سایر منابع:
سایر خبرها
ماجرای جذاب شدن کتاب مطالعات اجتماعی
نوجوانان مطالب و سرگرمی های مفیدی طراحی و بارگذاری نمود و یا مثلا سازمان استاندارد نیز در تولید فیلم، با تهیه کننده فیلم های آموزشی کتاب خیلی همکاری کرد و یک فیلم خوب درباره استاندارد ساخته شده است که بچه ها می توانند از طریق سی دی آموزشی همراه کتاب مطالعات پایه هشتم، آن را مشاهده کنند. رئیس گروه مطالعات اجتماعی سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی تصریح کرد: در واقع می خواهیم این فرصت را مغتنم
مکانی: می دانیم پرسپولیس دشمن زیاد دارد/ به صدر جدول می رسیم
، خاطر نشان کرد: آدم عاقل که با انگشت خودش چشم خود را کور نمی کند. نه فقط روی من، بلکه روی تک تک بچه ها حساب می شود. من آدمی هستم که اگر اشتباه کنم آنقدر مرد هستم که مسوولیت آن را بپذیرم اما اگر اشتباه نکرده باشم می گویم اشتباه نکردم. نمی خواهم به گذشته برگردم ولی از ابتدای فصل در مسائلی که پیش آمد مقصر نبودم ولی هر چه اتفاق افتاد دیگر مهم نیست. به آینده نگاه می کنم. تصمیم گرفته ام در کارهایی که مقصر
خط قرمزها در شبکه های اجتماعی کجاست؟
جدید به خانه ها و جیب های ما احساس می شود فاصلۀ بین اعضای یک خانواده روزبه روز زیادتر می شود. پدر و مادرها کمتر فرصت می کنند با بچه های خودشان صحبت کنند؛ چون دست هرکدامشان یک گوشی لمسی است که دارند با آن در فضای مجازی و شبکه های به اصطلاح اجتماعی سیر می کنند. خانواده ها حرف های زیادی برای گفتن دارند؛ اما این تکنولوژی فرصت حرف زدن را از آنها گرفته است. بر این باورم این حرف نزدن ها دارد بین اعضای یک
حاشیه های حضور رهبر انقلاب در منزل سردار شهید همدانی + تصاویر
خنده می گویند: هر کار دلت خواست با ما کردی! جمعیت می خندند. مهدی -پدر هانیه- می گوید: بابا خیلی این بچه را دوست داشت . آقا می گویند: خدا ان شاءالله چند برابرشان کند. آقا از سن شهید همدانی می پرسند. 65 ساله بوده است. همسر شهید به دیدار چند روز قبل از شهادت سردار همدانی با آقا اشاره می کند، می گوید: حقش همین بود. من به بچه ها گفتم. خدا رو شکر می کنیم که به آرزویش رسید.
دیدار یک مادر و دختر پس از 24 سال
تحویل خانواده جدیدش بدهند. اما این زن و مرد به دلیل نداشتن ضامن نتوانستند نوزاد را با خود ببرند، درحالی که دخترک چند روزه در آغوشم خواب بود به اتاق پرستاری رفتم تا او را تحویل دهم اما اتفاق عجیبی مسیر زندگی مان را عوض کرد. نوزاد با دست های کوچک و بی توان اش یقه کتم را محکم چسبیده بود. دلم از این احساس لرزید؛ چون من و همسرم از داشتن فرزند محروم بودیم. همان موقع بود که به دلم افتاد ما پدر و مادر این
سیاه پوشیدن در محرم و صفر فضیلت دارد؟
و دیوار را سیاهپوش می کند، بااین عمل می خواهد بگوید و بفهماند: عزیز از دست رفته، مایه روشنی چشم و فروغ دیدگانم بود و دفن پیکرش در دل خاک به سان افول ماه و خورشید در چاه مغرب، پهنه حیات و زندگی را در چشمم تیره و تار ساخته و زمین و زمان را در سیاهی و ظلمت فرو برده است. این مطلب شواهد گوناگون دارد. حضرت زهرا (س) هشت روز پس از رحلت حضرت رسول (ص)، بر مزار آن حضرت فریاد برآورد: ای پدر، تو رفتی و با رفتن
مشهورترین دستفروش های فوتبال ایران را بشناسید/ از علی دایی تا وارث پیراهن کریمی!
به سایت ورزش خوزستان گفته بود: من در یک خانواده کم بضاعت بزرگ شدم. خانه ما در روستای دغاغله قرار داشت. من و برادر دوقلویم عاشق فوتبال بودیم و دوست داشتیم برای حضور در مدارس فوتبال به ورزشگاه تختی اهواز برویم. در سن نوجوانی کار می کردیم تا هزینه های خودمان را تأمین کنیم. من نان هایی که مادرم در تنور منزل روستایی برایم می پخت را به خیابان نادری اهواز می بردم و به مردم می فروختم تا پولی به دست بیاورم
پاشیدن اسید بر روی همسر در خواب
فرزندان خانواده متوجه شدند مرد اسیدپاش ظهر شنبه به خانه خواهرش در جنوب تهران رفته است. با شناسایی خانه مورد نظر مرد 60 ساله دستگیر شد. با انتقال متهم به نام نظر به دادسرای امور جنایی او به اسیدپاشی روی همسرش اعتراف کرد و گفت:قبل از ازدواج با همسرم دوبار دیگر ازدواج کرده بودم و 9 فرزند دارم. زندگی خوبی داشتم تا اینکه به خاطر برخی از رفتارهای همسرم دچار اختلاف شدیم. متهم ادامه
نوکیسه های فرهنگی، لمپن های روشنفکر!
انتخاب کرده اند، یعنی رابطه خود با بخش هایی از نظام اجتماعی به حداقل رسانده اند تا بتوانند کارهایی را که دوست دارند و بسیار هم مفید و لازم اساسی هستند، انجام بدهند. انتخاب من به عنوان یک جامعه شناس و یک آسیب شناس اجتماعی نمی توانسته چنین باشد و همواره یک حضور گسترده رسانه ای و اجتماعی گسترده داشته و دارم و فکر نمی کنم آدمی باشم که بتوانم خودم را بکشم کنار و برای خودم بنویسم یا پشت درهای بسته به فکر
دوازدهم محرم/امام سجاد(ع)؛ تنها سفیر بازمانده کربلا
السلام به آن شهر، تبلیغات وسیعی علیه آن قافله صورت داده بودند. منظره تأسف آور کودکان شلاق خورده و بچه های پدر از دست داده و زنان داغ دیده و دختران یتیم از یک طرف و قهقهه های مردم بی خبر از همه جا و سخنان شماتت آمیز آن ها، نمکی بود بر زخم اسرای کربلا! در این جا بود که دختر امیرالمؤمنین، ام کلثوم، با مشاهده این وضعیت به آن ها چنین نفرین کرد: خداوند جمعتان را پراکنده و نابود سازد و کسانی را
بازیگران سینما و محرم
خاطرات کودکی من به این جمع ها و دور همی ها برمی گردد، آن چیزی که این سالها خیلی کمرنگ شده است و ارتباطهایی که دیگر کمتر شاهد آن هستیم. پاوه نژاد افزود: مراسم ها در این سال ها درخیلی از جاها ابزار نمایشی تبدیل شده است و البته خود من کمتر می توانم در آن ها حضور پیدا کنم چون شرایطم هم با کودکی فرق کرده و متاسفانه بعضی ها با دیدنم این برداشت را می کنند که دارم ریا می کنم؛ در آن زمان ها تمام
ناصر خان را در کیف دیدم/مظلومی روی نیمکت است؛نگران دربی نیستم
فوتبالی قلعه نویی فوق العاده خوب است.آن شب امیر خان خیلی دوست داشت چند دقیقه ای با مورینیو صحبت داشته باشد اما این اتفاق میسر نشد.ضمن اینکه آبراموویچ هم در ورزشگاه نبود. قسم می خورم قلعه نویی از حرف من ناراحت نمی شود متاسفانه در فوتبال ما حاشیه جای متن را گرفته است.مثلا همین یکی دو روز که ما برگشتیم،یک سری از دوستان ناصر خان تماس می گیرند و می گویند چرا با قلعه نویی رفته ای؟دفعه
دوست داشتم مهماندار هواپیما شوم/ پیشنهاد کاری کمی دارم
: از پنج سالگی در تئاتر های پدرم بازیگری می کردم ولی همیشه در رؤیاهام دوست داشتم مهماندار هواپیما باشم. شاید به خاطر نوع لباس پوشیدنشون. بعد از دور شدن پدرم از تئاتر، من هم حدود 20 سال از بازیگری دور بودم تا اینکه سال 1378 با ثبت نام در کلاس های بازیگری حمید سمندریان فعالیتم را دوباره شروع کردم و تا امروز حدود 16 سال است که در این عرصه حضور دارم. سین: اهل فوتبال هستید؟ جیم
رضا مخفیانه در آموزش های نظامی شرکت کرد تا به جبهه برود
بدون اطلاع خانواده از همین پایگاه (چمران منطقه 19) اعزام شد. 32 سال است که ایام محرم در این پایگاه حضور دارم. مریم محمدی حیدریان مادر شهید "رضا جوادی" هم با اشاره به تولد فرزندش گفت: 47 سال پیش و در روز ولادت امام رضا (ع) به دنیا آمد. اسمش را به یمن مولود این روز رضا گذاشتیم که الحق عاشق ضامن آهو بود. یک ساله بود که بیماری سختی گرفت. پدر خدابیامرزم برای سلامتی او گوسفندی نذر کرد. رضا
مادری که از ترس شوهرش،هفتمین دخترخود را در بیمارستان رها کرد،24سال بعد او را پیدا کرد
این مادر نگران که پس از 20 سال جدایی از فرزندش همچنان در رؤیای دیدن دخترش بود و مدام گریه می کرد، گفت: 14 دی ماه سال 70 با وجود مخالفت همسرم و تلاش او برای سقط جنین، هفتمین بچه ام را که یک نوزاد دختر بود در بیمارستان لقمان حکیم به دنیا آوردم. از آنجا که شوهرم تهدید کرده بود در صورت بازگشت به خانه با نوزاد هر دوی ما را می کشد او را به خدا سپردم و از بیمارستان فرار کردم. با اینکه بشدت نگران دخترم
افزایش طلاق زرد در میان ایرانیان
یکدیگر را دوست داشتند یا نه و شیوه های دیگری چون تعدد زوجین و صیغه کردن که عرف هم آن را می پذیرفت، به راحتی انجام می شد و معذوراتی هم ایجاد نمی کرد. این جامعه شناس با تاکید بر امروزی بودن پدیده جدایی روانی میان زوجین، عنوان می کند: امروزه طرفین در معذوراتی چون وجود فرزندان و گرفتاری هایی چون مهریه های سنگین گیر می کنند و در مشاوره ها عنوان می کنند همسرم را دوست ندارم ولی کنارش
مردی که به خاطر چند خرمالو همسایه اش را کشته بود ، از قصاص نجات یافت
ارسال شود. با آغاز تحقیقات، کارآگاهان به پرس وجو از خانواده مقتول پرداختند که در همان ابتدا، همسر مقتول، همسایه خود را عامل قتل معرفی کرد و گفت: چند ساعت قبل از مرگ رحمان - مقتول- پسر بچه همسایه مان بالای پشت بام خانه ما رفته بود و می خواست از درخت خرمالوی ما خرمالو بکند. رحمان چند بار قبلا به او و پدر و مادرش تذکر داده بود که بالای پشت بام ما نرود، چون حیاط خانه ما از آنجا دیده می شود
زلزله تهران به کدام مناطق بیشترین آسیب را می زند؟
/> ضیایی: نه نه! این را درواقع ستاد اجرایی برنامه توسعه ششم تقسیم بندی کرده که در سازمان برنامه انجام شده است. چون سازمان مدیریت بحران زیرمجموعه وزارت کشور است و طبیعتاً باید زیر نظر این وزارتخانه فعالیت کند و کارگروه امداد و نجات هم زیر نظر مدیریت بحران است؟ ضیایی: حالا چون جنبه های دیگری هم داشته، این گونه تقسیم شده است، البته در تدوین برنامه وزارتخانه ای نگاه نشده و فصلی
بازیگر نقش حرمله در مختارنامه: مادرم مخالف بازی در این نقش بود!
: در حال حاضر چطور؟ جیم: در ایام محرم خیلی به هیئت دعوت می شوم دوستان لطف دارند درسته که من حرمله را بازی کردم ولی زیاد به هیئت دعوت می شوم. سین: به مداح خاصی علاقه دارید؟ جیم: شهر کاشان مداحان خوبی دارد مرحوم یاسمی و آقای اخباری را دوست دارم. البته یکسری مداح هستند که افسانه پردازی می کنند و سواد کافی ندارند اما خود قضیه عاشورا و کربلا آن را پس می زند بعد از یک
محسن بنگر: دربی نه، به ملوان فکر می کنیم/علی آقا سفارش کرد هانی را استادیوم نبریم، اذیت می شود
پروین هستند و این کم چیزی نیست. از لحاظ فنی هم که ایشان نیازی به تعریف من ندارد. شنیدیم از تو و بقیه بچه های پرسپولیس خواسته دیگر هانی پسر هادی را به استادیوم نبرید چون اذیت می شود و... بله، علی آقا یکسری دلایل آوردند که منطقی بود. جواب شما چه بود؟ روی حرف سلطان که نمی شود حرف زد. ما گفتیم اگر دست ما باشد حتماً به توصیه شما عمل می کنیم اما باید دید نظر خانواده اش و
بازیگر زن: آرزوی کربلا داشتم نه هالیوود
. آرزوی کربلا داشتم نه هالیوود! وی با یادآوری خاطراتش از بازی در این فیلم اضافه کرد: نمی دانستم قرار است کربلا کار کنیم. وقتی شنیدم قرار است این کار در کربلا باشد، خیلی شوکه شدم و گفتم به خاطر کربلا پول نمی گیرم. گروه تولید از من خواستند یکی از محارم ام را همراه داشته باشم، چون قرار بود در فیلم تجربه متفاوتی داشته باشم. قرار بود غش کنم و یکی از محارم ام بایستی مرا در آغوش می گرفت
زندگی بدون آئینه هم زیباست!
را که می گیرم، جز به قرمز و زرد و آبی و سبز، به رنگ دیگری نمی رود... تصویر آخرش هم می شود یک خانه و خورشید و درخت بدون حتی یک نفر آدم، اما پر از حس زندگی... آقا معلم: از دومی ها کی می تونه بگه خدا چه هدیه هایی به ما داده؟ رعنا زود دستش را می گیرد بالا و هنوز کسی زبانش باز نشده، سریع می گوید: آقا ما بگیم، پدر، مادر، غذا، آب... زنگ تفریح دوم که می خورد دوباره بچه ها هجوم می آورند
خانبان: هانی باید بزرگ شود / دوری نباید یکباره اتفاق بیفتد
. طبیعی است که او سختی هایی بکشد، ولی این اتفاق باید روی دهد تا او بزرگ شود. هر انسانی با محدودیت های خاص خودش روبه رو است و در گذر از این سختی ها به توانمندی ها و مهارت های لازم دست پیدا می کند. برای هانی با این شرایط سنی بهترین چیز حضور در جمع هم سن و سالان و مدرسه است. اینکه در خانه به تکالیفش برسد و البته مثل هر بچه دیگری می تواند ورزش را هم در کنار تحصیل داشته باشد.
سرقت های گارسون جوان در رستوران های ایتالیایی
. مجردم. پدر و مادرم از هم جدا شده اند و از بس مادرم را اذیت کردم او مرا از خانه بیرون کرد و من با اجاره آپارتمانی به تنهایی زندگی می کردم. معتادی؟ نه فقط سیگار می کشم. اما سرقت را دوست دارم! چون عاشق هیجانم! ---------------------------------------------------------------------------------------------- پایگاه خبری تحلیلی بی باک : کاربر محترم؛ انتشار مطالب
جنتی به هیچ وجه شایستگی وزارت ارشاد را ندارد
: آهان! پس در آنجا شهید شده است. من فکر کردم در جنگ شهید شده است. انگار اصلاً قضیه اهمیت نداشته است. چرا؟ چون اصلاً روی موضوع کار نشده است. هیچ ارزشی برای موضوع قائل نشده اند و آدمی که باید با افتخار سرش را بالا بگیرد و بگوید برادر من یا شوهر من در آنجا شهید شده، سرش پایین است، چون اگر حرف های بروجردی درست باشد که دیپلماسی مثل جنگ است، این بچه ها در جنگ شهید شده اند. البته امسال آقای روحانی با خانواده
پرسپولیسی نیستم،جدایی ام ربطی به شوخی هایم نداشت/دربی 4 گل دارد
این حرف را تکذیب می کنم.الان به هیچ تیمی تعلق خاطر ندارم اما به خاطر مردم دوست دارم هم استقلال و هم پرسپولیس سالی یک جام بگیرند.همان اتفاقی که در سال های گذشته رخ می داد.هرچند متاسفانه سال هاست هواداران استقلال و پرسپولیس به استادیوم آزادی نرفته اند و این نشان می دهد دل شان از اتفاقاتی که رخ می دهد خون است. هاشمی نسب افزود:من حداقل 10 سال است که از فوتبال متنفر شده ام.به قدری که دوست
غیبت حاج صفی تاثیر خوبی در سپاهان نداشته است / اشتهایمان برای برد از استقلال بیشتر است
من طوری است که دوست دارم همیشه بازیکنانم در شرایط آرمانی باشند. هر چند که مصدومیت برای همه بازیکنان است اما باید خیلی ظریف و حساس در خصوص محرم تصمیم بگیریم تا مشکلی پیش نیاید و از او استفاده لازم را ببریم. محرم همیشه در کنار مربی و تیم بوده و امیدوارم تا بتوانیم او را در اختیار داشته باشیم. سرمربی سپاهان در خصوص اینکه آیا از عملکرد روشندل به جای غفوری رضایت دارد یا خیر، گفت: هر کدام از
ایران همواره ما را در برابر اشغالگران یاری کرده است
ادامه داد: نمی توانم کتمان کنم که فراق، بسیار دشوار است، بخصوص اینکه می دیدم دلبندم پیوسته رشد می کند و بزرگ تر می شود و دل من و همسرم، تاب تحمل این فراق را ندارد. من خودم هر کاری را برای حمایت از فرزندانم در برابر اشغالگران انجام می دادم، اما سرانجام باید کسی در برابر تجاوزگری های اشغالگران می ایستاد . پدر این شهید فلسطینی گفت: فرزندم مهند همیشه از من می پرسید، اگر صهیونیست ها روزی در
دیدار مادر و دختر پس از 24 سال
بیمار است و ممکن است بلایی سر این نوزاد و حتی بچه های دیگرمان بیاورد. با گریه دخترم را در بیمارستان رها کردم و به خانه برگشتم. به شوهرم گفتم او را در بیمارستان رها کردم تا شاید خانواده ای پیدا شوند که با دل و جان او را بزرگ کنند. به بچه ها هم گفتم خواهرشان بعد از تولد فوت کرده است. اما خودم سوختم. هر روز کارم شده بود گریه. اما دلم می گفت او سرنوشت روشنی دارد که همان هم شد چون می دانستم حس مادرانه ام
بازگشت مرد اسیدپاش به محل حادثه
/> ما اهل افغانستان هستیم که 15سال قبل همراه خانواده ام به تهران آمدیم. پدر و مادرم از مدت ها قبل با هم اختلاف داشتند. پدرم مرد بدبین و شکاکی بود و همین سوء ظن باعث شده بود که مادرم همیشه عصبی و ناراحت باشد. سرانجام این اختلاف ها باعث شد که پدرم درحالی که مادرم در خواب بود به روی او اسید پاشیده و از خانه فرار کند. مادرم در بیمارستان تحت مداوا قرار دارد و من از پدرم شکایت دارم. پس از