حسرت دوچرخه ای که نی نوا شد
سایر منابع:
سایر خبرها
او را فقط حسین علیزاده بنامید! + ویدئو
به گزارش ایسنا، حسین علیزاده نوازنده چیره دست تار و ردیف دان موسیقی که در نخستین روز از شهریور سال 1330 در محله سیدنصرالدین بازار تهران متولد شد، امروز فصل جدیدی از زندگی خود را آغاز می کند و وارد 69 سالگی می شود. گرد تجربه بر محاسن او خودنمایی می کند و در پشت ظاهر شوخ طبعش، دغدغه مندی اش را می توان دید. خالق شورانگیز ، طی نزدیک به هفت دهه زندگی، کارنامه ی پرباری در حوزه موسیقی ایران دارد. حسین علیزاده نشان شوالیه هنر و ادب را که توسط دولت فرانسه به او داده شد، به سینه اش نزد و اینگونه خود را از هر نشان بی نیاز دانست. گفت که به ...
داستان یک خیانت
... دوران خوب و شیرین کودکی با تمام خاطرات ریز و درشتش گذشت و من که فرزند و دختر بزرگ خانواده بودم سعی می کردم به گونه ای رفتار کنم که خانواده ام جلوی بقیه سربلند باشند و الگوی خوبی برای دو خواهرم باشم که به فاصله دو سه سال از من کوچکتر بودند. هیچ وقت از یاد نمی برم روزی را که در رشته حقوق قبول شدم. چقدر شوق و ذوق داشتم برای رفتن به دانشگاه... در دانشگاه هم هرچند
فیلم|ماجرای جنجالی علی زندوکیلی با توله شیر!+عکس
خانواده ای دوازده نفره به عنوان فرزند هشتم و اولین پسر بعد از هفت دختر در شیراز به دنیا آمد.او دو برادر کوچک تر از خود نیز با نام های محمد و امین دارد. به گفته خودش در برنامه دورهمی جد بزرگ او کریم خان زند است. زندوکیلی فعالیت هنری خود را از هفت سالگی با نواختن تنبک و آواز همراه علی کلک (رشیدی) شروع کرد و در سال 1377 به هنرستان موسیقی شیراز وارد شد و نواختن سنتور و پیانو را
هم رزمی باحاج قاسم ارثیه پدری او بود/تا فرودگاه بغداد پای او ماند
از یک پدر نمی گذاشت. آیا محمد با شما از آرزوها، جنگ یا شهادت با خانواده حرف می زد و با توجه به روابط نزدیکی که معمولاً بین خواهر و برادرها حاکم است شما نقش ویژه تری در این میان داشتید؟ محمد همیشه با من به عنوان خواهر بزرگ تر مشورت می کرد و از من درباره همه چیز نظر می خواست. من و محمد یار و یار یکدیگر بودیم. تمام درو ودل هایش با من بود و از هم جدا نمی شدیم. عکس
سلیمی: حجاب از لژیونری مهم تر است/ حمایت مافوق تصور هواداران تراکتور
/> آناج: بیوگرافی کوتاهی از خودتان بفرمایید؟ چند سال دارید و تحصیلات تان چقدر است و اینکه خانواده تان ورزشی هستند یا خیر؟ صبا سلیمی متولد 76/8/3 هستم و در محله عارف در یک خانواده فرهنگی به دنیا آمدم. لیسانس تربیت بدنی هستم و فعلا به خاطر کرونا نمی توانم دانشگاه بروم اما از آنجایی که خانواده ام فرهنگی هستند اولویت درس و بعد ورزش است و به همین خاطر هرکاری که بخواهم انجام دهم اول درس را گوشزد می
از مستندسازی تا نویسندگی
فعالیت های اجتماعی حضور داشت: ما 3 فرزند بودیم. من فرزند بزرگ خانواده بودم و دو خواهر کوچک تر از خودم داشتم. اولین تصاویرم از کودکی مربوط به زمانی است که پدرم با جوانان محله برای گشت شبانه می رفت. پدرم با جوانان دو مسجد جوادالائمه (ع) و ابوالفضلی ها همکاری می کرد. این دو مسجد هنوز به همین نام ها فعال است. وقتی پدرم به گشت شبانه می رفت من مرد خانه می شدم و در خانه با مادر و خواهرهایم می ماندم.
آشنایی با چند مداح شهید دوران دفاع مقدس
واکنش جالبی نشان داد و گفته بود که دفعه اولی نیست که خبر شهادتش را می دهند: ... یک بار هم بعد از عملیات کربلای 8 برایمان ختم گرفته بودند. در خط عراق مجروح شدم و 45 روز در منطقه جا مانده بودم. آقای سینکی یکی از هم رزمانم پلاکم را درآورد و گفت به شهادت رسیده ام، یک سال بعد از اینکه در شلمچه طی جریان عملیات کربلای 4 شیمیایی شدم. یونس حبیبی درباره مداحی دوران جنگ گفته است: مداحی آن موقع خیلی
سود معامله زعفران و بنای ساخت مسجدی در قلب بازار
امام خمینی(ره) برای امامت این مسجد انتخاب شدند. امامت وی تا سال 92 ادامه پیدا کرد و بعد از رحلت وی مقام معظم رهبری پدر بنده، آیت الله گرکانی را به عنوان امام جماعت مسجد عزیز الله انتخاب می کنند، البته به واسطه شیوع بیماری کرونا و بالا بودن سن پدرم، چندین ماه است به طور موقت بنده امامت مسجد را بر عهده دارم، هرچند هربار که در محراب این مسجد می ایستم احساس خوبی ندارم، چون در این محراب بزرگانی ایستاده
جدیدترین اخبار رسمی از کرونا در ایران/ تعداد قربانیان کرونا در کشور به 20776 تن رسید
هم باید در فضای باز انجام شود و امسال دسته روی نخواهیم داشت. این مراسم باید با رعایت فاصله دو متری از هم انجام شود./ ایرنا 12:02:58 31 مرداد 1399 ثبت نام ترم آینده دانشجویان"مجازی" شد وزیر علوم، تحقیقات و فناوری با تاکید بر اینکه ثبت نام دانشجویان دانشگاه ها برای ترم جدید به صورت "مجازی " انجام می شود گفت: آغاز سال تحصیلی دانشگاه ها از 15 شهریور ماه قطعی است و
وقتی مدافعان سلامت البرز با لباس احرام به طواف بیماران کرونایی رفتند/مرگبارترین پاندمی قرن هم شرمنده ...
فراموش نمی کنم که با آن سن کم هویج رنده می کردیم تا مادرم مربا درست کند. سال ها گذشت تا اینکه بعد از تحصیلات، ازدواج کردم، همسرم نقشه بردار پروژه بود، 23 روز جزیره خارک می رفت و تنها 7 روز در منزل می ماند، سال 90 بود که پسر بزرگترم به علت گرد و خاک خوزستان با علائم آسم مواجه شد، تصمیم گرفتم علی رغم اینکه تمام اقوام من اهواز بودند راهی کرج شوم. در بیمارستان های اهواز
عکاسی؛ رنج و لذت بی پایان
که به زندگی زن عکاسی که سال های عکاسی خود را در جنگ جهانی گذرانده است، در سال 2015 نوشت؛ یک رمان تخیلی با شخصیت دختری عجیب به نام آموری کلی؛ اول از همه اینکه آموری (Amory) نامی است که برای پسرها هم گذاشته می شود و نویسنده در این رمان آموری را دختری نترس و شجاع و متفاوت از بقیه خانواده و در طول داستان نشان می دهد که آموری اجازه نمی دهد کسی هویتش را برایش تعریف کند. آموری در این داستان
روایتی جذاب از شوخی های جالب رزمندگان در دوران جبهه
چادر رسیدگی کند، تا چشمش به ما که دور چادر ایستاده بودیم، خورد، شروع کرد به اعتراض که چرا دیروز آن کار را کرده ایم، خلاصه خیلی از دست بچه ها عصبانی بود، بچه ها خوشحال بودند از این که بالاخره توانستند عقده ماه ها دست تنگیِ تدارکاتچی بیچاره را با خوردن غذا و خوراکی ها سرش دربیارند، یکی تو جمع بچه ها دست به کار شد و برای ماجرای بمباران دیروز همان جا فی البداهه شعری را سرود، بچه ها هم بیکار ننشستند و با