سایر منابع:
سایر خبرها
20 هزار زائر ایرانی وارد کربلا شدند
وزارت کشور عراق از ورود بیش از 20 هزار زائر ایرانی برای شرکت در مراسم تاسوعا وعاشورای حسینی در کربلای معلی از طریق گذرگاه های مرزی دو کشور خبر داد. به گزارش ایرنا، سرهنگ سعد معن سخنگوی رسمی وزارت کشور عراق پنجشنبه شب در بیانیه ای اعلام کرد که این تعداد زائر ایرانی از طریق چهار گذرگاه مرزی دو کشور بویژه از مرز شلمچه، چزابه و مهران وارد عراق شده اند. وی گفته است که اداره
برقی کردن خط آهن گرمسار/ افزایش توان حرارتی نیروگاههای ایران
/> وی با اشاره جمع بندی مذاکرات از اجرای دو طرح آزمایشی برقی کردن خط آهن گرمسار- اینچه برون و افزایش توان حرارتی نیروگاه های ایران توسط روسها خبر داد و گفت: پروژه های مشترک ایران و روسیه رقمی حدود 25 تا 30 میلیارد دلار است و زمینه مناسب برای تنظیم یک بسته مالی در این سفر فراهم شده است. واعظی با اشاره به ارایه فاینانس به میزان 5 میلیارد دلار از سوی وزیر امور اقتصاد و دارایی روسیه گفت
انسان براساس بینش خود تصمیم می گیرد/ باورهای انسان مبنای زندگی او خواهد بود
به گزارش تیتر یک به نقل از هادیان البرز ، آیت الله سید محمد مهدی حسینی همدانی نماینده ولی فقیه در استان البرز در مراسم سوگواری حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام گفت : باورهای هر انسانی٬ مبنای شیوه زندگی او خواهد بود. انسان بر اساس نوع بینش خود با مسائلی که در طول زندگی او اتفاق می افتد٬ مواجه شده و تصمیم گیری می کند. وی افزود: تصمیم کسی که توحید محور و به معاد نیز معتقد است با کسی که امانیسم
پیام رهبر انقلاب درخصوص برجام موضع ملت ایران است
کوتاهی این حادثه مجرم است و باید در دادگاه بین المللی محاکمه شود. خطیب موقت نماز جمعه تهران خطاب به آل سعود گفت: اولاً چرا راه را بستید که این فاجعه را برای جهان اسلام آفریدید. شما 4 هزار و 500 دوربین داشتید و جای جای منا را به صورت زنده مشاهده می کردید. چرا کمک رسانی نکردید و به داد جانباختگان نرسیدید. وی تأکید کرد: ما در هر چیزی که شک داشته باشیم در قصور دولت سعودی شکی
مردم و انقلاب ایران نفوذ ناپذیرند
رعایت کنند. آیت الله صفایی بوشهری با اشاره به تلاش آمریکا و کشورهای استکباری برای اجرای پروژه نفوذ و براندازی فوق نرم در ایران، اضافه کرد: آمریکا و هم پیمانانش در این موافقتنامه به دنبال ایجاد روزنه های نفوذ هستند. وی افزود: دشمن به دنبال ایجاد شکست در ساختارهای نظام هستند و می خواهند نظام را متلاشی کنند، بیان کرد: مقام معظم رهبری ضعف های برجام را ذکر کردند و دولت و مجلس باید به
(اول و دوم محرم).ماه محرم رسید...ماه خون....ماه آزادی و آزادگی و ماهی که به بشریت درس استقامت وصبر داد
----باز نشر--- گردآوری و تنظیم: مجید کریمی /*/ محرم ماه شور و شعور و عشق و فریاد است.ای ماه خون، دوباره می آیی و سکوت تاریخ را در هم می شکنی و بغض ناله را از حنجره ها آزاد می سازی.بانگ کاروانت به گوش می آید و عاشقان را دوباره به مهمانی فرا می خوانی.سلام بر حسین سید و سالار شهیدان و یاران باوفایش. آن اصحاب شهادت طلبش که مصداق واقعی آگاهی و ایمان و شجاعت و فداکاری بودند، چه آن هایی که در رکابش به فیض شهادت رسیدند و چه آن هایی که پیش از عاشورا شهید شدند. با توجه به ورود امام حسین(علیه السلام) و یارانش در روز دوم محرم به کربلا و شهادتشان در روز دهم، شیعیان دهه اول این ماه را به یاد آنان و ذکر مصیبتشان به سوگواری و عزاداری ویژه ای می پردازند و در بزرگداشت شهدای کربلای سال 60 هجری هر روز از دهه اول ماه محرم اختصاص به یکی از بزرگان و شهیدان نهضت جاویدان و ماندگار عاشورا دارد. روز اول: مسلم بن عقیل (علیه السلام) روز دوم: ورود کاروان به کربلا روز سوم: حضرت رقیه (علیه السلام) روز چهارم: حضرت حر و طفلان حضرت زینب (علیه السلام) روز پنجم: حضرت عبدالله بن الحسن و اصحاب روز ششم: حضرت قاسم بن الحسن(علیه السلام) روز هفتم: حضرت علی اصغر (علیه السلام) و روضه عطش روز هشتم: حضرت علی اکبر(علیه السلام) روز نهم: حضرت عباس(علیه السلام) روز دهم: حضرت اباعبدالله (علیه السلام) و شام غریبان روز یازدهم: حرکت کاروان از کربلا روز دوازدهم: ورود کاروان به کربلا روزسیزدهم: مصائب امام سجاد و حضرت زینب(س) در کوفه و شام این ترتیب نامگذاری، معروف ترین شکل آن است که اکثر هیأت ها بر طبق آن عزاداری می کنند، ولی از آنجایی که این نوع نامگذاری دلیل خاصی ندارد، صورت های دیگری نیز برای آن دیده شده است، مثلاً جابجایی در روزها و یا ذکر مصیبت دیگر اصحاب امام مثل حبیب بن مظاهر و... و هدف از همه این برنامه ها زنده نگه داشتن حماسه ای است که آفریدند. روز هشتم ذی الحجه امام حسین(ع) از مکه معظمه عزم سفر کردند طی منازل مختلف از هشتم ذی حجه تا دوم محرم منازلی از قبیل : منزل صفاح –وادی عقیق و ذات عرق – وادی حاجز –خزیمیه – زرود –ثعلبیه – زباله ( و دیدار با هلا ل بن نافع و فرزدق -) - عقبه – شراف – ذوحسم – بیضه – عذیب هجانات – قصر مقاتل و دیداربا عمروبن قیس – قطقطانه را با کاروان حسینی طی نمودند. روز اول: به یاد مسلم بن عقیل - آغاز ایام حسینی -امام حسین علیه السلام در راه کربلا -قیام مردم مدینه بر علیه یزید مسلم پیشاهنگ نهضت کربلا و سفیر امام حسین (علیه السلام) به سوی مردم کوفه بود. او که در عرفه شهید شد تا دعای عرفه امامش را تفسیر کند و حماسه مسلم بودن و تسلیم نشدن را بیافریند. مسلم بن عقیل اسوه همه کسانی است که در زندگی به هدف هایی والاتر از دنیا اعتقاد دارند و ارزش هایی متعالی را می جویند. او الگوی عمل به وظیفه، اطاعت از امام و بنده بودن و بندگی کردن است. نام مسلم یادآور همه خوبی ها، رشادت ها و جوانمردی هاست. در حدیثی از پیامبر (ص) خطاب به امیر المؤمنان (ع) آمده است: من عقیل را دوست دارم، یکی به خاطر خودش و یکی هم به خاطر این که پدرش ابوطالب او را دوست می داشت. فرزند او کشته راه محبت فرزند تو خواهد شد، چشم مؤمنان بر او اشک می ریزد و فرشتگان مقرب پروردگار بر او درود می فرستند به شهر کوفه گشتم بی کس و بی یار، می گریم غریبانه من سر بر دل دیوار، می گریم اگر این است رسم میهمانی کردن کوفی گذشت از من به حال سید ابرار می گریم ندای باغبان کاروان هر دم بگوش آید به حال زینب و این کوچه و بازار می گریم برای قتل من شوری به پا گردیده در کوفه به طفلان و جوانان شه ابرار می گریم نوشتم نامه یابن عم بیا کوفه، میا کوفه ولی صد حیف بگذشت است کار از کار، می گریم روز دوم: کاروان اباعبداللَّه الحسین (ع) به کربلا رسید -ورود امام حسین علیه السلام به کربلا -نامه امام حسین علیه السلام برای اهل کوفه گرمای سوزان کویر، بدن های خسته کاروانیان را می آزارد و خورشید آرام، آرام خود را در تنگنای افق جای می دهد، کاروان توقف کرد، صدایی پرسید: این جا کجاست؟ پاسخ آمد: اینجا کربلاست! آری اینجا کربلاست، اینجا بهشت سرخ بدن های بی سر است، اینجا نگارخانه گل های پرپر است، اینجا حریم قرب شهیدان داور است. حسین(علیه السلام) آمد با اهل بیتش، عباس و زینبش، اکبر و اصغرش، رقیه و سکینه اش، ...، دل کویر در تب و تاب و چهره آسمان درهم شده است. زمین بغض خود را فرو می خورد و فرات آرام و بی صدا اشک می ریزد. امام حسین علیه السلام در روز پنجشنبه دوم محرم الحرام سال 61 هجری به کربلا وارد شد.1 عالم بزرگوار “سید بن طاووس” نقل کرده است که: امام علیه السلام چون به کربلا رسید، پرسید: نام این سرزمین چیست؟ همینکه نام کربلا را شنید فرمود: این مکان جای فرود آمدن ما و محل ریختن خون ما و جایگاه قبور ماست. این خبر را جدم رسول خدا صلی الله علیه و آله به من داده است.2 در این روز “حر بن یزید ریاحی” ضمن نامه ای “عبیداللّه بن زیاد” را از ورود امام علیه السلام به کربلا آگاه نمود. . در این روز امام علیه السلام به اهل کوفه نامه ای نوشت و گروهی از بزرگان کوفه که مورد اعتماد حضرت بودند را از حضور خود در کربلا آگاه کرد. حضرت نامه را به “قیس بن مسهّر” دادند تا عازم کوفه شود.3 اما ستمگران پلید این سفیر جوانمرد امام علیه السلام را دستگیر کرده و به شهادت رساندند. زمانی که خبر شهادت قیس به امام علیه السلام رسید، حضرت گریست و اشک بر گونه مبارکش جاری شد و فرمود: “اللّهُمَّ اجْعَلْ لَنا وَلِشِیعَتِنا عِنْدکَ مَنْزِلاً کَریما واجْمَعْ بَینَنا وَبَینَهُمْ فِی مُسْتَقَرٍّ مِنْ رَحْمَتِکَ، اِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیی ءٍ قَدیرٌ؛ خداوندا! برای ما و شیعیان ما در نزد خود قرارگاهِ والایی قرار ده و ما را با آنان در جایگاهی از رحمت خود جمع کن، که تو بر انجام هر کاری توانایی.”4 در اوایل ماه محرم سال 61 قمری، لشکریان عبیداللَّه بن زیاد به فرماندهی حُرّ بن یزید ریاحی با آن حضرت مواجه شده و مانع پیش روی آن حضرت به سوی کوفه شدند. گرچه حرّ بن یزید، مأموریت داشت با امام حسین (ع) برخورد شدید نماید ولیکن رفتار وی با امام بر رِفق و مدارا بود. از این رو حرّ و لشکریانش در نماز جماعت امام حسین (ع) شرکت می کردند و به خطبه های دلنشین وی گوش جان می سپردند و این دو سپاه چند روز بدون هیچ گونه مشکلی در کنار هم بودند. امّا عبیداللَّه بن زیاد که در جنگ با اباعبداللَّه الحسین (ع) اصرار فراوان داشت، نامه ای به حرّ بن یزید نوشت و وی را مأمور سخت گیری بر امام حسین (ع) نمود. حرّ بن یزید نیز طبق فرمان، راه را بر امام حسین (ع) و یارانش مسدود نمود و آنان را به سوی منطقه خشک و بی حاصلی به نام کربلا هدایت کرد و در آن جا آنان را در محاصره خویش قرار داد. قافله امام حسین (ع) چون به سرزمین کربلا رسیدند، آن حضرت پرسید: این زمین چه نام دارد؟ عرض کردند: کربلا. آن حضرت تا نام کربلا را شنید، فرمود: اَللّهمَّ اِنّی اَعوُذُ بِکَ مِنَ الْکَرْبِ وَ الْبَلاءِ. و سپس فرمود: این، موضع کَرْب و بَلا و محلّ محنت و عِنا است. فرود آیید که این جا منزل و محل خیمه های ما است و این زمین، جای ریختن خون ما است و در این مکان قبرهای ما واقع خواهد شد. جدّم رسول خدا (ص) مرا به این امور خبر داد. به ناچار، آن حضرت و یاران و اصحابش در روز پنج شنبه دوم محرم الحرام سال 61 قمری در آن سرزمین فرود آمدند و حرّ بن یزید نیز با سپاهیانش در مقابل آن حضرت، خیمه زدند. به گوشم می رسد هر لحظه آوای خدا اینجا مران ای ساربان محمل که باشد کربلا اینجا دلا حجاج بیت الله خون، احرام بر بندید که کامل می شود با زخم تن حج شما اینجا شما حجاج بیت الله خون هستید و می بینم که جای موی سر، سرتان گردد جدا اینجا نه تنها حج ما قربانی پیر و جوان دارد شود قربانی شش ماهه تقدیم خدا اینجا ز شمشیر هزاران قاتل خونخوار می بینم هزاران بار گردد اکبرم جانش فدا اینجا به موج خون میان قتله گه با پیکر بی سر زنم از حنجر ببریده خواهر را صدا اینجا به پاس اجر سقایی و قانون علمداری شود با تیر و خنجر حق عباسم ادا پیدا کند این امت گم کرده ره تا راه خود اینجا درخشد راس هفتاد و دو مصباح الهدی اینجا ندای ارجعی را در یم خون می دهم پاسخ که می آید به گوشم از خدا دائم ندا اینجا 1٫ الامام الحسین و اصحابه، ص194؛ البدء والتاریخ، ج6، ص10٫ 2٫ اللهوف، ص35٫ 3٫ مقتل الحسین مقرّم، ص 184٫ 4٫ بحارالانوار، ج44، ص381٫ گردآوری وتدوین:مجید کریمی ...
100 توصیه مهم رهبری به هیات های عزادارای
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی در مقاطع مختلف تاریخی همواره بیانات و رهنمودهایی پیرامون هنر شعر و مداحی و چگونگی اداره هیات های عزاداری داشته اند. گزیده ای از این بیانات به شرح زیر است: اهمیت و نقش هیئات مذهبی *اجتماعات دینی: ما مسلمانها و بخصوص ما شیعیان، امتیازی داریم که دیگر ملیتها و ادیان این امتیاز را به قدر ما ندارند و آن عبارت است از اجتماعات دینی که به شکل
مکاتبه افشاگرانه و کوبنده امام حسین علیه السلام با معاویه
مروان بن حکم که در مدینه عامل و فرماندار معاویه بود، برای معاویه نوشت: عمرو بن عثمان می گوید: رجال عراق و بزرگان حجاز نزد حسین ابن علی رفت و آمد می کنند و از قیام حسین نمی توان در امان بود. من در این باره تحقیق کرده ام و این طور فهمیده ام که حسین فعلا در صدد مقام خلافت نیست ولی از اینکه مبادا بعدا فکر خلافت به سرش بزند مطمئن نیستم. اکنون تو نظر خود را برای من بنویس، و السّلام. معاویه در جوابش نوشت: نامه تو رسید و از مندرجاتش که در باره حسین بود اطلاع حاصل شد. مبادا درباره هیچ موضوعی متعرض حسین شوی. مادامی که حسین کاری با تو نداشته باشد تو نیز او را به حال خود بگذار. زیرا ما تا هنگامی که حسین به بیعت ما وفا کند(صلح امام حسن علیه السلام) و با پادشاهی ما مخالفت نکند، متعرض وی نخواهیم شد. مادامی که حسین مزاحم تو نشود تو خویش را از او پنهان بدار، و السّلام. *** سپس معاویه نامه ای برای امام حسین علیه السّلام نوشت که مضمون آن این بود: اموری در مورد تو به من رسیده است، اگر سخنانی که درباره تو گفته شده حقیقت داشته باشد، گمان می کنم به صلاح تو باشد که از آن کارها خود داری کنی. اگر این سخنانی که در مورد تو به گوش من رسیده باطل باشد که حتما هم باطل است، زیرا تو از این گونه سخنان برکناری، نفس خود را موعظه کن! متوجه خود باش! به عهد و پیمان خود وفا کن! زیرا اگر تو منکر من شوی من نیز منکر تو خواهم شد. اگر تو نسبت به من مکر و حیله کنی من هم در مورد تو این کار را خواهم کرد. بترس از اینکه ما بین این امت اختلاف ایجاد کنی و ایشان را به دست خود دچار فتنه و آشوب نمایی. تو که از بی وفایی این مردم خبر داری و آنان را امتحان کرده ای، پس مراقب خود و دین خود و امت محمّد باش! مبادا افراد سفیه و نادان تو را آلت دست قرار دهند. *** هنگامی که این نامه معاویه به امام حسین علیه السّلام رسید، در جوابش نوشت: نامه تو به من رسید، نوشته بودی: اخباری از من به تو رسیده که از آن ها بیزاری و من به نظر تو به غیر آن امور سزاوارم. کارهای نیک را نمی توان جز با راهنمایی و توفیق خدا انجام داد. اما اینکه نوشته بودی اخباری از من به تو رسیده است. این گونه سخنان را افراد سخن چین و متملق و فتنه انگیز برای تو گفته اند، زیرا من تصمیم به جنگ و مخالفت با تو ندارم. ولی به خدا قسم در عین حال من از اینکه با تو مبارزه نکنم می ترسم و گمان نمی کنم که خدا راضی باشد، من از جنگیدن با تو دست بردارم و عذر مرا در مورد ترک مبارزه با تو و این گروه ملحد که حزبی ستمکار و دوستان شیاطین هستند، بپذیرد. آیا تو همان معاویه ای نیستی که حجر ابن عدی را به همراه آن افرادی که اهل نماز و عبادت بوده و با ظلم و بدعت مخالف بودند و در راه خدا از هیچ گونه ملامتی باک نداشتند، شهید کردی؟ تو آنان را با ظلم و دشمنی در حالی کشتی که پیمان های محکمی با ایشان بسته بودی و امان های کامل به آنان داده بودی که ایشان را به خاطر حوادث قبلی که بین تو و آنان رخ داده بود و بغض و کینه ای که از ایشان در دل داشتی، مؤاخذه نکنی. آیا تو همان معاویه ای نیستی که عمرو بن حمق را شهید کردی؟ در حالی که وی از اصحاب پیامبر خدا صلّی اللّه علیه و آله به شمار می رفت و رنگش از کثرت عبادت زرد شده بود؟ تو این جنایت را وقتی انجام دادی که به وی امان داده بودی، تو عهد و پیمان و اطمینانی از طرف خدا به او داده بودی که اگر آن ها را به یک پرنده می دادی از سر کوه به نزد تو فرود می آمد. سپس او را با نامردی شهید نمودی و جرات پیدا کردی و با عهد و پیمان خدای تعالی مخالفت کرده و آن تعهد را ناچیز شمرده و نادیده گرفتی. آیا تو همان معاویه ای نیستی که زنازاده ای چون زیاد را بر عراق و بصره مسلط کردی تا دست و پاهای مردم را قطع نماید، چشم های آنان را از کاسه درآورد، ایشان را بر فراز شاخه های درخت خرما به دار بزند. گویا، تو از این امت نیستی و آنان هم از تو نیستند. آیا تو همان معاویه ای نیستی که یار قبیله حضرمی ها بودی و زیاد بن سمیه برای تو نوشت: قبیله حضرمی ها متدین به دین حضرت علی بن ابی طالب علیه السّلام هستند و تو در جوابش نوشتی: هر کس را که به دین علی است به قتل برسان. زیاد به دستور تو آنان را شهید و مثله نمود، و حال آنکه به خدا قسم، دین علی همان دینی است که تو و پدرت به واسطه شمشیر آن مسلمان شدید. به واسطه دین علی است که تو در مقام خلافت آن جلوس کرده ای. اگر دین علی نبود، شرافت و شخصیت تو و پدرت همان مسافرت زمستانی و تابستانی بود که از مکه به شام می کردید و بدین وسیله خویش را از گرسنگی و بی نوایی نجات می دادید. اما اینکه نوشته بودی: من به خودم و دین حضرت محمّد صلّی اللّه علیه و آله و امت آن بزرگوار نظری کنم و از تفرقه این امت و اینکه به وسیله من دچار فتنه گردند بپرهیزم، من برای این امت فتنه ای بزرگ تر از این نمی بینم که تو خلیفه آنان باشی. من نظری را برای خودم و دینم و امت حضرت محمّد بهتر از این نمی بینم که با تو بجنگم؛ اگر من با تو جهاد کنم، قربهً الی اللّه تعالی جهاد می کنم و اگر جهاد با تو را ترک کنم، باید برای این گناه از پروردگارم طلب مغفرت کرده و از او بخواهم که مرا هدایت کند. اما اینکه نوشته بودی: اگر من منکر تو گردم تو نیز منکر من خواهی شد، تو هر مکر و حیله ای که به نظرت می رسد درباره من به کار ببر. من امیدوارم که مکر و حیله تو به من ضرری نخواهد رسانید. و ضرر آن برای تو از همه بیشتر خواهد بود، زیرا تو بر اسب جهالت خویش سوار و بر شکستن عهد و پیمان خویشتن حریص شده ای! به جان خودم قسم که تو به هیچ شرطی وفا و عمل ننموده ای! زیرا عهد و پیمان خود را شکستی و آن افرادی را که با آنان صلح نمودی بعد از آن همه قسم هایی که خوردی و تعهدهایی که کردی و اطمینان هایی که دادی شهید نمودی! تو آنان را بدون اینکه با کسی بجنگند شهید کردی، تو ایشان را بدین علت کشتی که فضایل و مناقب ما را نقل می کردند و حق ما را بزرگ می داشتند. ای معاویه! مواظب باش که از تو قصاص خواهد شد و یقین داشته باش که حساب تو را خواهند رسید. بدان! خدای تعالی نامه اعمالی ترتیب داده که هیچ گناه کبیره و صغیره ای نیست مگر اینکه آن را به حساب خواهد آورد. خدا این جنایات تو را فراموش نخواهد کرد. جنایاتی که به مردم ظنین می شوی، به دوستان خدا تهمت می زنی و آنان را می کشی، دوستان خدا را از خانه هاشان به دیار غربت تبعید می کنی، مردم را مجبور می کنی با پسرت که کودکی است نورس و شراب خوار و سگ باز بیعت کنند، من تو را این گونه می بینم که خود را دچار زیان خواهی کرد، و دین خود را از دست خواهی داد، با رعیت خویش حقه بازی خواهی نمود، در امانت خود خیانت خواهی کرد، گوش به سخن شخص سفیه و نادان می دهی و افراد پرهیزکار را به خاطر این گونه تبهکاران دچار ترس می کنی، و السّلام. *** هنگامی که معاویه نامه امام حسین علیه السّلام را خواند گفت: حقیقتاً که در سینه حسین بغض و کینه ای است که من آن را نمی شناسم! یزید به معاویه گفت: جوابی برای حسین بنویس که خود را کوچک ببیند و در این نامه حسین را از کارهای بدی که پدرش انجام داد آگاه کن. در همین موقع بود که عبد اللّه ابن عمرو بن عاص وارد شد. معاویه به او گفت: نامه ای را که حسین نوشته دیدی؟ گفت: مگر چه نوشته؟ وقتی معاویه آن نامه را برایش خواند، عبد اللّه به معاویه گفت: چه مانعی دارد تو جوابی برای حسین بنویسی که باعث شود به چشم حقارت به خود بنگرد؟ عبد اللّه این سخن را برای خوش آمد معاویه گفت. یزید به معاویه گفت: اکنون نظر من چطور است؟ معاویه خندید و به عبد اللّه گفت: یزید هم همین عقیده تو را دارد. عبد اللّه گفت: عقیده یزید صحیح است. معاویه گفت: نظر هر دوی شما خطا است. به نظر شما اگر من بخواهم عیوب علی را بگویم، مثلا چه می توانم بگویم؟ شخصی مثل من نباید عیبی را بگوید که در وجود کسی نباشد، یا اینکه نداند چه عیبی در وجود او است. اگر من عیب شخصی را بگویم که مردم آن را نمی دانند، باکی برای صاحب آن نخواهد بود و مردم به آن عیب اهمیتی نمی دهند، بلکه آن را تکذیب می کنند. من چگونه عیب حسین را بگویم، در صورتی که به خدا قسم عیبی در وجود او نیست. نظر من این بود که نامه ای به حسین بنویسم و او را تهدید کنم. سپس نظر خود را عوض کرده و تصمیم گرفتم که با وی لجاجت نکنم. (منبع: بحار الانوار ج 44 ص 212 به نقل از رجال کشّی) ...
دمای لپ تاپ شما بالاست!راهنمای عیب یابی و تعمیر لپ تاپ هایی که زیاد داغ می کنند
ورود و خروج هوا و فن لپ تاپ و در میان پره های خنک کننده مقصر اصلی در محدود کردن جریان هوا و داغ کردن لپ تاپ است. تمیز کردن آن ها نیز بهترین راه حل خواهد بود. پس سریع دست به کار شوید و لپ تاپ را وارونه کرده و ببینید در پشت بدنه چه مشاهده می کنید. پیچ مربوط به محل فن لپ تاپ را باز کنید. حالا باید قادر باشید فن را از محل خود خارج کرده و همه چیز را با استفاده از اسپری هوای فشرده از گرد و غبار
حسین زینل زاده مشاور پیمانکار سنگ آهن: امادراین مکان تنها کسانی که متضرر میشوندمردم بافق هستند/سنگ آهن ...
قاضی نرفته باشیم ولی مدیران یا نیازی به پاسخگویی ندیدند یا همه اینها قصه لحاف ملا نصرالدین است و.... ضرغامی خبرنگار یزدفردا "مشاورkdd:ناتوانی وضعف کارفرمادرتامین فاینانس مانع از پیشرفت طرح است نوعی عوام فریبی دربافق راه اندازی شده است. طرح مجتمع گندله سازی سه چاهون پس ازگذشت سه سال ازآغازعملیات اجرایی تاکنون پیشرفت ناچیزی داشته واخیرامنجربه باطل شدن قراردادسنگ آهن مرکزی به عنوان
راه های استفاده از معافیت واحدهای فناوری اطلاعات حسب قانون
بسمه تعالی شأنه راه های استفاده از معافیت واحدهای فناوری اطلاعات حسب قانون قدیم مالیاتهای مستقیم و قانون جدید مالیاتهای مستقیم یزدفردا" حمید صالحی فیروزآبادی"عضو سازمان نظام صنفی رایانه ای استان یزد: با توجه به رویکرد دولت به جایگزینی جذب درآمد از طریق مالیات بجای فروش نفت که البته رویکرد درست و بجایی نیز هست، بحث تشخیص مالیات و پرداخت آن هم برای دولت بعنوان طلبکار از شرکتها و فروشگاه
نتیجه بررسی سانحه هواپیمای ایران 140 مشخص شد؛ عدم رعایت سامانه های ایمنی
سعید فتحی سرپرست یزدفردا طبس/ معاون وزیر راه و شهرسازی از نهایی شدن بررسی دلیل وقوع سانحه سقوط ایران 140 خبر داد و گفت: با بررسی سانحه این هواپیما مشخص می شود باید بیشتر بر رعایت سامانه ایمنی و تقویت سامانه های ایمنی تأکید شود تا چنین سوانحی رخ ندهد. علی عابدزاده درباره آخرین جزئیات بررسی سانحه سقوط هواپیمای ایران 140 که 19 مرداد سال گذشته و در حوالی فرودگاه مهرآباد رخ داد، اظهار داشت: همه
آیا بعد از فاجعه منا، می توان حج را تعطیل کرد؟
دَرَاهِمَ فِی شَیْ ءٍ مِنْ سَبَبِ الْحَجِّ أَنْفَقَ خَمْسَهً وَ تَصَدَّقَ بِخَمْسَهٍ أَوْ قَصَّرَ فِی شَیْ ءٍ مِنْ نَفَقَتِهِ فِی الْحَجِّ فَیَجْعَلُ مَا یَحْبِسُ فِی الصَّدَقَهِ فَإِنَّ لَهُ فِی ذَلِکَ أَجْراً. (حر عاملی، وسائل الشیعه، ج 11، ص 115) سعید السمان از امام صادق پرسش می نماید: حج برتر است یا صدقه؟. امام صادق، پاسخ میفرمایند: صدقه در راه خدا چه کار خوبی است؟ و این جمله را سه
دانلود نوحه های یزدی " دانلود نوحه استاد حسین سعادتمند(21) :غصه حجران
یزدفردا :دانلود نوحه های یزدی " انتشار نوحه های محله فهادان یزد که توسط شادروان حسین سعادتمند اجرا شد است با همراهی شرکت کی پاد(پیشگامان امن افزار)
آلزایمر مصلحتی!!
زبان دراز هفته نامه آیینه یزد خدا اموات همه را رحمت کند از جمله مرحوم ابوی که می فرمودند: قدما نکته ای را در هیچ موردی فرو گذار نکرده و برای ما یادآوری نموده اند. مثلاً وقتی در مورد فردی یا جایی که خیلی پرهزینه و پرخرج اما بهره وری و بازدهی کم باشد. قدما می فرمودند: آفتابه و لگن هفت دست، شام و ناهار هیچی. باز پیشینیان می گفتند: کور خود و بینای مردم صدا و سیما بارها می گوید: آمار تورم، گرانی و بیکاری، فقر، کارتن خوابی در اروپا و آمریکا بیداد می کند و جالب تر آنکه واحد مرکزی خبر با بینوایان لندن هم مصاحبه می کند گرچه بعضی از آنها بسیار لباسشان شیک تر و سر لپشان هم قرمزتراز حقیر سراپا تقصیر است. اما چند روز است شورش مردم در یکی از شهرهای آمریکا در اعتراض به ضرب و جرح سیاهپوستی که در راه زندان مرد!! در صدر اخبار صداوسیما جا خوش کرده تا جایی که در خبرها گفته می شود و تکرار می گردد و حوادث کشورهای مسلمان نشین را تحت الشعاع قرار داده است. ما که [ندید بدید] هستیم می گفتیم: امروز، فردا حکومت آمریکا ساقط می شود و فیدل کاسترو کوبایی یا خلیفه و جانشین چاوز ونزوئلایی بزودی حکومت موقت را دست می گیرند و جناب ظریف هم برای جشن مراسم تاجگذاری قدم زدن و دست دادن به این و آن عازم واشنگتن می شود. راستی علت اعتراضات کشته شدن یک نفر در بازداشتگاه چی بود؟! لعنت به آلزایمر ولی یادم میاد که گفته اند دادستان آمریکا علیه پلیس اعلام جرم کرد. در آن مورد آلزایمری هم چیزی به یاد ندارم که به عرض خوانندگان برسانم!! زبان دراز ...
دانلود نوحه های یزدی " دانلود نوحه استاد حسین سعادتمند(24) :حسین در کربلا عریان و بی سر
یزدفردا :دانلود نوحه های یزدی " انتشار نوحه های محله فهادان یزد که توسط شادروان حسین سعادتمند اجرا شد است با همراهی شرکت کی پاد(پیشگامان امن افزار)
چرا امام حسین(ع) در آغاز حرکت، از مدینه به مکّه رفتند؟
یکی از مواردی که در تاریخ شیعه بسیار اهمیت دارد، بحث حرکت امام حسین (ع) از مدینه به سمت مکه و سپس حرکت از مکه به سمت کوفه است. با فرا رسیدن ایام عزای حسینی (ع) و همچنین برنامه سخت دشمنان اهل بیت (ع) برای شبهه افکنی و کم اثر جلوه دادن قیام عاشورا ، برآن شدیم تا به تعدادی از سؤالات و شبهات مختلف در سلسله پرسش هایی عاشورایی پاسخ دهیم .یکی از مواردی که در تاریخ شیعه بسیار اهمیت دارد، بحث حرکت امام حسین (ع) از مدینه به سمت مکه و سپس حرکت از مکه به سمت کوفه است. قیام امام حسین (ع) به عنوان نقطه عطفی در تاریخ شیعه و اسلام محسوب می شود. زیرا این حرکت باعث حفظ اسلام واقعی از انحرافات ایجاد شده در زمان بعد از رسول خدا (ص) می باشد. ماجرای بیعت یزد از امام حسین در نیمه دوم ماه رجب سال 60 هجری، یزید در نامه خود به ولید بن عتبه (فرماندار مدینه) خواسته بود که حتماً از چند نفر مخالف خود که یکی از آنها امام حسین(ع) بود، بیعت گرفته شود و بدون بیعت رها نشوند.(1) اما بعد فخذ حسیناً و عبداللَّه بن عمر و عبداللَّه بن الزبیر بالبیعه اخذاً شدیداً لیست فیه رخصه حتی یبایعوا و السلام . ولید بن عتبه (فرماندار مدینه) وقتی دستور یافت تا از امام حسین (علیه السلام) برای یزید بیعت بگیرد. حضرت فرمود ... یزید فردی است شرابخوار و فاسق که به ناحق خون می ریزد و اشاعه دهنده فساد است و دستش به خون افراد بی گناه آلوده گردیده و شخصیتی همچون من با چنین مرد فاسدی بیعت نمی کند. ولید گرچه با خوی مسالمت جویانه خود حاضر به آغشته کردن دست خود به خون امام حسین(ع) نبود؛ (2) اما در مدینه افراد باند اموی به ویژه مروان بن حکم که ولید در موارد سخت و از جمله این مورد با او مشورت می کرد ،- او را به شدّت تحت فشار قرار می دادند تا خون امام(ع) را بریزد؛ چنان که در همان آغاز وصول نامه، وقتی ولید با مروان مشورت کرد، مروان گفت: نظر من آن است که در همین لحظه به دنبال این چند نفر فرستاده و آنان را ملزم به بیعت و اطاعت از یزید کنی و اگر مخالفت کردند، قبل از آنکه از مرگ معاویه مطلع شوند، سرهای آنها را از تن جدا کنی؛ زیرا اگر آنان از مرگ معاویه با خبر شوند، هر کدام به طرفی رفته و اظهار مخالفت کرده و مردم را به سوی خود دعوت می کنند.(2) وقتی مروان بن حکم بیعت با یزید را از حضرت درخواست کرد امام حسین(علیه السلام) فرمود: ای دشمن خدا! دور شو، من از رسول خدا شنیدم که فرمود : خلافت بر فرزندان ابوسفیان حرام است. اگر معاویه را بر فراز منبر من دیدید او را بکشید. و امت او چنین دیدند و عمل نکردند و اینک خداوند آنان را به یزید فاسق گرفتار کرده است . امام حسین(علیه السلام) در شب 28 رجب سال 60 هجری همراه با بیشتر خاندان خویش و بعضی یاران، پس از وداع با جدش پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) از مدینه به طرف مکه حرکت کرد . بنابراین، امام حسین(ع) با توجه به نامناسب بودن شرایط مدینه برای اظهار مخالفت علنی و قیام و نیز در خطر بودن جان خود در این شهر بدون امکان حرکتی مؤثر، تصمیم به ترک آن گرفت و از آیه ای که در هنگام خروج از مدینه قرائت کرد، این نکته – که ترک این شهر به علّت عدم احساس امنیت بوده است – آشکار می شود. فخرج منها خائفاً یترقب قال رب نجنی من القوم الظالمین قصص (28)، آیه 21٫؛ موسی از شهر خارج شد، در حالی که ترسان بود و هر لحظه در انتظار حادثه ای عرض کرد: پروردگارا! مرا از این قوم ظالم نجات بده . دلایل انتخاب سفرامام به مکه : هنوز مردم شهرهای مختلف از مرگ معاویه مطلع نشده بودند و تلاش های جدی مخالفان برای اظهار مخالفت با یزید آغاز نشده بود. هنوز امام حسین(ع) دعوتی از شهرهای دیگر و از جمله کوفه نداشت. امام(ع) باید مکانی را برای هجرت خود انتخاب می کرد که بتواند آزادانه و در کمال امنیّت در آنجا دیدگاه های خود را ابراز کند. طبق آیه صریح قرآن و من دخله کان آمناً آل عمران (3)، آیه 97٫ مکه حرم امن الهی بود. با توجه به سرازیر شدن مسلمانان از سرتاسر مملکت اسلامی برای انجام اعمال عمره و همچنین نزدیک شدن ایام حج تمتع و حضور مردم برای انجام مناسک حج ، امام حسین(ع) به خوبی می توانست با گروه های مختلف دیدار کرده و علّت مخالفت خود با دستگاه اموی و یزید را برای آنها تبیین کند و نیز گوشه هایی از معارف اسلامی را برای آنها بیان نماید. در ضمن با گروه های مختلف شهرهای اسلامی از جمله کوفه و بصره در ارتباط باشد. و در آخر امام حسین(علیه السلام) هدف خروج از مدینه را در وصیتنامه اش چنین بیان می کند : ... و جز این نیست که برای اصلاح در میان امت جدم خارج شدم. می خواهم امر به معروف و نهی از منکر کرده و به راه و روش جدم (رسول خدا) و پدرم علی (علیه السلام) رفتار نمایم . کسی که به سوی خدا دعوت کند عمل نیک انجام دهد و بگوید از مسلمانان هستم، از خدا و رسولش جدا نمی شود ... اگر در نوشتن نامه ات خیر مرا آرزو کرده ای، خدا پاداش تو را بدهد . امام(ع) شب جمعه سوم شعبان سال 60 ق وارد مکّه شد و تا هشتم ذی حجه همان سال، در این شهر به فعالیت مشغول بود.(4) ....................................................................................... پی نوشت: 1) وقعه الطف، ص 75: 2) ابن اعتم، الفتوح، ج 5، ص 12؛ وقعه الطف، ص 81٫ 3)وقعه الطف، ص 77٫ 4) همان، ص 88: فاقبل اهلها یختلفون الیه و یأتونه و من کان بها من المعتمرین و اهل الآفاق . ...
جنایت و فاجعه ای با این وسعت و درخواست مجازات مسببان(1نظر)
رضا سلطان زاده مدیر مسئول هفته نامه آیینه یزد مادران و پدرانی چشم انتظار و نگران نور چشمان خویش بودند. فرزندانی در اضطراب و ناراحتی که آیا هنگام رمی جمرات مادران و پدرانشان در حادثه شدیداً تاسف بار منا در چه وضعیتی به سر می برند. عروس و دامادهایی که مدتها خود و خانواده هایشان احساس خوشحالی می کردند که به مکه مشرف می شوند اعمال حج را به جا می آورند ماه عسل را در جوار کعبه معظمه و مدینه منوره می گذرانند و زندگی شیرین و با دوامی را بعد از بازگشت به شهر و دیارشان سپری می کنند اما در روز عید قربان تمام اقوام و بستگان آنها با دیدن صحنه هایی شدیداً ترسناک و دلهره آور که اندام هر انسانی را از هر قوم و دین و آئین به لرزه در می آورد نگران بودند که عروس و دامادشان به چه سرنوشتی دچار شده اند؟ مردم کشورهای مختلف همه گوش به زنگ و در پی کسب خبر از راه های گوناگون بودند که بر آشنایان و دوستان و همسایگان و فامیل آنها چه گذشته است؟ مردم از روحانی محله، خدمه کاروان، مجری صدا و سیما، گوینده رادیو، مغازه دار کوچه و خیابان، کارگر کارخانه، سر دسته هیات و سینه زن محل، مدیر اداره و سازمان محل کار، خطیب ساکن در کوچه، استاد، معلم و مدرس دانشگاه، حافظ و قاری ممتاز قرآن، رفیق صمیمی و همکار ، دانشجوی همکلاسی و دوست همراه و همگام دانشگاهی و... سراغ می گرفتند، با تلفن و یا حضوری و یا با پیغام دادن، از این و آن می پرسیدند آیا خبری دارید، چه بر سر آنها آمده است؟ چه سخت است بر مسلمانان این مرزوبوم که هنوز داغ بیش از یک هزار شهید و مجروح سال 1366 مکه را در سینه ها دارند و بتوانند بنا بر اعلام خبرگزاری ها تا این تاریخ، شهادت یا مفقود شدن حدود 480 نفر از هموطنان خود را تحمل کنند که بار سفر برای زیارت حرمین شریفین بسته بودند و با هزار امید به آینده می خواستند با حج مقبول و درخواست رحمت از پروردگار متعال از آن مکان مقدس به دیار خود باز گردند و به زندگی خویش ادامه دهند؟ پروردگارا این چه فاجعه ای است که در اثر ناتوانی و سوء مدیریت اداره کنندگان سرزمین وحی به وقوع پیوسته است مگر نباید پاسخگو باشند؟ چرا به پرسش ها و ابهامات جواب نمی دهند؟ اگر اخبار بعضی از خبرگزاری ها درست باشد که راه را به خاطر عبور محمد پسر ملک سلمان و جانشین ولیعهد عربستان بسته باشند یا زائران کشورهای آفریقایی را مسئول فاجعه دردناک و کشته شدن بیش از دو هزار حاجی در منا بدانند یا اختلافات داخلی شاهزادگان باعث بی توجهی مدیریت آن شهر و سرزمین مقدس شده است که در نهایت منجر به جنایت بزرگ در روز عید قربان گردیده یا خستگی حجاج و گرمی هوا و هر موضوع دیگری را بخواهند دلیل این فاجعه بدانند، بر بی کفایتی و ناتوانی اداره کنندگان مراسم در آن سرزمین سرپوش نمی گذارد چه دردآور است که بعد از این پیش آمد بسیار تاسف بار و ناگوار که قلب مسلمانان در سراسر جهان را جریحه دار نموده است افرادی مسئولیت فاجعه ای با این وسعت را به گردن دیگر زائران بیندازند. یا وزیر بهداشت عربستان ازدحام جمعیت و پای بند نبودن حجاج به دستورات داده شده را باعث بروز این فاجعه یا دیگری این جنایت را منتسب به قضا و قدر بداند؟ ناگوارتر این که بعضی از خبرگزاری های عربی و غربی که با دلارهای بادآورده نفتی و درآمدهای حاصل از محل سفر زائران به مکه و مدینه تغذیه می شوند، مرتب در پی برنامه ریزی و مصاحبه با این و آن و تبرئه حاکمان عربستان می باشند. آیت ا... لطف ا... صافی گلپایگانی اظهار می دارد: بی شک وقوع چنین حوادث دردناکی، تکلیف را برای امّت اسلامی زیادتر نموده که باید با تدبیر و مدیریت صحیح و هماهنگی کامل از تکرار چنین وقایع ناگواری جلوگیری نموده و راه را برای انجام مناسک حج در خانه امن الهی که قبله مسلمانان و کعبه آمال چند میلیارد مسلمان می باشد فراهم نمایند. 1 آیت ا... عبدا... جوادی آملی از مراجع تقلید در پیامی به مناسبت حادثه منا ضمن عرض تسلیت به خانواده های جان باختگان این رخداد تلخ را نتیجه بی تدبیری و سوء مدیریت مسئولان عربستانی می داند و می نویسد: سانحه سنگین و رنج بار سرزمین وحی را به محضر حضرت بقیه ا... ارواحنا فداه، تسلیت عرض نموده و غفران الهی را برای ضیوف الرحمانی که رحلت نموده اند مسالت می نماییم. آنچه بر اندوهباری این رخداد تلخ و سوگ اسفبار می افزاید، بی تدبیری و سوء مدیریت مسوولان سرزمین وحی است؛ اینان که نان قداست آن بلد امین را به بهای نا امنی می خورند، نه پاسخی درپیشگاه صاحب آن سرزمین یعنی خدای سبحان دارند و نه جوابی در برابر مسلمانان جهان بویژه خانواده های معزز جانباختگان. اگر سازمان های حقوق بشر تحت اسارت استکبار جهانی نبودند فریاد حق طلبانه آن نهاد، هم اکنون به گوش می رسید و اگر جوامع بین الملل از نفوذ استثمار آزاد بودند، هم اکنون مسئولان بی تدبیر عربستان را به محاکمه فرا می خواندند؛ تنها چاره صیانت از حقوق مردم، بیداری خود آنهاست. 2 دادستان کل کشور ضمن محکومیت حادثه منا تصریح می کند: این مساله به عنوان یک بی کفایتی یا بی تدبیری نباید مطرح باشد، بلکه به عنوان یک جنایت علیه زائران و مهمانانی است که حکومت سعودی موظف بود جان و سلامت آن ها را تضمین کند. وی گفت: مهمانان در هر کشوری طبق میثاق های بین المللی باید در بلد امن باشند، مکه و مدینه ارتباط به یک جریان خاصی ندارد و متعلق به همه مسلمانان عالم است، خصوصا در مناسک حج این مساله بیشتر خود را نشان می دهد. در ایام زیارتی امام رضا (ع) و یا ایام عید طبق آمار رسیده بیش از 10 میلیون زائر به مشهد مقدس سفر می کنند و هیچ حادثه ای اتفاق نمی افتد. دادستان کل کشور عنوان کرد: بستن راه بر مردم به دلیل عبور یکی از مقامات سعودی (وزیر دفاع) کاملا قابل بررسی است. به عنوان دادستانی از دولت و دادستان عربستان می خواهیم فقط مامورین دم دستی را مورد محاکمه قرار ندهند، بلکه جرمی را که دولتمردان عربستان در این خصوص مرتکب شده اند را مورد رسیدگی و محاکمه قرار دهند. وی تصریح کرد: به عنوان دادستانی از دادگاه های بین المللی خواهیم خواست که این جنایت آل سعود مورد رسیدگی قرار گیرد و اگر دولت عربستان به این قضیه رسیدگی نکند، کارآمدی و مدیریت آل سعود را زیر سئوال برده است. رئیسی همچنین گفت: برای همه مسلمانان روشن شده که دولت عربستان حادثه مسجدالحرام و سقوط جرثقیل را که منجر به شهادت صدها نفر شده، توجیه کرد، اما حادثه دوم قطعا عمدی بوده است. بستن راه در هجوم جمعیت به خاطر عبور شاهزاده از احتمال وقوع یک حادثه خبر می داده است و حادثه منا کاملا قابل پیش بینی و پیشگیری بوده است. دادستان کل کشور در پایان تاکید کرد: باید این مساله را با دادستان های کشورهای اسلامی رایزنی کنیم و با یک نگاه مشترک به لحاظ حقوق بین المللی این قضیه کاملا قابل رسیدگی است... 3 آرزوی مردم مومن و صبور این است که فقیهان، دانشمندان، خطبا، صاحبان تریبون های رسمی نمایندگان مجلس شورای اسلامی، فعالان سیاسی از هر دسته و انجمن و حزب، مقامات قضایی، مسئولان وزارت امور خارجه و کلیه دولتمردان عمق فاجعه قربانگاه سال 1394 مکه را نه تنها زنده نگهدارند بلکه با تدبیر در مجامع مختلف و در اجلاس های جهانی که با حضور اندیشمندان اسلامی برگزار می گردد درخواست نمایند چاره ا ی بیندیشند که مسئولان این فاجعه و جنایت از هر قوم و قبیله و خاندان و دسته و گروهی هستند به مردم جهان شناسانده و قانونی و شرعی محاکمه و مجازات شوند. تنها تبریک گفتن در مرگ یک حاکم و پادشاه و شعار مرگ بر آل سعود و نظایر آن چاره ساز نیست، نباید کم کم مساله ای با این ابعاد وسیع و فاجعه آمیز فراموش گردد مگر آن که مسئولیت را به عهده بگیرند و عذرخواهی کنند و مدیران ذی ربط با شرکت در جوامع اسلامی و بین المللی در این زمینه پیگیری های لازم را بنمایند. همگان در نظر مجسم نمایند زنانی که در فرودگاه جسد همسرانشان را تحویل می گیرند، حالت پدران و مادرانی که پای هواپیما فرزندان کفن کرده خود را در آغوش می کشند، وضعیت روحی افراد که در این فاجعه اقوام، بستگان، همسایگان و دوستان خود را از دست داده و مردم محله و شهری که با چاپ اطلاعیه و نصب پارچه و بنر و اظهار تسلیت به یاران و آشنایان به استقبال کشته شدگان هم شهری خود آمده اند که غریبانه در روز عید قربان به علت ناتوانی و سهل انگاری عده ای که بر سرزمین مقدس مکه و مدینه مسلط بودند، جان به جان آفرین تسلیم کرده اند. چهره های مجروحان و زخمی هایی که در جاده های منا بی یار و یاور ساعت ها افتاده بودند و ماموران حاضر در آن منطقه به امدادگران اجازه نمی دادند حتی آب به آنها بدهند تا حداقل تشنگی آنها رفع گردد. خبرنگاری گزارش می دهد پیکر یکی از ایرانیانی که از ساعت 10 صبح میان کشته شدگان افتاده بود ساعت 4 بعدازظهر بر اثر پاشیدن آب توسط آب پاش که به صورت او پاشیده شده بود به هوش آمد و توانست خود را از میان جنازه ها بیرون بکشد و به مقر ایرانی ها برساند.!! 4 تلاش دکتر حسن روحانی و دولت یازدهم و دیگر روسای قوا و مسئولان نهادها و سازمان ها برای روشن شدن ابعاد این جنایت و فاجعه عظیم تا حدی می تواند مرهمی بر آلام مردم ایران زمین باشد. شجاعت و شهامت و پایداری ایثارگران و آزادگان و جانبازان و معلولانی که در اثر بی توجهی حاکمان بر مکه و منا همراه با گروه کثیری از زائران ایرانی و دیگر کشورها در سال 1394 مظلومانه در آن سرزمین مقدس به دیار معبود شتافتند در ذهن و خاطره این امت و تاریخ مملکت باقی خواهد ماند. چون این صحنه های تلخ و رنج آور بنا نیست از ذهن و یاد و خاطره ملت مسلمان، زدوده شود. به راستی باید مسوولان در مراجع بین المللی رنج نامه ملت های مسلمان به ویژه مردم شریف ایران را با جدیت اعلام کنند نه به صورت یک موج که پس از مدتی فروکش کند و از یادها برود بلکه به صورت یک جریان پایدار و دایمی آن هم نه با شعار و تظاهر که با استناد به موارد متقن و شواهد محکم و استدلال محکمه پسند تا اداره کنندگان حرمین شریفین در محاکم قضایی جهان برای داوری خوانده شوند و مقصرین به مردم ومسلمانان جهان معرفی گردند و به سزای اعمال خود برسند. هفته نامه آیینه یزد در نهایت تاسف و تاثر این ضایعه دردناک و اندوهبار که منجر به کشته شدن بیش از چهار هزار نفر از حجاج شده است را به تمامی ملت های مسلمان به ویژه مردم شریف ایران تسلیت می گوید و از درگاه خداوند رحمان برای قربانیان منا همجواری با انبیاء و اولیای الهی را مسالت می نماید و برای بازماندگان و بستگان همه جان باختگان از پیشگاه حضرت احدیت صبر و شکیبایی تمنا دارد. مدیر مسئول پی نوشت ها: 1- خبرگزاری ایسنا، 4/7/94 2- روزنامه جمهوری اسلامی، 4/7/94 3- روزنامه ایران، 4/7/94 4- روزنامه جمهوری اسلامی، 4/7/ ...
مرحوم مغفور شادروان دکتر علی سلطانی مرد خدا بود
بیش از هزار نامه و مکاتبه را شخصاً با یک قلم خودکار بسیار قاطع و صریح در راه سازمان دهی و پیشرفت دانشگاه آزاد اسلامی واحد یزد به رشته تحریز در آورد. در حدیثی از حضرت امام رضا علیه السلام نقل شده است که می فرمایند : هر مؤمنی باید دارای سه نشان باشد : یک نشان از خدا و آن عیب پوشی بندگان خداست؛ یک نشان از پیامبر اکرم اسلام(ص) که آن خلق خوش و بردباری است و یک نشان از ائمه اطهار سلام الله علیهم اجمعین و آن صبوری و شکوری است. از دیدگاه این حقیر، در مرحوم دکتر سلطانی این سه نشان به وضوح آشکار بود. بنده از سال 1360 تاکنون با این مرد دوست و نزدیک بودم؛ به حق یک مسلمان واقعی متخلّق با اخلاق و رفتار اسلامی بود و تجلّی و تبلور یک شخصیّت فرهنگی و به واقع معلّم اخلاق بود. مردی متوکّل به خداوند متعال که با امید به امدادهای او، در راه اداره و سازمان دهی دانشگاه آزاد اسلامی واحد یزد کوشش خستگی ناپذیر داشت. بسیار باهوش، زیرک، خردمند، مدیر و مدبّر بود. سحر خیزی کامروا بود. با عشق به مولایش حضرت علی علیه السلام و با صبری جمیل و پشتکاری وصف ناپذیر و با اسلحه حلم وبردباری مدیریت می نمود. هرگز قسم نمی خورد و از افرادی که زیاد قسم می خوردند بدش می آمد. هیچ گاه غیبت نمی کرد و با خوش بینی با مشکلات مواجه می شد. پیوسته قلم به دست، بدون منشی و ماشین نویس در هر زمان و مکان، مُهر دانشگاه و سربرگ رسمی آن به همراه داشت و با شماره سیّار دفتر اندیکاتور مکاتبه می کرد، بسیار روان و ساده می زیست. شاید با اطمینان بتوان گفت : بیش از هزار نامه و مکاتبه را شخصاً با یک قلم خودکار بسیار قاطع و صریح در راه سازمان دهی و پیشرفت دانشگاه آزاد اسلامی واحد یزد به رشته تحریز در آورد. و خلاصه، باید بگویم دکتر سلطانی یک الگوی واقعی مدیریّت اسلامی، یک مسلمان واقعی و یک معلّم حقیقی بود. روحش شاد و با مولایش و هم نامش حضرت علی علیه السلام محشور باد. ملتمس دعا- دکتر جلیل بهارستان عضو هیأت علمی دانشگاه سراسری یزد و دانشگاه آزاد اسلامی واحد یزد ...
ضرورت و اهمیت عزاداری برای امام حسین(ع)
شیطانی زد. ماهی که به نسل ها در طول تاریخ، راه پیروزی بر سرنیزه را آموخت... ماهی که باید مشت گره کرده آزادی خواهان و استقلال طلبان و حق گویان بر تانک ها و مسلسل ها و جنود ابلیس غلبه کند و کلمه حق، باطل را محو نماید. حضرت امام خمینی (ره) با پیوند دادن دل ها به یکدیگر، مردم را بر محور وحدت بخش عاشورا، گرد آورد. ایشان موج فزاینده احساسات انقلابی جامعه را با یادکرد شهیدان نهضت خونین کربلا و
هر چقدر بیشتر بدانید،بیشتر در امنیت خواهید بود
یزدفردا "سرویس اجتماعی"حوادث"خبرهای پلیس فتای کشور :رئیس پلیس فتا استان کردستان تصریح کرد : کاربران ابنترنتی هر چقدر بیشتر بدانند،بیشتر در امنیت خواهند بود. به گزارش واحد دریافت خبر یزدفردا:سرهنگ فرامرز شاکری در تشریح این مطلب بیان داشت : کودکان امروز امکان این را دارند که با فناوری های حیرت انگیز عصر اطلاعات آشنا شوند و با دسترسی به ابزارهایی چون رایانه های شخصی و موبایل های هوشمند به
نقدی بر فیلم "پرویز" ساخته محسن برزگر
برای به تصویر کشیدن درونی ترین عواطف و واکنش های بشری. آنچه برای پرویز رخ می دهد، تاثیر عوامل مختلف فردی و اجتماعی بر روح بشری و حرکت دورانی و غیر منظم بر حول محور خیر و شر است. هرگاه بیننده وارد فضای تصمیم گیری قطعی در مورد پرویز می شود، فیلمساز با فاصله گذاری هوشمندانه بیننده را دچار سردرگمی و ابهام می کند. به یاد بیاوریم صحنه خشن ربودن کودک معصوم و درنهایت اقدام به خفه کردن وی که در نهایت منصرف
چرا کوفیان امام را تنها گذاشتند؟
برآن شدیم تا به تعدادی از سؤالات و شبهات مختلف در سلسله پرسش هایی عاشورایی پاسخ دهیم . کی از مواردی که در تاریخ شیعه بسیار اهمیت دارد، بحث حرکت امام حسین (ع) از مدینه به سمت مکه و سپس حرکت از مکه به سمت کوفه است. قیام امام حسین (ع) به عنوان نقطه عطفی در تاریخ شیعه و اسلام محسوب می شود. زیرا این حرکت باعث حفظ اسلام واقعی از انحرافات ایجاد شده در زمان بعد از رسول خدا (ص) می باشد . در ایام اقامت امام حسین(ع) در مکّه (دهم ماه رمضان سال 60 ق) آغاز شد.(1) و از جهت فراوانی به مقداری رسید که به حق می توان از آن به نهضت نامه نگاری یاد کرد. ظرف این چند روز، این حرکت به مرحله ای رسید که در روز به طور متوسّط ششصد نامه به امام(ع) می رسید؛ به گونه ای که تعداد نامه ها به دوازده هزار نامه رسید.(2). با مطالعه و بررسی اجمالی اسامی و امضاهایی که در ذیل برخی از نامه های به جا مانده به دست رسیده و با توجه به قرائن، می توان به این نتیجه رسید که نامه نگاران از یک طیف خاص نبوده و گروه های مختلف با گرایش های بسیار متفاوت را در بر می گرفته است؛ به گونه ای که در میان آنها نام شیعیان خاصّی همچون سلیمان بن صرد خزاعی، مسیّب بن نجبه خزاری، رفاعه بن شداد و حبیب بن مظاهر دیده می شد.(3) در نقطه مقابل افرادی از حزب اموی ساکن در کوفه، همانند • شبث بن ربعی (که بعدها مسجدی به شکرانه کشته شدن امام حسین(ع) بنا کرد)(4) • حجّار بن ابجر (که در روز عاشورا در حالی که از سرداران سپاه عمر بن سعد بود، نامه خود به امام(ع) را انکار کرد.(5) • یزید بن حارث بن یزید (او نیز نامه خود به امام(ع) را در روز عاشورا انکار کرد • عزره بن قیس (فرمانده سپاه اسب سوار در لشکر عمر بن سعد.(7) • عمرو بن حجاج زبیدی (مأمور شریعه فرات همراه با پانصد سوار به منظور جلوگیری از دسترسی امام(ع) به آب (8) در فهرست آنها دیده می شد که اتفاقاً شورانگیزترین نامه ها را نیز اینان نگاشتند و به امام(ع) گزارش لشکری آماده (جند مجنّد) را دادند!(9) اما به نظر می رسد اکثریت نامه ن گاران را – که در تاریخ نامی از آنها برده نشده است – توده مردمی تشکیل می دادند که عمدتاً به دنبال منافع مادی خود بودند و به آن سمتی می رفتند که احساس می کردند باد به آن طرف می وزد. . اینان گرچه در بحران ها، توان رهبری بحران را ندارند؛ امّا موجی عظیم اند که موج سوار ماهر، می تواند با تدبیرهای خود، به خوبی از آنان بهره گرفته و با سواری گرفتن از آنها، به مقصد خود برسد . به احتمال فراوان اکثریت هجده هزار بیعت کننده با مسلم را نیز اینان تشکیل می دادند که به مجرّدی که دنیا و منافع خویش را در خطر دیدند (با سیاست عمر ابن زیاد) خود را از سپاه مسلم کنار کشیده و او را یکه و تنها در کوچه های کوفه رها کردند همین ها هستند که در سخن مجمع بن عبداللَّه عائذی خطاب به امام(ع) چنین معرفی شده اند: ... و اما سائر الناس بعد فان افئدتهم تهوی الیک و سیوفهم غداً مشهوره علیک ... ؛ تاریخ طبری، ج 4، ص 306٫ توده مردم دل های شان به سوی تو متمایل است و اما فردا شمشیرهای شان علیه تو سر از نیام بر خواهد آورد . عده ای از همین ها نیز در صحنه کربلا در گوشه ای ایستاده و نظاره گر قتل امام حسین(ع) بودند و اشک می ریختند و دعا می کردند و می گفتند: خدایا حسین(ع) را یاری کن .(10) پاسخ به این سؤال در گرو پاسخ تفصیلی به دو سؤال دیگر است. 1٫ علل نامه نگاری کوفیان و دعوت گسترده آنها از امام حسین(ع) چه بود؟ 2٫ عبیداللَّه بن زیاد از چه ابزارهایی برای سرکوب قیام کوفه بهره برد؟ طیف گسترده نامه نگاران و انگیزه نامه نگاریشان به امام حسین (ع) 1٫ شیعیان خالص همانند حبیب بن مظاهر و مسلم بن عوسجه از آنجا که حکومت را حق خاندان اهل بیت(ع) می دانستند و حکومت سراسر ظلم و جور امویان را غیرمشروع تلقی می کردند؛ به انگیزه باز پس گیری حکومت و باز گرداندن آن به محل مشروع خود، به این نامه نگاری اقدام کردند. البته این گروه بسیار در اقلیّت بودند. 2٫عده فراوانی از مردم کوفه – به ویژه افراد میان سال و کهن سال که حکومت عدل علوی در کوفه را به یاد داشتند و از سوی دیگر ظلم و جور امویان را نیز در این دوران بیست ساله دیده بودند – درصدد رهایی از این ظلم، رو به فرزند امام علی(ع) آوردند تا شاید آنان را از یوغ حکومت بنی امیه رهایی بخشد. 3٫ عده ای برای احیای مرکزیت کوفه – که همیشه بر سر آن با شام در رقابت بود و در این دوران بیست ساله آن را از دست داده بودند – به دنبال رهبری کارآمد بودند که بتواند این مهم را به انجام برساند. از نظر اینان در این زمان مناسب ترین فرد دارای نفوذ و شخصیت – که از سویی قدرت رهبری جامعه کوفیان را داشته و از سوی دیگر حکومت امویان را مشروع نداند – امام حسین(ع) بود؛ از این رو از آن حضرت برای آمدن به کوفه دعوت کردند. 4٫ . بزرگان قبایل همانند شبث بن ربعی، حجار بن ابجر و.. – که عمدتاً به فکر حفظ قدرت و ریاست خود بوده و از سوی دیگر میانه ای با خاندان علوی نداشتند – وقتی اقبال گسترده مردم به امام حسین(ع) را دیدند، چنین تصوّر کردند که در آینده ای نه چندان نزدیک، حکومت امام(ع) در کوفه به ثمر خواهد نشست و برای آنکه از قافله عقب نمانده و در دوران حکومت آن حضرت همچنان از نفوذ و ریاست خود برخوردار باشند، به سیل خروشان نامه نگاران پیوستند. 5٫ توده مردم نان به نرخ روز خور نیز با مشاهده شور و هیجان گسترده متنفذان، انگیزه لازم را برای نامه نگاری پیدا کرده و هر چه بیشتر تنور این جریان را مشتعل ساختند! ابزارهای عبیدالله برای سرکوب نهضت مردم کوفه با ورود ابن زیاد به کوفه، اشراف قبایل و نیز طرفداران اموی، نفسی به راحتی کشیده و به سرعت دور او را گرفتند و او را در جریان ریز مسائل کوفه گذاشتند. عبیداللَّه در همان آغاز ورود خود از محبوبیت امام(ع) نزد کوفیان و گستردگی قیام به خوبی مطلع شد؛ زیرا او با عمامه ای سیاه و صورتی پوشیده وارد شد! مردم منتظر امام(ع) به خیال آنکه او امام حسین(ع) است، استقبال بسیار گسترده و پر شوری از او به عمل آوردند!(11). از این رو به خوبی عمق خطر را احساس کرده و با تکیه بر تجربیات سیاسی – اداری خود در بصره و نیز با کمک طرفداران خود، سیاست های عاجلانه و مؤثری را برای سرکوب نهضت در پیش گرفت که عمدتاً می توان آن را در بخش های روانی، اجتماعی و اقتصادی بررسی کرد. 1٫ سیاست های روانی ابن زیاد این سیاست را که عمدتاً حول محور تهدید و تشویق می چرخید، از همان آغاز ورود خود به کوفه در پیش گرفت. او در اولین سخنرانی اش در مسجد جامع کوفه، خود را برای فرمانبرداران همانند پدری مهربان معرفی کرد و نسبت به نافرمانان، شمشیر و تازیانه اش را به رخ کشید.(12): فانأ لمحسنکم و مطیعکم کالوالد البرّ و سوطی و سیفی علی من ترک امری و خالف عهدی ... . به رخ کشیدن سپاه شام و خبر از حرکت این سپاه از شام به کوفه، برای سرکوبی عاصیان نیز یکی دیگر از حربه هایی بود که از سوی او به کار گرفته شد و در خاموش کردن شورش کوفیان – به ویژه پس از آنکه به همراه مسلم قصر دارالاماره را محاصره کرده بودند – بسیار مؤثر افتاد.(13). کوفیان پس از صلح امام حسن(ع) – که آخرین رویارویی آنها با سپاه شام بود – ابهّت فراوانی از آن سپاه یکپارچه در ذهن خود ترسیم کرده و به هیچ وجه در خود توان مقابله با آن را نمی دیدند! همین تبلیغات بود که به میان جامعه پرده پوش زنان نیز سرایت کرد؛ به گونه ای که آنها به سوی خویشان خود (همچون برادر یا شوهر که در سپاه مسلم بودند) آمده و او را از سپاه جدا می کردند.(14). بالاخره همین تبلیغات بود که مسلم را – که در میانه روز با چهارهزار نفر قصر را محاصره کرد و عبیداللَّه را در آستانه سقوط قرار داده بود – در اوایل شب یکه و تنها در کوچه های کوفه سرگردان کرد.(15) 2٫ سیاست های اجتماعی از آنجا که انسجام و نظام قبیلگی هنوز پایداری خود را داشت، اشراف و رؤسای قبایل، مهم ترین نیروی تأثیرگذار اجتماعی در رخدادهای سیاسی بودند، و همان طور که گفته شد، تعداد زیادی از آنها (همچون شبث بن ربعی، عمرو بن حجاج و حجار بن ابجر) در نهضت نامه نگاری شرکت فعال داشتند و طبعاً به دنبال ورود مسلم به کوفه به او پیوستند. اما اینان که بیشتر به دنبال حفظ موقعیت و مقام خود بودند، با ورود عبیداللَّه به کوفه و مواجه شدن با تهدیدهای او؛ دست کشیدن از مسلم و پیوستن به سپاه عبیداللَّه را مناسب با دنیای خود دیدند و به سرعت از نهضت روی گردان شدند؛ زیرا عبیداللَّه به خوبی می دانست که چگونه آنها را به دور خود جمع کند. او با در پیش گرفتن سیاست تهدید و نیز تطمیع با رشوه های کلان، توانست نیروی اشراف و رؤسای قبایل را به سمت خود کشاند؛ چنان که مجتمع بن عبداللَّه عائذی – که به خوبی اوضاع کوفه را می شناخت و به تازگی از کوفه بیرون آمده و به سپاه امام(ع) پیوسته بود – درباره وضعیت آنان، این چنین به امام(ع) گزارش می دهد: اما اشراف الناس فقد اعظمت رشوتهم و ملئت غرائرهم یستمال ودهم و یستخلفی به نصیحتهم فهم الب واحد علیک ... ؛ (16). به اشراف کوفه رشوه های کلان پرداخت شده و جوال های آنها را پر کرده اند، دوستی آنان تصاحب شده و خیرخواهی شان را برای خود برداشته اند و آنها یکپارچه علیه تو گشته اند ... . دوّمین نیروی اجتماعی تأثیرگذار که عبیداللَّه از آنها نیز به خوبی بهره برد، نیروی عُرَفا بود. عرفا (جمع عریف) و در اصطلاح به کسی گفته می شد که: مسؤولیت تعداد افرادی را بر عهده داشت که مقدار عطای آنها یعنی دریافت سالیانه شان، صدهزار درهم بود . طبعاً از آنجا که مقدار دریافتی افراد متفاوت بود، تعداد افراد زیر نظر این مقام از بیست نفر تا بیش از صد نفر مختلف می شد. (17).در دوره شهرنشین شدن قبایل در کوفه، این منصب به صورت مقامی حکومتی درآمده و همچنان که آنها در مقابل والی و امیر کوفه پاسخگو بودند،(18). عزل و نصب آنان نیز توسّط والی – و نه رئیس قبیله – انجام می گرفت. این منصب رابطی بین حکومت و مردم بود و از آنجا که تعداد افراد زیر نظر این مقام بسیار محدودتر از افراد زیر نظر رئیس قبیله بود، راحت تر می توانستند آنها را کنترل کنند. وظیفه اصلی عریف آن بود که دفترهایی تهیه کرده و در آن اسامی افراد زیر نظر خود همراه با زنان و فرزندان شان را ثبت کنند؛ چنان که اسامی تازه متولدین نیز به سرعت در این دفتر ثبت و اسامی افراد از دنیا رفته محو می شد. بدین ترتیب آنان شناخت کامل از محدوده مسؤولیت خود به دست می آوردند. اما در شرایط بحرانی، نقش عرفا دو چندان می شد؛ زیرا برقراری نظم در محدوده مسؤولیت شان – که به آن عرافت می گفتند – به عهده آنها می آمد و طبعاً در مواقعی که حکومت درخواست می کرد، افراد شورشی را به سرعت به حکومت معرفی می کردند. عبداللَّه بن زیاد در همان آغاز ورود خود به کوفه، زیرکانه در صدد استفاده از این نیروی قوی اجتماعی برآمد. به احتمال زیاد تجربه این کار را از پدرش زیاد در دوران حکومتش بر کوفه به دست آورده بود. او پس از اولین سخنرانی خود در مسجد جامع، به قصر آمده و عرفا را احضار کرد و خطاب به آنها چنین گفت: اکتبوا الی الغرباء و من فیکم من طلبه امیرالمؤمنین و من فیکم من الحروریه و اهل الریب الذین رأیهم الخلاف و الشقاق، فمن کتبهم لنا فبرئ و من لم یکتب لنا احداً فیضمن لنا ما فی عرافته الاّ یخالفنا منهم مخالف و لا یبغی علینا منهم باغ فمن لم یفعل برئت منه الذمّه و حلال لنا ماله و سفک دمه و ایّما عریف و جدنی عرافته من بغیه امیرالمؤمنین احد لم یرفعه الینا صلب علی باب داره و القیت تلک العرافه من العطاء ؛ (19). شما باید نام غریبان و مخالفان امیرالمؤمنین یزید را که در عرافت شما هستند، برای من بنویسید. همچنین هر کس را از حروریه (خوارج) و مشکوکین که نظر بر اختلاف پراکنی دارند، باید به من گزارش دهید. کسی که به این دستور عمل کند با او کاری نداریم؛ اما هر کس ننویسد باید ضمانت عرافت خود را به عهده بگیرد و نباید هیچ مخالف و یاغی در عرافت او با ما مخالفت کند. اگر چنین نشود، از پناه ما خارج شده و مال و خون او بر ما حلال است. هر عریفی که در عرافت او از شورشیان علیه امیرالمؤمنین (یزید) کسی یافت شود، آن عریف بر در خانه اش به دار آویزان خواهد شد و همه آن عرافت را از پرداخت عطاء محروم خواهم کرد . چنین به نظر می رسد که اتخاذ همین سیاست و استفاده از این ابزار مهم اجتماعی، یکی از مهم ترین علل سرکوب و خاموش شدن نهضت مسلم در کوفه بود؛ زیرا عرفا تهدیدهای ابن زیاد را جدّی تلقی کرده و به سرعت در صدد انجام خواسته های او برآمده و به شدّت عرافت خود را کنترل می کردند. 3٫ سیاست های اقتصادی : در آن زمان مهم ترین منبع مالی مردم دریافت عطا و جیره از سوی حکومت بود که در آغاز فتوحات، این دریافت در مقابل تعهّد شرکت آنها در جنگ علیه ایرانیان، انجام می گرفت. پس از شهرنشین شدن آنان و پایان یافتن فتوحات، همچنان طبق روال سابق به آنها پرداخت می شد؛ از این رو مردم عرب کمتر سراغ کارهایی مانند کشاورزی، صنعتگری و بازرگانی می رفتند و انجام این کارها عمدتاً به عهده موالی (غیرعرب های پیمان بسته با عرب ها) بود. کار به جایی رسیده بود که اصولاً عرب ها در آن زمان، اشتغال به حرفه و صنعت را شایسته مقام و شأن و موقعیت خود نمی دانستند.(20) عطا ، مقدار پرداخت نقدی بود که از سوی حکومت کوفه، یک جا یا طیّ چند قسط به مردم پرداخت می شد. و جیره کمک های جنسی (مانند خرما، گندم، جو و روغن) بود که ماهیانه در اختیار آنان قرار می گرفت. ناگفته پیداست که این نظام اقتصادی، عمده مردم عرب را شدیداً به حکومت وابسته می کرد و حکومت های مستبدّ نیز از این نقطه ضعف به خوبی آگاه بوده و به عنوان ابزاری مهم از آن بهره می گرفتند. عبیداللَّه بن زیاد در هنگام تهدید عرفا ، تکیه بر این ابزار کرد و یافت شدن وجود مخالف در عرافتی را دارای پیامدی سنگین همچون قطع عطای کلّ افراد آن عرافت داشت. طبعاً علاوه بر شخص عریف، افراد دنیاطلب دیگر نیز در صدد خاموش کردن مخالفت ها بر می آمدند. همچنین هنگامی که مسلم و طرفدارانش قصر عبیداللَّه را محاصره کردند، یکی از موفق ترین شگردهای او در پراکنده کردن اطرافیان مسلم، تشویق مردم به افزون کردن عطا در صورت پراکنده شدن و تهدید به قطع آن در صورت ادامه شورش بود.(21) ابن زیاد با استفاده از همین ابزار اقتصادی و با وعده افزایش عطا، توانست لشکر عظیمی از مردم کوفه را – که تا سی هزار شمرده اند -(22). علیه امام حسین(ع) وارد جنگ کند؛ لشکری که تعداد زیادی از آنها دل هایشان با امام(ع) بود.(23). امام حسین(ع) نیز تأثیر این ابزار را به خوبی درک کرده بود؛ به گونه ای که در سخنرانی خود در روز عاشورا آن را به عنوان یکی از علل عصیان کوفیان علیه خود برشمرد: کلکم عاص لامری مستمع لقولی، قد انخزلت عطیاتکم من الحرام و ملئت بطونکم من الحرام فطبع علی قلوبکم ؛ (24). همه شما علیه من عصیان می ورزید و سخنان مرا گوش نمی دهید؛ عطاهای شما از مال حرام فراهم آمده و شکم هایتان از حرام انباشته شده است و این باعث مُهر خوردن بر دل هایتان گشته است . ....................................................................................... پی نوشت: 1) وقعه الطف، ص 92 2) بحارالانوار، ج 44، ص 344 3) وقعه الطف، ص 90 و 91٫ 4) تاریخ طبری، ج 6، ص 22٫ 5) همان، ج 5، ص 425 6) همان 7) همان، ص 412 8) وقعه الطف، ص 93 – 95 9) همان، ص 95٫ 10) عبدالرزاق مقرّم، مقتل الحسین(ع)، ص 189٫ 11) وقعه الطف، ص 109 12) وقعه الطف، ص 110 13) همان، ص 125 14) همان، ص 125 15) همان، ص 126٫ 16) همان، ص 126٫ 17) تاریخ طبری، ج 3، ص 152 18) الحیاه الاجتماعیه و الاقتصادیه فی الکوفه، ص 49 19) وقعه الطف، ص 11؛ تاریخ طبری، ج 4، ص 267 20) الحیاه الاجتماعیه و الاقتصادیه فی الکوفه، ص 219٫ 21) وقعه الطف، ص 125؛ تاریخ طبری، ج 4، ص 277٫ 22) بحارالانوار، ج 45، ص 4 23) حیاه الامام الحسین(ع)، ج 2، ص 453 24) بحارالانوار، ج 45، ص 8 منبع: فرهنگ ...
آن روی سکه ذلت و نکبت
اربابان خود در لابی صهیونیسم بین الملل هستند و مهمترین دلیل آن نیز دیدار شتابزده و البته حریصانه شاهراده ترکی فیصل مدیر سابق سازمان اطلاعات رژیم سعودی درست به فاصله اندک بعد از این فاجعه درددناک در واشنگتن آنهم در یک دیدار علنی با یائیر لبید رهبر حزب آینده ای در راه است رژیم صهیونیستی بود که طرفین سعی میکردند تا این دیدار را امری عادی و دیپلماتیک جلوه دهند . شاید گفته شود عربستان سعودی و رژیم
در بانک احساسات خود چه پس اندازی دارید ؟
خواهیم و اساساً چرا پای در میدانی می گذاریم که برای قبول مسؤلیت اداره آن کمترین دانش سودمند مختص آن را نداشته و بدنبال آموزش فنون اداره بهتر آن نیز نیستیم ؟؟!!! زندگی زناشویی همواره به آموزش ، دانش و مراقبت و نگهداری نیاز دارد در حالیکه کمتر همسرانی را می توان یافت که بدنبال این مطالب باشند و بلکه سعی میکنند زندگی را به روزمرگی های کسالت آور بگذرانند در حالیکه اسلام عزیز که فرمان این بناء حساس را
دلایل پیوند عاشورا و انتظار
عاشورا و انتظار ، در تطوّر حیات مکتب شیعه، دو نقطه عطف، محسوب می شوند و با همین دو مفهوم، بسیاری از مبانی، اصول و عقاید مذهب تشیع، مورد مطالعه قرارگرفته و از سایر فرقه ها و نحله های اسلامی، باز شناخته می شود. البته ما معتقدیم که اساس و مبنای تشیع، به وسیله پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) گذاشته شده است و شخصیت هایی مانند حضرت علی (علیه السلام)، حضرت فاطمه علیها السلام و امام حسن (علیه السلام) برای نشو و نشر آن زحمات فراوانی کشیده و مرارت های بسیاری را تحمل کرده اند؛ اما حادثه عاشورا به عنوان انقلابی شناخته می شود که موجب شد بسیاری از زوایای تاریک و پنهان عملکرد خاندان اموی آشکار شود و اسلام حقیقی و نیز حقانیت ائمه (علیهم السلام)، عیان گردد. پس از واقعه کربلا و امامت ائمه بعدی (علیهم السلام)، جریان غیبت آخرین امام شیعیان، برجسته ترین موضوعی است که جزء اعتقادات اصلی پیروان مکتب اهل بیت (علیهم السلام)، به شمار می آید. این اعتقاد برخواسته از این اصل است که خداوند هیچ گاه، زمین را بدون حجت نمی گذارد. بر این اساس و با غایب شدن ظاهری حجت بن الحسن (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از نظرها، مفهوم انتظار متولد، و مسئله انتظار ظهور حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، جزء مبانی فکری و عقیدتی واقع شد. بر اساس این مفهوم، اگر چه حجت خدا، در پسِ پرده غیبت به سر می برد، اما به صورت محسوس و غیر محسوس، جهانیان و خاصه، شیعیان را همواره از عنایات و توجهات خود، بهره مند می کند و لحظه ای از راهنمایی و ارشاد آنان، باز نمی ایستد. به دنبال پذیرش مسئله غیبت، این اعتقاد نیز تثبیت شد که با فراهم شدن شرایط ظهور، آن حضرت به اذن خداوند ظهور خواهد کرد و بساط ظلم و بیداد را برخواهد چید و جامعه را به سوی کمال و سعادت، هدایت خواهد کرد. هرچند که از عاشورا، به عنوان یک واقعه و حادثه یاد می شود و از انتظار، به عنوان یک اعتقاد؛ ولی بررسی و شناخت شخصیت های خالق این دو مفهوم و اهداف و برنامه های ایشان، این فرضیه را به دست می دهد که میان این دو عنصر اصلی اعتقادات شیعی، اتحاد و هم پوشانیِ کامل برقرار است. اما این ارتباط، چیست و چگونه این دو مفهوم، در یک قالب جای می گیرند و نهایتاً به هم می پیوندند؟ این، سوالی است که پاسخ به آن، هدف این نوشتار است. تحلیلی بر مفاهیم پیوند: در لغت به معنی خویشاوندی و نزدیکی نَسَبی و هم چنین به عمل فروبردن شاخه درختی به درخت دیگر گفته می شود.68 گاهی، پیوند و رابطه ای که میان دو چیز و یا دو کس برقرار می شود، آن دو را تا سر حدّ اتحاد پیش می برد؛ به گونه ای که میان آنان، هیچ فاصله و مرزی باقی نمی ماند. مراد از پیوند در عبارت پیوند عاشورا و انتظار ، به نوعی با هردوی این معانی سازگار است. عاشورا: در زبان عربی، به معنی دهمین روز ماه است. عاشورا از جمله روزهایی است که نزد مسلمانان و یهودیان، اهمیت داشته و دارد. به اعتقاد یهودیان، عاشورا یا کیپور ، روزی است که خداوند در آن، فرعونیان را در رودخانه نیل غرق کرد و حضرت موسی (علیه السلام) و بنی اسرائیل را از دست ایشان نجات داد؛ از این رو، روز دهم ماه تشرین را -که عید کیپور نامیده می شود- روزه می گیرند و آن را کفاره گوساله پرستی ِ بنی اسرائیل، می دانند. البته بسیاری از مورخان عرب، معتقدند که عاشورای مورد نظر یهودیان، با عاشورا ی مسلمانان، از لحاظ زمانی تفاوت دارد. به اعتقاد آنان، عاشورای یهود (کیپور)، روز دهم ماه تشرین (اولین ماه عبری) است. اما در نزد مسلمانان، این روز اعتبار دیگری دارد. بسیاری از اهل سنت، این روز را روزی مبارک و خجسته می دانند و بر این باورند که در این روز، خداوند، آدم و حوا را آفریده است؛ لذا روزه گرفتنِ در این روز را مستحب می دانند. ولی در نظر شیعیان، این روز، به جهت کشته شدن امام حسین (علیه السلام) در آن، شوم است؛ لذا این روز را روز حزن و اندوه قرار می دهند و در مساجد، برای امام حسین (علیه السلام)، نوحه سرایی و مرثیه خوانی می کنند.69 انتظار: در لغت، به معنی چشم به راه داشتن 70، و در اصطلاح چشم انتظاری برای فرا رسیدن ظهور موعود آخرالزمان است. هرچند که اعتقاد به مهدویت ، در بسیاری از ادیان و مذاهب وجود دارد، اما انتظار ، در فرهنگ شیعه، هویت یافته است. به اعتقاد مکتب شیعه، دوازدهمین وصی پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم)، در پس پرده غیبت است و در زمانی که فقط خدا می داند، ظهور خواهد کرد؛ لذا اعمال و مناسکی را جهت تعجیل در فرج آن حضرت، انجام می دهند. عاشورا و انتظار به مثابه دو فرهنگ روشن است که منظور از عاشورا، صرف واقعه ای که در آن، امام حسین (علیه السلام) و یارانش به شهادت رسیدند نیست. چه آن که، اگر با این رویکرد، سالگرد عاشورا را گرامی بداریم، آن را به سطح یک سنت، تنزل داده ایم. بنابراین عاشورا را باید به چشم حادثه ای نگریست که رفته رفته به شکل فرهنگی پایدار در آمده و بر باورهای اعتقادی، استوار گشته است؛ لذا می توان ادعا کرد که حادثه عاشورا، از سطح فرهنگ نیز گذشته و به مثابه یک مکتب درآمده است. در این فرهنگ و مکتب، مفاهیمی همانند عزت، ایثار، شجاعت، ایمان، عمل به تکلیف و... به برکت حماسه امام حسین (علیه السلام) و اصحابش، بسیار جلوه نمایی می کند. انتظار نیز به باور ما، بر مدار معنای لغوی و حتی بر محور اعتقاد تعبدی به ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، نمی گردد. انتظار در فرهنگ شیعی، مفهومی با تشعشعات همه جانبه است. در این باور، انتظار، صرفاً اعتقاد به ظهور منجی نیست؛ بلکه اعتقاد ی عملی و همراه با مسئولیت می باشد و مهمترین مسئولیت نیز، فراهم نمودن زمینه های ظهور و دعا برای فرج حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است. به این ترتیب، اعتقاد به ظهور، همراه با عمل به تکالیف، رنگ و بوی عبادی پیدا می کند؛ همان گونه که پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) فرموده اند: اِنتظارُ الفَرج عِباده 71٫ پس انتظار نیز همانند عاشورا، تبدیل به فرهنگ شده است؛ فرهنگی که در رأس آن، اعتقاد به غیبت و ظهور دوازدهمین ولیّ خداوند، قرار دارد. شخصیتهای اصلی فرهنگ عاشورا و انتظار چنان چه گذشت، عاشورا و انتظار از حد یک واقعه و عقیده عبور کرده و تبدیل به دو فرهنگ قوی و بالنده شده اند که امام حسین (علیه السلام) و حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، به عنوان قهرمانان و شخصیت های اصلی، در رأس آن ها قرار دارند. در واقعه کربلا، امام حسین (علیه السلام) مرکزیت جریان را بر عهده داشت. ایشان در تمام طول جریان کربلا- یعنی از زمانی که کاروان حسینی (علیه السلام)، به واسطه اجبار یزید بر اخذ بیعت، تصمیم به خروج از مدینه گرفت و در مسیر پر حادثه کربلا واقع شد، تا زمانی که حماسه خونین عاشورا به وقوع پیوست- محوریت اصلی را به دوش می کشید و تصمیمات به اراده ایشان، اتخاذ می شد. هر چند که در قیام عاشورا، خاندان آن حضرت، به ویژه حضرت زینب علیها السلام و حضرت ابوالفضل (علیه السلام) نیز هنرنمایی کرده اند، اما جملگی آنان، تحت پرچمی گرد آمده بودند که امام حسین (علیه السلام) به اهتزاز درآورده بود. اما در فرهنگ انتظار، قهرمان و شخصیت اصلی، حضرت حجت بن الحسن (علیهما السلام) است. در این فرهنگ، همان گونه که امام حسین (علیه السلام)، در جایگاه امامت، حماسه عاشورا را خلق کرد، حضرت حجت (علیه السلام) نیز از همان جایگاه، فرهنگ و عقیده انتظار را آفرید. پنهان شدن آن حضرت از نظرها، باعث شد که پیوسته شعله شور و اشتیاق به ظهور و دیدار آن حضرت، در قلوب منتظران و پیروان، زبانه کشد. در فرهنگ انتظار، همه عناصر، پیرامون شخصیت آن حضرت قرار می گیرد. سخن گفتن از تاریخ و فلسفه غیبت، دوران غیبت، مدت غیبت، ارتباط با نائبان خاص، شرایط و زمان ظهور، وظایف منتظران و هر موضوعی که در فرهنگ انتظار مطرح می شود، به صورت مستقیم به شخصیت حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مرتبط است. بدین ترتیب، هنگامی که از پیوند عاشورا و انتظار سخن می گوییم، به نوعی از پیوند امام حسین (علیه السلام) و حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) سخن گفته ایم؛ چه آن که، عاشورا و انتظار با نام این دو شخصیت الهی، قابلیت طرح و معنا پیدا می کند و اگر برای یک لحظه نام امام حسین (علیه السلام) و حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را از مفهوم عاشورا و انتظار جدا کنیم، برای این دو مفهوم، ماهیتی جز معنای لغوی، باقی نخواهد ماند. . منبع: تبیان مهدویت ...
نگاهی به تاریخچه پیدایش هیئت های عزاداری
کلمه هیات در لغت به معنای صورت، شکل، حالت هر چیز آمده است.[1] و منظور از هیات های عزاداری، نوعی تشکل مذهبی، بر محور عزاداری برای سید الشهداء و ائمه علیهم السّلام است. مجموعه هایی از مردم هر محله، در شهرها یا روستاها، که برای سوگواری و روضه خوانی نسبت به امام حسین علیه السّلام بویژه در ایام عاشورا تشکیل می یابد. [2] مهمترین گروهها و فعالیت های گروهی هر محله که هنوز هم پابرجا مانده است
بودجه مشخص برای جزیره هنگام و غرب جزیره قشم به منطقه آزاد پیشنهاد شد
به گزارش روز جمعه روابط عمومی سازمان منطقه آزاد قشم، کمال بیرامیان افزود: بی شک برش بودجه ای ویژه غرب جزیره قشم و هنگام به توسعه متوازن این مناطق کمک می کند. وی بر ضرورت تحقق این سیاست به منظور پیشگیری از توسعه نامتوازن تاکید و اضافه کرد: با توجه به ماده 6 قانون چگونگی تشکیل و اداره مناطق ویژه اقتصادی، برش بودجه ای با ایجاد تعادل در اجرای طرح های عمرانی و ایجاد زیرساخت ها، توسعه همه جانبه جزیره
کلیه محور های مازندران باز است
پلیس راه روز جمعه در گفت و گو با ایرنا از کلیه رانندگانی که در محور های مازندران در حال تردند خواست تا ضمن رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی و گوش فرا دادن به تذکرات پلیس راه سفری خوبی را برای خود رقم بزنند. هواشناسی مازندران وضعیت هوای این استان در روزهای اول ودوم آبان ماه همزمان با تاسوعا و عاشورا را صاف و آفتابی اعلام کرد. رئیس گروه پیش بینی هواشناسی مازندران گفت: سامانه ناپایداری که از روز
ادامه حملات هوایی ترکیه به روستاهای اقلیم کردستان
می پردازند. وی با اشاره به اینکه مزرعه های کشاورزان و خانه های آنان همچنان بیهوده و بی دلیل بمباران و به آتش کشیده می شوند، از ترکیه خواست حملات خود را علیه شهروندان کُرد متوقف و مشکلات خود را با پ.ک.ک از راه های مسالمت آمیز حل کند.