سایر منابع:
سایر خبرها
خانه احمد محمود، موزه نویسنده شود
احمد این درخت کنُار را کاشت. سن این درخت با سن احمد یکی است و من شش سال از هر دوی اینها کوچکترم. چون در زمان جنگ به درخت ضربه خورد الان کمتر بار کنُار میدهد . آقا محمود با اشاره به اتاقی در انتهای حیاط در زیر طاق در سمت راست منزل افزود: اینجا اتاق احمد بود. اما احمد پنجاه سال از این خانه رفته و کسانی دیگر در آن اقامت می کنند. البته احمد هم در این خانه مثل همه خواهران و برادران در کنار
کتاب گفت وگو با وودی آلن نقد شد
معرفی کرد و گفت: اطلاعات نقد و تفسیری از فیلم ها ندارم اما وودی آلن را دوست دارم و می دانم که طنز خاص او برای ایرانی ها قابل ترجمه نیست. طنز وودی آلن، طنز خاص یک آدمِ شوخ، یهودی و نیویورکی با فرهنگ نیویورکی است. همه وودی آلن را به عنوان روشنفکر اروپایی و با طرز تفکر اروپایی می شناسند درحالی که اورسن ولز تنها فیلم سازی است که در عالم سینما با فرهنگ فیلم اروپا آشنا است. وی ادامه داد: وودی
وقت جوان ها تلف می شود
. سال 1363 بعد از مجموعه تلویزیونی سربداران (محمدعلی نجفی، 1363) آن قدر آزرده شده بودم که دعوت موزه متروپولیتن را پذیرفتم و رفتم، ولی وقتی برگشتم دو مرتبه تدریس را شروع کردم، تا سال 1392. سال 1382 بازنشسته شدید؟ بله، ولی چه بازنشستگی ای! در حق من چنان بی رحمی کردند که دوست ندارم منعکس شود. دوست دارم الان از نکات مثبت صحبت کنیم. در دانشکده هنرهای زیبا تدریس می کردید؟ نه، در اصل
فرهنگ در رسانه
از یک جریان سومی سر درآورده که شاید هنوز خیلی مردم پسند نیست . چه قرابتی بین جهان فکری خود و این نوع از موسیقی دیده اید؟ افشاریان : یک بخش آن علاقه ای است که خودم به موسیقی داشتم و قبل از اینکه بخواهم تئاتر را شروع کنم، گیتار می زدم . اما به دلیل شرایط خانواده ها که آن زمان نسبت به موسیقی سخت گیرتر بودند، نتوانستم موسیقی را به صورت جدی ادامه دهم و بعد هم اینکه همه ما سعی داریم زبان شخصی
کارگردانان هالیوودی؛ زندگی پشت دوربین
بخوانید، اما من هنوز باید پیش از شروع فیلمبرداری با آن ها کلنجار بروم. اما برای هشت نفرت انگیز همه چیز درست آنجا بود. نمی گویم فیلم شاهکاری است، فقط می گویم متریال آن را دوست دارم بنابراین به نتیجه آن هم مطمئن هستم. تارانتینو راسل: من نویسندگی را انتخاب می کنم. من پیش از آنکه یک فیلمساز شوم نویسنده بودم. دوست داشتم داستان های خیالی بنویسم. مارد و پدر من در یک
بازیگر ارمنی سینمای ایران که سیمرغ دار است
و سرما زمینه اصلی فیلم را تشکیل می داد.زمین برفی را کندند و مرا داخل آن گودال گذاشتند! چرا سرزمین آرزوها را دوست دارید؟ اتاقی که ما در آن بازی می کردیم خیلی خوب درست شده بود دکور آنجا را خیلی دوست داشتم و یادگارهای این همه سال؟ بهتریه خاطره و یادگار من مربوط به موقعی است که برای دریافت جایزه روی سن می رفتم آنهایی که آنجا بودند،برخاستند و کف زدند از اینکه
هنرمند 70سانتی فومنی
. اوایل طرح بلد نبودم به کارهایم بدهم کم کم این کار را هم یاد گرفتم. دیگر الان بعد از 18 سال کار هر چه ببینم می توانم ببافم بکشم. البته دراین بین 5 سال مجبور شدم کار نکنم. چون مادرم مریض شده بود و پدرم هر چه داشت فروخت و خرج عمل های مادرم کرد. فریبا از زمان هایی می گوید که احساس تنهایی می کرده و دوست داشته کسی در کنارش باشد در صورتی که پدر و مادرش برای کار در مزرعه او را در خانه با آب و نان
هنرمند 70سانتی فومنی
طرح بلد نبودم به کارهایم بدهم کم کم این کار را هم یاد گرفتم. دیگر الان بعد از 18 سال کار هر چه ببینم می توانم ببافم بکشم. البته دراین بین 5 سال مجبور شدم کار نکنم. چون مادرم مریض شده بود و پدرم هر چه داشت فروخت و خرج عمل های مادرم کرد. فریبا از زمان هایی می گوید که احساس تنهایی می کرده و دوست داشته کسی در کنارش باشد در صورتی که پدر و مادرش برای کار در مزرعه او را در خانه با آب و نان می
علی نصیریان از بزرگ آقا می گوید
برای اولین فیلمم، گاو ، نه قراردادی داشتم و نه دستمزد گرفتم. فقط از سر عشق و علاقه ای که به کارم داشتم، سر این فیلم رفتم. چون خودم خواسته بودم بازیگر شوم. حتی دو، سه فیلم هم که بعدها بازی کردم، بابت آن ها دستمزد آن چنانی نگرفتم، شاید یک هشتم دستمزد رایج فیلم را به من و دیگر بازیگران امثال من می دادند. البته حق هم داشتند که این دستمزدها را بدهند، چون من هیچ شهرتی نداشتم. علت این که به
خانه ای با زبان های پارسی - روسی - انگلیسی
و از ابتدا با زبان مادری ام با بچه ها صحبت کردم. بچه هایم تسلط کامل به زبان روسی دارند و در خانه هم معمولا به این زبان و البته فارسی صحبت می کنیم. من خیلی زبان مادری ام را دوست دارم و علاقه مند بودم بچه ها نیز به این زبان با من حرف بزنند. احمد نجفی: من هم دیگر در این سال ها با زبان روسی آشنا شده ام و به خوبی می فهمم ولی بچه ها مرا در حرف زدن به این زبان تنبل کرده اند تا می خواهم چیزی
شایعه حضور حزب الله لبنان در زمان فتنه88 در مستند برادران +فیلم
فریبنده انگلیسی ها برای شما در اولویت بود؟ در ابتدا خودم به شکلی مستقیم اقدام به تولید فیلم کردم و حوزه هنری بعد از اتمام ساخت، اثر را خرید. از ابتدای سال 1392 تا انتهای سال 93 در حدود 2 سال زمان برای آماده سازی و ساخت فیلم اختصاص یافت. اصولا نحوه اداره کشورهای پادشاهی برایم جالب است و دوست دارم درباره شان تحقیق کرده و فیلم بسازم. یکی از پُرمدعا ترین کشورهای پادشاهی هم انگلستان بوده که به دنبال
این زوج خوشبخت هنری را می شناسید؟
از خجالت آب می شدم. به همین علت دوست داشتم دیده شوم برای همین ناخودآگاه به سمت چنین حرفه ای کشش داشتم که مرا ببینند چون سال ها به علت خجالتی بودنم دیده نمی شدم. مدتی سمت خوشنویسی رفتم و از مدرسه، تئاتر را شروع کردم حتی در مقطعی سمت طلبگی رفتم و مقدماتی را هم گذراندم اما ادامه ندادم. مرجان: بعضی ها می گویند ما با هم تفاهم نداریم و مانند هم نیستیم در حالی که من معتقدم زندگی از تضادها شکل