سایر منابع:
سایر خبرها
مکزیکی ها در عالم ارواح کتاب زندگی را ورق می زنند
می شود. آنها با مرگ رابطه دوستی برقرار می کنند، مرگ را درک می کنند و با زندگی کردن به استقبال مرگ می روند. در این جا از چهره واقعی مرگ رازگشایی می شود و برای این که به آن زیبایی بخشند، جشن برایش برپا می کنند. گوتیه رس در مقام کارگردان می گوید: پدربزرگم به من گفته بود هیچوقت نگذار حقیقت در مسیری پیش برود که یک قصه خوب پیش می رود. این فیلم همه قصه های خانواده من را در بر دارد. نوعی
مردی که عاشق اعلامیه های ترحیم است
؛ خاطره آدم هایی که یک روز زنده بودند؛ با قدم هایشان کوچه پس کوچه های همین محله را بالا و پایین می کردند. بچه محل هایی که کوچه های خاکی مصلی 3 هنوز صدای پایشان را از یاد نبرده است. مردها، زن ها، پیرها و جوان هایی که بارها از جلوی صابون پزی علی اکبر برپا گذشته و خداقوتی گفته و رفته اند دنبال کار و زندگی شان. بچه محل ها، همکارها و قوم و خویش هایی که یک روز مرگ ناغافل در خانه شان را زده و فردای آن روز شده
پایان ممنوع الکاری سامان ارسطو ، بازیگری که تغییر جنسیت داد + تصاویر
ندارد تا سر تمرین بیاید. پول اجاره خانه اش را ندارد. من در اداره تئاتر کار می کنم آن وقت سالن تمرین ندارم. باید بیایم پلاتو را ساعتی هشت هزار تومان اجاره کنم. آن هم با این اسم که مدرس، کارگردان و بازیگر باسابقه تئاتر هستم که آن هم بدون هیچ دلیلی نمی خواهند اجازه بدهند کار کنم. چرا اینقدر دروغ می گویید؟ قصه زندگی خودم را نوشته ام در حال حاضر قصه ای نوشته ام که زندگی خودم است و
بولتن سینما ؛ مجلۀ خبری روزانۀ سینما (26 بهمن)
. بازیگر فیلم های مرگ ماهی ، من دیه گو مارادونا هستم و روباه در عین حال با تقدیر از تماشاگرانی که پیگیرانه به تماشای فیلم و تئاتر می آیند، ادامه داد: البته قشر اندکی هم هستند که به طور مستمر به سینما و تئاتر می آیند و باید آن ها را طلا گرفت به خصوص آن ها که به دیدن تئاتر می آیند، باید دستشان را بوسید و به آن ها گفت به ما لطف کنید و باز هم نمایش های ما را ببینید. بابک حمیدیان
کردها شاعر به دنیا می آیند/کوتاه سرایی های کردی قرابتهای زیادی با هایکوی ژاپنی دارد
نیوشند البته در قالب لالایی و بعد با اشعار و متل و مثل و بازیهای کودکانه در قالب اشعار فولکلوری که میلیونها سال است در سینه دارند بزرگ می شوند و شاعرانه عاشق می شوند و زبان حال آنان ترانه ایی شاد و یا غمگینانه هایی عاشقانه است که در خلوت و جمع و گاه دست افشانی خود برمی خوانند و چون به رسیدن به محضر دوست که عالیترین اوست، می خواهند برسند با تنبور و دف و نی عرفانه ها و مناجاتنامه های باستانی خود را در
مهدی، احمد و یاران زیر تابوت فروغ
بلند شد و عده ای از همسایه ها هم سرک کشیده بودند که چه خبر است. صاحب گاراژ با فروغ دعوا می کرد. می گفت اگر بعد از این شب ها دیر به گاراژ بیایی دیگر راهت نمی دهم.رنگ فروغ مثل گچ سفید شده بود. چه می توانست به او بگوید؟ مردک حق داشت. او بیش از دو سه جور زن نمی شناخت. زن هایی که بچه شیر می دهند، زن هایی که کارمند اداره اند، زن هایی که مثل همه زن های دیگر زندگی شان قراری دارد و ضابطه ای، به هر حال همه این
داستان زندگی پیامبر رحمت، فیلمی محکم از مجیدی
پیامبر که با حقیقت تاریخ نیز مطابق است نخواهد بود. حضرت محمد(ص) به هنگام ورود به کلیسای بحیرای مسیحی در جای جای فیلم، برکت وجود کودکی به نام محمد(ص) برای اطرافیانش به خوبی نشان داده می شود. کودکی که عطوفت و مهربانی با دیگران برای او یک عادت است. نمایش دلرحمی و مظلوم نوازی کودکی که مخاطب می داند سرنوشت او پیامبری است، به قدری برای تماشاچی دلنشین است که حس همراهی با او را القا می
پایان ممنوع الکاری بازیگری که تغییر جنسیت داد/ عکس
تمرین بیاید. پول اجاره خانه اش را ندارد. من در اداره تئاتر کار می کنم آن وقت سالن تمرین ندارم. باید بیایم پلاتو را ساعتی هشت هزار تومان اجاره کنم. آن هم با این اسم که مدرس، کارگردان و بازیگر باسابقه تئاتر هستم که آن هم بدون هیچ دلیلی نمی خواهند اجازه بدهند کار کنم. چرا اینقدر دروغ می گویید؟ قصه زندگی خودم را نوشته ام در حال حاضر قصه ای نوشته ام که زندگی خودم است و اگر روزی سالن
کارشناس مردم شناسی: فرزندآوری در گذشته نمادی از قدرت بود
موارد می تواند نوعی پیشگیری از بروز معضلات احتمالی در محیط خانه و اجتماع باشد. بروز احساس خوشایند در والدین و تکمیل نقش پذیری آنها موضوع دیگر گفت وگوی اصغری بود که وی با اشاره به آن یادآور شد: برخی از والدین به دلیل مسایل و مشکلات اجتماعی، وجود مشکلات اقتصادی، و نیز نگرش تثبیت شده خود، پدیده تک فرزندی را برای خانواده خود مناسب می دانند، اما توجه به این نکته اساسی نیز حائز اهمیت است که پدر و
پیشتازی سینمای اجتماعی در جشنواره سی و سوم
نکتۀ مثبت این آثار این بود که همگام با تحولات جامعه حرکت می کردند و درباره معضلاتی حرف می زدند که بتازگی گریبانگیر جامعه شده اند. شهروندان ایرانی همیشه با مجموعه ای از مشکلات دست و پنجه نرم کرده اند؛ اما بسته به شرایط اقتصادی، سیاسی و فرهنگی در هر دوره برخی معضلات ظهور و بروز بیشتری داشته اند. سال ها بعد جامعه شناسان با مروری بر فیلمهای سال 93 می توانند تصویری تقریبی از حال و هوای مردم
کتابی که یک رئیس جمهور را ویران کرد
مشترک او و والری تریرویلر شد(در ادامه متن نیز از لفظ زندگی مشترک استفاده می شود چون اولاند و تریرویلر ازدواج رسمی نکرده بودند). بهتر است در ابتدای این نوشتار به یکی از مهم ترین درس هایی که نویسنده اش به ما می دهد، با نقل قول از او استفاده کنیم: به خوبی می توانم شهادت دهم که قدرت، انسان ها را تغییر می دهد. به هر حال، ورود به نقد و بررسی این کتاب، باعث ورود به مسائل اخلاقی، انسانی و سیاسی
بولتن سینما ؛ مجلۀ خبری روزانۀ سینما (25 بهمن)
/> بازیگر فیلم های مرگ ماهی ، من دیه گو مارادونا هستم و روباه در عین حال با تقدیر از تماشاگرانی که پیگیرانه به تماشای فیلم و تئاتر می آیند، ادامه داد: البته قشر اندکی هم هستند که به طور مستمر به سینما و تئاتر می آیند و باید آن ها را طلا گرفت به خصوص آن ها که به دیدن تئاتر می آیند، باید دستشان را بوسید و به آن ها گفت به ما لطف کنید و باز هم نمایش های ما را ببینید. بابک حمیدیان همچنین در
از نفسِ دانیالِ نبی(ع) قادر به تعبیر خواب هستم
به دنیا آمدم. یعنی در شوش دانیال.... بله، در شوش دانیال در جوار حضرت دانیال پیامبر به دنیا آمدم و بارها گفته ام که شاید کمی از سرگردانی های من شبیه همین پیامبر باشد. با وجود دو سه تا ویژگی که بنده در خودم می بینم این احساس به من دست می دهد که متولد شدن در آن جا و بودن در آن مکان، حتما تاثیری در وجود من گذاشته است. قادر به تعبیر خواب هستم این ویژگی ها را
گفتگویی خواندنی با یک ایرانی / زندانی آزاد شده از گوانتانامو
درخواست مرگ از خدا کنیم. اما در هواپیما هر لحظه از خدا می خواستیم که سانحه ای به وجود بیاید و ما از دنیا برویم. کولر سردی هم برایمان گذاشته بودند که از سرما بلرزیم. چنان دست ها و پای مان را بسته بودند که نمی توانستیم هر کدام از اعضای مان را حرکت بدهیم. چنان این انتقال از بگرام تا گوانتانامو سخت بود که هنگام آزادی و برگشت، وقتی گوش و چشم ها را بستند همان حالت انتقال از بگرام به گوانتانامو برای ما