سایر منابع:
سایر خبرها
روایت یک مادر از شهادت و مفقودالاثر شدن 5 فرزند جوانش توسط رژیم بعث
، صدام شروع کرد به اخراج ایرانی هایی که در کشور عراق زندگی می کردند. می گفت: برگردید پیش خمینی. او باید شما را تحویل بگیرد و سر و سامان بدهد. در همین گیر و دار، یک روز از طرف حزب بعث ریختند خانه ما و حسین و دو دختر دیگرم را بردند. هرچه التماس کردیم، هیچ کس جواب گوی مان نبود. اصلاً نمی دانستیم آن ها را کجا بردند. نگران فاضله بودم چون او دو ماهه باردار بود. سریع رفتیم خانه شان. آن جا بود که فهمیدم او و
احمق ترین دزدان جهان
مورد بررسی قرار گرفت. وقتی ثابت شد که خودروی جونز مسروقه است، دیگر هیچ شکی برای متهم بودن او وجود نداشت. ماسک ماژیکی ریکی لی کالیچون 45 ساله از اهالی ایندیانا بود که گاه و بیگاه برای تفریح دست به دزدی می زد. یک روز فکر احمقانه ای به سر کالیچون زد. او ماژیک مشکی را گرفت و شروع به کشیدن آن روی سر و صورتش کرد. بعد شمشیری را که در خانه اش بود، در دست گرفت و به سراغ همسایه اش رفت و
طلاق از شوهر جنایتکار
شماره ای ناشناس با این مضمون که سعید پول جور کن و دهانم را ببند وگرنه به زنت می گویم چه غلطی کرده ای و... دیدم. آن روز موضوع را با سعید مطرح کردم، زیر بار نمی رفت و حتی مرا مورد حمله شدیدی قرار داد. از دست این کارهایش عذاب می کشیدم و به خودم می گفتم مگر من از زنان دیگر چه کم دارم که شوهرم به من خیانت می کند و تازه اگر خواسته ای دارد یا ایرادی در من می بیند چرا مثل آدم حرف دلش را نمی گوید
ردپای آسیب در دبیرستان های دخترانه
هم صدا: پای درددل مشاوران مدارس ردپای آسیب در دبیرستان های دخترانه دختر التماس می کرد که اگر مدیر بفهمد او را اخراج می کند، زمانی که گریه زاری و التماس افاقه نکرد، حرف آخرش را زد: مدیر بفهمد دیگه من را در مدرسه نمی بینید. مدیر فهمید و او رفت، رفت تا دیگر نیاید... مشکلات و آسیب های متوجه دختران دبیرستانی و یافتن راهکار برای چگونگی برخورد با آن از جمله مواردی است که دست اندرکاران امر و متولیان آن
حاج رضوان، رازی در سایه
و محموله انفجاری را در صندلی اتومبیلی که قرار بود حاج رضوان را منتقل کند جاسازی کردند. خودروی بمب گذاری شده، آماده استفاده بود؛ قرار بود از راه دور با کمک دستگاه های الکترونیکی دقیق، خودرو را منفجر کنند. حاج عماد هنگامی که قصد سوار شدن به خودرویش را داشت، متوجه خودروی مشکوکی که پشت سرش پارک شده بود شد؛ اما دیگر دیر شده بود. سرویس های امنیتی و جاسوسی کشورهای غربی با کمک جاسوسان عربی
شهیدی که سید حسن او را اولیاءالله نامید
/> به نظر من ایشان طلوع کرده است وما وظیفه داریم شهید شاطری را به جامعه و نسل جوان معرفی کنیم. اگر امروز جسم و وجود ظاهری اش در جمع ما نیست، روحش با ما هست و مهمتر از همه نامگذاری های مکانهای مختلف این است که باید یاد ایشان را در قلبمان به عنوان یک سرمشق و الگو قرار دهیم و کارهایش را ادامه دهیم. یعنی شعار هریک از ما این باشد که ما یک حاج حسن شاطری هستیم. خاطره دیگری از توان مدیریتی و
قتل به خاطر کینه قدیمی
حادثه در حالی که با بهنام و جمشید سوار موتور بودیم خیلی اتفاقی یاسر را در پراید دیدم. بنابراین موتور را متوقف کردم و قمه ام را برادشتم.متهم ادامه داد: من قصد کشتن او را نداشتم و فقط می خواستم او را بترسانم.بعد از اعترافات متهم و تکمیل شدن تحقیقات قضائی پرونده با صدور کیفر خواست برای حیدر به اتهام مباشرت در قتل عمدی یاسر به شعبه اول دادگاه کیفری استان البرز فرستاده شد.در ابتدای جلسه دادگاه دهقانی
عاملان قتل پای میز محاکمه
گشود و پرده از راز قتل مرد جوان برداشت.او به کارآگاهان گفت : روز حادثه من و مرد معتادی به نام سهراب در باغ بودیم. حسن وارد باغ شد و پی برد ضبط صوتش سرقت شده است. من به او گفتم ضبط را سهراب سرقت کرده است به همین خاطر با هم درگیر شدند. سهراب از جیبش چاقویی بیرون آورد و آن را در پهلوی مقتول فرو کرد. من می خواستم از باغ فرار کنم اما سهراب سد راهم شد. او چاله ای در باغ کند و از من خواست در دفن جسد به
یکی از حوادث باورنکردنی شهر تهران
زنی در حوالی میدان کاج متوجه یک خودروی پرشیای نقره ای رنگ شدند که کنار خیابان پارک شده بود. دو نفر نیز چند قدم آن طرف تر کاپوت خودرو دیگری را باز کرده و مشغول باز کردن وسیله ای از داخل ماشین بودند.ماموران با دیدن این خودرو به رفتارهای دو مرد مشکوک شدند و به سمت آنها رفتند. هنگامی که پلیس به سمت آنها رفت هر دو نفرشان بلافاصله با دیدن پلیس سوار خودروی پرشیا شدند و فرار کردند. تعقیب و گریز پلیسی
جلوی بخشش به این شکل خطرناک را بگیرید!
ای شدن پیدا کردند؛ بخشش مجرم چند دقیقه بعد از اجرای حکم!در آخرین روزهای فروردین ماه اولیای دم جوانی که 14 سال قبل در بندرعباس به دست پدر دختر مورد علاقه اش کشته شده بود، 2 دقیقه بعد از اجرای حکم از تصمیمشان منصرف شدند و پیکر نیمه جان مرد 67 ساله را از دار پایین کشیدند. چند دقیقه بعد، قاتل به بهداری منتقل شد تا بعد از درمان از جنبه عمومی جرم محاکمه شود.اولیای دم پیش از اجرای حکم از خانواده متهم
دستگیری عوامل وحشت آفرینی در مترو
پسر جوانی که وارد یکی از ایستگاه های مترو ی تهران شده و با رها کردن سگ، برای مسافران و کارکنان، ایجاد رعب و وحشت کرده بود، دستگیر شد. رسیدگی به این پرونده روز هفتم تیر هنگامی در دستور کار ماموران کلانتری 118 ستارخان تهران قرار گرفت که نماینده حقوقی متروی تهران با حضور در مرکز پلیس علیه یک پسر جوان و سه عضو یک خانواده که با رها کردن سگ در ایستگاه مترو راه ورود و خروج مسافران و کارکنان آنجا را بسته
تجاوز شبانه 3 شیطان به زن جوان
ها زن جوان گفت: مرد ی که این سه نفر را برای اذیت کرد ن او اجیر کرد ه می شناسد .مد تی قبل با مرد میانسالی به نام سلمان آشنا شد م. او خود ش را فرد با نفوذی معرفی کرد و گفت به افراد نیازمند کمک می کند . من هم ماجرای زند گی و اعتیاد شوهرم به مواد مخد ر را به او گفتم و برای نجات شوهرم از او کمک خواستم. یک روز که شوهرم بیمار بود سلمان برای عیاد ت او به خانه مان آمد . سلمان بعد از د ید ن وضعیت خانه مان
قاتل سرباز جوان پای چوبه دار
موجود در پرونده برای متهمان تقاضای مجازات قانونی دارم.در ادامه پدر مقتول برای قاتل پسرش تقاضای قصاص کرد و گفت: فرشید در حال گذراندن خدمت سربازی بود. من از پسرم خواستم برای شرکت در مراسم عروسی یکی از بستگان مرخصی بگیرد و به ورامین بیاید. یک ساعت قبل از شروع عروسی او برای دیدن یکی از هم خدمتی های خود از خانه خارج شد که دقایقی بعد به ما اطلاع دادند او را با ضربه قمه کشته اند.در ادامه متهم با حضور در
داستان زندگی زنی که در 17 سالگی شوهرش را کشت
. گفتم خانم بهتر است ببخشی آنطور که متوجه شده ام متهم، عروست است ونوه ای از او داری. قبول نکرد. گفت می خواهد حکم را اجرا کند. برای چنددقیقه ای اجازه دادم راضیه با مادرشوهرش صحبت کند. صحبت هایی که می کردند، نشان می داد اختلاف بین راضیه و شوهرش چیز پنهانی نبود و مادرشوهرش هم در جریان آن قرار داشت. دختر جوان التماس می کرد. می گفت تو که می دانی دوستش نداشتم، تو که می دانی اذیتم می کرد، تو که می دانی کتکم
انتقام گیری دختر 19 ساله از پسر مورد علاقه
مورد علاقه این دختر را شناسایی و با هماهنگی مقام قضایی به مقر انتظامی احضار کردند، گفت: انجام تحقیقات از این پسر، سبب فاش شدن واقعیت ماجرا شد.معاون اجتماعی فرمانده انتظامی استان گیلان با اشاره به اظهارات پسر مورد علاقه این دختر، گفت: این پسر مدعی شد که پس از صرف هزینه های زیاد در ارتباط با این دختر، از روابطش با پسران دیگر مطلع شده و به وی گفته که تمایلی به ادامه رابطه با او ندارد که این دختر پس از
شکار پسران پولدار در واتس آپ
سرقت فرار کردم ولی تصور نمی کردم دستگیر شوم چون سهیل خیلی پولدار بود فکرش را هم نمی کردم که از من شکایت کند. این دختر درخصوص اینکه طعمه های دیگری هم با این شیوه داشته یا خیر گفت: طعمه دیگری با این شیوه و شگرد نداشتم. فقط یکی، دو بار بعد از آشنایی با پسران جوان از خودروی آنها پول دزدیدم. با اعترافات این دختر سارق، وی با قرار قانونی روانه زندان شد و تحقیقات درخصوص این پرونده و شناسایی مالباختگان دیگر همچنان ادامه یافت. انتهای پیام
محاکمه عموهای اسیدپاش امروز در دادگاه کیفری
خانواده زنده مانداما دختر جوانش به نام یثری که قرار بود تا چند روز دیگر به خانه بخت برود، تسلیم مرگ شد. به این ترتیب جستجو ها برای دستگیری عامل حادثه ادامه یافت تا این که عموی مقتول به نام یادگار به عنوان تنها مظنون پرونده بازداشت شد. اعتراف به متهم بودن برادر متهم با انتقال به پلیس آگاهی ایلام در بازجویی نقش خود را در اسیدپاشی انکار و برادر دیگرش اسفندیار را عامل آن
"باران کوثری" برنده سیمرغ بهترین بازیگر نقش اول زن
فیلم پویانمایی زنده مبارک نیز از سوی دبیر جشنواره تجلیل شدند. علی نجفی امامی هم از سینماگران ایرانی خواست از استفاده از انیمیشن رئال نترسند و سینما را با استفاده از این صنعت از یکدستی خارج کنند. درخواست خسرو سینایی از سینماگران جوان خسرو سینایی در سخنانی گفت: من خودم خواستم که سخنانی در اینجا داشته باشم. در نسل ما یعنی 50 سال پیش ما آرزو داشتیم سینما هنری ارزشمند باشد نه
خاموشی ناله مادر در شکنجه گاه مرد بدبین
، بیشتر وقت ها به مادرش حق می داد که آنها را رها کرده و رفته است. مگر یک انسان چقدر تحمل دارد اما به کجا رفته است. مادربزرگ هم از او خبر ندارد. الهه با خود فکر می کرد و هر روز تصمیم می گرفت برای یافتن مادر از پلیس کمک بگیرد اما اگر او را بیابند باز هم شکنجه، باز هم دعوا، آخر مادر زیر مشت و لگد پدر جان می دهد اما دیگر طاقت دوری مادر را نداشت و همین موضوع باعث شد دختر 23 ساله با عکسی از مادر پای در پلیس
سارق حرفه ای در لاین دختران را شکار می کرد
به گزارش جام جم، هفته گذشته دختر جوانی با حضور در پلیس آگاهی شهرستان گرگان با اعلام شکایتی گفت: روز های پایانی آبان امسال در نرم افزار پیام رسان لاین با پسر جوانی به نام مهران آشنا شدم و ارتباطمان شکل گرفت. چند بار در کافی شاپ قرار گذاشتیم. روز حادثه با هم قرار گذاشتیم و برای تفریح به بیرون از شهر رفتیم که در میانه راه خودرو خراب شد. وی ادامه داد: دقایقی از این ماجرا نگذشته بود که مردی
سرگذشت یک زندگی شورانگیز
را با خیر و خوشی تمام شود و سرش را به طرف ضریح بر می گرداند و می گوید یا امام حسین (ع) دست به دامان تو و حضرت ابوالفضل هستیم. قرار شد من او را خبر کنم تا برای شهادت در جلسه عقد و تشرف به اسلام کاترین حاضر شود. وقتی از هم خداحافظی کردیم دوباره از او خواستم که فراموش نکند که هنوز ماجرا را یک راز بداند که هیچکس نباید از آن با خبر شود و او گفت خیالت راحت باشد. بعد از آن هم که از سِر بودن در آمد
قتل شتابزاده ی یک نوجوان توسط پلیس در نیمه شعبان!
شیشه خودروهای پارک شده در خیابان کرده اند. وی افزود: بلافاصله چند موتور گشت پلیس برای بررسی این پرونده وارد عمل شدند. همزمان گشت موتوری پلیس به سه پسر جوان که سرنشینان یک موتور بودند، دستور ایست داد. اما سرنشینان موتور بدون هیچگونه توجهی به اخطارهای پیاپی پلیس با سرعت زیاد پا به فرار می گذارند. سرانجام پس از مسافت زیادی تعقیب و گریز، موتور استوار کلانتری دچار نقص فنی می شود، مأمور به ناچار برای ادامه
قرائتی: مزاحم آرایش حلال دختران جوان نشوید
/> آرایش یک ارزش است. دختر و پسرها در آرایش حلال نباید مزاحم داشته باشند. مثل اینکه یک کسی شوهرش مرده اسلام گفته چهار ماه و ده روز فاصله بگیرد. بعد از چهار ماه و ده روز، قرآن آیه دارد می گوید: اگر خانم خواست عقد کند، کسی حق ندارد جلوی او را بگیرد. آیه قرآن است. متن قرآن است. زن بیوه! خواهند گفت عجب زن بی حیایی بود. چه زود شوهر کرد. تو که می گویی: فلان زن بی حیا است، قطعاً غیبت کردی و گناه
جزئیات جنایت در سعادت آباد
به سرقت موتوسیکلت اقرار کرد اما گفت از جنایت هیچ اطلاعی ندارد. این جوان در اعترافات خود گفت: موتور را همراه دو نفر از دوستانم به نام های حمید و میکاییل از روبه روی باشگاه بیلیارد در منطقه وایین سرقت کردیم. دستگیری حمید و میکاییل به عنوان گام بعدی در این پرونده در دستور کار پلیس قرار گرفت و این دو جوان حدود یک ماه بعد بازداشت شدند. آنها در بازجویی ها اظهارات امید را تایید کردند. کارآگاهان پس از
برترین عکس های خبری رویترز سال 2014 (3)
در حمله مردم کشته شده است و از من خواست که به صحنه اتفاق برگردم. جمعیت در وضعیت خشونت دیوانه واری بود و من سعی می کردم که حواسم به آنها باشد؛ جمعیت خشمگین می تواند بسیار خطرناک، غیرقابل پیش بینی و ترسناک باشد. بدن بی جان مقتول، که مشکوک به پیوستن به گروه شورشی سلکا بود، توسط سربازان ارتش جمهوری آفریقای مرکزی به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته، با سنگ مجروح شده و چاقو خورده بود.
قتل زن جوان و خودکشی ؛ پایان دوستی خیابانی
متهم تفهیم کرد و از او خواست به دفاع از خود بپردازد. سعید هم با قبول اتهامش گفت: حدود 6 ماه بود با مقتول ارتباط داشتم اما به دلیل اینکه قصد داشتم با دختر دیگری ازدواج کنم تصمیم گرفتم به این رابطه پایان دهم . ظهر روز حادثه با زهرا تماس گرفتم تا از او بخواهم برای همیشه مرا فراموش کند اما مقتول مرا تهدید کرد که موضوع رابطه مان را به دختر مورد علاقه ام خواهد گفت. از او خواستم این کار را انجام ندهد اما
آشتی مرگبار یک مهمانی
شدت خونریزی به کما رفت.این گزارش حاکی است: در پی اعلام شکایت خانواده جوان 25 ساله پرونده ای در شعبه 203 مجتمع قضایی امام خمینی(ره) تشکیل شد و متهمان به دستور قاضی صحراگرد تحت تعقیب قرار گرفتند.با صدور دستورات ویژه از سوی مقام قضایی، ماموران کلانتری شهید هاشمی نژاد عملیات دستگیری ضارب و دیگر مظنونان را آغاز کردند اما بررسی ها نشان داد که جوان ضارب به استان قم گریخته است. از سوی دیگر و با گذشت 9 روز
دو سارقی که به زن صاحبخانه تجاوز کردند +تصویر
مردی روز 21مرداد با مراجعه به کلانتری مهرآبادجنوبی به ماموران گفت: وقتی در محل کارم بودم دوسارق جوان با تهدید سلاح سرد وارد خانه ام شدند و ضمن آزارواذیت همسرم، وجوه نقد و طلا و جواهرات داخل خانه را سرقت کردند. این پرونده برای رسیدگی تخصصی در اختیار کارآگاهان اداره شانزدهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت. زن جوان در این مرحله به ماموران گفت: مردی ساعت 10 روز حادثه زنگ خانه ما را زد و گفت: طوطی ما
جشنواره فیلم فجر ایستگاه سی و سوم را پشت سر گذاشت
بهترین پژوهش و تحقیق متن مستند را دریافت کرد با لباسی مزین به نا پیامبر به روی سن آمد و سیمرغ خود را به سردار قاسم سلیمانی تقدیم کرد . وحید جلیلوند که برای جایزه بهترین کارگردانی بخش نگاه نو مورد تشویق قرار گرفت. به سخنرانی پرداخت و با شکل سیمرغ اعتراض کرد و سیمرغ خود را شبه سیمرغ خواند و آن را به پدر و مادر خود تقدیم کرد. از دیگر هنرمندانی که در این مراسم ضمن دریافت سیمرغ
متهم در دادگاه: مست بودم، قهرمان وزنه برداری را کشتم !
متهم 21ساله پرونده اواخر خرداد امسال مردی به نام یعقوب را به قتل رسانده است. آن طور که در گزارش های پلیس آمده شاهین در دو مرحله با اهالی درگیر شد. او ابتدا بعد از رساندن نیوشا، دختر مورد علاقه اش به خانه او با چند نفر از همسایه های نیوشا درگیر شد و آنها در اعتراض به اینکه چرا نیوشا را سوار موتورش کرده او را کتک زدند بعد شاهین به خانه رفت و شوکر و چاقو برداشت و دوباره به محل برگشت و این بار با همکاری