سایر خبرها
چرا جنایت جنسی چارلی شین برای هالیوود عجیب نبود؟
آنکه سال ها از آن موقع می گذرد و شین اکنون دیگر جوان نیست و یک مرد میانسال 50 ساله با پنج فرزند و یک نوه است، اما همچنان روابط غیراخلاقی اش با افراد مختلف گریبانگیر او بوده، آنچنان که چندی پیش نیز زنی آمریکایی به نام کاپری اندرسون مدعی شد که چارلی در هتل پلازای نیویورک، او را مورد تجاوز جنسی قرار داده و سپس با پیشنهاد 20 هزار دلار رشوه، از او خواسته تا در این مورد کاملا سکوت کند که البته اندرسون
فریدون مشیری، شاعر دلاویزترین شعر جهان
بود . پدرش او را در دبستان ادب که پشت مسجد سپه سالار قرار داشت ثبت نام کرد که با سیاوش کسرایی شاعر نام آشنا هم کلاس بود . دو سال بعد به علت ماموریت کاری خانواده مشیری رهسپار مشهد شد . فریدون مشیری سال 1313 در دبستان همت تحصیلاتش را ادامه داد . در مدت هفت سالی که در مشهد بودند فریدون دوران ابتدایی را با موفقیت پشت سر گذاشت سپس وارد دبیرستان شاهرضا شد . سال اول دبیرستان را در مشهد سپری کرد . در سال
زورگیری های تکراری زورگیر جنجالی
یا هشت ضربه چاقو به کمرش زدم تا شاید کیف را رها کند اما او همچنان مقاومت می کرد، در همین زمان و با صدای مردم که می گفتند: فیلمت را داریم می گیریم متوجه شدم که تمام لحظات زورگیری فیلمبرداری شده است به همین دلیل بدون آن که موفق به سرقت کیف شویم، با موتور به سرعت از محل فرار کردیم اما چند روز بعد توسط پلیس آگاهی دستگیر شدیم. آن زمان چطور دستگیر شدی؟ داخل خانه بودم که مأموران آگاهی
داغ ناموس به قتل شوهر خواهر انجامید
قدم با فاصله از آنها، اصغر، عموی بزرگ فامیل نشسته بود. او مدام نفس عمیق می کشید و با دست روی زانوهایش می زد و برادرزاده هایش هرازگاهی از زیر چشم به او نگاه می کردند. وقتی منشی جلسه، تقاضای قصاص اولیای دم را در برگه های صورتجلسه ثبت کرد، نوبت به متهم رسید. تک و توک تارهای مشکی روی سرش باقی مانده بود. او مدام می گفت داغ ناموس باعث شد تا کسی که مثل برادرش بود را به قتل برساند. علی درباره روز حادثه گفت
نظر علامه جعفری درباره حضور فرزندش در جبهه
مسلمان به باز نشر بخشی از گفت وگوی علی جعفری فرزند علامه محمدتقی جعفری در رابطه با جنگ تحمیلی و چگونگی برخورد با حضور فرزندش در جبهه می پردازیم. علی جعفری روایت می کند: من خودم افتخار داشتم مدتی در جبهه بودم زمانی که جبهه می رفتم خواهرانم اکثرا ازدواج کرده بودند و برادر بزرگم برای تحصیلات پزشکی در خارج بود و برادر دیگرم هم خیلی کوچک بود و کاری از دستش بر نمی آمد و وجود من برای انجام کارهای
روایتی از خاطرات خاکستری تنها فرزند شهید طیبه واعظی + تصاویر
بوده که من کاری ندارم که پسرم را شهید کردند، من به دنبال نوه ام هستم و پسر پسرم را می خواهم. تسنیم: چطور به شما رسیدند؟ مهدی جعفریان: پیگیری های اولیه را از تبریز شروع می کنند اما آنجا بهشان آدرس شیرخوارگاه تهران را می دهند و می گویند دو روز بعد از آوردن مهدی به شیرخوارگاه تبریز، خانمی با این ادعا که عمه کودک است، او را از ما تحویل گرفت و با خودش برد. بعدها متوجه می شوند که
غلامحسین ساعدی؛ از عضویت در حزب توده تا همکاری با گروهک های تروریستی
می گیرد و برای این کار سیانور هم فراهم می کند. ساعدی در مورد این تقلید کورکورانه می گوید : خنده دار است که آدم در سنین بالا، به بی مایگی و عوضی بودن خود پی می برد، ریشه ظریف روح هنرمند کاذب هم تحمل یک تلنگر کوچک را ندارد. چیزکی در جایی نوشتند و من غرق در ناامیدی مطلق شدم. سیانور هم فراهم کرده بودم که خودکشی کنم. ولی یک پروانه حیرت آور، در یک سحر مرا از مرگ نجات داد * تئاتر قبل از انقلاب
تعرض وحشیانه ای که به مرگ منجر شد + تصاویر
قربانی بر اساس گزارش پلیس؛ "آنتونی" پس از مشاهده ی قربانی در یک فروشگاه لباس، او را با تهدید چاقو به منطقه ای خلوت می برد تا به نیت شومش برسد. وی پس از تعرض به "کیلی"، او را به شدت از ناحیه ی گردن دچار آسیب کرده که این مسئله باعث اختلال در تنفس وی شد. پلیس لندن در ادامه افزود: کیلی به سرعت به بیمارستان رویال در شهر لندن منتقل شد، اما پس از گذشت دو ساعت، جان خود را از دست داد. بیمارستان رویال (لندن) گفتنی است؛ آنتونی به اتهام تعرض و قتل عمد دستگیر و بازداشت شده و پرونده وی پس از تکمیل شدن به دادگاه قضایی ارجاع داده می شود. ...
زورگیر معروف اصرار دارد زورگیر بماند!
مقاومت کرد. من نیز با چاقو به جانش افتادم و هفت یا هشت ضربه چاقو به کمرش زدم تا شاید کیف را رها کند اما او همچنان مقاومت می کرد. در همین زمان و با صدای مردم که می گفتند: فیلمت را داریم می گیریم متوجه شدم که همه لحظات زورگیری فیلمبرداری شده است. به همین خاطر بدون آنکه موفق به سرقت کیف شویم با موتور به سرعت فرار کردیم اما چند روز بعد از سوی پلیس آگاهی دستگیر شدیم. چند ساله بودی؟ سنی
سرقت جنین با کشتن زن باردار!
آمدن کودک با عمل جراحی از شکم مادر این زن را با ضربات چاقو کشت. ساتن نوزاد را به خانه اش برد و به همه دوستان و آشنایان اطلاع داد که وضع حمل کرده و فرزندش را به دنیا آورده است اما سرانجام راز جنایتش فاش شد. انتشار تصاویر این نوزاد با زن فریبکار در شبکه های اجتماعی سرنخ لازم برای دستگیری او را در اختیار پلیس امریکا قرار داد و پلیس این زن را به اتهام قتل و زایمان غیراصولی و به خطر انداختن جان کودک به زندان انداخت.
قتل به خاطر یک نیشخند ساده
است که از خانه خارج شده و ما اطلاعی از وی نداریم.پدر مرتضی در ادامه اظهارات خود به کارآگاهان گفت: از مدتی پیش، مرتضی با دختر جوانی به نام لیلا آشنا شده بود اما زمانی که با مخالفت من و مادرش روبه رو شد با پرایدی که برایش خریده بودم از خانه خارج شد و از آن زمان ما دیگر اطلاعی از او نداریم.در ادامه تحقیقات، کارآگاهان اطلاع پیدا کردند که مرتضی، دوست نزدیکی به نام محمدرضا 28 ساله دارد که بیشتر اوقات خود
انتقام گیری عجیب مرد قاچاقچی
می کردند، با تهدید چاقو من را ربوده و به بیابان های غرب تهران بردند. آنها با تهدید به قتل سه میلیون و 300 هزار تومان پول نقد همراهم را سرقت کرده و متواری شدند. با اعلام این شکایت، تحقیقات برای دستگیری دو مرد آدم ربا آغاز و پس از مدتی خودروی پراید در عوارضی قزوین شناسایی و راننده آن بازداشت شد. با انتقال پسر 28 ساله به دادسرای امور جنایی، او با انکار اتهام آدم ربایی گفت: شاکی
دختر جوان، تسلیم خواسته مدیر کارآگاه مبل سازی شد
و متهم اصلی به سرعت بازداشت شد. وی صبح دیروز از سوی قاضی بستان زاده، بازپرس ویژه قتل مورد تحقیق قرار گرفت و گفت: روز حادثه شاکی برای خرید مبل وارد فروشگاه من شد. وقتی فهمیدم به دنبال کار می گردد، تصمیم به استخدامش گرفتم. بعد هم او را به کارگاهم بردم تا محیط را نشانش بدهم، اما فرار کرد. من ادعای او را قبول ندارم. تحقیقات از متهم به دستور بازپرس در جریان است
هم شمر خوانده ام هم امام
همسرم صحبت می کردیم. به او گفتم یادت هست با دست خالی آمدم مشهد و رفتم سراغ خیاطی؟ وقتی انقلاب شد بازار کار کساد شده بود، بعد از آن به شهرداری رفتم و همانجا ماندگار شدم، بعد هم بازنشسته شدم و این زندگی آبرومند را ساختم، اینها همه لطف امام حسین(ع) است. خدا به او 9 فرزند خوب و سالم بخشیده؛ 6 دختر و 3 پسر. این بزرگ ترین ثروت حاج مهدی است؛ فرزندانی صالح. او می گوید: همه را بزرگ کردم و خانه بخت فرستادم
دلم برای محمدجوادم تنگ می شود ولی خدا را شکر می کنم/ برای فرزندانم حسین و زینب امانت دار خوبی باش
سوریه برای مبارزه با گروهی که با نام اسلام بر علیه آن مبارزه می کنند قدم نهاد و در این راه جان عزیز خود را فدای راه حق کرد. جوانی که هیچ یک از دلبستگی های دنیای امروزی مانع پرواز روح آسمانی او به سوی ملکوت اعلی نشد، جوانی که وجود دو فرزند خردسال (زینب 6 ساله و حسین 10 ماهه)، همسری جوان و پدر مادری زحمت کشیده و خواهرانی که وجود او تنها دلخوشی آنان بود پای رفتن او را نه تنها سست نکرد
پیرغلامی که پس از نیم قرن نوکری امام حسین(ع) مداح کارتن خواب ها شد
از علت های گرفتن شناسنامه کوچک تر این بود که پسر ها دیرتر به سربازی بروند. او سال ها در کنار خانواده و اقوام در محل عباسی و خیابان رباط کریم سکونت داشته و بعد هم به محله خانی آبادنو می آید. حالا 45 سالی می شود که ساکن این محله است و از زندگی در این محله بسیار راضی است و می گوید: محله آباد و خوبی داریم واینجا را با هیچ جای دنیا عوض نمی کنم. او متولد تهران است اما اصلیتش اردبیلی است و در
روند جدایی اعتدالیون از اصلاح طلبان شدت گرفت - دولت در افسارگسیختگی ارز طرف مردم است یا دلالان؟ -
اصل 90 قانون اساسی مجلس با بیان اینکه پرونده های شکایت از احمدی نژاد مربوط به سه تخلف و جرم است ، گفت: براساس، قانون الزامی ندارد که دادگاه با حضور احمدی نژاد برگزار شود، از این رو این جلسات را می توان بدون حضور متهم برگزار کرد. محمدعلی پورمختار در گفت وگو با خانه ملت ، ادامه داد: این کمیسیون، گزارشی را به قوه قضائیه ارسال کرد و دادگاهی برای بررسی تخلفات احمدی نژاد برگزار شد، اما متأسفانه وی
صددرصد امیدوارم
کردند. به همین دلیل وقتی می گویم نرخ بیکاری یک واحد درصد کم شده واقعا به لحاظ عددی کم شده، ولی آن فرد می گوید، خب کم شده چون من دارم درس می خوانم، کما این که اگر درس نمی خواندم، کار می خواستم و بیکار بودم دیگر. از سوی دیگر آن هایی هم که ارشد می خوانند خب می توانند کار کنند چون دو روز بیشتر کلاس ندارند بنابراین احساس مردم درست است، آمار هم درست است اما باید تحلیل شود که چرا هر دوی این ها درست می
بازگشت شاهین به صفحه حوادث
روز قبل بود که همراه برادرم حمید که 26 ساله است و دو تا از بچه محل ها به نام نقی و مهدی، در داخل یک خانه مجردی در منطقه پاکدشت، مشغول تفریح بودیم که مأموران ما را بازداشت کردند. چرا آنجا را پاتوق کرده بودی؟ سکوت می کند. پرونده ات نشان می دهد که چهار سال قبل یک بار از کانون اصلاح و تربیت فرار کردی. توضیح بده. بله. سال 90 از کانون فرار کردم؛ حدود یک ماه بیرون بودم که پس از
مایلی کهن: حقوق ماهیانه کی روش 120 هزار یورو است
کردم نه از جایی زمین گرفتم و نه خودور وارد کردم و نه وام گرفتم و نه پسر و دامادم را مشغول به جایی کردم اگر کسی این حرف ها را قبول ندارد بهمن بگوید که دروغگو هستم اما من هیچ کدام از این کارها را نکردم هیچ وقت هم ناله نکردم و همیشه شکرگزار خداوند بودم من قبل از انقلاب خانه خریدم که آن هم از صدقه سر پرسپولیس بوده است. یعنی با حضور در پرسپولیس خانه دار شدید؟ بله، در بهمن 54 من
سقوط شاهین زورگیر
، زیر پل خلوت بود و من از موتور پیاده شدم تا کیف حاوی پول را از صاحبش بگیرم که او در برابرم مقاومت کرد. من هم با چاقو به جانش افتادم و هفت یا هشت ضربه چاقو به کمرش زدم تا شاید کیف را رها کند اما او همچنان مقاومت می کرد و در همین زمان و با صدای مردم که می گفتند: فیلمت را داریم می گیریم متوجه شدم که تمام لحظات زورگیری فیلمبرداری شده است، بدون آنکه موفق به سرقت کیف شویم، به سرعت فرار کردیم اما چند روز
حقیقت بینان در دگرگونیهای روزگار
با او در چه نسبت. آن گاه که کودک بودم مرا در کنار خود نهاد و بر سینه خویشم جا داد. ... در سفر و حضر- چنانکه شتر بچّه در پی مادر. هر روز برای من از اخلاق خود نشانه ای بر پا می داشت و مرا به پیروی آن می گماشت. هر سال در حراء خلوت می گزید، من او را می دیدم و جز من کسی وی را نمی دید. آن هنگام جز خانه ای که رسول خدا(ص) و خدیجه در آن بود، در هیچ خانه ای مسلمانی را نیافته بود، من سوّمین آنان بودم. روشنایی
پنج قاره
. او در اقدامی ناباورانه تمام اعضای خانواده همسایه را فقط به دلیل بلندبودن صدای تلویزیون به قتل رساند و اجساد آنها را در همان حالت در خانه شان رها کرد تا پلیس آنها را کشف کند. بر اساس گزارش پلیس تگزاس؛ رائول از اختلالات روانی ای که ناشی از استرس کاری او بود، رنج می برد و پزشک او توصیه کرده بود برای مدتی به مزرعه ای نقل مکان کند تا اوضاع روحی اش باثبات شود. او که به اطراف ایالت هوستون در تگزاس اسباب کشی کرده بود با همسایه اش به خاطر بلندی صدای رادیو و تلویزیون آنها درگیر شد و مرد همسایه، همسر و فرزند او را با ضرب گلوله به قتل رساند. ...
توصیه متفاوت علیرضا خمسه به جوانان درباره بازیگری
اینها ما تلاش می کنیم کانون خانواده را گرم نگه داریم. مثلا وقتی مشغول بازی در سریال پایتخت بودم، همسرم و دخترهایم گاهی به شمال می آمدند و ما یکدیگر را می دیدیم. گاهی هم به ما مرخصی می دادند و من به تهران می آمدم. هم من و هم خانواده ام تلاش می کنیم که زمان و فاصله دوری ما از یکدیگر کمتر شود تا تاثیر مخربی بر خانواده و بخصوص دختر کوچک ترم نگذارد. چون دختر بزرگم شرایط کاری مرا درک می کند
پروفسور آمارتیا سن(استاد دانشگاه هاروارد): همچون زهر از اینترنت پرهیز می کنم
مواجه شدید. می توانم این واقعه را از خودتان بشنوم؟ خب، من خیلی کوچک بودم. فکر می کنم حدوداً ده سالم بود. تنهایی داشتم در باغچه خانه خودمان، در محله جاگات کوتیر (به معنی کلبه جهان)، در داکا بازی می کردم. ناگهان متوجه حضور کسی شدم. نگاه کردم و دیدم که یکی آنجا ایستاده و از شکمش خون می ریزد. چاقو خورده بود. آمد روبه روی در و کمک خواست؛ همین طور کمی آب. من تا قبل از آن، کسی را که این طور چاقو خورده
حملات دوباره مایلی کهن به کارلوس کی روش
همیشه شکرگزار خداوند بودم من قبل از انقلاب خانه خریدم که آن هم از صدقه سر پرسپولیس بوده است. یعنی با حضور در پرسپولیس خانه دار شدید؟ بله، در بهمن 54 من با قرارداد 10 هزار تومانی و حقوق 1500 تومانی در پرسپولیس بازی کردم و بعد از دو بازی حقوقم 2هزار تومان شد، سپس با من قرارداد دو ساله امضا کردند که 40هزار تومان به من پول دادند و من یک آپارتمان 85 متری در شهید نامجو فعلی خریدم
زورگیری های دوباره پس از فرار از اتهام محاربه
با او را بخوانید. درباره زورگیری معروفی که سال89 انجام دادی بگو. آن روز با دوستم داشتیم در خیابان می گشتیم. یک نفر را که از بانک بیرون آمده بود تعقیب کردیم. بعدا فهمیدم که از شهرستان برای خرید به تهران آمده بود. زیر پل امین حضور خلوت بود. من از موتور پیاده شدم تا کیفش را سرقت کنم که مقاومت کرد. دقیقا یادم نیست چند ضربه چاقو به او زدم اما بیشتر از 7یا 8 تا بود. با این حال او
8داستانی که قاتل همسر و فرزند سرهم کرد
خوردیم چون قرار بود پدرزنم به سفر زیارتی برود بر سر همین موضوع بین من و رقیه ناراحتی به وجود آمد. همان لحظه رقیه با من قهر کرد و دست دخترم را گرفت. آنها سوار خودرویی شدند. بعد از آن وقتی به خانه رفتم دیدم کسی در خانه نیست بلافاصله به خانه خواهرزنم به نام فاطمه رفتم و جویای حال همسر و بچه ام شدم، وی اظهار بی اطلاعی کرد. بازپرس وقتی داستان عجیب این مرد را شنید دستور بازداشت وی را صادر کرد و
یادی از شهریار اعداد و دل ها در هشتاد و نهمین زادروز
او را شهریار گذاشت دکتری ریاضیات دارد، فرزند سوم مژده دانش آموخته کارگردانی سینما و علوم اجتماعی است، شروین کامپیو تر خوانده و توکا فرزند آخر نیز مدارج تحصیلی را در رشته زیست شناسی طی کرده است. شهریاری تا آذرماه 1335 زندگی مخفیانه داشت و در آن مدت با نام مستعار در یک دبیرستان و آموزشگاه شبانه تدریس می کرد تا اینکه دستگیر شد و مدت 40 روز همراه با زن و فرزندش در خانه ای در تهران تحت
معمای حل نشده 7 داستان 7ساله یک پرونده جنایی
گرفت. مرد جوان در بازجویی های نخست ادعا کرد که همسرش از خانه قهر کرده و رفته و هیچ خبری از او ندارد. او گفت: ناهید به همراه دخترمان نسترن پس از این که با من دعوا کرد از خانه رفت و دیگر از آنها خبری ندارم. چند وقتی گذشت تا این که امید سناریوی جدیدی را مطرح کرد. او درحالی که به قتل اعتراف می کرد، به ماموران گفت: از اختلاف با همسرم خسته شده بودم. برای همین روز حادثه وقتی با او