آورد حس می کنم که داخل خورجین غصبی اش یک باغ سیب سرخ
شور عاشورا نیاز جامعه است/ نامه رهبر انقلاب منشور هسته ای ایران
کرد: تاسوعا و عاشورا روز حزن، مصیبت، گریه و هم نوا شدن با کاروان حسینی است. عاشورا زمینه ساز نهضت مهدوی نماینده ولی فقیه در استان لرستان و امام جمعه خرم آباد با تاکید بر اینکه سزاوار است شیعیان در این روز به چیزی جز سوگواری مشغول نشوند، افزود: مردم در این دو روز باید به عزاداری مشغول بوده و در هیئت ها حضور پیدا کنند. آیت الله میرعمادی با اشاره به اینکه عاشورا زمینه
سخنرانی معاون بین الملل حوزه علمیه قم در مرکز اسلامی جاکارتا
به گزارش خبرگزاری مهر ، معاون بین الملل حوزه علمیه قم با حضور در مرکز اسلامی جاکارتا در جمع شیعیان این شهر سخنرانی کرد. این مراسم روز شنبه 24 مهر برگزار شد که طی آن حجت الاسلام و المسلمین دکتر زمانی طی سخنانی گفت: جوامع بشری از نگاه قرآن دارای دو نوع ولایت هستند اول ولایت خدا و دوم ولایت طاغوت که باید بکوشیم ما به ولایت خداوند نزدیک باشیم. وی تصریح کرد: راه سعادت بشری گرایش
قاسمی حذف شد
به گزارش خبرگزاری تسنیم و به نقل از سایت فدراسیون جودو و کوراش ، در رقابت های وزن 60- کیلوگرم احمد قاسمی نماینده کشورمان در مرحله یک هشتم نهایی برابر نیل مک دونالد از انگلیس با دو اخطار بازنده شد و از دور رقابت ها کنار رفت. وی دور نخست محمدابورایا از فلسطین را با ضربه فنی از پیش رو برداشت و به دلیل سر وزن نرسیدن نماینده امارات به مرحله یک هشتم نهایی راه یافت. این دوره از مسابقات تا روز سه شنبه ادامه خواهد داشت. انتهای پیام/
پیام رهبر انقلاب درخصوص برجام موضع ملت ایران است
آنها به حساب خواهند آمد. وی ادامه داد: خوش بینی به دشمن و قول و قرارهای آنان ناپختگی سیاسی است. سفیر کوبا می گوید با اینکه آمریکا مدت هاست که قول داده تحریم ها را لغو کند هنوز آمریکا به قول خود عمل نکرده است بنابراین آنهایی که بی جهت خوش بین هستند ناپختگی سیاسی دارند. آیت الله خاتمی در مورد فاجعه منا ضمن ابراز همدردی با خانواده های جانباختگان این فاجعه اظهار کرد: دولت عربستان در
ما عباس می خواهیم که تا امامش اجازه نداده با دشمن دست ندهد
به گزارش خبرگزاری مهر ، حجت الاسلام علیرضا پناهیان در شب تاسوعای حسینی در بیت رهبری به ایراد سخنرانی پرداخت که صوت این سخنرانی در بالا قابل دسترس است. گزیده ای از سخنان وی در ادامه آمده است؛ نفوذ از صدر اسلام بوده و مهمتر از آن نفوذپذیران هستند. بزرگترین نفوذپذیر یا به تعبیری نفوذی عبدالله ابن ابی بود. یکی از خیانت هایش که موجب نزول سوره منافقین بود، ایجاد دو قطبی مهاجر و انصار بود
قاسمی حذف شد
به گزارش خبرگزاری تسنیم و به نقل از سایت فدراسیون جودو و کوراش ، در رقابت های وزن 60- کیلوگرم احمد قاسمی نماینده کشورمان در مرحله یک هشتم نهایی برابر نیل مک دونالد از انگلیس با دو اخطار بازنده شد و از دور رقابت ها کنار رفت. وی دور نخست محمدابورایا از فلسطین را با ضربه فنی از پیش رو برداشت و به دلیل سر وزن نرسیدن نماینده امارات به مرحله یک هشتم نهایی راه یافت. این دوره از مسابقات تا روز سه شنبه ادامه خواهد داشت. انتهای پیام/
(اول و دوم محرم).ماه محرم رسید...ماه خون....ماه آزادی و آزادگی و ماهی که به بشریت درس استقامت وصبر داد
----باز نشر--- گردآوری و تنظیم: مجید کریمی /*/ محرم ماه شور و شعور و عشق و فریاد است.ای ماه خون، دوباره می آیی و سکوت تاریخ را در هم می شکنی و بغض ناله را از حنجره ها آزاد می سازی.بانگ کاروانت به گوش می آید و عاشقان را دوباره به مهمانی فرا می خوانی.سلام بر حسین سید و سالار شهیدان و یاران باوفایش. آن اصحاب شهادت طلبش که مصداق واقعی آگاهی و ایمان و شجاعت و فداکاری بودند، چه آن هایی که در رکابش به فیض شهادت رسیدند و چه آن هایی که پیش از عاشورا شهید شدند. با توجه به ورود امام حسین(علیه السلام) و یارانش در روز دوم محرم به کربلا و شهادتشان در روز دهم، شیعیان دهه اول این ماه را به یاد آنان و ذکر مصیبتشان به سوگواری و عزاداری ویژه ای می پردازند و در بزرگداشت شهدای کربلای سال 60 هجری هر روز از دهه اول ماه محرم اختصاص به یکی از بزرگان و شهیدان نهضت جاویدان و ماندگار عاشورا دارد. روز اول: مسلم بن عقیل (علیه السلام) روز دوم: ورود کاروان به کربلا روز سوم: حضرت رقیه (علیه السلام) روز چهارم: حضرت حر و طفلان حضرت زینب (علیه السلام) روز پنجم: حضرت عبدالله بن الحسن و اصحاب روز ششم: حضرت قاسم بن الحسن(علیه السلام) روز هفتم: حضرت علی اصغر (علیه السلام) و روضه عطش روز هشتم: حضرت علی اکبر(علیه السلام) روز نهم: حضرت عباس(علیه السلام) روز دهم: حضرت اباعبدالله (علیه السلام) و شام غریبان روز یازدهم: حرکت کاروان از کربلا روز دوازدهم: ورود کاروان به کربلا روزسیزدهم: مصائب امام سجاد و حضرت زینب(س) در کوفه و شام این ترتیب نامگذاری، معروف ترین شکل آن است که اکثر هیأت ها بر طبق آن عزاداری می کنند، ولی از آنجایی که این نوع نامگذاری دلیل خاصی ندارد، صورت های دیگری نیز برای آن دیده شده است، مثلاً جابجایی در روزها و یا ذکر مصیبت دیگر اصحاب امام مثل حبیب بن مظاهر و... و هدف از همه این برنامه ها زنده نگه داشتن حماسه ای است که آفریدند. روز هشتم ذی الحجه امام حسین(ع) از مکه معظمه عزم سفر کردند طی منازل مختلف از هشتم ذی حجه تا دوم محرم منازلی از قبیل : منزل صفاح –وادی عقیق و ذات عرق – وادی حاجز –خزیمیه – زرود –ثعلبیه – زباله ( و دیدار با هلا ل بن نافع و فرزدق -) - عقبه – شراف – ذوحسم – بیضه – عذیب هجانات – قصر مقاتل و دیداربا عمروبن قیس – قطقطانه را با کاروان حسینی طی نمودند. روز اول: به یاد مسلم بن عقیل - آغاز ایام حسینی -امام حسین علیه السلام در راه کربلا -قیام مردم مدینه بر علیه یزید مسلم پیشاهنگ نهضت کربلا و سفیر امام حسین (علیه السلام) به سوی مردم کوفه بود. او که در عرفه شهید شد تا دعای عرفه امامش را تفسیر کند و حماسه مسلم بودن و تسلیم نشدن را بیافریند. مسلم بن عقیل اسوه همه کسانی است که در زندگی به هدف هایی والاتر از دنیا اعتقاد دارند و ارزش هایی متعالی را می جویند. او الگوی عمل به وظیفه، اطاعت از امام و بنده بودن و بندگی کردن است. نام مسلم یادآور همه خوبی ها، رشادت ها و جوانمردی هاست. در حدیثی از پیامبر (ص) خطاب به امیر المؤمنان (ع) آمده است: من عقیل را دوست دارم، یکی به خاطر خودش و یکی هم به خاطر این که پدرش ابوطالب او را دوست می داشت. فرزند او کشته راه محبت فرزند تو خواهد شد، چشم مؤمنان بر او اشک می ریزد و فرشتگان مقرب پروردگار بر او درود می فرستند به شهر کوفه گشتم بی کس و بی یار، می گریم غریبانه من سر بر دل دیوار، می گریم اگر این است رسم میهمانی کردن کوفی گذشت از من به حال سید ابرار می گریم ندای باغبان کاروان هر دم بگوش آید به حال زینب و این کوچه و بازار می گریم برای قتل من شوری به پا گردیده در کوفه به طفلان و جوانان شه ابرار می گریم نوشتم نامه یابن عم بیا کوفه، میا کوفه ولی صد حیف بگذشت است کار از کار، می گریم روز دوم: کاروان اباعبداللَّه الحسین (ع) به کربلا رسید -ورود امام حسین علیه السلام به کربلا -نامه امام حسین علیه السلام برای اهل کوفه گرمای سوزان کویر، بدن های خسته کاروانیان را می آزارد و خورشید آرام، آرام خود را در تنگنای افق جای می دهد، کاروان توقف کرد، صدایی پرسید: این جا کجاست؟ پاسخ آمد: اینجا کربلاست! آری اینجا کربلاست، اینجا بهشت سرخ بدن های بی سر است، اینجا نگارخانه گل های پرپر است، اینجا حریم قرب شهیدان داور است. حسین(علیه السلام) آمد با اهل بیتش، عباس و زینبش، اکبر و اصغرش، رقیه و سکینه اش، ...، دل کویر در تب و تاب و چهره آسمان درهم شده است. زمین بغض خود را فرو می خورد و فرات آرام و بی صدا اشک می ریزد. امام حسین علیه السلام در روز پنجشنبه دوم محرم الحرام سال 61 هجری به کربلا وارد شد.1 عالم بزرگوار “سید بن طاووس” نقل کرده است که: امام علیه السلام چون به کربلا رسید، پرسید: نام این سرزمین چیست؟ همینکه نام کربلا را شنید فرمود: این مکان جای فرود آمدن ما و محل ریختن خون ما و جایگاه قبور ماست. این خبر را جدم رسول خدا صلی الله علیه و آله به من داده است.2 در این روز “حر بن یزید ریاحی” ضمن نامه ای “عبیداللّه بن زیاد” را از ورود امام علیه السلام به کربلا آگاه نمود. . در این روز امام علیه السلام به اهل کوفه نامه ای نوشت و گروهی از بزرگان کوفه که مورد اعتماد حضرت بودند را از حضور خود در کربلا آگاه کرد. حضرت نامه را به “قیس بن مسهّر” دادند تا عازم کوفه شود.3 اما ستمگران پلید این سفیر جوانمرد امام علیه السلام را دستگیر کرده و به شهادت رساندند. زمانی که خبر شهادت قیس به امام علیه السلام رسید، حضرت گریست و اشک بر گونه مبارکش جاری شد و فرمود: “اللّهُمَّ اجْعَلْ لَنا وَلِشِیعَتِنا عِنْدکَ مَنْزِلاً کَریما واجْمَعْ بَینَنا وَبَینَهُمْ فِی مُسْتَقَرٍّ مِنْ رَحْمَتِکَ، اِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیی ءٍ قَدیرٌ؛ خداوندا! برای ما و شیعیان ما در نزد خود قرارگاهِ والایی قرار ده و ما را با آنان در جایگاهی از رحمت خود جمع کن، که تو بر انجام هر کاری توانایی.”4 در اوایل ماه محرم سال 61 قمری، لشکریان عبیداللَّه بن زیاد به فرماندهی حُرّ بن یزید ریاحی با آن حضرت مواجه شده و مانع پیش روی آن حضرت به سوی کوفه شدند. گرچه حرّ بن یزید، مأموریت داشت با امام حسین (ع) برخورد شدید نماید ولیکن رفتار وی با امام بر رِفق و مدارا بود. از این رو حرّ و لشکریانش در نماز جماعت امام حسین (ع) شرکت می کردند و به خطبه های دلنشین وی گوش جان می سپردند و این دو سپاه چند روز بدون هیچ گونه مشکلی در کنار هم بودند. امّا عبیداللَّه بن زیاد که در جنگ با اباعبداللَّه الحسین (ع) اصرار فراوان داشت، نامه ای به حرّ بن یزید نوشت و وی را مأمور سخت گیری بر امام حسین (ع) نمود. حرّ بن یزید نیز طبق فرمان، راه را بر امام حسین (ع) و یارانش مسدود نمود و آنان را به سوی منطقه خشک و بی حاصلی به نام کربلا هدایت کرد و در آن جا آنان را در محاصره خویش قرار داد. قافله امام حسین (ع) چون به سرزمین کربلا رسیدند، آن حضرت پرسید: این زمین چه نام دارد؟ عرض کردند: کربلا. آن حضرت تا نام کربلا را شنید، فرمود: اَللّهمَّ اِنّی اَعوُذُ بِکَ مِنَ الْکَرْبِ وَ الْبَلاءِ. و سپس فرمود: این، موضع کَرْب و بَلا و محلّ محنت و عِنا است. فرود آیید که این جا منزل و محل خیمه های ما است و این زمین، جای ریختن خون ما است و در این مکان قبرهای ما واقع خواهد شد. جدّم رسول خدا (ص) مرا به این امور خبر داد. به ناچار، آن حضرت و یاران و اصحابش در روز پنج شنبه دوم محرم الحرام سال 61 قمری در آن سرزمین فرود آمدند و حرّ بن یزید نیز با سپاهیانش در مقابل آن حضرت، خیمه زدند. به گوشم می رسد هر لحظه آوای خدا اینجا مران ای ساربان محمل که باشد کربلا اینجا دلا حجاج بیت الله خون، احرام بر بندید که کامل می شود با زخم تن حج شما اینجا شما حجاج بیت الله خون هستید و می بینم که جای موی سر، سرتان گردد جدا اینجا نه تنها حج ما قربانی پیر و جوان دارد شود قربانی شش ماهه تقدیم خدا اینجا ز شمشیر هزاران قاتل خونخوار می بینم هزاران بار گردد اکبرم جانش فدا اینجا به موج خون میان قتله گه با پیکر بی سر زنم از حنجر ببریده خواهر را صدا اینجا به پاس اجر سقایی و قانون علمداری شود با تیر و خنجر حق عباسم ادا پیدا کند این امت گم کرده ره تا راه خود اینجا درخشد راس هفتاد و دو مصباح الهدی اینجا ندای ارجعی را در یم خون می دهم پاسخ که می آید به گوشم از خدا دائم ندا اینجا 1٫ الامام الحسین و اصحابه، ص194؛ البدء والتاریخ، ج6، ص10٫ 2٫ اللهوف، ص35٫ 3٫ مقتل الحسین مقرّم، ص 184٫ 4٫ بحارالانوار، ج44، ص381٫ گردآوری وتدوین:مجید کریمی ...
تصاویر زیباترین سنگ های معدنی در اتیوپی
بالاترین کیفیت توسط کارگران معدن و برش توسط افرادخبره به جهانیان معرفی کرد در سال 2008 سنگ هایی را به جانیان معرفی کرد که در نوع خود بی نظیر و شاید کم نظیر است. بالاترین کیفیت معادن اتیوپی توانستند تا سنگ گرا نقمیت خود در JCK لاس وگاس، هنگ کنگ به نمایش بگذارندو معادن اوپال هر روز و هر هفته سنگ های قیمتی را به جهانیان معرفی میکنند. خبرها حاکی از آن بود یک منبع جدید با کیفیت
آیا امام حسین(ع) حج خود را ناتمام گذاشت
روز هشتم ذی الحجه معروف است به یوم الترویه . یکی از سؤالاتی که درباره حضرت سیدالشهداء(ع) در دهه اول ذی الحجه مطرح می شود این است که چرا امام حسین علیه السلام حج خود را در روز ترویه ناتمام گذاشت و مکه را ترک کرد. مرکز پاسخگویی به سؤالات دینی به این شبهه پاسخ گفته است که در ادامه می خوانید: قبل از آن که به تحلیل تاریخی این پرسش بپردازیم، باید این نکته را متذکر شویم که از دیدگاه فقهی، این سخن مشهور که امام حسین علیه السلام حج خود را نیمه تمام گذاشت، سخن نادرستی است؛ زیرا امام در روز هشتم ذی حجه یوم الترویه از مکه خارج شد (1).در حالی که اعمال حجّ که با احرام در مکه و وقوف در عرفات شروع می شود از شب نهم ذی حجه آغاز می شود. بنابراین، امام اصولاً وارد اعمال حج نشده بود، تا آن را نیمه تمام گذارد. بله، مسلماً آن حضرت در هنگام ورود به مکه، عمره مفرده انجام داد و چه بسا در طول اقامت چند ماهه خود در مکه و احتمالاً در فاصله های مختلف، اقدام به انجام اعمال عمره کرده بود. اما انجام اعمال عمره مفرده، به معنای ورود در اعمال حج نمی شود. در برخی از روایات تنها از انجام عمره مفرده از سوی حضرت سیدالشهدا(ع) سخن به میان آمده است.(2) گرچه معروف و مشهور است و در برخی کتاب ها مانند الارشاد شیخ مفید آمده که حضرت حج خود را تبدیل به عمره کرد و طواف و سعی انجام داد و از احرام بیرون آمد چون نمی توانست حج خود را تکمیل کند. (3) ولی به نظر بعید می آید که آن حضرت به احرام حج محرم شده باشد چون کسی که می خواهد اعمال حج را انجام دهد علی القاعده روز هشتم یا روز نهم ذی الحجه محرم می شود و جهتی برای محرم شدن زودتر از موعد مقرر نیست. برای تایید این مطلب روایاتی در کافی نقل شده که به برخی از آنها اشاره می کنیم: عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ سُئِلَ عَنْ رَجُلٍ خَرَجَ فِی أَشْهُرِ الْحَجِّ مُعْتَمِراً ثُمَّ رَجَعَ إِلَی بِلَادِهِ قَالَ لَا بَأْسَ وَ إِنْ حَجَّ فِی عَامِهِ ذَلِکَ وَ أَفْرَدَ الْحَجَّ فَلَیْسَ عَلَیْهِ دَمٌ فَإِنَّ الْحُسَیْنَ بْنَ عَلِیٍّ ع خَرَجَ قَبْلَ التَّرْوِیَهِ بِیَوْمٍ إِلَی الْعِرَاقِ وَ قَدْ کَانَ دَخَلَ مُعْتَمِراً .(4) از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمود: امام حسین(ع) قبل از روز هشتم ذی الحجه از مکه خارج شد در حالی که قبلا در ماه حج با احرام عمره، به قصد انجام عمره وارد مکه شده بود و عمره انجام داده بود. از این روایت بر نمی آید که حضرت حج خود را تبدیل به عمره کرده باشد. در روایت دیگر امام صادق(ع) فرمود: قَدِ اعْتَمَرَ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ ع فِی ذِی الْحِجَّهِ ثُمَّ رَاحَ یَوْمَ التَّرْوِیَهِ إِلَی الْعِرَاقِ وَ النَّاسُ یَرُوحُونَ إِلَی مِنًی وَ لَا بَأْسَ بِالْعُمْرَهِ فِی ذِی الْحِجَّهِ لِمَنْ لَا یُرِیدُ الْحَجَّ .(5) امام حسین(ع) در ماه ذی الحجه عمره انجام داد و سپس در روز ترویه (هشتم) به سوی عراق حرکت کرد و کسی که نمی خواهد حج انجام دهد می تواند عمره انجام دهد. بله، مسلماً آن حضرت در هنگام ورود به مکه، عمره مفرده انجام داده و چه بسا در طول اقامت چند ماهه خود در مکه و احتمالاً در فاصله های مختلف، اقدام به انجام اعمال عمره کرده بود. اما انجام اعمال عمره مفرده، به معنای ورود در اعمال حج نیست و شاید وقتی که خبر دار شد که نیروهای مخفی یزید قصد ترور آن حضرت را در حرم دارند، تصمیم گرفت به سوی عراق حرکت کند آن زمان امام حسین(ع) برای انجام یک عمره دیگر محرم شد و آن را تکمیل کرد و از احرام خارج شد و در روز ترویه یعنی هشتم ذی الحجه به سوی عراق از مکه خارج شد. از نقطه نظر تاریخی بالأخره این پرسش باقی است که با وجود آن که یکی از علل انتخاب مکه، داشتن فرصت مناسب برای تبلیغ دیدگاه خود بود؛ چرا در این شرایط زمانی ویژه که اوج حضور حاجیان از سرتاسر نقاط مختلف در مکه، عرفات و منا است و بهترین فرصت تبلیغی برای آن حضرت فراهم آمده است ناگهان مکه را ترک کرد؟ به طور خلاصه می توانیم علل این تصمیم ناگهانی را چنین ذکر کنیم: 1- احتمال خطر جانی از برخی عبارات امام حسین(ع) که در مقابل دیدگاه شخصیت های مختلفی که با بیرون رفتن آن حضرت از مکه و حرکت به سوی کوفه مخالف بودند، ابراز شده چنین بر می آید که امام علیه السلام ماندن بیشتر در مکه را مساوی با بروز خطر جانی برای خود می دانست؛ چنانکه در جواب ابن عباس می فرماید: کشته شدن در مکانی دیگر برای من دوست داشتنی تر از کشته شدن در مکه است (6) نیز به عبداللَّه بن زبیر فرمود: به خداوند سوگند! اگر یک وجب خارج از مکه کشته شوم، برای من دوست داشتنی تر است تا آن که به اندازه یک وجب در داخل مکه کشته شوم. به خداوند سوگند! اگر من به لانه ای از لانه جانوران پناه برم، مرا از آن بیرون خواهند کشید تا آن چه را از من می خواهند، به دست آورند (7) نیز به برادرش محمد حنفیه، به صراحت از قصد ترور یزید در محدوده حرم امن الهی نسبت به جان خود سخن به میان آورد .(8) بالاخره در بعضی از متون به صراحت سخن از این مطلب به میان آمده که یزید، عده ای را همراه با سلاح های فراوان برای ترور امام حسین(ع) در مکه فرستاده بود. (9) 2- شکسته نشدن حرمت حَرَم در ادامه برخی از عبارات پیش گفته، تذکّر این نکته از سوی حضرت سیدالشهدا(ع) وجود داشت که نمی خواهد حرمت حرم امن الهی، با ریخته شدن خون او در آن شکسته شود؛ گرچه در این میان گناه بزرگ از آن قاتلان و جنایتکاران اموی باشد. آن حضرت این مطلب را در برخورد با عبداللَّه بن زبیر و به گونه تعریض آمیز نسبت به او که بعدها در مکه موضع گرفته و لشکریان یزید حرمت حرم را خواهند شکست به صراحت بیان می دارد. ایشان در جواب ابن زبیر می فرماید:. پدرم (علی علیه السلام) برای من نقل کرد که در مکه قوچی است که به وسیله آن حرمت شهر شکسته می شود و من دوست ندارم که مصداق آن قوچ باشم .(10) پی نوشت ها: 1٫ واقعه الطف، ص147 2 . وسائل الشیعه، ج 1، ص 246، کتاب حج، باب 7، ابواب العمره ج 2 و 3٫ 3 – شیخ مفید، الارشاد ج 2 ص 68 . 4و5- الکافی ج: 4 ص :536 6٫ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج 8، ص 159٫ 7٫واقعه الطف، ص 152٫ 8٫سید بن طاووس، لهوف، ص 82٫٫ 9٫همان،ص82٫ 10 . ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج 2، ص 546٫ ...
آیا بعد از فاجعه منا، می توان حج را تعطیل کرد؟
عمره (مستحب) در شرایط و موقعیت کنونی است و در صدد آن نیستیم تا با سفر حج تمتع که بر هر مسلمان دارای توانایی این سفر یک بار در عمر، واجب است، مخالفت نماییم. اما باید در نظر داشته باشیم مبادا، سفر حج عمره، این عمل خیر ما، منجر به تامین هزینه های مالی جریان های انحرافی و تکفیری گردد و از این طریق قلب رسول گرامی اسلام(ص) جریحه دار شود. جای تاسف است که از زمان حکومت آل سعود بر سرزمین وحی، روز
حوادث حج ؟!
شواهد و گزارشات هواشناسی و بخصوص حرکت عادی زائران بیت الله الحرام دلالت بر واقعیاتی غیر از آن داشت .! اما آیا اشتراکات و شباهتهای پیرامون این رخداد با حوادث یازدهم سپتامبر 2001 بسیار عجیب نیست ؟! اینکه این حادثه در همان روز یازدهم سپتامبر و عجیبتر اینکه دقیقا در همان ساعت از روز اتفاقات سال 2001 رخ می دهد ؟! و اینکه آن واقعه در مرکز کفر و کانون مرکزیت غرب یعنی مرکز نیویورک در ایالات متحده
روز سوم"روز سوم محرم بنام روز حضرت رقیه (س) نامگذاری شده است.بهمین مناسبت مطالبی کوتاه در خصوص این ...
کلمه رقیه، در اصل از ارتقاء به معنی صعود به طرف بالا و ترقی است .این نام قبل از اسلام نیز وجود داشته، مثلا نام یکی از دختران هاشم( جد دوم پیامبر اکرم (ص)) رقیه(ع) بوده است، که عمه پدر رسول خدا (ص) رقیه می شود. نخستین کسی که در اسلام، این نام را داشت، یکی از دختران رسول خدا(ص) از حضرت خدیجه(ع) است. پس از آن، یکی از دختران امیر المومنین علی(ع) نیز رقیه(ع) نام داشت، که به همسری حضرت مسلم بن عقیل (ع) درآمد . در میان دختران امامان دیگر نیز چند نفر این نام را داشتند، از جمله یکی از دختران امام حسن مجتبی(ع) و دو نفر از دختران امام موسی کاظم(ع) که به رقیه و رقیه صغری خوانده می شوند . اکثر محدثان دو دختر به نامهای سکینه و فاطمه برای امام حسین(ع) ذکر کرده اند؛ اما علامه ابن شهر آشوب، و محمد بن جریر طبری شیعی، سه دختر به نامهای سکینه، فاطمه و زینب (ع) را برای آن حضرت بر شمرده اند.در میان محدثان قدیم، تنها علی بن عیسی اربلی- صاحب کتاب کشف الغمه ( که این کتاب را درسال 687 ه.ق تالیف کرده است )- به نقل از کمال الدین گفته است که امام حسین(ع) شش پسر و چهار دختر داشت؛ ولی او نیز هنگام شمارش دخترها، سه نفر به نامهای زینب، سکینه وفاطمه را نام می برد و از چهارمی ذکری به میان نمی آورد .احتمال دارد که چهارمین دختر، همین رقیه(ع)بوده باشد . علامه حائری در کتاب معالی السبطین می نویسد: بعضی مانند محمد بن طلحه شافعی و دیگران از علمای اهل تسنن و شیعه می نویسد: امام حسین(ع) دارای ده فرزند، شش پسر ، و چهار دختر بوده است. سپس می نویسد: دختران او عبارتنداز : سکینه، فاطمه، صغری، فاطمه کبری، و رقیه علیهن السلام . سوالی که در ذهن بسیاری مطرح میشود این است که آیا نبودن نام حضرت رقیه (ع) در میان فرزندان امام حسین (ع) در کتابها و متون قدیم- مانند : ارشاد مفید، اعلام الوری، کشف الغمه و دلائل الامامه طبری – بر نبودن چنین دختری برای امام حسین(ع) دلالت ندارد؟ در پاسخ میتوان چنین گفت که اولاً: درآن عصر، به دلیل اندک بودن امکانات نگارش از یک سو، تعدد فرزندان امامان (ع) از سوی دیگر، وسانسور و اختناق حکومت بنی امیه که سیره نویسان را در کنترل خود داشتند ازسوی سوم، و بالاخره عدم اهتمام به ضبط و ثبت همه امور و جزئیات تاریخ زندگی امامان (ع) موجب شده که بسیاری از ماجراهای زندگی آنان در پشت پرده خفا باقی بماند؛ بنابراین ذکر نکردن آنها دلیل بر نبود آنها نخواهد شد. ثانیاً: گاهی بر اثر همنام بودن، وجود نام رقیه(ع) در یک خاندان موجب اشتباه در تاریخ شده و همین مطلب، امر را بر تاریخ نویسان اندک آن عصر، با امکانات محدودی که داشتند، مشکل می نموده است. همچنین گاهی بعضی از دختران دو نام داشتند؛ مثلا طبق قرائنی که خاطر نشان می شود به احتمال قوی همین حضرت رقیه (ع) را فاطمه صغیره می خواندند، و شاید همین موضوع، باعث غفلت از نام اصلی او شده باشد . بعضی از علمای بزرگ ، از حضرت رقیه (ع) به عنوان دختر امام حسین (ع) یا دکرده اند و شهادت جانسوز او را در خرابه شام شرح داده اند . پس باید نتیجه گرفت که باید کتابها و دلایلی در دسترسی آنها بوده باشد که بر اساس آن، از حضرت رقیه(ع) سخن به میان آورده اند؛ کتابهایی که در دسترس دیگران نبوده است، و در دسترس ما نیز نیست . بنابراین ذکر نشدن نام حضرت رقیه(ع) در کتب حدیث قدیم هرگز دلیل نبودن چنین دختری برای امام حسین (ع) نخواهد بود، چنانکه عدم ثبت بسیاری از جزئیات ماجرای عاشورا و حوادث کربلا و پس از کربلا در مورد اسیران، در کتابهای مربوطه، دلیل آن نمی شود که بیش از آنچه درباره کربلا و حوادث اسارت آن نوشته شده وجود نداشته است. هر چند فلسفه قیام عاشورا و هدف حضرت امام حسین(ع) را نباید با اینگونه شبهاتی تحت تاثیر قرار داد.چرا که صحت وسقم وجود برخی از افرادی که در حادثه عاشورا مورد اختلاف نظر است، کوچکترین تاثیری بر اصل محتوای قیام امام حسین(ع) نخواهد داشت.وشاید برخی از معاندان و مغرضان برای ایجاد تفرقه و کمرنگ کردن اهداف قیام عاشورا،به چنین مسایلی دامن زده اند. وقایع مهمی که در روز سوم محرم سال 60 هجری روی داده است –اعزام لشکر عمر بن سعد به سوی کربلا، – خریداری اراضی کربلا توسط امام حسین علیه السلام ، –نامه عمر بن سعد، –نامه عبیدالله بن زیاد به عمر بن سعد، – عبیدالله در نخیله. **اعزام لشکر عمر بن سعد به سوی کربلا عمر بن سعد یک روز بعد از ورود امام حسین علیه السلام به کربلا یعنی روز سوم محرم با چهارهزار سپاهی از اهل کوفه وارد کربلا شد. بعضی از تاریخ نویسان نوشته اند که بنوزهره که قبیله عمر بن سعد بودند نزد او آمدند و گفتند تو را به خدا سوگند میدهیم از این کار درگذر و تو داوطلب جنگ با حسین مشو زیرا این باعث دشمنی میان ما و بنی هاشم میگردد عمر بن سعد نزد عبیدالله بن زیاد رفت و استعفا کرد، ولی عبیدالله استعفای او را نپذیرفت و او تسلیم شد. **خریداری اراضی کربلا توسط امام حسین علیه السلام: از وقایعی که در روز سوم ذکر شده است این است که امام علیه السلام قسمتی از زمین کربلا را که قبرش در آن واقع شده است، از اهل نینوا و غاضریه به شصت هزار درهم خریداری کرد و با آنها شرط کرد که مردم را برای زیارت قبرش راهنمایی نموده و زوار او را تا سه روز مهمانی نمایند. هنگامی که عمر بن سعد به کربلا وارد شد، عزرة بن قیس احمسی را نزد امام حسین علیه السلام فرستاد تا از امام سؤال کند برای چه به این مکان آمده است و چه قصدی دارد؟ چون عزره از جمله کسانی بود که به امام نامه نوشته و او را به کوفه دعوت کرده بود از رفتن به نزد آن حضرت شرم کرد. پس عمر بن سعد از اشراف کوفه که به امام نامه نوشته و او را دعوت به کوفه کرده بودند خواست که این کار را انجام دهند. تمامی آنها از رفتن به خدمت امام حسین علیه السلام خودداری کردند. ولی شخصی به نام کثیر بن عبدالله شعبی که مرد گستاخی بود برخاست و گفت: من به نزد حسین رفته و اگر بخواهی او را میکشم . عمر بن سعد گفت: چنین تصمیمی را فعلا ندارم، ولی به نزد او برو و از او سؤال کن به چه منظوری به اینجا آمده است؟ کثیر بن عبداله به طرف امام حسین علیه السلام رفت، ابوثمامه صائدی که از یاران امام حسین علیه السلام بود چون کثیر بن عبدالله را مشاهده کرد به امام عرض کرد: این شخص که میآید بدترین مردم روی زمین است، پس ابوثمامه راه را بر کثیر بن عبدالله گرفت و گفت: شمشیر خود را بگذار و نزد حسین برو! کثیر گفت: به خدا سوگند که چنین نکنم! من رسول هستم، اگر بگذارید، پیام خود را میرسانم در غیر این صورت برمیگردم. ابوثمامه گفت: من دستم را روی شمشیرت میگذارم تو پیامت را ابلاغ کن. کثیر بن عبدالله گفت: به خدا سوگند هرگز نمیگذارم چنین کاری کنی. ابوثمامه گفت: پیامت را به من بازگو تا من آن را به امام برسانم، زیرا تو مرد زشت کاری هستی و من نمیگذارم به نزد امام بروی. پس ازاین مشاجره و نزاع کثیر بن عبدالله بدون ملاقات بازگشت و جریان را به عمر بن سعد اطلاع داد. عمر بن سعد شخصی به نام قرة بن قیس حنظلی را به نزد خود فرا خواند و گفت: ای قره حسین را ملاقات کن و از علت آمدنش به این سزمین جویا شو. قرة بن قیس به طرف امام حرکت کرد، امام حسین علیه السلام به اصحاب خود فرمود: آیا این مرد را میشناسید؟ حبیب بن مظاهر عرض کرد: آری! این مرد، تمیمی است و من او را به حسن رأی میشناختم و گمان نمکردم او را در این صحنه و موقعیت مشاهده نمایم. آنگاه قرة بن قیس آمد و بر امام سلام کرد و رسالت خود را ابلاغ کرد، امام حسین علیه السلام فرمود مردم شهر شما به من نامه نوشتند و مرا دعوت کرده اند و اگر از آمدن من ناخشنودید باز خواهم گشت، قرة چون خواست برگردد حبیب بن مظاهر به او گفت: ای قرة وای بر تو چرا به سوی ستمکاران باز میگردی؟ این مرد را یاری کن که بوسیله پدرانش به راه راست هدایت یافتی. قرة گفت: من پاسخ این رسالت را به عمر بن سعد برسانم، سپس در این امر اندیشه خواهم کرد. پس به نزد عمر بن سعد بازگشت و او را از جریان باخبر ساخت. **نامه عمر بن سعد به عبیدالله بن زیاد: حسان فائد میگوید: من نزد عبیدالله بن زیاد بودم که نامه عمر بن سعد را آوردند و در آن نامه چنین آمده بود: چون من با سپاهیانم در برابر حسین و یارانش پیاده شدم قاصد ی نزد او فرستادم و از علت آمدنش جویا شدم، او در جواب گفت: اهالی این شهر برای من نامه نوشته و نمایندگان خود را نزد من فرستاده و از من دعوت کرده اند، اگر آمدنم را خوش نمیدارید باز خواهم گشت. عبیدالله چون نامه عمر بن سعد را خواند گفت: اکنون که در چنگ ما گرفتار شده امید نجات دارد ولی حالا وقت فرار نیست. **نامه عبیدالله بن زیاد به عمر بن سعد: عبیدالله به عمر بن سعد نوشت: نامه تو رسید و از مضمون آن اطلاع یافتم از حسین بن علی بخواه تا او و تمام یارانش با یزید بیعت کنند اگر چنین کرد ما نظر خود را خواهیم نوشت. چون نامه به دست عمر بن سعد رسید گفت: میپندارم که عبیدالله بن زیاد خواهان عافیت و صلح نیست. عمر بن سعد نامه عبیدالله بن زیاد را به اطلاع امام نرسانید زیرا میدانست که آن حضرت با یزید هرگز بیعت نخواهد کرد. عبیدالله بن زیاد پس از اعزام عمر بن سعد به کربلا اندیشه سپاه انبوهی را در ذهن میپرورانید. **عبیدالله بن زیاد در نخیله: عبیدالله شخصا از کوفه به طرف نخیله حرکت کرد و کسی را نزد حصین به تمیم که با قادسیه رفته بود فرستاد و او به همراه چهارهزار نفر که با او بودند به نخیله آمده سپس کثیر بن شهاب حارثی و محمد بن اشعث و قعقاع بن سوید و اسماء بن خارجه را طلب کرد و گفت: در شهر گردش کنید و مردم را از اطاعت و فرمانبرداری از یزید و من فرمان دهید و آنان را از نافرمای و برپا کردن فتنه برحذر دارید و آنان را به لشکرگاه فرا خوانید. پس آن چهار نفر طبق دستور عمل کردند و سه نفر از آنها به نخیله نزد عبیدالله بن زیاد بازگشتند و کثیر بن شهاب در کوفه ماند و در میان کوچه ها و گذرگاه ها میگذشت و مردم را به پیوستن به شکر عبیدالله بن زیاد تشویق میکرد و آنان را از یاری امام حسین علیه السلام بر حذر میداشت. عبیدالله گروهی سواره را بین خود و عمر بن سعد قرار داد که هنگام نیاز از وجود آنها استفاده شود و در هنگامی که او در لشکرگاه نخیله بود شخصی به نام عمار بن ابی سلامه تصمیم گرفت که او را ترور کند، ولی موفق نشد به طرف کربلا حرکت کرد و به امام ملحق گردید و شهید شد. منابع وماخذ: -ارشاد، شیخ مفید، ج2- - مستدرک الوسایل، ج14، -مجمع البحرین، ج5 -تاریخ طبری، ج5 - بحار الانوار ج15 - سرگذشت جانسوز حضرت رقیه(ع) گردآوری وتنظیم: مجید کریمی ...
از سپتامبر 2001 تا سپتامبر 2015
مسجدالحرام ؟! بسیاری این حادثه را تصادفی خواندند اگر چه شواهد و واقعیتها بیانگر حکایت دیگری بود ، چرا که بعنوان مثال بروز باد شدید و طوفان را عامل حادثه اعلام نمودند در حالیکه شواهد و گزارشات هواشناسی و بخصوص حرکت عادی زائران بیت الله الحرام دلالت بر واقعیاتی غیر از آن داشت .! اما آیا اشتراکات و شباهتهای پیرامون این رخداد با حوادث یازدهم سپتامبر 2001 بسیار عجیب نیست ؟! اینکه این حادثه در همان روز
جنایت و فاجعه ای با این وسعت و درخواست مجازات مسببان(1نظر)
رضا سلطان زاده مدیر مسئول هفته نامه آیینه یزد مادران و پدرانی چشم انتظار و نگران نور چشمان خویش بودند. فرزندانی در اضطراب و ناراحتی که آیا هنگام رمی جمرات مادران و پدرانشان در حادثه شدیداً تاسف بار منا در چه وضعیتی به سر می برند. عروس و دامادهایی که مدتها خود و خانواده هایشان احساس خوشحالی می کردند که به مکه مشرف می شوند اعمال حج را به جا می آورند ماه عسل را در جوار کعبه معظمه و مدینه منوره می گذرانند و زندگی شیرین و با دوامی را بعد از بازگشت به شهر و دیارشان سپری می کنند اما در روز عید قربان تمام اقوام و بستگان آنها با دیدن صحنه هایی شدیداً ترسناک و دلهره آور که اندام هر انسانی را از هر قوم و دین و آئین به لرزه در می آورد نگران بودند که عروس و دامادشان به چه سرنوشتی دچار شده اند؟ مردم کشورهای مختلف همه گوش به زنگ و در پی کسب خبر از راه های گوناگون بودند که بر آشنایان و دوستان و همسایگان و فامیل آنها چه گذشته است؟ مردم از روحانی محله، خدمه کاروان، مجری صدا و سیما، گوینده رادیو، مغازه دار کوچه و خیابان، کارگر کارخانه، سر دسته هیات و سینه زن محل، مدیر اداره و سازمان محل کار، خطیب ساکن در کوچه، استاد، معلم و مدرس دانشگاه، حافظ و قاری ممتاز قرآن، رفیق صمیمی و همکار ، دانشجوی همکلاسی و دوست همراه و همگام دانشگاهی و... سراغ می گرفتند، با تلفن و یا حضوری و یا با پیغام دادن، از این و آن می پرسیدند آیا خبری دارید، چه بر سر آنها آمده است؟ چه سخت است بر مسلمانان این مرزوبوم که هنوز داغ بیش از یک هزار شهید و مجروح سال 1366 مکه را در سینه ها دارند و بتوانند بنا بر اعلام خبرگزاری ها تا این تاریخ، شهادت یا مفقود شدن حدود 480 نفر از هموطنان خود را تحمل کنند که بار سفر برای زیارت حرمین شریفین بسته بودند و با هزار امید به آینده می خواستند با حج مقبول و درخواست رحمت از پروردگار متعال از آن مکان مقدس به دیار خود باز گردند و به زندگی خویش ادامه دهند؟ پروردگارا این چه فاجعه ای است که در اثر ناتوانی و سوء مدیریت اداره کنندگان سرزمین وحی به وقوع پیوسته است مگر نباید پاسخگو باشند؟ چرا به پرسش ها و ابهامات جواب نمی دهند؟ اگر اخبار بعضی از خبرگزاری ها درست باشد که راه را به خاطر عبور محمد پسر ملک سلمان و جانشین ولیعهد عربستان بسته باشند یا زائران کشورهای آفریقایی را مسئول فاجعه دردناک و کشته شدن بیش از دو هزار حاجی در منا بدانند یا اختلافات داخلی شاهزادگان باعث بی توجهی مدیریت آن شهر و سرزمین مقدس شده است که در نهایت منجر به جنایت بزرگ در روز عید قربان گردیده یا خستگی حجاج و گرمی هوا و هر موضوع دیگری را بخواهند دلیل این فاجعه بدانند، بر بی کفایتی و ناتوانی اداره کنندگان مراسم در آن سرزمین سرپوش نمی گذارد چه دردآور است که بعد از این پیش آمد بسیار تاسف بار و ناگوار که قلب مسلمانان در سراسر جهان را جریحه دار نموده است افرادی مسئولیت فاجعه ای با این وسعت را به گردن دیگر زائران بیندازند. یا وزیر بهداشت عربستان ازدحام جمعیت و پای بند نبودن حجاج به دستورات داده شده را باعث بروز این فاجعه یا دیگری این جنایت را منتسب به قضا و قدر بداند؟ ناگوارتر این که بعضی از خبرگزاری های عربی و غربی که با دلارهای بادآورده نفتی و درآمدهای حاصل از محل سفر زائران به مکه و مدینه تغذیه می شوند، مرتب در پی برنامه ریزی و مصاحبه با این و آن و تبرئه حاکمان عربستان می باشند. آیت ا... لطف ا... صافی گلپایگانی اظهار می دارد: بی شک وقوع چنین حوادث دردناکی، تکلیف را برای امّت اسلامی زیادتر نموده که باید با تدبیر و مدیریت صحیح و هماهنگی کامل از تکرار چنین وقایع ناگواری جلوگیری نموده و راه را برای انجام مناسک حج در خانه امن الهی که قبله مسلمانان و کعبه آمال چند میلیارد مسلمان می باشد فراهم نمایند. 1 آیت ا... عبدا... جوادی آملی از مراجع تقلید در پیامی به مناسبت حادثه منا ضمن عرض تسلیت به خانواده های جان باختگان این رخداد تلخ را نتیجه بی تدبیری و سوء مدیریت مسئولان عربستانی می داند و می نویسد: سانحه سنگین و رنج بار سرزمین وحی را به محضر حضرت بقیه ا... ارواحنا فداه، تسلیت عرض نموده و غفران الهی را برای ضیوف الرحمانی که رحلت نموده اند مسالت می نماییم. آنچه بر اندوهباری این رخداد تلخ و سوگ اسفبار می افزاید، بی تدبیری و سوء مدیریت مسوولان سرزمین وحی است؛ اینان که نان قداست آن بلد امین را به بهای نا امنی می خورند، نه پاسخی درپیشگاه صاحب آن سرزمین یعنی خدای سبحان دارند و نه جوابی در برابر مسلمانان جهان بویژه خانواده های معزز جانباختگان. اگر سازمان های حقوق بشر تحت اسارت استکبار جهانی نبودند فریاد حق طلبانه آن نهاد، هم اکنون به گوش می رسید و اگر جوامع بین الملل از نفوذ استثمار آزاد بودند، هم اکنون مسئولان بی تدبیر عربستان را به محاکمه فرا می خواندند؛ تنها چاره صیانت از حقوق مردم، بیداری خود آنهاست. 2 دادستان کل کشور ضمن محکومیت حادثه منا تصریح می کند: این مساله به عنوان یک بی کفایتی یا بی تدبیری نباید مطرح باشد، بلکه به عنوان یک جنایت علیه زائران و مهمانانی است که حکومت سعودی موظف بود جان و سلامت آن ها را تضمین کند. وی گفت: مهمانان در هر کشوری طبق میثاق های بین المللی باید در بلد امن باشند، مکه و مدینه ارتباط به یک جریان خاصی ندارد و متعلق به همه مسلمانان عالم است، خصوصا در مناسک حج این مساله بیشتر خود را نشان می دهد. در ایام زیارتی امام رضا (ع) و یا ایام عید طبق آمار رسیده بیش از 10 میلیون زائر به مشهد مقدس سفر می کنند و هیچ حادثه ای اتفاق نمی افتد. دادستان کل کشور عنوان کرد: بستن راه بر مردم به دلیل عبور یکی از مقامات سعودی (وزیر دفاع) کاملا قابل بررسی است. به عنوان دادستانی از دولت و دادستان عربستان می خواهیم فقط مامورین دم دستی را مورد محاکمه قرار ندهند، بلکه جرمی را که دولتمردان عربستان در این خصوص مرتکب شده اند را مورد رسیدگی و محاکمه قرار دهند. وی تصریح کرد: به عنوان دادستانی از دادگاه های بین المللی خواهیم خواست که این جنایت آل سعود مورد رسیدگی قرار گیرد و اگر دولت عربستان به این قضیه رسیدگی نکند، کارآمدی و مدیریت آل سعود را زیر سئوال برده است. رئیسی همچنین گفت: برای همه مسلمانان روشن شده که دولت عربستان حادثه مسجدالحرام و سقوط جرثقیل را که منجر به شهادت صدها نفر شده، توجیه کرد، اما حادثه دوم قطعا عمدی بوده است. بستن راه در هجوم جمعیت به خاطر عبور شاهزاده از احتمال وقوع یک حادثه خبر می داده است و حادثه منا کاملا قابل پیش بینی و پیشگیری بوده است. دادستان کل کشور در پایان تاکید کرد: باید این مساله را با دادستان های کشورهای اسلامی رایزنی کنیم و با یک نگاه مشترک به لحاظ حقوق بین المللی این قضیه کاملا قابل رسیدگی است... 3 آرزوی مردم مومن و صبور این است که فقیهان، دانشمندان، خطبا، صاحبان تریبون های رسمی نمایندگان مجلس شورای اسلامی، فعالان سیاسی از هر دسته و انجمن و حزب، مقامات قضایی، مسئولان وزارت امور خارجه و کلیه دولتمردان عمق فاجعه قربانگاه سال 1394 مکه را نه تنها زنده نگهدارند بلکه با تدبیر در مجامع مختلف و در اجلاس های جهانی که با حضور اندیشمندان اسلامی برگزار می گردد درخواست نمایند چاره ا ی بیندیشند که مسئولان این فاجعه و جنایت از هر قوم و قبیله و خاندان و دسته و گروهی هستند به مردم جهان شناسانده و قانونی و شرعی محاکمه و مجازات شوند. تنها تبریک گفتن در مرگ یک حاکم و پادشاه و شعار مرگ بر آل سعود و نظایر آن چاره ساز نیست، نباید کم کم مساله ای با این ابعاد وسیع و فاجعه آمیز فراموش گردد مگر آن که مسئولیت را به عهده بگیرند و عذرخواهی کنند و مدیران ذی ربط با شرکت در جوامع اسلامی و بین المللی در این زمینه پیگیری های لازم را بنمایند. همگان در نظر مجسم نمایند زنانی که در فرودگاه جسد همسرانشان را تحویل می گیرند، حالت پدران و مادرانی که پای هواپیما فرزندان کفن کرده خود را در آغوش می کشند، وضعیت روحی افراد که در این فاجعه اقوام، بستگان، همسایگان و دوستان خود را از دست داده و مردم محله و شهری که با چاپ اطلاعیه و نصب پارچه و بنر و اظهار تسلیت به یاران و آشنایان به استقبال کشته شدگان هم شهری خود آمده اند که غریبانه در روز عید قربان به علت ناتوانی و سهل انگاری عده ای که بر سرزمین مقدس مکه و مدینه مسلط بودند، جان به جان آفرین تسلیم کرده اند. چهره های مجروحان و زخمی هایی که در جاده های منا بی یار و یاور ساعت ها افتاده بودند و ماموران حاضر در آن منطقه به امدادگران اجازه نمی دادند حتی آب به آنها بدهند تا حداقل تشنگی آنها رفع گردد. خبرنگاری گزارش می دهد پیکر یکی از ایرانیانی که از ساعت 10 صبح میان کشته شدگان افتاده بود ساعت 4 بعدازظهر بر اثر پاشیدن آب توسط آب پاش که به صورت او پاشیده شده بود به هوش آمد و توانست خود را از میان جنازه ها بیرون بکشد و به مقر ایرانی ها برساند.!! 4 تلاش دکتر حسن روحانی و دولت یازدهم و دیگر روسای قوا و مسئولان نهادها و سازمان ها برای روشن شدن ابعاد این جنایت و فاجعه عظیم تا حدی می تواند مرهمی بر آلام مردم ایران زمین باشد. شجاعت و شهامت و پایداری ایثارگران و آزادگان و جانبازان و معلولانی که در اثر بی توجهی حاکمان بر مکه و منا همراه با گروه کثیری از زائران ایرانی و دیگر کشورها در سال 1394 مظلومانه در آن سرزمین مقدس به دیار معبود شتافتند در ذهن و خاطره این امت و تاریخ مملکت باقی خواهد ماند. چون این صحنه های تلخ و رنج آور بنا نیست از ذهن و یاد و خاطره ملت مسلمان، زدوده شود. به راستی باید مسوولان در مراجع بین المللی رنج نامه ملت های مسلمان به ویژه مردم شریف ایران را با جدیت اعلام کنند نه به صورت یک موج که پس از مدتی فروکش کند و از یادها برود بلکه به صورت یک جریان پایدار و دایمی آن هم نه با شعار و تظاهر که با استناد به موارد متقن و شواهد محکم و استدلال محکمه پسند تا اداره کنندگان حرمین شریفین در محاکم قضایی جهان برای داوری خوانده شوند و مقصرین به مردم ومسلمانان جهان معرفی گردند و به سزای اعمال خود برسند. هفته نامه آیینه یزد در نهایت تاسف و تاثر این ضایعه دردناک و اندوهبار که منجر به کشته شدن بیش از چهار هزار نفر از حجاج شده است را به تمامی ملت های مسلمان به ویژه مردم شریف ایران تسلیت می گوید و از درگاه خداوند رحمان برای قربانیان منا همجواری با انبیاء و اولیای الهی را مسالت می نماید و برای بازماندگان و بستگان همه جان باختگان از پیشگاه حضرت احدیت صبر و شکیبایی تمنا دارد. مدیر مسئول پی نوشت ها: 1- خبرگزاری ایسنا، 4/7/94 2- روزنامه جمهوری اسلامی، 4/7/94 3- روزنامه ایران، 4/7/94 4- روزنامه جمهوری اسلامی، 4/7/ ...
ضرورت و اهمیت عزاداری برای امام حسین(ع)
بحث عزاداری به چشم می خورد که آن را امری مستحب و پرفضیلت بر شمرده و برای آن اهمیت فراوانی قائل شده است. در اینجا برخی روایات را می آوریم که در چهارچوب عزاداری و گریستن آمده است: 1٫ پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) به حضرت زهرا(علیهاالسلام) فرمود: در روز قیامت هر چشمی گریان است مگر آن چشمی که بر حسین گریسته. چنین فردی همیشه خندان خواهد بود و به نعمت های بهشتی بشارت داده می شود. 2
چهارم محرم"در روز چهارم محرم،ابن زیاد مردم کوفه را در مسجد جمع کرد و سخنرانی نمود و ضمن آن مردم را برای ...
در روز چهارم محرم،ابن زیاد مردم کوفه را در مسجد جمع کرد و سخنرانی نمود و ضمن آن مردم را برای شرکت در جنگ با امام حسین علیه السلام تشویق و ترغیب نمود. عبیداللّه به منبر رفت و گفت: ای مردم! شما آل ابی سفیان را آزمودید و آنها را چنان که می خواستید، یافتید! و یزید را می شناسید که دارای سیره و طریقه ای نیکو است! و به زیر دستان احسان می کند! و عطایای او بجاست! و پدرش نیز چنین بود! و اینک یزید دستور داده است که بهره شما را از عطایا بیشتر کنم و پولی را نزد من فرستاده است که در میان شما قسمت نموده و شما را به جنگ با دشمنش حسین بفرستم! این سخن را به گوش جان بشنوید و اطاعت کنید.وی برای مردم شام نیز عطایائی مقرر کرد و دستور داد تا در تمام شهر ندا کنند که مردم برای حرکت آماده باشند، و خود و همراهانش به سوی نخیله حرکت کرد و حصین بن نمیر و حجار بن ابجر و شبث بن ربعی و شمر بن ذی الجوشن را به کربلا گسیل داشت تا عمربن سعد را در جنگ با حسین کمک نمایند. برخی از مورخین تعداد افرادی که به سپاه عمر بن سعد پیوستند را در 4گروه ذکر کرده اند که شامل: شمر بن ذی الجوشن با چهار هزار نفر؛ یزید بن رکاب کلبی با دو هزار نفر؛ حصین بن نمیر با چهار هزار نفر؛ و مضایر بن رهینه مازنی با سه هزار نفر؛ این نیروها تا روز عاشورا در سپاه عمر بن سعد حضور داشته اند.در برخی از اسناد تاریخی هم تعداد لشکریانی که به عمربن سعد ملحق شدند را بیست هزار نفر ذکر کرده اند. حر بن یزید ریاحی آزاد مرد کربلا حر بن یزید بن ناجیه ریاحی، جد او، عتاب ، ندیم نعمان بن منذر ( پادشاه حیره ) و پسر عمویش، احوص، شاعر و از اصحاب رسول خدا بود.حر از سران کوفه بشمار میرفت. عبید ا...ابن زیاد او رابرای رویارویی با امام حسین علیه السلام فرا خواند و با هزار سوار به سوی کاروان او فرستاد. حر اولین کسی بود که راه را بر امام علیه السلام بست و از ورود او به کوفه یا بازگشتش به مدینه جلوگیری نمود. حر علی رغم این که برای رویارویی با امام آمده بود، رفتارش خالی از ادب نبود و هنگامی که دید عمر بن سعد برای جنگ با امام حسین علیه السلام مصمم است، به کاروان حسینی ملحق شد، توبه کرد و در سپاه امام جنگید تا به شهادت رسید. در تاریخ آمده است: حر به امام حسین علیه السلام گفت: هنگامی که عبیدالله بن زیاد مرا به سوی شما روانه ساخت و از قصر بیرون آمدم، از پشت سرم صدایی شنیدم که می گفت: ای حر! شاد باش که به خیر رو می آوری. وقتی پشت سرم را نگاه کردم، کسی را ندیدم. با خود گفتم من به پیکار حسین علیه السلام می روم و این چه بشارتی است؟! هرگز تصور نمی کردم که سرانجام از شما پیروی خواهم کرد. (ابصار العین، صفحات 115 و 116) بعد از توقفگاه عقبه ، کاروان امام حسین یکسره تا منزل شراف رفت. هنگام سحر، امام به جوانان فرمان داد آب فراوان با خود بردارند و به راه بیفتند. نیمه های روز، همچنان که راه می رفتند، یکی از همراهان امام گفت: الله اکبر امام حسین علیه السلام فرمود: چرا تکبیر گفتی؟ عرض کرد: نخلستان دیدم. گروهی از اصحاب گفتند: به خدا سوگند، ما هرگز در این سرزمین، درخت خرما ندیده ایم. امام فرمود: پس چه می بینید؟ گفتند: به خدا سوگند آنچه می بینیم، تعداد زیادی اسب است. فرمود: به خدا من نیز همان را می بینم. آن گاه فرمود: اینجا پناهگاهی نداریم که به آن پناه ببریم؟ برخی از اصحاب گفتند: بله، داریم. توقفگاه ذوحسم سمت چپ ماست. اگر به آن جا برویم، تپه ای است که می توان از یک سو با این لشگر مواجه شد. امام به راه افتاد و اصحابش نیز به دنبالش به سوی ذوحسم رفتند. چیزی نگذشت که گردن اسبان نیز از دور پیدا شد. لشگریان ابن زیاد، چون دیدند کاروان امام حسین علیه السلام، راه خود را کج کرده است، آنان نیز راه خود را کج کردند و برای تصرف ذوحسم شتاب کردند اما کاروان امام زودتر به انجا رسید و آن را تصرف کرد. عصر شده بود و امام حسین علیه السلام و لشگر حر در راه کربلا در برابر هم قرار گرفته بودند. امام به سپاهش فرمود آماده رفتن شوند، آن گاه به منادی خود فرمود برای نماز عصر اذان بگوید. پس از نماز، امام حسین علیه السلام رو به لشگریان حر کرد و پس از حمد و ثنای خدا فرمود: اگر از خدا بترسید و حق را برای اهل آن بدانید، خداوند خشنود خواهد شد. ما خاندان محمد صلی الله علیه و آله هستیم و از اینها به فرمانروایی بر شما سزاوارتریم. اینها مدعی چیزی هستند که به ایشان تعلق ندارد و به زور و ستم در میان شما رفتار می کنند. اگر فرمانروایی ما را خوش ندارید و می خواهید درباره حق ما نادان بمانید و نظرتان چیزی غیر از آن است که در نامه هایتان به من نوشتید و فرستادگان شما به من گفتند، اکنون باز می گردم. حرّ گفت: به خدا سوگند، من نمی دانم این فرستادگان و این نامه ها که می گویی چیست؟ امام به یکی از یارانش فرمود: ای عقبة بن سمعان! آن دو خورجین را که نامه های ایشان در آن است بیرون بیاور. عقبه نامه ها را آورد و جلوی امام خالی کرد. حر گفت: ما از آن کسان نیستیم که این نامه ها را به تو نوشته اند. ما فقط دستور داریم که از وقتی تو را دیدیم، از تو جدا نشویم تا به کوفه نزد عبیدالله بن زیاد ببریم. امام حسین فرمود: این آرزویی بیش نیست و محال است من با تو نزد عبیدالله بروم. امام حسین علیه السلام پس از آن که نماز عصر را در ذوحسَمَ به جا آورد و با لشگریان حرّ احتجاج نمود، به اصحاب خود دستور داد: به سوی مدینه باز گردید. اما لشگر حر از بازگشت آنان جلوگیری کرد. حسین علیه السلام به حر فرمود: مادرت به عزایت بنشیند! از ما چه می خواهی؟ حرّ گفت: غیر از شما، هر کس از تبار عرب بود و چنین می گفت، من نیز می گفتم مادرش به عزایش بنشیند، ولی به خدا نمی توانم نام مادر تو را جز به نیکی ببرم. امام حسین فرمود: از من چه می خواهی؟ گفت: می خواهم شما را نزد امیر عبیدالله بن زیاد ببرم. فرمود: به خدا من همراه تو نخواهم آمد. حرّ گفت: من نیز به خدا سوگند، دست از تو بر نخواهم داشت. این سخنان سه بار میان امام و حرّ رد و بدل شد و سرانجام حر گفت: من دستور جنگ با شما را ندارم. اما دستور دارم از شما جدا نشوم تا با من به کوفه بیایید. اکنون که از آمدن به کوفه خودداری می کنید، پس راهی را در پیش بگیرید که نه به کوفه برود و نه به مدینه؛ و نه حرف من باشد، نه حرف شما؛ تا در این باره نامه ای به عبیدالله بنویسم. شاید خدا راهی پیش آرد که سلامت دین من در آن باشد و درباره ی شما مرتکب گناهی نشوم. اینجا بود که امام علیه السلام از راه قادسیه (که به کوفه می رفت) به سمت چپ حرکت کرد و حر و همراهانش نیز به دنبال او به راه افتادند. امام حسین علیه السلام پس از رویارویی با حرّ و لشگریانش و اصرار حر بر رفتن امام به کوفه نزد عبیدالله بن زیاد و اصرار سرسختانه امام بر بازگشت به مدینه، تصمیم گرفت راه سومی را پیش گیرد. بنابراین حرکت کرد و حر و لشگریانش نیز در پی او به راه افتاد. حرّ پیوسته به امام علیه السلام می گفت: ای حسین! به خدا سوگند اگر جنگ کنی، کشته خواهی شد! امام حسین می فرمود: مرا از مرگ می ترسانی؟ آیا گمان می کنید اگر مرا بکشید، کارهای شما رو به راه و خاطرتان آسوده خواهد شد؟ اشتباه می کنید! من در پاسخ شما همان چیزی را می گویم که برادر اوس به پسر عمویش گفت. آن هنگام که اوس می خواست به یاری رسول خدا برود و پسر عمویش او را می ترساند و می گفت: کجا می روی؟ کشته خواهی شد. اوس در پاسخش سه بیت شعر خواند: من می روم و مرگ برای جوان ننگ نیست، آن هنگام که نیتش حق باشد و در حال ایمان به اسلام بجنگد. و در راه مردان صالح و شایسته جانبازی کند و از نابودشدگان در دین جدا گشته، به گنهکاری پشت کند. پس در این صورت اگر زنده ماندم، پشیمان نیستم و اگر مردم، بابت تو که زنده خواهی ماند و بینی ات به خاک مالیده خواهد شد، سرزنشی بر من نیست. حر بن یزید با شنیدن این حرف ها دانست که امام حسین تن به کشته شدن داده ولی تن به خواری و تسلیم شدن به ابن زیاد نداده است. از این رو خودش را کنار می کشید و با همراهان خود می رفت تا اینکه حسین علیه السلام به منزل عذیب الهجانات رسید. حر بن یزید ریاحی هنگامی که دید سپاه کوفه در جنگ با حسین علیه السلام مصمم است، به عمر بن سعد گفت: آیا با حسین جنگ خواهی کرد؟ عمر پاسخ داد: آری، به خدا سوگند جنگی کنم که آسان ترین اتفاقش افتادن سرها و بریده شدن دست ها باشد. حر گفت: آیا پیشنهادش راضی تان نکرد؟ ابن سعد گفت: اگر به دست من بود می پذیرفتم، ولی امیر تو، عبیدالله، نپذیرفت. حرّ که دید ابن سعد در جنگ با امام علیه السلام مصمم است، عقب رفت و در کنار لشگر ایستاد. مردی از قبیله ی او به نام قره بن قیس به او گفت: امروز اسب خود را آب داده ای؟ حر گفت:نه. گفت: نمی خواهی بدهی؟ من نیز اسبم را آب نداده ام و اکنون می روم آبش دهم. حرّ از آن جا که ایستاده بود کناره گرفت و اندک اندک به سوی سپاه حسین علیه السلام رفت. مهاجر بن ادس (که در لشگر عمر سعد بود) به او گفت: ای حرّ می خواهی چه کنی؟ می خواهی حمله کنی؟ حرّ پاسخی نداد و لرزه اندامش را فرا گرفت. مهاجر گفت: به خدا کار تو مرا به شک انداخته است. من در هیچ جنگی تو را به این حال ندیده بودم. هرگز ندیده بودم این گونه از ترس جنگ بلرزی. اگر به من می گفتند دلیرترین مردم کوفه کیست، تو را نام می بردم. پس این چه حالی است که در تو می بینم؟! حر گفت: به خدا سوگند خود را در میان بهشت و جهنم می بینم و جهنم را بر نمی گزینم گرچه پاره پاره شوم و مرا بسوزانند. این را گفت و اسب خود را هی کرد و به حسین علیه السلام پیوست. حّر هنگامی که دید سپاه کوفه در جنگ با امام حسین علیه السلام مصمّم است، به سپاه حسینی پیوست و به امام گفت: فدایت شوم ای پسر رسول خدا! من همان کسی هستم که تو را از بازگشت به وطنت بازداشتم و همراهت آمدم تا تو را ناچار کردم در این سرزمین توقف کنی. گمان نمی کردم پیشنهاد تو را نپذیرند و به این سرنوشت دچارت کنند. به خدا اگر می دانستم کار به این جا می کشد، هرگز به چنین کاری دست نمی زدم. اکنون از کرده ام به سوی خدا توبه می کنم. آیا توبه من پذیرفته است؟ حسین علیه السلام فرمود: آری، خداوند توبه تو را می پذیرد. اکنون از اسب پایین بیا. حر گفت: من سواره باشم برایم بهتر است از این که پیاده شوم. می خواهم همچنان که بر اسب خود سوار هستم، ساعتی با دشمن برای یاری ات بجنگم تا کشته شوم. سخنان حرّ خطاب به سپاهیان یزید حرّ پس از آنکه به سپاه امام حسین علیه السلام پیوست و توبه کرد، در برابر لشگر عمر بن سعد ایستاد و گفت: ای مردم کوفه، مادرتان در سوگتان بگرید! این بنده ی صالح خدا را فرا خواندید و هنگامی که به سوی شما آمد، دست از یاری او برداشتید؟ شما که می گفتید در یاری او با دشمنانش خواهیم جنگید، اکنون رو در روی او ایستاده اید و می خواهید او را بکشید؟ راه نفس کشیدن را بر او بسته اید، از هر سو محاصره اش کرده اید و از رفتنش به سوی سرزمین ها و شهرهای الهی جلوگیری می کنید. حسین همچون اسیری است که در دستان شما گرفتار شده؛ نه می تواند سودی به خود برساند و نه زیانی را از خود دور کند. آب فرات را که یهود و نصاری و مجوس از آن می آشامند و سگان و خوک های سیاه در آن می غلتند، بر روی حسین و زنان و کودکان و خاندانش بسته اید، تا جایی که آنان از فرط تشنگی به حال بیهوشی افتاده اند. چه بد رعایت محمد صلی الله علیه و آله را درباره فرزندانش کردید! خدا در روز تشنگی محشر، شما را سیراب نکند! . ظاهرا حر با اذن امام حسین اولین فردی است که به میدان رفت و در خطابه ای مؤثر، سپاه کوفه را به خاطر جنگیدن با حسین توبیخ کرد. چیزی نمانده بود که سخنان او، گروهی از سربازان عمر سعد را تحت تاثیر قرار داده از جنگ با حسین منصرف سازد، که سپاه عمر سعد، او را هدف تیرها قرار داد. نزد حسین بازگشت و پس از لحظاتی دوباره به میدان رفت و با رجزخوانی، به مبارزه پرداخت و کشته شد. رجز او چنین بود: اضرب فی اعناقکم بالسیف انی انا الحر و ماوی الضیف اضربکم و لا اری من حیف عن خیر من حل بارض الخیف که حاکی از شجاعت او در شمشیر زنی در دفاع از حسین و حق دانستن این راه بود. حسین بن علی بر بالین حر رفت و به او گفت: توهمانگونه که مادرت نامت را حر گذاشته است، حر و آزاده ای، آزاد در دنیا و سعادتمنددر آخرت! انت الحر کما سمیتک امک، و انت الحر فی الدنیا و انت الحر فی الآخرة و دست بر چهره اش کشید.حسین با دستمالی سر حر را بست. پس از عاشورا بنی تمیم او را بیرون کربلا دفن کردند، همانجا که قبر کنونی اوست، جایی که در قدیم به آن نواویس می گفته اند. درباره فرزندان حضرت زینب (سلام الله علیها) در منابع تاریخی آمده است که عون و محمد فرزندان عبدالله بن جعفر بودند. این دو برادر به میدان آمده و هر یک جداگانه وفاداری خویش را تا مرز شهادت به امام زمانشان ابراز داشتند. ابتدا محمد در حالی که اینگونه رجز می خواند وارد میدان شد: به خدا شکایت می کنم از دشمنان قومی که از کوردلی به هلاکت افتادند. نشانه های قرآنی که محکم و مبیّن بود، عوض کردند و کفر و طغیان را آشکار کردند. جمعی از سپاه کوفه به دست او کشته شدند و سر انجام عامر بن نهشل تمیمی، جناب محمد را به شهادت رساند. بعد از شهادت محمد، عون بن عبدالله بن جعفر وارد میدان شد و این گونه رجز خواند: اگر مرا نمی شناسید، من پسر جعفر هستم که از روی صدق شهید شد و در بهشت نورانی با بالهای سبز پرواز می کند، این شرافت برای من در محشر کافی است. نوشته اند تا بیست تن را به درک واصل کرد، آنگاه به دست عبدالله بن قطنه طائی به شهادت رسید. منقول است حضرت زینب(سلام الله علیها) زمانی که هر یک از بنی هاشم(ع) به شهادت می رسیدند، به کمک سید الشهدا (ع) برای تعزیت می آمد، ولی هنگام شهادت این دو بزرگوار پرده خیام را انداخت و از خیمه گاه خارج نشد. شهدای کربلا، در پایین پای حضرت حسین (علیه السلام) مدفونند و به احتمال قوی این دو دلداده نیز در همانجا پروانه شمع محفل حائر حسینی هستند. البته در 12 کیلومتری کربلا بارگاهی کوچک منصوب به عون ابن عبدالله وجود دارد که ملجأ زائرین است. برخی را عقیده بر این است که این مرقد یکی از نوادگان امام مجتبی (علیه السلام) به نام عون می باشد. گردآوری وتنظیم:مجید کریمی ...
اسرار مثلث برمودا
آن آمد. در ساعت 45/7 دقیقه بامداد روز 17 ژانویه 1949 کاپیتان با هواپیمای خود از فرودگاهی در جزیره برمودا به هوا برخاست تا به کینگستون واقع در جامائیکا برود، ولی این هوایما نیز هنگام عبور از فراز مثلث برمودا به سرونوشت هواپیمای قبلی دچار گردید. کاپیتان 40 دقیقه پس از پرواز، طی یک تماس رادیویی، وضع هوا را عالی توصیف کرد و با اطمینان گفت که به موقع به جامائیکا خواهد رسید. ولی این آخرین پیامی
چرا کوفیان امام را تنها گذاشتند؟
برآن شدیم تا به تعدادی از سؤالات و شبهات مختلف در سلسله پرسش هایی عاشورایی پاسخ دهیم . کی از مواردی که در تاریخ شیعه بسیار اهمیت دارد، بحث حرکت امام حسین (ع) از مدینه به سمت مکه و سپس حرکت از مکه به سمت کوفه است. قیام امام حسین (ع) به عنوان نقطه عطفی در تاریخ شیعه و اسلام محسوب می شود. زیرا این حرکت باعث حفظ اسلام واقعی از انحرافات ایجاد شده در زمان بعد از رسول خدا (ص) می باشد . در ایام اقامت امام حسین(ع) در مکّه (دهم ماه رمضان سال 60 ق) آغاز شد.(1) و از جهت فراوانی به مقداری رسید که به حق می توان از آن به نهضت نامه نگاری یاد کرد. ظرف این چند روز، این حرکت به مرحله ای رسید که در روز به طور متوسّط ششصد نامه به امام(ع) می رسید؛ به گونه ای که تعداد نامه ها به دوازده هزار نامه رسید.(2). با مطالعه و بررسی اجمالی اسامی و امضاهایی که در ذیل برخی از نامه های به جا مانده به دست رسیده و با توجه به قرائن، می توان به این نتیجه رسید که نامه نگاران از یک طیف خاص نبوده و گروه های مختلف با گرایش های بسیار متفاوت را در بر می گرفته است؛ به گونه ای که در میان آنها نام شیعیان خاصّی همچون سلیمان بن صرد خزاعی، مسیّب بن نجبه خزاری، رفاعه بن شداد و حبیب بن مظاهر دیده می شد.(3) در نقطه مقابل افرادی از حزب اموی ساکن در کوفه، همانند • شبث بن ربعی (که بعدها مسجدی به شکرانه کشته شدن امام حسین(ع) بنا کرد)(4) • حجّار بن ابجر (که در روز عاشورا در حالی که از سرداران سپاه عمر بن سعد بود، نامه خود به امام(ع) را انکار کرد.(5) • یزید بن حارث بن یزید (او نیز نامه خود به امام(ع) را در روز عاشورا انکار کرد • عزره بن قیس (فرمانده سپاه اسب سوار در لشکر عمر بن سعد.(7) • عمرو بن حجاج زبیدی (مأمور شریعه فرات همراه با پانصد سوار به منظور جلوگیری از دسترسی امام(ع) به آب (8) در فهرست آنها دیده می شد که اتفاقاً شورانگیزترین نامه ها را نیز اینان نگاشتند و به امام(ع) گزارش لشکری آماده (جند مجنّد) را دادند!(9) اما به نظر می رسد اکثریت نامه ن گاران را – که در تاریخ نامی از آنها برده نشده است – توده مردمی تشکیل می دادند که عمدتاً به دنبال منافع مادی خود بودند و به آن سمتی می رفتند که احساس می کردند باد به آن طرف می وزد. . اینان گرچه در بحران ها، توان رهبری بحران را ندارند؛ امّا موجی عظیم اند که موج سوار ماهر، می تواند با تدبیرهای خود، به خوبی از آنان بهره گرفته و با سواری گرفتن از آنها، به مقصد خود برسد . به احتمال فراوان اکثریت هجده هزار بیعت کننده با مسلم را نیز اینان تشکیل می دادند که به مجرّدی که دنیا و منافع خویش را در خطر دیدند (با سیاست عمر ابن زیاد) خود را از سپاه مسلم کنار کشیده و او را یکه و تنها در کوچه های کوفه رها کردند همین ها هستند که در سخن مجمع بن عبداللَّه عائذی خطاب به امام(ع) چنین معرفی شده اند: ... و اما سائر الناس بعد فان افئدتهم تهوی الیک و سیوفهم غداً مشهوره علیک ... ؛ تاریخ طبری، ج 4، ص 306٫ توده مردم دل های شان به سوی تو متمایل است و اما فردا شمشیرهای شان علیه تو سر از نیام بر خواهد آورد . عده ای از همین ها نیز در صحنه کربلا در گوشه ای ایستاده و نظاره گر قتل امام حسین(ع) بودند و اشک می ریختند و دعا می کردند و می گفتند: خدایا حسین(ع) را یاری کن .(10) پاسخ به این سؤال در گرو پاسخ تفصیلی به دو سؤال دیگر است. 1٫ علل نامه نگاری کوفیان و دعوت گسترده آنها از امام حسین(ع) چه بود؟ 2٫ عبیداللَّه بن زیاد از چه ابزارهایی برای سرکوب قیام کوفه بهره برد؟ طیف گسترده نامه نگاران و انگیزه نامه نگاریشان به امام حسین (ع) 1٫ شیعیان خالص همانند حبیب بن مظاهر و مسلم بن عوسجه از آنجا که حکومت را حق خاندان اهل بیت(ع) می دانستند و حکومت سراسر ظلم و جور امویان را غیرمشروع تلقی می کردند؛ به انگیزه باز پس گیری حکومت و باز گرداندن آن به محل مشروع خود، به این نامه نگاری اقدام کردند. البته این گروه بسیار در اقلیّت بودند. 2٫عده فراوانی از مردم کوفه – به ویژه افراد میان سال و کهن سال که حکومت عدل علوی در کوفه را به یاد داشتند و از سوی دیگر ظلم و جور امویان را نیز در این دوران بیست ساله دیده بودند – درصدد رهایی از این ظلم، رو به فرزند امام علی(ع) آوردند تا شاید آنان را از یوغ حکومت بنی امیه رهایی بخشد. 3٫ عده ای برای احیای مرکزیت کوفه – که همیشه بر سر آن با شام در رقابت بود و در این دوران بیست ساله آن را از دست داده بودند – به دنبال رهبری کارآمد بودند که بتواند این مهم را به انجام برساند. از نظر اینان در این زمان مناسب ترین فرد دارای نفوذ و شخصیت – که از سویی قدرت رهبری جامعه کوفیان را داشته و از سوی دیگر حکومت امویان را مشروع نداند – امام حسین(ع) بود؛ از این رو از آن حضرت برای آمدن به کوفه دعوت کردند. 4٫ . بزرگان قبایل همانند شبث بن ربعی، حجار بن ابجر و.. – که عمدتاً به فکر حفظ قدرت و ریاست خود بوده و از سوی دیگر میانه ای با خاندان علوی نداشتند – وقتی اقبال گسترده مردم به امام حسین(ع) را دیدند، چنین تصوّر کردند که در آینده ای نه چندان نزدیک، حکومت امام(ع) در کوفه به ثمر خواهد نشست و برای آنکه از قافله عقب نمانده و در دوران حکومت آن حضرت همچنان از نفوذ و ریاست خود برخوردار باشند، به سیل خروشان نامه نگاران پیوستند. 5٫ توده مردم نان به نرخ روز خور نیز با مشاهده شور و هیجان گسترده متنفذان، انگیزه لازم را برای نامه نگاری پیدا کرده و هر چه بیشتر تنور این جریان را مشتعل ساختند! ابزارهای عبیدالله برای سرکوب نهضت مردم کوفه با ورود ابن زیاد به کوفه، اشراف قبایل و نیز طرفداران اموی، نفسی به راحتی کشیده و به سرعت دور او را گرفتند و او را در جریان ریز مسائل کوفه گذاشتند. عبیداللَّه در همان آغاز ورود خود از محبوبیت امام(ع) نزد کوفیان و گستردگی قیام به خوبی مطلع شد؛ زیرا او با عمامه ای سیاه و صورتی پوشیده وارد شد! مردم منتظر امام(ع) به خیال آنکه او امام حسین(ع) است، استقبال بسیار گسترده و پر شوری از او به عمل آوردند!(11). از این رو به خوبی عمق خطر را احساس کرده و با تکیه بر تجربیات سیاسی – اداری خود در بصره و نیز با کمک طرفداران خود، سیاست های عاجلانه و مؤثری را برای سرکوب نهضت در پیش گرفت که عمدتاً می توان آن را در بخش های روانی، اجتماعی و اقتصادی بررسی کرد. 1٫ سیاست های روانی ابن زیاد این سیاست را که عمدتاً حول محور تهدید و تشویق می چرخید، از همان آغاز ورود خود به کوفه در پیش گرفت. او در اولین سخنرانی اش در مسجد جامع کوفه، خود را برای فرمانبرداران همانند پدری مهربان معرفی کرد و نسبت به نافرمانان، شمشیر و تازیانه اش را به رخ کشید.(12): فانأ لمحسنکم و مطیعکم کالوالد البرّ و سوطی و سیفی علی من ترک امری و خالف عهدی ... . به رخ کشیدن سپاه شام و خبر از حرکت این سپاه از شام به کوفه، برای سرکوبی عاصیان نیز یکی دیگر از حربه هایی بود که از سوی او به کار گرفته شد و در خاموش کردن شورش کوفیان – به ویژه پس از آنکه به همراه مسلم قصر دارالاماره را محاصره کرده بودند – بسیار مؤثر افتاد.(13). کوفیان پس از صلح امام حسن(ع) – که آخرین رویارویی آنها با سپاه شام بود – ابهّت فراوانی از آن سپاه یکپارچه در ذهن خود ترسیم کرده و به هیچ وجه در خود توان مقابله با آن را نمی دیدند! همین تبلیغات بود که به میان جامعه پرده پوش زنان نیز سرایت کرد؛ به گونه ای که آنها به سوی خویشان خود (همچون برادر یا شوهر که در سپاه مسلم بودند) آمده و او را از سپاه جدا می کردند.(14). بالاخره همین تبلیغات بود که مسلم را – که در میانه روز با چهارهزار نفر قصر را محاصره کرد و عبیداللَّه را در آستانه سقوط قرار داده بود – در اوایل شب یکه و تنها در کوچه های کوفه سرگردان کرد.(15) 2٫ سیاست های اجتماعی از آنجا که انسجام و نظام قبیلگی هنوز پایداری خود را داشت، اشراف و رؤسای قبایل، مهم ترین نیروی تأثیرگذار اجتماعی در رخدادهای سیاسی بودند، و همان طور که گفته شد، تعداد زیادی از آنها (همچون شبث بن ربعی، عمرو بن حجاج و حجار بن ابجر) در نهضت نامه نگاری شرکت فعال داشتند و طبعاً به دنبال ورود مسلم به کوفه به او پیوستند. اما اینان که بیشتر به دنبال حفظ موقعیت و مقام خود بودند، با ورود عبیداللَّه به کوفه و مواجه شدن با تهدیدهای او؛ دست کشیدن از مسلم و پیوستن به سپاه عبیداللَّه را مناسب با دنیای خود دیدند و به سرعت از نهضت روی گردان شدند؛ زیرا عبیداللَّه به خوبی می دانست که چگونه آنها را به دور خود جمع کند. او با در پیش گرفتن سیاست تهدید و نیز تطمیع با رشوه های کلان، توانست نیروی اشراف و رؤسای قبایل را به سمت خود کشاند؛ چنان که مجتمع بن عبداللَّه عائذی – که به خوبی اوضاع کوفه را می شناخت و به تازگی از کوفه بیرون آمده و به سپاه امام(ع) پیوسته بود – درباره وضعیت آنان، این چنین به امام(ع) گزارش می دهد: اما اشراف الناس فقد اعظمت رشوتهم و ملئت غرائرهم یستمال ودهم و یستخلفی به نصیحتهم فهم الب واحد علیک ... ؛ (16). به اشراف کوفه رشوه های کلان پرداخت شده و جوال های آنها را پر کرده اند، دوستی آنان تصاحب شده و خیرخواهی شان را برای خود برداشته اند و آنها یکپارچه علیه تو گشته اند ... . دوّمین نیروی اجتماعی تأثیرگذار که عبیداللَّه از آنها نیز به خوبی بهره برد، نیروی عُرَفا بود. عرفا (جمع عریف) و در اصطلاح به کسی گفته می شد که: مسؤولیت تعداد افرادی را بر عهده داشت که مقدار عطای آنها یعنی دریافت سالیانه شان، صدهزار درهم بود . طبعاً از آنجا که مقدار دریافتی افراد متفاوت بود، تعداد افراد زیر نظر این مقام از بیست نفر تا بیش از صد نفر مختلف می شد. (17).در دوره شهرنشین شدن قبایل در کوفه، این منصب به صورت مقامی حکومتی درآمده و همچنان که آنها در مقابل والی و امیر کوفه پاسخگو بودند،(18). عزل و نصب آنان نیز توسّط والی – و نه رئیس قبیله – انجام می گرفت. این منصب رابطی بین حکومت و مردم بود و از آنجا که تعداد افراد زیر نظر این مقام بسیار محدودتر از افراد زیر نظر رئیس قبیله بود، راحت تر می توانستند آنها را کنترل کنند. وظیفه اصلی عریف آن بود که دفترهایی تهیه کرده و در آن اسامی افراد زیر نظر خود همراه با زنان و فرزندان شان را ثبت کنند؛ چنان که اسامی تازه متولدین نیز به سرعت در این دفتر ثبت و اسامی افراد از دنیا رفته محو می شد. بدین ترتیب آنان شناخت کامل از محدوده مسؤولیت خود به دست می آوردند. اما در شرایط بحرانی، نقش عرفا دو چندان می شد؛ زیرا برقراری نظم در محدوده مسؤولیت شان – که به آن عرافت می گفتند – به عهده آنها می آمد و طبعاً در مواقعی که حکومت درخواست می کرد، افراد شورشی را به سرعت به حکومت معرفی می کردند. عبداللَّه بن زیاد در همان آغاز ورود خود به کوفه، زیرکانه در صدد استفاده از این نیروی قوی اجتماعی برآمد. به احتمال زیاد تجربه این کار را از پدرش زیاد در دوران حکومتش بر کوفه به دست آورده بود. او پس از اولین سخنرانی خود در مسجد جامع، به قصر آمده و عرفا را احضار کرد و خطاب به آنها چنین گفت: اکتبوا الی الغرباء و من فیکم من طلبه امیرالمؤمنین و من فیکم من الحروریه و اهل الریب الذین رأیهم الخلاف و الشقاق، فمن کتبهم لنا فبرئ و من لم یکتب لنا احداً فیضمن لنا ما فی عرافته الاّ یخالفنا منهم مخالف و لا یبغی علینا منهم باغ فمن لم یفعل برئت منه الذمّه و حلال لنا ماله و سفک دمه و ایّما عریف و جدنی عرافته من بغیه امیرالمؤمنین احد لم یرفعه الینا صلب علی باب داره و القیت تلک العرافه من العطاء ؛ (19). شما باید نام غریبان و مخالفان امیرالمؤمنین یزید را که در عرافت شما هستند، برای من بنویسید. همچنین هر کس را از حروریه (خوارج) و مشکوکین که نظر بر اختلاف پراکنی دارند، باید به من گزارش دهید. کسی که به این دستور عمل کند با او کاری نداریم؛ اما هر کس ننویسد باید ضمانت عرافت خود را به عهده بگیرد و نباید هیچ مخالف و یاغی در عرافت او با ما مخالفت کند. اگر چنین نشود، از پناه ما خارج شده و مال و خون او بر ما حلال است. هر عریفی که در عرافت او از شورشیان علیه امیرالمؤمنین (یزید) کسی یافت شود، آن عریف بر در خانه اش به دار آویزان خواهد شد و همه آن عرافت را از پرداخت عطاء محروم خواهم کرد . چنین به نظر می رسد که اتخاذ همین سیاست و استفاده از این ابزار مهم اجتماعی، یکی از مهم ترین علل سرکوب و خاموش شدن نهضت مسلم در کوفه بود؛ زیرا عرفا تهدیدهای ابن زیاد را جدّی تلقی کرده و به سرعت در صدد انجام خواسته های او برآمده و به شدّت عرافت خود را کنترل می کردند. 3٫ سیاست های اقتصادی : در آن زمان مهم ترین منبع مالی مردم دریافت عطا و جیره از سوی حکومت بود که در آغاز فتوحات، این دریافت در مقابل تعهّد شرکت آنها در جنگ علیه ایرانیان، انجام می گرفت. پس از شهرنشین شدن آنان و پایان یافتن فتوحات، همچنان طبق روال سابق به آنها پرداخت می شد؛ از این رو مردم عرب کمتر سراغ کارهایی مانند کشاورزی، صنعتگری و بازرگانی می رفتند و انجام این کارها عمدتاً به عهده موالی (غیرعرب های پیمان بسته با عرب ها) بود. کار به جایی رسیده بود که اصولاً عرب ها در آن زمان، اشتغال به حرفه و صنعت را شایسته مقام و شأن و موقعیت خود نمی دانستند.(20) عطا ، مقدار پرداخت نقدی بود که از سوی حکومت کوفه، یک جا یا طیّ چند قسط به مردم پرداخت می شد. و جیره کمک های جنسی (مانند خرما، گندم، جو و روغن) بود که ماهیانه در اختیار آنان قرار می گرفت. ناگفته پیداست که این نظام اقتصادی، عمده مردم عرب را شدیداً به حکومت وابسته می کرد و حکومت های مستبدّ نیز از این نقطه ضعف به خوبی آگاه بوده و به عنوان ابزاری مهم از آن بهره می گرفتند. عبیداللَّه بن زیاد در هنگام تهدید عرفا ، تکیه بر این ابزار کرد و یافت شدن وجود مخالف در عرافتی را دارای پیامدی سنگین همچون قطع عطای کلّ افراد آن عرافت داشت. طبعاً علاوه بر شخص عریف، افراد دنیاطلب دیگر نیز در صدد خاموش کردن مخالفت ها بر می آمدند. همچنین هنگامی که مسلم و طرفدارانش قصر عبیداللَّه را محاصره کردند، یکی از موفق ترین شگردهای او در پراکنده کردن اطرافیان مسلم، تشویق مردم به افزون کردن عطا در صورت پراکنده شدن و تهدید به قطع آن در صورت ادامه شورش بود.(21) ابن زیاد با استفاده از همین ابزار اقتصادی و با وعده افزایش عطا، توانست لشکر عظیمی از مردم کوفه را – که تا سی هزار شمرده اند -(22). علیه امام حسین(ع) وارد جنگ کند؛ لشکری که تعداد زیادی از آنها دل هایشان با امام(ع) بود.(23). امام حسین(ع) نیز تأثیر این ابزار را به خوبی درک کرده بود؛ به گونه ای که در سخنرانی خود در روز عاشورا آن را به عنوان یکی از علل عصیان کوفیان علیه خود برشمرد: کلکم عاص لامری مستمع لقولی، قد انخزلت عطیاتکم من الحرام و ملئت بطونکم من الحرام فطبع علی قلوبکم ؛ (24). همه شما علیه من عصیان می ورزید و سخنان مرا گوش نمی دهید؛ عطاهای شما از مال حرام فراهم آمده و شکم هایتان از حرام انباشته شده است و این باعث مُهر خوردن بر دل هایتان گشته است . ....................................................................................... پی نوشت: 1) وقعه الطف، ص 92 2) بحارالانوار، ج 44، ص 344 3) وقعه الطف، ص 90 و 91٫ 4) تاریخ طبری، ج 6، ص 22٫ 5) همان، ج 5، ص 425 6) همان 7) همان، ص 412 8) وقعه الطف، ص 93 – 95 9) همان، ص 95٫ 10) عبدالرزاق مقرّم، مقتل الحسین(ع)، ص 189٫ 11) وقعه الطف، ص 109 12) وقعه الطف، ص 110 13) همان، ص 125 14) همان، ص 125 15) همان، ص 126٫ 16) همان، ص 126٫ 17) تاریخ طبری، ج 3، ص 152 18) الحیاه الاجتماعیه و الاقتصادیه فی الکوفه، ص 49 19) وقعه الطف، ص 11؛ تاریخ طبری، ج 4، ص 267 20) الحیاه الاجتماعیه و الاقتصادیه فی الکوفه، ص 219٫ 21) وقعه الطف، ص 125؛ تاریخ طبری، ج 4، ص 277٫ 22) بحارالانوار، ج 45، ص 4 23) حیاه الامام الحسین(ع)، ج 2، ص 453 24) بحارالانوار، ج 45، ص 8 منبع: فرهنگ ...
آن روی سکه ذلت و نکبت
بسم الله القاصم الجبارین/ حبیب حسن زاده بافقی- مدرس سیاسی:این روز ها شعله های غم از صحرای سینه های دلسوخته مؤمنین و مؤمنات در اقصی نقاط جهان اسلام عموماً و ام القرای اسلام ، ایران اسلامی در ماتم و غم از دست دادن راهیان حرم دوست به آسمان زبانه می کشد و آه و لعن و نفرین امت غیور اسلامی بر علیه خائنین به مسلمین و حرمین شریفین به آسمان بلند است و گرچه بفرموده امام و قائد عظیم الشأن جهان اسلام " ارواح
انتظار مردم از نماینده مجلس رعایت ادب و نزاکت است
رضا سلطان زاده مدیر مسئول هفته نامه آیینه یزد بهرام بیرانوند نماینده بروجرد درخواست تذکر داشت، چون تذکرش مربوط به دستور کار نبود، تریبونش روشن نشد. او اما عصبانی تر از آن بود که تا زمان فرا رسیدن تذکرات شفاهی تحمل کند؛ سر و صدایی راه انداخت و تعابیر دور از نزاکت و اخلاق علیه محمدجواد ظریف به کار برد و گفت: ظریف غلط اضافی کرده که با اوباما دست داده. همهمه ای در مجلس به پا خواست به همراه دو دو و چهار چهار گفتن ها در موافقت و مخالفت. همراهان سیاسی او در مجلس از این بیان توهین آمیز حمایت و بسیاری دیگر اظهار مخالفت کردند. در نهایت تریبونش روشن شد تا تذکرش را بدهد. او با انتقاد از ظریف بابت دست دادن با رئیس جمهوری امریکا گفت: دقیقاً زمانی که صدها حاجی ایرانی به واسطه جنایت سعودی ها به آغوش مرگ خفته یا مفقود شده اند، ظریف وزیر امور خارجه به صورت تصادفی خود را به اوباما رسانده است. ملت رشید ایران سال هاست که تاوان رفتار استکباری شیطان بزرگ را می دهد و هنوز بسیاری از شهیدان ما به خانه بازنگشته اند. امریکا قصد ریشه کنی ملت ایران را دارد. در میانه تذکرش البته ابوترابی فرد که در غیاب لاریجانی ریاست جلسه را برعهده داشت، ناراحت شد و تریبونش را قطع کرد و از همکاران خود در هیأت رئیسه خواست دستور بعدی را اعلام کنند. اما گویی در بین برخی اعضای هیأت رئیسه مجلس هم تمایل برای ادامه نطق این عضو پایداری زیاد بود. آنها تعلل کردند و سپس دوباره تریبون باز شد که بیرانوند از غیرت ظریف انتقاد کرد و گفت: وزیر امور خارجه با چه اجازه ای این کار را کرده است. اگر ظریف اندازه جوجه خروس غیرت می داشت، این کار را نمی کرد. گرچه ابوترابی فرد نائب رییس مجلس که در آن روز ریاست جلسه را به عهده داشت پاسخی قابل تأمل به این تذکر خارج از عرف داد و گفت: باید در سخن گفتن در مورد وزیر خارجه به عنوان یک مقام مسئول، ادبیات رعایت شود، احساس غیرت دینی و دفاع از انقلاب و رهبری و خون شهدا در افرادی مانند آقای ظریف از بنده کمتر نیست، حال ممکن است براساس تصمیمی اقدامی کرده باشند که این اقدام شان مورد نقد بنده، شما و بسیاری از دوستان باشد، اما بنا نیست که یک انسان و افرادی که در تاریخ زندگی شان در خدمت انقلاب، امام و رهبری بوده اند، ما آنها را با ادبیاتی که شایسته نیست، نقد کنیم. 1 در اصول 67 و 76 و 84 قانون جمهوری اسلامی آمده است مجلس شورای اسلامی حق تحقیق و تفحص در تمام امور کشور را دارد و هر نماینده در برابر تمام ملت مسئول است و حق دارد در همه مسائل داخلی و خارجی کشور اظهارنظر نماید و در ابتدای ورود به مجلس سوگند یاد می کند در انجام وظایف وکالت، امانت و تقوی را رعایت کند. بدون شک یکی از مصادیق تقوی برای نمایندگان مجلس این است که هنگام تذکر و نطق پیش از دستور و یا ارائه پیشنهاد و نظر و روبرو شدن با مردم و شرکت در مجامع و مراسم نه تنها به رییس جمهور و وزرا و دیگر دولتمردان بلکه به افراد عادی و معمولی اهانت نکنند بلکه هنگام سخن گفتن قول سدید را فراموش ننمایند و بر اعصاب خود مسلط باشند و با آرامش و متانت حرف بزنند چون مردم دنیا بعد از هر جمله و عبارتی که به کار می برند اظهارنظر و تجزیه و تحلیل می کنند علاوه بر آن شرعاً و قانوناً باید پاسخگوی سخنان خود باشند. حجت الاسلام محسن غرویان استاد حوزه و دانشگاه خواستار ورود دادستان به ماجرای توهین به محمدجواد ظریف در جلسه علنی مجلس شد و گفت: دادستان کل کشور باید این اقدام را به طور جدی پیگیری و به آن ورود پیدا کند. با توجه به اعتمادی که مقام معظم رهبری به تیم مذاکره کننده دارد، این قبیل رفتارها تشویش اذهان عمومی است و باید قوه قضائیه وارد عمل شود و با آن برخورد کند. وی افزود: از زمانی که دکتر روحانی در آن انتخابات تاریخ ساز به پیروزی رسیدند، بعضی از افراطیون که در آن انتخابات از جانب مردم ناکام شدند اقدام به سلسله حرکت هایی می کنند که صرفا به جهت زیر سوال بردن عملکرد مطلوب دکتر روحانی و تیم مذاکره کننده بالاخص آقای ظریف بوده و متأسفانه چیز جدیدی نیست. غرویان ادامه داد: اگر دست دادن آقای ظریف و اوباما بدون برنامه ریزی باشد، برخورد آقای ظریف کاملاً منطبق بر فقه اسلامی است چرا که رعایت ادب، از بدیهیات دین است. 2 اگر این گونه سخن گفتن را دلیل سرخوردگی عده ای از اقلیت مخالف بدانیم، یا بگوییم می خواهند با این ادبیات موهن و سخیف عقده گشایی کنند در صورتی که هر دانش آموز دبستانی آن را دور از نزاکت و اخلاق اسلامی می داند، یا به خیال خود بخواهند رقیب را از میدان بدر کنند، به عنوان نمونه روزی جلسه سخنرانی یادگار امام، ریاست مجلس، نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی و عده ای از فعالان سیاسی، استادان دانشگاه و مقامات روحانی را به هم می زنند یا به اتومبیل آنها حمله می کنند یا با کمال تاسف آنان را مورد دشنام و ضرب و شتم قرار می دهند و یا به عنوان خائن خطاب می کنند یا به خانواده بعضی از فقها و مراجع و پیشقراولان انقلاب و مبارزان سیاسی اهانت می کنند حتی از تریبون های رسمی با عباراتی زشت آنها را مورد عتاب قرار می دهند باید بدانند اکثریت مردم جامعه و شهروندان جواب همه این بد اخلاقی های سیاسی را در اسفندماه 94 به پای صندوق های رای خواهند داد آن گونه که در خرداد 92 حضورشان حماسه سیاسی آفرید. بزرگان دین آداب سخن گفتن را به ما آموخته اند و نه تنها اهانت کردن به برادر مومن بلکه توهین به دیگران را نهی نموده اند. حضرت امام علی(ع) در جنگ صفین شنیدند که یارانشان شامیان را دشنام می دهند فرمودند: من خوش ندارم که شما دشنام دهنده باشید، اما اگر کردارشان را تعریف، و حالات آنان را بازگو می کردید به سخن راست نزدیک تر، و عذر پذیرتر بود، خوب بود بجای دشنام آنان می گفتید: خدایا خون ما و آنها را حفظ کن، بین ما و آنان اصلاح فرما، و آنان را از گمراهی به راه راست هدایت کن، تا آنان که جاهلند، حق را بشناسند، و آنان که با حق می ستیزند پشیمان شده به حق باز گردند. 3 روزی حضرت امیرمومنان(ع) بر منبر بود مردی آمد و سئوال کرد، حضرت علی(ع) بالبداهه جواب دادند، یکی از خوارج از بین مردم فریاد زد: خدا بکشد این را، چقدر دانشمند است دیگران خواستند متعرضش شوند اما حضرت علی(ع) فرمود: رهایش کنید او به من تنها فحش داد. 4 بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران امام خمینی(ره) به نمایندگان مجلس توصیه می فرمایند در نطق های پیش از دستور در ادای کلمات دقت نمایند تا به مسلمانی بلکه به انسانی توهین نشود. اعضای مجلس محترم شورای اسلامی بحمداللّه تعالی در دوره دوم نیز اشخاص محترمی هستند که با تعهد و جدیت خود می توانند خط مشی دولت را هر چه بهتر تعیین کنند. البته شک نیست که عده ای از آقایان، که شک در خدمتگزاری شان نسبت به اسلام عزیز و کشور نیست در امور عظیم کشور و گرفتاری های بسیار پیچیده وارد نبوده یا کمتر وارد باشند و خود نیز توجه دارند که در مسائل بسیار مشکل یک دولت در حال انقلاب و کشورِ مورد هجوم قدرت های بزرگ و کوچک و کارشکنی های مغرضان و مفسدان چپ و راست که محتاج به کارشناسان متخصص در رشته های مختلف است، نمی توان به طور سطحی نظر داد و بدون توجه به تمام مسائل سیاسی و اجتماعی و انعکاسات داخلی و خارجی آن با سلیقه شخصی اظهارنظر کرد و چه بسا چنین نظرهایی ولو از چند نفر معدود در سرنوشت امت تأثیر منفی گذارد و از این جهت لازم است در کمیسیون ها بویژه کمیسیون های مهم، چند نفر از متخصصان متعهد که مسائل را روی هم می سنجند و به مشکلاتِ سخت نظام آگاهی دارند دعوت شود و با مشورت آنان رسیدگی به امور گردد. و چون مسئله اسلام و حکومت الهی در کار است، مسامحه در این امور چه بسا خللی وارد آورد که جبران آن مشکل یا غیر ممکن شود و مسئولیت آن در پیشگاه خداوند بزرگ عظیم باشد. مسئله حفظ نظام جمهوری اسلامی در این عصر و با وضعی که در دنیا مشاهده می شود و با این نشانه گیری هایی که از چپ و راست و دور و نزدیک نسبت به این مولود شریف می شود، از اهمّ واجبات عقلی و شرعی است که هیچ چیز به آن مزاحمت نمی کند؛ و از اموری است که احتمال خلل در آن عقلاً منجز است. حضرات وکلای محترم که بحمداللّه به جمهوری اسلامی تعهد دارند، در نطق های قبل از دستور و در مباحثات در حال دستور با کمال دقت مواظب جملات خود و کیفیت ادای آن باشند، که خدای نخواسته به مسلمانی بلکه انسانی توهین نشود و شخصیتی ساقط نگردد و کسی مظلوم واقع نشود. البته انتقاد سالم و سازنده بدون اغراض شخصیه و خدای نخواسته انتقامجویی لازم است و مفید و موجب رشد و تعالی است. 5 نکته قابل تذکر اینکه در مجلس شورا توسط یکی از نمایندگان به بالاترین مقام دیپلماسی کشور، وزیر امور خارجه اهانت و در تاریخ مملکت ثبت و ضبط گردیده و برای همیشه باقی خواهد ماند عموم مردم اذعان دارند جملات و عبارات زشت و ناپسندی که از تریبون و بلندگوی مجلس در آن روز پخش و به سراسر جهان مخابره گردید دور از عرف و اخلاق اسلامی بوده که توهین کننده به هر دلیل مرتکب این امر شده و مناسب است از آن مکان و بر روی همان صندلی و با استفاده از بلندگوی مجلس به اشتباه خویش اقرار و از وزیر امور خارجه عذرخواهی کند که این روش به صلاح و صواب نزدیک تر است و نگرانی مردم دلاور و شهید پرور خطه لرستان و عموم شهروندان بروجردی کاهش می یابد بویژه سرزمینی که مهد پرورش مراجع بزرگ جهان تشیع و فقها و علمای اندیشمند، استادان معروف و مشهور دانشگاه های بزرگ کشور، محققان توانا و شاعران زبردست و ایثارگران و آزادگان می باشد. مدیرمسئول پی نوشت ها: 1- روزنامه ایران، 9/7/94 2- روزنامه آرمان، 11/7/94 3- نهج البلاغه ، ترجمه محمد دشتی، خطبه 206، صفحه 305 4- جاذبه و دافعه علی(ع) ، شهید مطهری، صفحه 144 5- صحیفه امام خمینی(ره) ، جلد 19، صفحه 153 ...
دلایل پیوند عاشورا و انتظار
عاشورا و انتظار ، در تطوّر حیات مکتب شیعه، دو نقطه عطف، محسوب می شوند و با همین دو مفهوم، بسیاری از مبانی، اصول و عقاید مذهب تشیع، مورد مطالعه قرارگرفته و از سایر فرقه ها و نحله های اسلامی، باز شناخته می شود. البته ما معتقدیم که اساس و مبنای تشیع، به وسیله پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) گذاشته شده است و شخصیت هایی مانند حضرت علی (علیه السلام)، حضرت فاطمه علیها السلام و امام حسن (علیه السلام) برای نشو و نشر آن زحمات فراوانی کشیده و مرارت های بسیاری را تحمل کرده اند؛ اما حادثه عاشورا به عنوان انقلابی شناخته می شود که موجب شد بسیاری از زوایای تاریک و پنهان عملکرد خاندان اموی آشکار شود و اسلام حقیقی و نیز حقانیت ائمه (علیهم السلام)، عیان گردد. پس از واقعه کربلا و امامت ائمه بعدی (علیهم السلام)، جریان غیبت آخرین امام شیعیان، برجسته ترین موضوعی است که جزء اعتقادات اصلی پیروان مکتب اهل بیت (علیهم السلام)، به شمار می آید. این اعتقاد برخواسته از این اصل است که خداوند هیچ گاه، زمین را بدون حجت نمی گذارد. بر این اساس و با غایب شدن ظاهری حجت بن الحسن (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از نظرها، مفهوم انتظار متولد، و مسئله انتظار ظهور حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، جزء مبانی فکری و عقیدتی واقع شد. بر اساس این مفهوم، اگر چه حجت خدا، در پسِ پرده غیبت به سر می برد، اما به صورت محسوس و غیر محسوس، جهانیان و خاصه، شیعیان را همواره از عنایات و توجهات خود، بهره مند می کند و لحظه ای از راهنمایی و ارشاد آنان، باز نمی ایستد. به دنبال پذیرش مسئله غیبت، این اعتقاد نیز تثبیت شد که با فراهم شدن شرایط ظهور، آن حضرت به اذن خداوند ظهور خواهد کرد و بساط ظلم و بیداد را برخواهد چید و جامعه را به سوی کمال و سعادت، هدایت خواهد کرد. هرچند که از عاشورا، به عنوان یک واقعه و حادثه یاد می شود و از انتظار، به عنوان یک اعتقاد؛ ولی بررسی و شناخت شخصیت های خالق این دو مفهوم و اهداف و برنامه های ایشان، این فرضیه را به دست می دهد که میان این دو عنصر اصلی اعتقادات شیعی، اتحاد و هم پوشانیِ کامل برقرار است. اما این ارتباط، چیست و چگونه این دو مفهوم، در یک قالب جای می گیرند و نهایتاً به هم می پیوندند؟ این، سوالی است که پاسخ به آن، هدف این نوشتار است. تحلیلی بر مفاهیم پیوند: در لغت به معنی خویشاوندی و نزدیکی نَسَبی و هم چنین به عمل فروبردن شاخه درختی به درخت دیگر گفته می شود.68 گاهی، پیوند و رابطه ای که میان دو چیز و یا دو کس برقرار می شود، آن دو را تا سر حدّ اتحاد پیش می برد؛ به گونه ای که میان آنان، هیچ فاصله و مرزی باقی نمی ماند. مراد از پیوند در عبارت پیوند عاشورا و انتظار ، به نوعی با هردوی این معانی سازگار است. عاشورا: در زبان عربی، به معنی دهمین روز ماه است. عاشورا از جمله روزهایی است که نزد مسلمانان و یهودیان، اهمیت داشته و دارد. به اعتقاد یهودیان، عاشورا یا کیپور ، روزی است که خداوند در آن، فرعونیان را در رودخانه نیل غرق کرد و حضرت موسی (علیه السلام) و بنی اسرائیل را از دست ایشان نجات داد؛ از این رو، روز دهم ماه تشرین را -که عید کیپور نامیده می شود- روزه می گیرند و آن را کفاره گوساله پرستی ِ بنی اسرائیل، می دانند. البته بسیاری از مورخان عرب، معتقدند که عاشورای مورد نظر یهودیان، با عاشورا ی مسلمانان، از لحاظ زمانی تفاوت دارد. به اعتقاد آنان، عاشورای یهود (کیپور)، روز دهم ماه تشرین (اولین ماه عبری) است. اما در نزد مسلمانان، این روز اعتبار دیگری دارد. بسیاری از اهل سنت، این روز را روزی مبارک و خجسته می دانند و بر این باورند که در این روز، خداوند، آدم و حوا را آفریده است؛ لذا روزه گرفتنِ در این روز را مستحب می دانند. ولی در نظر شیعیان، این روز، به جهت کشته شدن امام حسین (علیه السلام) در آن، شوم است؛ لذا این روز را روز حزن و اندوه قرار می دهند و در مساجد، برای امام حسین (علیه السلام)، نوحه سرایی و مرثیه خوانی می کنند.69 انتظار: در لغت، به معنی چشم به راه داشتن 70، و در اصطلاح چشم انتظاری برای فرا رسیدن ظهور موعود آخرالزمان است. هرچند که اعتقاد به مهدویت ، در بسیاری از ادیان و مذاهب وجود دارد، اما انتظار ، در فرهنگ شیعه، هویت یافته است. به اعتقاد مکتب شیعه، دوازدهمین وصی پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم)، در پس پرده غیبت است و در زمانی که فقط خدا می داند، ظهور خواهد کرد؛ لذا اعمال و مناسکی را جهت تعجیل در فرج آن حضرت، انجام می دهند. عاشورا و انتظار به مثابه دو فرهنگ روشن است که منظور از عاشورا، صرف واقعه ای که در آن، امام حسین (علیه السلام) و یارانش به شهادت رسیدند نیست. چه آن که، اگر با این رویکرد، سالگرد عاشورا را گرامی بداریم، آن را به سطح یک سنت، تنزل داده ایم. بنابراین عاشورا را باید به چشم حادثه ای نگریست که رفته رفته به شکل فرهنگی پایدار در آمده و بر باورهای اعتقادی، استوار گشته است؛ لذا می توان ادعا کرد که حادثه عاشورا، از سطح فرهنگ نیز گذشته و به مثابه یک مکتب درآمده است. در این فرهنگ و مکتب، مفاهیمی همانند عزت، ایثار، شجاعت، ایمان، عمل به تکلیف و... به برکت حماسه امام حسین (علیه السلام) و اصحابش، بسیار جلوه نمایی می کند. انتظار نیز به باور ما، بر مدار معنای لغوی و حتی بر محور اعتقاد تعبدی به ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، نمی گردد. انتظار در فرهنگ شیعی، مفهومی با تشعشعات همه جانبه است. در این باور، انتظار، صرفاً اعتقاد به ظهور منجی نیست؛ بلکه اعتقاد ی عملی و همراه با مسئولیت می باشد و مهمترین مسئولیت نیز، فراهم نمودن زمینه های ظهور و دعا برای فرج حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است. به این ترتیب، اعتقاد به ظهور، همراه با عمل به تکالیف، رنگ و بوی عبادی پیدا می کند؛ همان گونه که پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) فرموده اند: اِنتظارُ الفَرج عِباده 71٫ پس انتظار نیز همانند عاشورا، تبدیل به فرهنگ شده است؛ فرهنگی که در رأس آن، اعتقاد به غیبت و ظهور دوازدهمین ولیّ خداوند، قرار دارد. شخصیتهای اصلی فرهنگ عاشورا و انتظار چنان چه گذشت، عاشورا و انتظار از حد یک واقعه و عقیده عبور کرده و تبدیل به دو فرهنگ قوی و بالنده شده اند که امام حسین (علیه السلام) و حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، به عنوان قهرمانان و شخصیت های اصلی، در رأس آن ها قرار دارند. در واقعه کربلا، امام حسین (علیه السلام) مرکزیت جریان را بر عهده داشت. ایشان در تمام طول جریان کربلا- یعنی از زمانی که کاروان حسینی (علیه السلام)، به واسطه اجبار یزید بر اخذ بیعت، تصمیم به خروج از مدینه گرفت و در مسیر پر حادثه کربلا واقع شد، تا زمانی که حماسه خونین عاشورا به وقوع پیوست- محوریت اصلی را به دوش می کشید و تصمیمات به اراده ایشان، اتخاذ می شد. هر چند که در قیام عاشورا، خاندان آن حضرت، به ویژه حضرت زینب علیها السلام و حضرت ابوالفضل (علیه السلام) نیز هنرنمایی کرده اند، اما جملگی آنان، تحت پرچمی گرد آمده بودند که امام حسین (علیه السلام) به اهتزاز درآورده بود. اما در فرهنگ انتظار، قهرمان و شخصیت اصلی، حضرت حجت بن الحسن (علیهما السلام) است. در این فرهنگ، همان گونه که امام حسین (علیه السلام)، در جایگاه امامت، حماسه عاشورا را خلق کرد، حضرت حجت (علیه السلام) نیز از همان جایگاه، فرهنگ و عقیده انتظار را آفرید. پنهان شدن آن حضرت از نظرها، باعث شد که پیوسته شعله شور و اشتیاق به ظهور و دیدار آن حضرت، در قلوب منتظران و پیروان، زبانه کشد. در فرهنگ انتظار، همه عناصر، پیرامون شخصیت آن حضرت قرار می گیرد. سخن گفتن از تاریخ و فلسفه غیبت، دوران غیبت، مدت غیبت، ارتباط با نائبان خاص، شرایط و زمان ظهور، وظایف منتظران و هر موضوعی که در فرهنگ انتظار مطرح می شود، به صورت مستقیم به شخصیت حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مرتبط است. بدین ترتیب، هنگامی که از پیوند عاشورا و انتظار سخن می گوییم، به نوعی از پیوند امام حسین (علیه السلام) و حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) سخن گفته ایم؛ چه آن که، عاشورا و انتظار با نام این دو شخصیت الهی، قابلیت طرح و معنا پیدا می کند و اگر برای یک لحظه نام امام حسین (علیه السلام) و حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را از مفهوم عاشورا و انتظار جدا کنیم، برای این دو مفهوم، ماهیتی جز معنای لغوی، باقی نخواهد ماند. . منبع: تبیان مهدویت ...
نذرهای منسوخ شده محرم/ تصاویر
قمه زنی معروف ترین نذر خرافی محرم بود که در قالب دسته های بزرگ در شب های هفتم و هشتم و نهم و دهم در کوچه ها و محلات تهران انجام می شد. سحرگاه روز عاشورا هم دسته ها کفن به تن با چند بیرق و کتل رجزخوانان و نعره زنان خود را به امام زاده و حسینیه و تکیه شان می رساندند و سردسته هیئت ها با تیغ های سلمانی جلو آمده ابتدا اطفال تازه نذر شده و تیغ نذرداران را هر کدام چند تیغ به جلو سرهای تراشیده شده شان
نگاهی به تاریخچه پیدایش هیئت های عزاداری
بناگذاری شد. در زمان محمد رضا شاه، عزاداری آزاد ولی بسیار محدود شده و خروج دسته جات را منحصر به سه روز تاسوعا و عاشورا و یازدهم محرم نمودند و آن هم به خاطر استفاده از این فرصت برای تبلیغات سوء علیه عزاداری امام حسین علیه السّلام بود تا مراسم مذهبی و سنت های موروثی آباء و اجدادی ما را از بین ببرد و یا به شکل دیگری تغییر بدهد. منع عزاداری توسط رضا و محمد رضا شاه باعث ایجاد تشکل
عکس روز/ بی حرمتی آل خلیفه به نمادهای عزای حسینی
تا به حال جرات نکرده است آن را متوقف و یا خللی در آن ایجاد کند. این بیانیه نیز توسط روحانیون ارشد شیعیه از جمله آیت الله شیخ عیسی احمد قاسم، علامه سید عبدالله الغریفی و سید جواد الوداعی امضا شده است. همچنین در این بیانیه ذکر نشده است که چه کسی پرچم ها را حذف کرده است. اما شاهدان عینی، درگیریهایی را در روز سه شنبه میان جوانان و پلیس گزارش کرده اند. بنا به گزارش برخی از این شاهدان
اساتید دانشگاه های ایران برای توسعه پایدار بوکان هم اندیشی کردند
به گزارش خبرنگار کردپرس، این همایش صبح روز پنج شنبه (30 مهرماه) با حضور حمزه ایلخانی زاده از سرمایه گذاران و کار آفرینان مطرح کشور، نادر صفر زاده معاون توسعه مدیریت ومنابع انسانی استانداری آذربایجان غربی ،تعدادی از مدیران کل این استان، مسئولین ادارات و جمع کثیری از نخبگان،صاحبان صنایع و مردم بوکان در محل سالن سیمرغ برگزار شد. بیکاری در بوکان 10 درصد بیشتر از میانیگن استانی است همایش
رئیس حزب سوسیالیست کردستان ترکیه بعد از 35 سال تبعید به دیاربکر بازگشت
به گزارش کردپرس به نقل از خبرگزاری دوغان، "مسعود تک" رئیس حزب سوسیالیست کردستان ( PSK ) روز سه شنبه بعد از 35 سال اقامت اجباری در خارج از ترکیه به دلیل ممنوعیت فعالیت سیاسی، از طریق فرودگاه دیاربکر وارد ترکیه شد. وی که در جمع هواداران و فعالان سیاسی کرد ترکیه در فرودگاه دیاربکر سخنرانی می کرد، گفت: بعد از 35 سال توانستم به ترکیه برگردم. 35 سال است که به مبارزات خود در خارج از کشور
آن روی سکه ی بازسازی جاده منتهی به مرز مهران ؛ تکمیل زیرساختهایی که هنوز یک رویا است
کیلومتر و تعریض قسمتی از راه مهران به دهلران جزو برنامه های کوتاه مدت راه و شهرسازی بود که جز بخش های اندکی از آن باقی دست نخورده باقی مانده است. عزم ملی برای تکمیل جاده ی ایلام- مهران وجود ندارد شوهانی ادامه داد: وزیر راه و شهرسازی در سفری که به استان ایلام داشت، دستور تکمیل مسیر یاد شده را به پیمانکار اعلام کرد، اما با وجود انتخاب پیمانکار، پیشرفت فیزیکی مسیر کمتر از 25 درصد بوده است و
نگرانی کُردها از قطع کمک های نظامی کانادا
به گزارش کردپرس به نقل از گلوب اند میل، جاستین ترودو، که در روزهای آینده به عنوان نخست وزیر جدید کانادا سوگند یاد می کند، روز دوشنبه بر پایبندی خود به قولهایش در زمان کمپین انتخاباتی مبنی بر خروج از ائتلاف ضد داعش تاکید کرد. کردها از این که کانادا مستشاران نظامی خود را از اقلیم کردستان بیرون ببرد و به کمک های نظامی خود به اقلیم کردستان پایان دهد اظهار نگرانی کرده اند. جبار یاور، دبیر