سایر منابع:
سایر خبرها
زندگی خصوصی مهدی رحمتی، بانو و پسران
، ولی وقتی وارد فوتبال شدم یا در شیراز بودم. پدرم در تهران بود یا بالعکس. در حال حاضر چند سال است پدرم در شیراز زندگی می کند و شاید سالی چندبار بیشتر نتوانم او را ببینم و شرایط کمی متفاوت است. مرغ یک پای ستاره من در زندگی ام سعی کرده ام به آنچه دوست دارم با تلاش برسم. در فوتبال هم یاد گرفتم به هر قیمتی، هر چیز را نداشته باشم. مرغ من همیشه یک پا دارد! چون همیشه خودم زحمت کشیده ام
قتل هم زمان دو کودک بی گناه کردستانی توسط مادر افسرده
جسد پسر نوزاد و خواهرش به پزشکی قانونی و متهم به قتل و شوهرش به پلیس آگاهی منتقل شدند. همسرم قاتل است ابتدا پدر خانواده در اظهاراتش گفت: صبح که خانه را به قصد رفتن به محل کارم ترک کردم، همسرم و بچه ها کنار هم خوابیده بودند. ظهر که به خانه برگشتم کسی در را باز نکرد. در را با کلید باز کردم و وارد خانه شدم. چند بار همسرم را صدا زدم اما پاسخی نداد. دلهره عجیبی داشتم. به سمت
زوج سالخورده 6 ماه پس از عقد جدا شدند
من در این کار تصمیم جدی دارم، پذیرفتند. وی افزود: به اکرم گفته بودم که من می خواهم با کسی ازدواج کنم که کدبانو باشد و به خانه و زندگی برسد و همیشه همه چیز مرتب باشد و از او خواستم زندگی گرمی داشته باشیم و پذیرفت، سرانجام با مهریه 114 سکه ای به عقد من درآمد. اوایل همه چیز بخوبی پیش می رفت حتی جایی برای بهانه جویی های بچه هایم نبود چرا که آنها از ابتدا مخالف این ازدواج بودند و می گفتند
چگونه در خانواده تقسیم کار کنیم؟
از طرفی، مردان امروز مانند مردان دیروز فکر نمی کنند، دیگر آنها کارخانه را اختصاصا وظیفه زن نمی دانند و حتی انجام برخی امور خانه برای آنها غریب هم نیست. البته هنوز هم مردانی هستند که فکر می کنند کار خانه وظیفه زن است و مرد هرگز نباید در این امر دخالتی داشته باشد، ولو آن که همسرش شاغل باشد! وضعیت برزخی جامعه در میانه راه سنت و مدرنیته و خانواده گسترده و هسته ای یکی از علت های تعارض مردان و زنان در انجام کارهای منزل است. اما آیا به راستی مردان باید در انجام کار خانه کمک حال همسرشان باش
جنجال های زوج بر سر یک دختر 7 ساله
آن حدودا یکسال پیش با همسر دومم آشنا شدم و با هم ازدواج کردیم. همه چیز داشت خوب پیش می رفت تا اینکه چند وقت پیش دخترم 7 ساله شد و من تصمیم گرفتم او را پیش خودم بیاورم و بزرگ کنم. وقتش رسیده بود که دختر از این به بعد من با زندگی کند و در کنار پدرش باشد. اما وقتی موضوع را با همسرم در میان گذاشتم، در کمال تعجب او کاملا مخالفت کرد و گفت که حق ندارم دخترم را به این خانه بیاورم. مرد جوان ادامه
لطفاً افسار سونامی طلاق در مازندران را بکشید
اجتماعی که به صورت مختلط در حال فعالیت هستند، بیشترین آسیب را به جوانان و خانواده ها وارد می کنند، ادامه داد: رابطه های مجازی و وعده های نادرست افراد دارای کاربری موجب می شود علاقه و عشق کاذب حتی به خیابان ها و خانه ها کشیده شود و سوءاستفاده های زیادی را دربر دارد. نادری به وجود ماهواره در خانواده ها اشاره کرد و گفت: ماهواره ها نقش زیادی در افزایش بی بندوباری زنان و مردان جامعه دارد و حتی
زن کینه توز جان همسرش را گرفت - دختر نوجوان و نامزدش راهی زندان شدند
را ضربات متعدد چاقو و خونریزی حاصل از آن بیان کرد. یک بررسی از گزارشات تلفن های اخیر این خانواده نشان داد که تهدیداتی از قبل مبنی بر اقدام برای قتل وجود داشته است. این مادر 42 ساله در بازجویی پلیس گفت: از مدت ها پیش با همسرم به خاطر مستخدم خانه مان درگیر بودم. هرچه اصرار می کردم او از این خانه برود، همسرم نمی پذیرفت و بعد از مدتی متوجه رابطه او با مستخدم شدم. از دخترم و نامزد
بازیگری که برای امرار معاش ....
می گویم خانه نشسته ام! در همین حد. چه زمانی ازدواج کردید؟ - سال 57. آن زمان چهره بودم. آقایی به نام عباسی من را به خانواده همسرم معرفی کرد. به او گفتم اول با خانواده همسرم صحبت کن و بگو که قدم کوتاه هست و هنرپیشه هستم و ممکن است مردم در خیابان من را بیش از حد تحویل بگیرند. او هم با خانواده همسرم صحبت کرد و آنها هم گفتند که مشکلی ندارند. ازدواج ما هم جالب بود. تمام مراسم ما
عکسهای جدید سپیده خداوردی و همسر و پسرش
غافل نشدم. سپیده خداوردی و فرزندش این بازیگر درباره فرزندش که یک پسر است می گوید: من سالها به موازات کار بازیگری در عرصه موسیقی فعال بودم و دلبستگی زیادی به این حرفه دارم و از آنجا که همسرم هم در این حیطه فعالیت میکند دوست دارم پسرم وقتی بزرگ میشود نسبت به موسیقی بی تفاوت نباشد، در این حوزه کار کند. البته دوست دارم فعالیتش در این حرفه دلی باشد. و حالا چند ماه است
فرهاد آئیش: حتی برای کار به رستوران هم رفتم
خودش هویت خاص خودش را داشت. اکنون کوچه و محله تقریبا حذف شده، به خصوص برای خانواده هایی که در آپارتمان زندگی می کنند، خیلی غم انگیز است، چرا که خطرناک هم هست. زندگی در آپارتمان را دوست ندارم، حتی 27 سال زندگی در خارج از کشور. با توجه به وضع مالی که داشتم مجبور بودم خانه اجاره کنم، به خصوص در آمریکا که شرایط طوری است هر 2 سال یکبار باید خانه را عوض کنی. شاید 12 بار خانه عوض کردم.
شهرام حقیقت دوست: با تئاتر رفیق فابریکم!
کارگردان و گروه کار برمی گردد. من سال هاست با بچه های خودمان کار می کنم، مثل حسین کیانی و دوستان دیگری که در این حوزه چند کار را تجربه کرده ایم. این حوزه برای من همیشه یک جایی مثل خانه است، یعنی یک جایی که در آن یاد می گیرم و آرامش دارم. اینجا آدم هایی هستند که هم زبان من هستند. هم فکر من هستند. با هم خوش می گذرانیم. فکر می کنیم. کتاب به یکدیگر معرفی می کنیم. موسیقی های خوب گوش می کنیم
چرا همسرم عاشقم نیست؟!
آشنایی، مدام در فکر غافلگیر کردن همسرتان باشید یا بخواهید با قهر و آشتی های تان احساسش را محک بزنید. بعد از مدتی زندگی زیر یک سقف، دیگر قرار نیست او هر روز با یک دسته گل و کادوی هیجان انگیز به خانه برگردد. از همسرتان سوپرمن نسازید گمان نکنید بله شما به خواستگاری همسرتان یک لطف بزرگ بوده و او باید همیشه مدیون شما باشد. چنین انتظاراتی، خیلی زود زندگی شما را ویران می کند. پس
چگونه دل خانواده همسر را بدست بیاوریم؟
ترمی شود. این موضوع را از همان اول در خودمان حل کنیم که همان احساس و احترامی که من نسبت به پدر و مادر خودم دارم همسرم نیز نسبت به پدر و مادر خودش دارد و هیچ وقت به دنبال تغییر این احساس نباشیم چراکه جز آسیب زدن به همسرمان، فایده دیگری ندارد. اگر این مسئله را بپذیریم و در ارتباطات با مسائل پیش آمده لحاظ کنیم خیلی از مشکلات اصلا به وجود نمی آید. مسئله بعدی نیز حفظ استقلال و تمامیت خانواده نوپای
هما روستا بدرقه شد... خداحافظ بانو
به گزارش پایگاه خبری علت به نقل از خبرنگار حوزه سینما گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان ؛ مراسم تشییع پیکر هما روستا بازیگر پیشکسوت تئاتر، سینما و تلویزیون در خانه هنرمندان در حال برگزاری است. در این مراسم رخشان بنی اعتماد، پرویز پورحسینی، مسعود فروتن، علی دهکردی، محمدحسن معجونی، حسین پاکدل، عاطفه رضوی، ایرج راد، عبدالحسین مختاباد، مهوش افشار پناه، و حجت الاسلام و المسلمین محمود دعایی
همه اتفاقات فامیل در هیئت خانوادگی +عکس
تعداد ما کم بود که صاحب خانه روی اجاق خانه اش نذری می پخت و بین همه پخش می کرد. الان به جایی رسیدیم که شب چهارم هیئت است و ما داریم برا 600 نفر غذا درست می کنیم. خانه مادر شهید، حسینیه ما شد الان بعد از گذشت سال ها هیئت سه چهار سالی است که صاحب حسینیه شده است که این حسینیه هم ماجرای جالبی دارد: خانه ای که الان حسینیه شده است، متعلق به یک مادر شهید و مادرزن یکی از بچه هیئتی ها بود
گودرزی: با تعامل و همفکری می توان بر بسیاری از مشکلات فائق آمد
به گزارش خبرگزاری تسنیم و به نقل از پایگاه خبری وزارت ورزش و جوانان، محمود گودرزی عصر امروز (چهارشنبه) در نشست با روسای فدراسیون های ورزشی با بیان اینکه در هر شرایطی باید از ورزش حمایت کرد، اظهار داشت: همه ما اعضای یک خانواده هستیم و با تعامل و همفکری می توان بر بسیاری از مشکلات چیره شد. وی افزود: مسائل مربوط به ورزش در جمع خانواده بهتر حل می شود و چنانچه موردی در هر بخشی پیش آید، می
شهاب حسینی: همسرم هیچ وقت از زندگی با من رضایتی را تجربه نکرده است
فرهادی به موزه تاریخ بشر پیوسته...بیست سال از عمرم را گذاشته ام برای همین دو کار؟ شما کارنامه بازیگران بزرگ را نگاه کنید از بین بیست فیلم واقعا چهارده فیلم خوب دارند. زندگی می فروشیم و از حق زن و بچه می گذریم این بازیگر در جایی از گفتگویش خطاب به مخاطبان سینما بیان می دارد: درست است که بازیگری درآمد خوبی دارد اما دستمزدی که به بازیگران پرداخت میشود بابت زندگی آنهاست. هر شغلی یک
توطئه مرگبار زوج جوان برای سرقت دو میلیون طلا
نکرد. برای همین تصمیم گرفتیم که طلای پیرزن ها را سرقت کنیم تا به پول برسیم. همین شد که روز حادثه الهام در خیابان به دنبال طعمه اش گشت و حمیده را دید. قرار بود تنها آبمیوه مسموم به او بدهیم تا بیهوش شود و طلاهایش را بدزدیم. ولی همسرم با من تماس گرفت و گفت که حمیده آبمیوه را نمی خورد. من هم به خانه رفتم و این زن را با طناب خفه کردم. بعد از آن جسدش را در چاه دفن کردیم و یک النگو و دو گوشواره این زن را
گفتگو با زن همدست قاتل در مشهد
بودند. هنوز مدت زیادی از برگزاری مراسم عقد نگذشته بود که متوجه اعتیاد او شدم. در همان روزهای اول با دیدن این شرایط تصمیم به طلاق گرفتم، اما دیگر دیر شده بود فکر می کردم می توانم او را به زندگی بازگردانم اما افسوس که نه تنها او به مسیر درست زندگی بازنگشت بلکه مرا نیز در مرداب خلافکاری هایش غرق کرد او آن قدر بی رحم و خشن بود که به چیزی جز تامین هزینه های اعتیادش فکر نمی کرد حتی وقتی مادرم
سرگردی که شمر ظهر عاشورا شد
تان بازمی گردد؟ من تاریخ را دوست دارم. تاریخ از گذشته ها برای آیندگان می گوید و باید از آن درس گرفت. متاسفانه نسل جدید و امروزی آن چنان که باید و شاید به تاریخ و گذشته اش اهمیت و بها نمی دهد. اگر بتوانیم تاریخ را به تصویر بکشیم شاید بتوانیم آنها را جذب و علاقه مند به پیشینه کشور کنیم. بهادر میرزا یک شخصیت منفی بود اما نه به اندازه شاهزاده بهادرمیرزای سریال خانه ای در تاریکی
نمایش بومی به معنای داشتن لهجه محلی نیست
خبرگزاری مهر – گروه استان ها: نمایش عزیزم دوست دارم حاضره به نویسندگی و کارگردانی سحر مرادی یکی از نمایش های حاضر در جشنواره تئاتر استانی بود که بسیاری از مخاطبان اعتقاد داشتند در آیین اختتامیه این جشنواره به حق خود نرسیده است، نکته جالب توجه در مورد این نمایش این است که باوجود مطرح کردن یکی از مهم ترین مشکلات امروز جامعه که همان تهدید فروپاشی خانواده ها و آمار بالای طلاق است اما انگار این اثر
فال روزانه 2 آبان
کنید، می توانید برای مدتی از زیر کار فرار کنید و برای تفریح از خانه خارج شوید. شما حتی اگر وظایف خیلی زیادی هم داشته باشید، دوست ندارید تمام روز را کار کنید. به هرحال شما نمی توانید کاملاً بی خیال وظایف و تعهدات خود بشوید. اگر قولی می دهید باید حتماً بهش عمل کنید. بعد از این کار شما می توانید به بچه هایی که در محوطه شنی پارک بازی می کنند بپیوندید!! تیر: شما امروز با خواهر و برادر و یا با
اگر حسرت دوران مجردی را می خورید...!
خاص خود برخوردار است؛ به عنوان مثال متاهل بودن با احساس تعلق داشتن و امنیت و صمیمیت بیشتری همراه است. شما با ازدواج به عنوان یک بزرگسال بالغ و پخته پذیرفته می شوید، و ضمن این که صاحب خانه و زندگی می شوید، رابطه جنسی سالم تری خواهید داشت. بنابراین متاهل بودن به معنای آن نیست که دنیا برای شما پایان یافته است. علاوه بر این، زوجین راضی از ازدواج خود وقتی بعد از چند سال به داشته
مشکلات؛ سنگریزه هایی بیش نیستند
های خودش اطمینان کرد. خانم رفیعی برایم از گذشته های بسیار دور می گوید. درست بیست و پنج سال از فوت همسرم می گذرد. او راننده بود و در تصادف درگذشت. 6 ساله بودم که پدرم را از دست دادم من معنی زندگی بدون پدر را می دانستم و حالا باید برای فرزندانم هم پدر می بودم و هم مادر، اما همیشه معتقد بودم که خداوند بزرگ است. در مقطعی باید خواهر و برادر و مادرم را هم حمایت می کردم. یک کارگاه پیراهن
داستان اسارت 436 روزه 2 گروگان در دل پاکستان/ به ما گفتند خودتان را از نزدیکان رهبر ایران معرفی کنید
که تمام انگشتانش را بالا آورد و گفت "اینقدر خیلی زیاد دلم برای بابایم تنگ شده بود من او را دوست دارم". زهرا عباسی پور مادر محمد در این خصوص گفت: حس بدی بود 10 روز از مسافرت ما به تهران می گذشت که شبش عروسم زنگ زد و گفت محمد از صبح رفته و هنور نیامده تلفنش هم خاموش است خیلی سخت بود پدرش سریع با هواپیما به زاهدان آمد و ما برای سالگرد پدرم ماندیم؛ روز بعد با پسر بزرگم به زاهدان آمدیم همان
محمد صالح علاء: بیشتر مکتوبم تا ناطق!
نفس هانتکه است. یک خانم مترجم است. یک بچه دارد و با شوهرش در جهان بینی شان زاویه دارد. دیالوگی آن زن مترجم دارد وقتی در خانه با ماشین تحریر مشغول ترجمه است و پسرش در حال شیطانی کردن است. او خشمگین می شود. سر بچه اش داد می زند که من دارم کار می کنم. این کار مثل هر کار دیگری نیاز به فراغ بال و آرامش دارد. چرا همه فکر می کنند کار ما کار نیست. البته آن راز به این سکانس
شمرهایی که برای امام حسین گریه کردند
خوشم می آمد. بچه هم که بودم با چادر مادرم بازی می کردم و ادای مخالف خوانی در می آوردم تا الان که 82 سال دارم هنوز مخالف می خوانم. البته سنم الان بیشتر شده و تخت می خوانم. یعنی نقش یزید و معاویه را دارم. فکر می کرد من واقعا شمرم 12 سال پیش در قسمتی از تعزیه که یزید از شمر می خواهد که سر امام حسین را بیاورد. داشتم به یک سمتی حرکت می کردم که یک نفر در جمعیت با چوب دستی به من حمله
پول تان را توی سر بچه ها نزنید!
را بیشتر از مادر دوست دارد. رقابت هایی که بین والدین و فرزند یا بین فرزندان با هم وجود دارد، نیز گاهی باعث می شود والدین احساس خوشایندی نسبت به امکاناتی که در اختیار یکی از فرزندان قرار می گیرد، نداشته باشند. ضمن این که وقتی منابع و امکانات خانواده محدود است و تنها برخی از اعضای خانواده می توانند از منابع استفاده کرده و سایر اعضا محروم می مانند، والدین به خاطر ادراک احساس تبعیضی که بین
محمود رحمانی از سرنوشت عجیب و غریب مُلفِ گند می گوید / وقتی سوژه فیلم را کارگردانی کرد
با خودشان آوردند. من با این دوربین در سال 81 شروع کردم به فیلمبرداری. درسخوان هم نبودم و هر کاری کردند، من نتوانستم دپیلم بگیرم. یک برادر داشتم که سه سال از من کوچکتر بود و من آنقدر مردود شدم که او با من همکلاس شدم و به من درس می داد. در خانواده ی ما همه دانشگاهی اند به جز من. پدرم هم همیشه نگران من بود. وقتی دوربین را سوغات آورد و علاقه مرا می دید، می گفت عجب اشتباهی کردم این بچه بهتر
ویژگی زنان آماده ازدواج چیست؟
برای خانواده به شکار بروند، با رقبا بجنگند و با دست پر برگردند واز خانواده در برابر دشمنان و حیوانات وحشی و بلایای طبیعی حفاظت کنند و تنها در این صورت بود که زنان می توانستند با خیال راحت در غاذر بنشینند و بچه هایشان را بزرگ کنند! اما در حال حاضر دیگر نیازی به قدرت جسمی نیست. البته نه اینکه شکار و رقیب و دشمنن دیگر وجود ندارد، بلکه شکل آن عوض شده است. امروزه قدرت مردان تا حد زیادی در