سایر خبرها
چهره ها در شبکه های اجتماعی (188)
/> طرح زیبای شهاب جعفرنژاد برای سریال شهرزاد که همانند همه کارهای شهاب، خوب و منحصر به فرد است. جدیدترین عکسِ بستنی عروسکی. البته در خانه او را یغما صدا میزنند! علیرضا نیکبخت چند هفته ای میشود به خطاب هوادارانش اصرار دارد که این و آن را از اطراف خود حذف کنند! بابا با زندگی مردم چکار داری؟! مگر ما به تو گیر می دهیم که چرا گونه هایت یهویی برجسته شد؟! حالا یک نفر خودت را کاشته است
فروش یک نوزاد در تهران در کمتر از 5 دقیقه!
سپیده می پرسد چه خبر و مشغول صحبت می شویم. می پرسم شما تا حالا چندتا بچه از این پارک تحویل بهزیستی داده اید؟ می گوید: یه ابوالفضل بود، 8 ساله، پناه آورده بود شهرداری ناحیه، می خواستن به زور ببرنش گدایی، رفتیم در خونه شون با زنی زندگی می کرد که بعد فهمیدیم هم خاله شه هم مادر ناتنیش، مادرش زندان بود، پدرش آمل، زنه می گفت واسم مهم نیست هرکاری کنه، فقط واسم پول بیاره. دادیمش تحویل بهزیستی، به
شاهین بیانی: قلعه نویی نتواند کاری کند از شاهرخ به دادگاه شکایت می کنیم
با فریب سه دانگ خانه را از دستش درآورد. به مادرم گفته بود بیا به دفترخانه برویم تا وکالتنامه بگیرم اما برای تصاحب خانه از او امضا گرفت. بعد هم کاری کرد تا از خانه برود. امیر قلعه نویی مادرم را می شناسد و جای مادر خودش است. من و مادرم انتظار داریم تا از شاهرخ بخواهد حق مادرمان را به او برگرداند. اگر امیر هم کاری انجام ندهد یا نتواند کای کند، آن وقت برخلاف میل باطنی مان به دادگاه شکایت می کنیم.
داعش رسماً ایران را تهدید کرد!/ مخالفت صریح وزیر بهداشت با رییس جمهور/ قول وام دو میلیونی احمدی نژاد/ ...
که غبار ناهنجاری بر آن نشسته است. این منطقه از قدیم میزبان آسیب های اجتماعی گوناگونی بوده است و حالا این زخم بیش از هر زمان دیگری سرباز کرده است. فقر، اعتیاد، کارتن_خوابی، کودکان_کار، تخریب آثار فرهنگی تاریخی و ... بخشی از این ناهنجاری هاست.شهرداری تهران مدتی است که در این منطقه اقداماتی را شروع است اما حل معضلات این منطقه همکاری، همراهی و همدلی همه نهادهای دولتی، سازمان های مردم نهاد، کارشناسان و
به بهانه 8 آذر و گل تاریخی خداداد عزیزی | معجزه دعای پدر
اعلام کردند. شاید او فکر می کرد در فوتبال نیز چنین اتفاقی می افتد اما نمی دانست سند ناکامی استرالیا را امضا می کند. جباری در پایان گفت: بعد از بازی با استرالیا من به فدراسیون رفتم، شخصی که همه را دور زد و با مسئولان جدید فدراسیون حضور داشت، گفت شما بروید، تماس می گیریم برای اینکه در جام جهانی باشید، هنوز منتظر هستم برای رفتن به جام جهانی و فرانسه تماس بگیرند البته مهم نیست آن خوشحالی مردم به همه چیز می ارزید.
فوتبالیستی که به خاطر زنش مادر را بیرون کرد!
.... برادر من یک فرد دروغگوست که شما یک حرف راست از زبانش نمی شنوید. پیشکسوت استقلال در ادامه به افشاگری علیه برادرش پرداخت و خطاب به او گفت: آقای شاهرخ خان! همین حالا که این حرف ها را بر زبان می آورم پیش مادرمان هستم. در شهر ساری. آمده ام به او سر بزنم. راستی خوب شد گفتم که مادرمان ساری است. تو اصلا می دانی که او کجاست و چه روزهایی را سپری می کند؟ از همه شما که دنبال این هستید شاهرخ را در مسائل مختلف استقلال شریک کنید می خواهم از او بپرسید چند وقت است به مادرش حتی یک تلفن هم نزده است. مادری که به خاطر ازدواج چهارمش او را از خانه بیرون انداخت. *شما ...
قسمت کوچکی از فسادهای جنسی و اخلاقی فرح پهلوی / فساد دربار شاه + عکس
فساد است و خواهر و مادرش در پیش چشمش به هرزگی می پرداختند از رابطه همسرش ناراحت شود؟ شاید پاسخ فرح به ملکه تأییدی بر استنباط ما باشد. فرح گفت: درست گفته اند، شاه می بخشد؛ شیخ علی خان نمی بخشد! خود محمدرضا مرا آزاد گذاشته، آن وقت به تو حساب پس بدهم؟ من آزاد هستم و اختیار پایین تنه ام را دارم! (17) اختیار پایین تنه ظاهراً از اعتقادات راسخ فرح بوده است. یک بار دیگر که فرح به خاطر خوابیدن
مهدی بصیر مثل پدرش بامعرفت بود
مراسم رونمایی کتابی که قصه هایی از معرفت پدرش را قلمی کرده بودم حضور داشته باشند. پس از پایان مراسم، مرا صدا کرد. رفتم خدمتش. گفت خواهرانش می خواهند بابت نوشتن کتاب تشکر کنند. خیلی خجالت کشیدم که مقابل دختران یک شهید ایستاده ام. بعد هم قول گرفت که شب در خانه شان مهمان شوم. خیلی هم اصرار کرد. همان شب دوباره تلفنی با هم حرف زدیم، گفت بابل است و تا نیم ساعت دیگر می رسند خانه. خیلی دلم می خواست مادرش
آب کشیدن تاریخ، شغل دوم همه ایرانی هاست
روز نو : آنها از شاهرخ گله دارند. شاهین آشکارا می گوید برادرش منزل پدری آنها را تصرف کرده و مادرشان را از خانه بیرون انداخته است. همین پنجشنبه مادر بیانی ها روی صفحات یک روزنامه ورزشی به قلعه نویی پناه برده و دردمندانه از امیر خواسته بود برای پس گرفتن خانه او و بچه هایش از شاهرخ کاری بکند. شاهرخ هم البته ترجیح می دهد فعلا سکوت کند. مردی که یک روز پیراهن استقلال را به یک تکه زمین در
امروز به دیدار قلعه نویی می روم تا خانه پدری مان را به مادرم برگرداند
شده برای بازگرداندن خانه پدری مان به مادرم، به شاهرخ توصیه خواهد کرد که این کار را انجام دهد. بر اساس این گزارش شاهین بیانی پیش از این عنوان کرده بود که خانه پدری آنها سه سال پیش بنا به دلایلی به نام شاهرخ شده و حالا مادرش در ساری و در منزل خواهر کوچکترشان زندگی می کند. کاپیتان اسبق تیم استقلال همچنین درباره بازی این تیم مقابل نفت در جام حذفی تصریح کرد: جدا از اتفاقات رخ داده
کمرنگ شدن شکاف نسل ها در حین بازی
می کند و می گوید: حتی شکاف نسل ها که همه جا از آن شنیده ایم در همین بازی های به ظاهر ساده و کم اهمیت از بین رفته یا خیلی کم می شود و کودک غیر مستقیم تجربیات پدر و مادرش را مرور کرده و از آنها استفاده می کند. مرور خاطرات نشان می دهد بیشتر ما همان نقش هایی را انتخاب کرده ایم که در خاله بازی ها به عهده گرفته بودیم. دختران اغلب نقش مادر و پسرها نقش پدر خانه را به عهده می گرفتند و سعی می
ناگفته های خواننده قدیمی که به دلیل فشار ساواک تغییر چهره و هویت داد
داشته باشد. دلیل خانه نشینی خود را در این سالها چه می دانید؟ بنده هنوز خود را بدهکار انقلاب اسلامی می دانم وشرمنده از این هستم به علت اینکه اجازه کار فرهنگی-هنری نداشتم نتوانستم خدمتی شایسته انجام دهم و جزء از خودم گله ای از کسی ندارم، گرچه رندان همکار، بیشتر از دیگران در خانه نشینی من نقش داشتند و بی جهت مرا با سلاح تهمت از میدان به در کردند. خدا را شاکرم که از هر نظر
طارمی: مغرور نشده ام
جهانی را چه کسی بزند؟ فرقی نمی کند، هر کس گل بزند و ایران صعود کند جای خوشحالی دارد ولی حالا که فکر می کنم دوست دارم سردار آزمون زننده این گل باشد. بعد از درخشش در تیم ملی و بازی با گوام، به ایران برگشتی و مقابل استقلال اهواز حداقل 4 گل را خراب کردی. خستگی بهانه نبود؟ اهل بهانه جویی نیستم. بعضی وقت ها ضربات تو گل می شود اما آن روز دروازه استقلال اهواز با من لج کرده بود
شکرانه شهید شاکری با اهدای سرش
من تو طویله مشغول دوشیدن گاو بودم. یهو دیدم بلندگوی مسجد خبر شهادت، شهیدی رو اعلام می کند با ظرف شیر اومدم بیرون، خوب گوش دادم دیدم میگه: رضا شاکری...سست و بی حال شدم؛ شیر از دستم افتاد و و بچه ها مرا گرفتند...آخرین باری که داشت به جبهه می رفت، آمد منزل ما، پدرش نبود مرا از حوض حیاط دوش گرفت و تا ایوان خانه برد و گفت: مادر جان زحمت شیر دادن تو فراموشم نمی شود. یک جان دارم اما ده بار
به حمله دار قرض ندهید !
کیکاوس میرزا کیست؟ کیکاوس میرزا ملقب به شهاب السلطنه [1] فرزند فتحعلی شاه، مؤلف سفرنامه ای است که تقدیم خواهد شد. در تذکر ه خاوری [2] رساله ای که به طور مستقل در باره فرزندان فتحعلی شاه نوشته شده - از وی به عنوان سی و دومین فرزند ذکور فتحعلی شاه یاد شده (متولد 1222 ق) و درباره وی آمده است: برادر صلبی و بطنی نواب کیقباد میرزاست... مدتی مدید در عهد صاحبقران رشید به نیابت آن مستوره معظمه [صبیه محترمه ابراهیم خلیل خان جوانشیر، حاکم قراباغ که وی را تربیت کرده بود] به حکومت دار
داعش رسماً ایران را تهدید کرد! - مخالفت صریح وزیر بهداشت با رییس جمهور - قول وام دو میلیونی احمدی
از اینکه علیه ما اقدامی انجام دهند مأیوس کردیم، شیطان را نشناخته است . حالا این آقایانی که رفتند مذاکره کردند چی؟ شما را ارجاع می دهم به مناظره های تلویزیونی دوران انتخابات ریاست جمهوری یازدهم که آقای رئیس جمهور آن موقع چه چیزی گفت؟ گفت که من برای حل مشکلات برنامه دارم؟ گفت بالاخره دنیا کدخدا دارد. بنابراین معلوم می شود که هدف باز کردن مشت کدخدا نبوده بلکه بر روی این درخت میوه ای رویت شده. خب
بروس لی اسطوره ای با تغذیه ای عجیب
نظر جسمی بسیار ناتوان است. پدر بروس لی گاهی او را با خود به کلاس "تای چی چوآن" می برد که ورزشی کهن با سابقه 1500 ساله است و ویژگی آن پرورش روح و جسم با حرکاتی موزون و هماهنگ است. ولی این ها بروس لی را راضی نمی کرد و او هنوز به دنبال گمشده ای می گشت. سرانجام با موافقت مادرش او را در مدرسه هنرهای رزمی استاد "ییپ من" ثبت نام کردند. او به شاگردان خود "وینگ چون کونگ فو" می آموخت. بروس لی
حاجیلو: ای کاش شاهرخ جواب ندهد!
صمیمی بودند که غبطه می خوردیم و حالا که این مصاحبه را دیدم حالم بد شده و متاثر شدم. اما شاهرخ بیانی هنوز آن را تایید نکرده است. ای کاش شاهرخ هیچ وقت جواب ندهد. مادر همیشه مادر است و از بچه هایش نمی گذرد. الان نگاه نکنید از شاهرخ گلایه کرده اما فکر نمی کنم برای شاهرخ بدی بخواهد. برای اینهاست که می گویم شاهرخ نباید جواب بدهد. اتفاقا مادرش از قلعه نویی خواسته ورود کند
گفت و گو با خانم دکتری که بی مزد و منت به همسایه هایش کمک می کند
را ویژه مهمان برای پذیرایی آماده کرده است. با اکراه می گوید: من یک زندگی کاملاً معمولی دارم. نمی دانم چه چیز زندگی من برای شما جالب است. 18سال به عنوان پرستار کار کرده ام و بعد به دلیل کسالتی که داشتم کار را کنار گذاشتم و حالا بعداز فوت همسرم چند وقتی است که به خانه پدری برگشته ام و همراه پسرم اینجا زندگی می کنم. یک دختر هم دارم که سر و سامانش دادم و رفته خانه بخت. بخیه با نخ قرقره
گفت و گو با پیرغلامی که حالا برای کارتن خواب ها مداحی می کند
که ساکن این محله است و از زندگی در این محله بسیار راضی است و می گوید: محله آباد و خوبی داریم واینجا را با هیچ جای دنیا عوض نمی کنم. او متولد تهران است اما اصلیتش اردبیلی است و در این باره می گوید: پدر و مادرم اهل روستای یامچی اولیا از توابع استان اردبیل هستند. گرچه متولد تهرانم اما خودم را یک اردبیلی اصیل می دانم و به شهر و اصلیتم افتخار می کنم. شروع مداحی از نوجوانی حاج آقا
بازیکن معروف استقلال به مادرش هم رحم نکرد!
شاهین بیانی کاپیتان اسبق استقلال به شدت از شاهرخ برادرش که سال گذشته هم آنالیزور استقلال بود، گلایه کرد و گفت او برای به دست آوردن خانه مادری شان کاری غیر قانونی انجام داده است.
تعجب می کنم روزگار چه بلایی بر سر این خانواده استقلالی آورده است
شاهرخ و شاهین بیانی اذعان داشت: از زمانی که شاهرخ و شاهین 17، 18 ساله بودند من آنها را می شناسم. آن زمان که پیش از بازی ها اردو نبود؛ در خانه یکدیگر جمع می شدیم؛ آن هم به صورت خانوادگی. به همین دلیل با مادر و پدر مرحوم این دو عزیز هم آشنایی کامل داشتم و مهربانی های آن ها را فراموش نمی کنم. در جوانی این دو نفر مشکلی با هم نداشتند. اما با دیدن و شنیدن این حرف ها، تعجب می کنم که روزگار چه بلایی بر
بیانی: شاهرخ مادرم را با فریب از خانه بیرون کرد
خواهرم است. شاهین در ادامه اظهار داشت آه مادر او پارسال قلعه نوعی را گرفته است و در این باره گفت: امیر دوست و همبازی من است. اگر استقلال پارسال نتیجه نگرفت به خاطر آهی بود که مادر من برای شاهرخ کشید. امیر مسایل احساسی را خوب درک کند، او می داند شاهرخ چگونه زندگی می کند و چه کارهایی را انجام داده است. از امیر می خواهم شاهرخ را راضی کند حداقل نیمی از خانه مادرم را به او بازگرداند. آقا شاهرخ
بیست و هشتمین بخش دفترچه خاطرات افغانستان منتشر شد
فارسی کتاب خاطرات ج.ان.دیکسیت (J.N.Dixit) ، وزیر خارجه سابق هند پیرامون یکی از ماموریت های حساس او در کابل افغانستان را منتشر می کند. سید عبدالحسین رئیس السادات، رایزن فرهنگی ایران در پاکستان و مسئول خانه فرهنگ ایران در پیشاور این کتاب را ترجمه کرده است و در اختیار خبرگزاری تسنیم قرار داده است و قرار است به تناوب همه بخش های کتاب منتشر می شود. برای ارتباط مستقیم با مترجم می توانید
فاجعه قتل همسر و 2 نوزاد به دست مرد شیشه ای
مرد شیشه ای پس از قتل همسر و دو کودک بی گناهش شیشه مصرف کرد و با راه انداختن دعوایی ساختگی از خانه خارج شد به این امید که پلیس او را بازداشت و راهی زندان کند و راز جنایتش مخفی بماند. به گزارش خبرنگار ما، صبح روز پنج شنبه 26 آبان ماه، مرد شیشه ای 27 ساله که شادمهر نام دارد پس از ایجاد مزاحمت برای همسایه شان در منطقه نعمت آباد تهران، با حکم قضایی راهی زندان فشافویه شد. در حالی که بستگان و همسایه های شادمهر گمان می کردند همسر 20 ساله و دو پسر 2 ساله و 15 روزه راهی خانه پدری در کرج شده اند، ساعت 15 عصر روز سه شنبه، سوم آبان ماه بود که شوهر خواهر شادمهر متوجه شد صاحبخانه شادمهر حکم تخلیه گرفته است بنابراین برای جمع کردن وسایل به آنجا رفت. این مرد پس از گشودن در خانه و استشمام بوی بد، خانه را گشت تا اینکه اجساد همسر و دو فرزند شادمهر را در کمد دیواری پیدا کرد و پلیس را از ماجرا باخبر کرد. لحظاتی بعد مأموران کلانتری خانی آباد در محل حادثه که طبقه چهارم آپارتمانی در کوچه شاهد سوم در خیابان طالقانی بود، حاضر شدند. پس از تأیید این خبر قاضی منافی آذر، بازپرس ویژه قتل از دادسرای جنایی تهران به همراه کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی در محل به تحقیق پرداخت. نخستین بررسی ها نشان داد سه مقتول با فشار بر عناصر حیاتی گردن به وسیله پارچه یا روسری کشته شده اند. همچنین تیم پزشکی در معاینات اولیه در محل حادثه اعلام کرد از مرگ این سه نفر بیش از 10 روز گذشته است. نخستین تحقیقات حکایت از آن داشت عامل این جنایت پدر خانواده به نام شادمهر است که مدتی قبل معتاد به شیشه بوده و پس از درگیری با همسایه راهی زندان شده است. در تحقیقات بعدی مشخص شد شادمهر روز حادثه از روی بالکن خانه اش با صدای بلند به همسایه ها گفته است که سه نفر را به قتل رسانده و بعد در خانه همسایه را شکسته است، اما این متهم آن روز در بازجویی های مأمور کلانتری موضوع قتل را انکار کرده بود. از سوی دیگر بررسی ها نشان داد متهم پس از قتل درگیری ساختگی را به راه انداخته تا به این بهانه به زندان برود و این گونه وانمود کند که از قتل اعضای خانواده اش بی خبر بوده است. مأموران پلیس در ادامه جست وجو در محل حادثه با طناب دار آویزان به کمد دیواری روبه رو شدند که نشان می داد متهم پس از قتل تصمیم به خودکشی گرفته اما بعد از تصمیمش منصرف شده است. در حالی که تحقیقات پلیسی نشان می داد مظنون اصلی این حادثه شادمهر است، بازپرس منافی آذر برای روشن شدن موضوع راهی زندان فشافویه شد و از متهم بازجویی کرد. متهم در بازجویی ها به قتل همسر و دو فرزندش اعتراف کرد و مدعی شد از مدتی قبل با همسرش اختلاف داشته و روز حادثه پس از مصرف شیشه دست به این جنایت زده است. پس از اعلام این حادثه خبرنگار ما به محل حادثه رفت و با همسایه ها متهم گفت وگو کرد حرف های صاحبخانه صاحبخانه متهم گفت: چهار ماه قبل شادمهر طبقه چهارم خانه مرا اجاره کرد. آن زمان او یک پسر دو ساله داشت و همسرش هم باردار بود. او ابتدا مشکلی نداشت تا اینکه کم کم متوجه شدیم با همسرش اختلاف پیدا کرده است. وقتی موضوع را پیگیری کردیم، فهمیدیم او معتاد به شیشه است و همیشه توهم دارد. مدتی گذشت و حتی او اجاره اش را هم پرداخت نمی کرد و همیشه امروز و فردا می کرد. پس از این با بنگاه املاک درمیان گذاشتم و تصمیم داشتم او را از خانه ام بیرون کنم، اما به خاطر همسر باردارش که زن خوبی بود، تحمل کردیم و به او فرصت دادیم. مدتی قبل همسرش همراه پسر دو ساله اش به خاطر زایمان به خانه پدرش در کرج رفت و از آن روز به بعد ما همسرش را ندیدیم تا اینکه روز حادثه وقتی به خانه آمدم، متوجه شدم شادمهر در خانه طبقه دوم را شکسته است و پس از مزاحمت برای همسایه ها مأموران کلانتری او را بازداشت کرده و به زندان برده اند. ما فکر می کردیم همسر و دو فرزندش هنوز در کرج هستند و از طرفی هم تلفن خانواده همسرش را نداشتیم که از او خبری بگیریم تا اینکه وقتی از آنها خبری نشد به دادگاه رفتم و حکم تخلیه گرفتم. صبح روز سه شنبه با خانواده متهم تماس گرفتم و گفتم حکم تخلیه خانه ام را گرفته ام و به آنها گفتم که بوی بدی از خانه اش می آید و خواستم در خانه اش را باز و وسایلش را جمع کنند که عصر همان روز یکی از بستگانش به خانه اش آمد. وقتی در را باز کرد، بوی بدی همه جا را فرا گرفته بود. ابتدا فکر کردیم مواد غذایی فاسد شده است، اما وقتی جست وجو کردیم با اجساد خانواده اش در کمد دیواری روبه رو شدیم. آن روز متهم فریاد می زد خانواده ام را کشتم یکی از همسایه ها گفت: چند ماهی است این خانواده به این کوچه آمده اند. همسر متهم زن خوبی بود و همه همسایه ها از او راضی بودند، اما شوهرش مرد بداخلاقی بود که بعد ها فهمیدیم معتاد به شیشه است. چند روز قبل از حادثه برای زایمان به خانه مادرش رفت و از همسایه ها خداحافظی کرد و ما تا روز حادثه فکر می کردیم او هنوز خانه مادرش است. روز پنج شنبه دو هفته قبل بود که صدای این مرد را از بالکن خانه اش شنیدم. او فریاد می زد که همسایه ها همه از خانه هایشان بیرون آمدند. شادمهر با صدای بلند می گفت که اعضای خانواده اش را کشته است، اما هیچ کس حرف هایش را باور نمی کرد و همه می گفتند او شیشه مصرف کرده است و توهم دارد. پس از این او در خانه طبقه دوم همسایه شان را شکست و همسایه هم از ترس موضوع را به پلیس خبر دادند. مأموران پلیس دقایقی بعد به کوچه ما آمدند و این مرد را در ساختمان دستگیر کردند. مأموران پس از دستگیری حتی به خانه اش هم رفتند، اما او اجساد را بعد از قتل داخل کمد دیواری زیر پتو و لحاف پنهان کرده بود و به مأموران هم گفت که همسر و دو فرزندش خانه مادرزنش در کرج هستند تا اینکه روز سه شنبه مأموران به کوچه ما آمدند و اجساد این خانواده را کشف کردند. کوچه را ترس و وحشت فرا گرفت زن میانسالی از اهالی این کوچه گفت: ما همسر او را می شناختیم، اما خودش را زیاد ندیده بودیم. همسرش زن خوبی بود و من چند بار برای خرید سبزی و میوه با او به بازار رفتم که فهمیدم او زن مهربانی است. او وقتی به کرج رفت، از من خداحافظی کرد و من تا قبل از کشف جسدش فکر می کردم خانه مادرش است. وی ادامه داد: وقتی مأموران پلیس جسد زن جوان و دو فرزندش را از داخل خانه اش کشف کردند، ترس و دلهره همه کوچه را فرا گرفت به طوری که من آن شب تا صبح نخوابیدم. وی در پایان گفت: مسئولان برای افراد معتاد مخصوصاً جوان هایی که شیشه مصرف می کنند باید چاره ای بیندیشند تا خانواده ها شاهد اینگونه حادثه های دلخراش نباشند. گفت و گو با متهم چه مصرف می کنی؟ شیشه چقدر؟ خیلی زیاد. هر چه درآمد دارم شیشه می کشم. چه کاره ای؟ مغازه مبل فروشی و تعمیرات مبل در منطقه خلازیر دارم. پس وضع مالی خوبی داری؟ داشتم، اما از وقتی معتاد شدم زندگی ام خراب شد و پولی هم ندارم. با همسرت اختلاف داشتی؟ نه. اختلافی نداشتم. همسایه ها گفته بودند که با همسرت همیشه مشاجره داشتی؟ من اعتیاد داشتم و خرجی نمی دادم و از طرفی هم بدهکار بودم که خیلی به من و خانواده ام فشار می آورد. به چه کسی بدهکار بودی؟ به باجناقم مبلغ 60 میلیون تومان بدهکار بودم، اما 14 میلیون به او داده بودم. به خاطر چه بدهکار بودی؟ پول لازم داشتم، از او گرفتم و یک مقدار هم به خاطر دیه بود. کسی را زده بودی؟ بله. مدتی قبل باجناقم را کتک زدم که شکایت کرد و به دیه محکوم شدم با بدهی که به او داشتم شد 60 میلیون تومان. چرا با باجناقت دعوا کردی؟ او همیشه پشت سر من حرف می زد. احساس کردم در زندگی من دخالت می کند به همین دلیل از دست او خسته شده بودم که تصمیم گرفتم او را کتک بزنم. چرا اعضای خانواده ات را کشتی؟ بدهکاری به باجناقم همیشه به من استرس وارد می کرد. از سوی دیگر مادر زنم همیشه به من فشار می آورد که بدهی ام را به باجناقم بدهم. من هم پولی نداشتم که به او بدهم و همین موضوع باعث شد همیشه با همسرم درگیری داشته باشم. خیلی از زندگی خسته شده بودم تا اینکه تصمیم گرفتم به این زندگی پایان دهم. چرا پسر 2 ساله و پسر 15 روزه ات را کشتی؟ من تصمیم گرفتم خودم و همسرم را بکشم به همین خاطر حتی طناب دار هم آماده کردم تا پس از قتل همسرم، خودم را بکشم. وقتی همسرم را کشتم با خودم فکر کردم بچه هایم تنها می مانند به همین خاطر آنها را هم کشتم تا در آن دنیا همه با هم باشیم. پس چرا خودت را نکشتی؟ من ابتدا همسرم را با روسری سفید رنگی خفه کردم و بعد هم دو فرزندم را به همین گونه. وقتی تصمیم گرفتم خودم را بکشم ترسیدم و پشیمان شدم تا اینکه به بالکن رفتم و به همه گفتم خانواده ام را کشته ام، اما کسی باور نکرد تا اینکه در خانه همسایه را شکستم. پس از این پلیس آمد و مرا دستگیرکرد و به کلانتری برد. برای چه در کلانتری نگفتی که اعضای خانواده ات را کشتی؟ ترسیدم و خواستم به زندان بروم و مأموران را فریب دهم. آن روز شیشه هم مصرف کردی؟ بله. من قبل از قتل شیشه مصرف کردم و وقتی همه را کشتم، دوباره شیشه مصرف کردم و روی بالکن رفتم. ...
افشاگری عجیب علیه یک فوتبالیست معروف
پیشکسوت استقلال در ادامه به افشاگری علیه برادرش پرداخت و خطاب به او گفت: آقای شاهرخ خان! همین حالا که این حرف ها را بر زبان می آورم پیش مادرمان هستم. در شهر ساری. آمده ام به او سر بزنم. راستی خوب شد گفتم که مادرمان ساری است. تو اصلا می دانی که او کجاست و چه روزهایی را سپری می کند؟ از همه شما که دنبال این هستید شاهرخ را در مسائل مختلف استقلال شریک کنید می خواهم از او بپرسید چند وقت است به مادرش حتی یک تلفن هم نزده است. مادری که به خاطر ازدواج چهارمش او را از خانه بیرون انداخت. منبع: روزنامه گل ...
هاشمی رفسنجانی: مردم با وجود ولی فقیه در زندگی حجت دارند
: پیغامی برای شما دارم . گفت: بگو گفتم: محرمانه است هادی هاشمی خارج شد و من مطلب را مطرح کردم. آقای منتظری گفت: خب، حالا تا ببینم . گفتم: آقا! این امر ولی فقیه است. مگر شما خودتان ولایت فقیه را قبول ندارید و مگر آن را تدریس نکرده اید؟! و... نکته ای که وجود دارد ، این است که این سخنان امام ، قبل از کشف خانه تیمی متعلق به مهدی هاشمی و پیش از مشخص شدن قطعی نقش وی در قتل مرحوم آیت الله شمس آبادی و