امید داستان دختری معلول را نوشته و به نمایش درآورده ام که برادری بازیگوش دارد که عاشق دوچرخه است. دختر معلول و مادر از طریق گلدوزی پول جمع می کنند و به برادر می دهند تا دوچرخه بخرد اما برادر از علاقه خود به دوچرخه چشم پوشی می کند و به جای دوچرخه ویلچری برای خواهرش می خرد. خوشبختانه خیر، حدود هفت سال پیش تصمیم گرفتم با همسرم که از شاگردان خودم بود و دارای معلولیت نیست ازدواج کنم و یک