مخالفت پدر بزرگ فقیرش قادر به ادامه تحصیل نیست. در این اثنا فردی روحانی به نام شیخ محمود که به تازگی به روستا آمده وظیفۀ امامت جماعت مسجد روستا را برعهده گرفته با نصیر آشنا شده و مقدمات ادامه تحصیل او را فراهم می آورد و با همیاری کمیته امام خمینی(ره) این امر محقق می شود . اکنون سی سال از آن دوران گذشته و نصیر مهندس صاحب تخصص در تکنولوژی ساخت دستگاه های پیشرفته در زمینه تولید انرژی برق شده است.
شروع کند به مشق نوشتن. چند سال بعد برای خودش کسی شد. خیلی جذاب بود. خوش تیپ می گشت. با ادب بود؛ خیلی بیشتر از هم سن و سالانش. دو: انتشارات پدرش بیشتر آثار امام را چاپ کرده بود. هنوز مو به صورتش نیامده؛ توزیع رساله و زندگی نامه و کتاب حکومت اسلامی امام شده بود برایش هم، مبارزه هم تفریح. یک بار با همکلاسی اش ده هزار تومان روی هم گذاشتند برای چاپ آثار امام. کلی کتاب شد. آن هم وقتی که برای
در روز پنجاه و هفتم " جنگ تحمیلی " آزاد شد. همچنین نیروهای ویژه ارتش در " تیپ نوهد "، که افرادی قوی و چابک بودند، در آزادسازی " سوسنگرد "، حماسه آفریدند. " مهندس مهدی چمران " که در آن زمان " دبیر شورای عالی دفاع " بوده و خودش هم در منطقه عملیاتی " سوسنگرد " حضور یافته، در خاطراتش می گوید: بچه های ارتش در عملیات آزادسازی " سوسنگرد " کار بزرگی انجام دادند. ارتشی که آن زمان هنوز به انسجام لازم نرسیده
ارتش عراق، دشت آزادگان یک دست ترین منطقه خوزستان به لحاظ ترکیب جمعیتی از عرب زبان ها و عشایر عرب بود و قبل از آغاز جنگ، ضد انقلاب وابسته به عراق و قاچاقچیان اسلحه، که عوامل اصلی بمب گذاری ها در خطوط نفتی خوزستان نیز در سال های بعد از انقلاب به شمار می رفتند، سر پلی هموار و آسان برای حضور ارتش عراق در این منطقه بودند. اما آن چه در حوادث روزهای آغاز جنگ در این منطقه گذشت، نشان داد محاسبات ارتش عراق
الا سعاده و لا الحیاه مع الظالمین الا برما: من مرگ را جز سعادت، و زندگی با ستمکاران را جز ملالت و دلتنگی نمی بینم. صفحه اول داستان حسین(علیه السلام)؛ ظلم نکنید صفحه اول این داستان، این است که ظلم نکنید. این داستان با خودخواهی نمی سازد. والا درباره حادثه ای به این عظمت، باید صدها برابر تحلیل و تحقیق شود، حتی رساله ها نوشته شود. اگرچه در مورد وقایع سال های قبل از 61 هجری، و این
کشورمان نوشت و در آن پیشنهادهایی را مطرح کرد. به نقل از فارس، در بخشی از این نامه آمده است: در سفر اخیرم به بوشهر فرصتی دست داد تا دقایقی را در کنار خانواده شهید امید نسترن باشم. فوتبالیستی که از جنوبی ترین نقطه کشور عزیزمان قد کشید و به کاپیتانی تیم های ملی نوجوانان و جوانان ایران هم رسید و در جنگ تحمیلی به درجه رفیع شهادت رسید. کدام فوتبالیست امروزی ما می داند روزی در ترکیب تیم
، تامرز شلمچه به عقب می رانند که درهمین عملیات ابراهیم شهید می شود و ایشان جنازه او را به دوش میکشد و به تهران می آورند و بعد از به خاکسپاری به جبهه برگشتند و فرماندهی گردان فوق را بعهده می گیرد و چون شهید ابراهیم حاج خداکرم اولین شهید جنگ در محله 17 شهریور بود تعداد زیادی از جوانهای محل بهمراه حاج جواد به جبهه رفتند . خاطرات همرزمان و همکاران شهید خاطره ای از زمان طاغوت به یاد