سایر منابع:
سایر خبرها
راهکارهای جدایی بودجه از نفت ؟
این است که وجود درآمد نفتی موجب شده است ما نتوانیم برای عموم مردم هزینه ی تأمین کالاها و خدمات عمومی را به صورت شفاف و روشن بیان کنیم؛ یعنی کسی که فرزندش به مدرسه می رود یا کسی که بیمار خود را به بیمارستان می برد و کسی که خدماتی در حوزه ی امنیت، در حوزه ی قضایی و... دریافت می کند، واقعاً تصور دقیق ندارد که آن کار چقدر برای دولت هزینه دارد. این هم در طول زمان موجب شده است که مردم آمادگی برای مشارکت
مادربزرگ های این روستا همسن دوشیزه های شهرند
کردم اذیتم می کند. می پرسم: با این خاطرات بد چطور کنار آمدید؟ می گوید: اگر ترسی هم بوده، توی خودمان ریختیم و بروز ندادیم. بهورز روستا درباره بارداری های ناخواسته دختران در سنین کم می گوید: اولین حاملگی معمولا یکی دوسال بعد از ازدواج است. اگر هم ناخواسته باشد، بچه را نگه می دارند. دو، سه مورد در بین دختران روستا سراغ دارم که در دوران عقد حامله شدند و سریع مراسم عروسی گرفتند، همان موقع حرف و
الیکا عبدالرزاقی و امین زندگانی و رابطه عاشقانه شان
طرف دمق است، آیا الان می توانم دلخوریم را عنوان کنم؟ یا اینکه باید خیلی جدی این قضیه را مطرح کنم یا به شوخی آن را برگزار کنم؟ وقتی آدم ها از هم دلخور می شوند دلیلی ندارد که با هم قهر کنند. مثلا در سریال خانه سبز جمله ای بود که خیلی آن را دوست داشتم؛ آقای شکیبایی و خانم مهین ترابی هر بار که با هم دعوا می کردند به هم می گفتند: - قهری؟ - بله! - حرف که می زنی؟ این موضوع در خانواده ما خیلی مرسوم است که
کلیپ هایی که آینده سوژه هایشان را تهدید می کنند
ابتکار در گزارشی نوشت: خبر آمد، خبری در راه است. خبرهایی که تلخ بودند، زمانی که همان ها شیرین های دیروزمان را رقم زدند. خبر ترک تحصیل یکی از کودکان ساده روستایی دیروز که به خاطر پخش شدن فیلمش، مجبور به ترک تحصیل شده بود. خبر و مصاحبه مفصل با وی منتشر شد. اما مقصد و منظور ما نه پرداختن به وی است و نه حکایت زندگی اش که همه به خوبی می خوانیم و می دانیم. فیلم ها به دست مان می رسد، به آنها
چطور همسر اجباری خود را دوست داشتنی کنید؟
اتفاقی در یک مهمانی خانوادگی با دختری به نام ندا که به تازگی با پسر یکی از بستگان ما ازدواج کرده بود آشنا شدم. دختر ساکت و اخمویی بود و کاملا مشخص بود از بودن در جمع خوشحال نیست و ثانیه ها را برای پایان شب می شمارد. روزها از آن مهمانی گذشت تا او را در دفتر مشاوره روبه روی خودم دیدم. ندا در یک خانواده متوسط زندگی می کرد و چهارمین فرزند خانواده بود. به اصرار پدرش با پسر دوست او پای سفره عقد
نوری: لازم باشد دروازه بان هم می شوم
شهرخبر : نوری گفت: الان سه بازی است که من در پست هافبک دفاعی بازی می کنم . من خودم دوست دارم به پست اصلی ام یعنی هافبک نفوذی برگردم. اما مربی تشخیص داده که من در دفاع بازی کنم ومن هر جا مربی تشخیص بدهد بازی می کنم حتی اگر مجبور باشم در دروازه بایستم. مشکل خط دفاع و گلزنی را حل کردیم بازی ما مقابل لخویا یک فوتبال خوب و روان بود همه بچه ها با غیرت بازی کردند و سنگ تمام گذاشتند
جشنواره سینمای اروند /از توصیه امام جمعه آبادان به سینماگران تا آثار برگزیده جشنواره
در ذهن ما حک شده، خوشبختانه امید جریان دارد؛ جریانی که اساس زندگی است، زندگی ای که امروز مدیون خون جوانان سرزمین مان است. وی یادآور شد: در این چند روز به فضاهای مختلفی سر زدم، از نقاط مختلف آبادان دیدن کردم که یکی از این نقاط، جزیره فاو در نقطه صفر مرزی ایران و عراق است، وقتی آنجا رسیدم، دیدم خانواده های عراقی دور هم جمع شده اند و زندگی را مشق می کنند، با اشتیاق به خانواده های عراقی فکر می کردم و
محرمی: ببینم همون امیر قلعه قدیمی یا...؟
رو به حاشیه ببرم یا دخالت تو کار تو بکنم. شناختی که ازت دارم میدونم یجوری تو دهن این بچه پررو میزنی و طوری ادبش میکنی که دیگه به {...} بخنده بخواد قبل از اینکه دهن {.... }بکشه در مورد ایران و ایرانی حرف بزنه. گله دارم ازت وقتی قدر مجتبی جباری رو نمی دونی و می فرستیش قطر واسه اونها بازی کنه حالا باید بشینی و ببینی این بچه پررو جلوی چشمهات به ارزشهات توهین کنه. منتظرم ببینم اون امیر قلعه که من می شناسم همون جوری مونده و باج نمی ده یا گذر زمان و حب دنیا و نتیجه گیری تو این فوتبال کثیف ، یال و کوپالش رو ریخته . به اون پسر بی ادب هم می گم {... ...
کوچولوی شما خوش غذاست!
با نگرانی های بی مورد زندگی خود و فرزندان شان را تباه نکنند. حسام الدین عوض زاده با سن دو سال همراه مادرش به مطب ما مراجعه کردند. بعد از انجام بررسی های لازم باید بگویم حسام از نظر قد و وزن مشکلی نداشته و رشد نرمالی دارد اما بدغذایی او ممکن است در آینده مشکلاتی را برایش ایجاد کند. اگر غذایی را دوست نداشته باشد به آن لب نمی زند زمانی که حسام وارد مهدکودک شد مشکل
نام نامناسب هم نوعی کودک آزاری است
به طور کلی می توان کودک آزاری را اینگونه تعریف کرد: مجموعه رفتار ها یا گفتارهایی که انجام دادن یا انجام ندادنشان باعث وارد شدن نوعی آسیب عاطفی، فیزیکی به کودک شود و این احساس را در او به وجود آورد که خوب و دوست داشتنی و مورد احترام نیست و ناخواسته است. آمار ها نشان می دهد 70 درصد آزارهایی که به کودکان از نظر عاطفی و جسمی وارد می شود، از سوی غریبه ها نیست و در چارچوب خانواده
وقتی ویشکا آسایش از همسرش خواستگاری کرد!
رابطه بسیار زندیکی با ایشان داشتم، اما او هیچ علاقه ای به حضور من و دیگر اقوام برای حضور در عرصه بازیگری نداشت و ترجیح می داد که ما حواس مان را به درس و مدرسه معطوف کنیم... هیچ وقت یادم نمی رود یک روز در خانه، مشغول گپ زدن با دایی بودم که ایشان به من گفتند ویشکا! ما در حال انتخاب بازیگر برای سریال امام علی هستیم، دوست داری بازی کنی؟ من هم چون فکر کردم دایی من را دست انداخته، با خنده گفتم
دلتنگی های بابا و واگویه های خواهرانه: هنوز هم هوای همه را دارد
یکمین سالگرد عروج سرو کاشمر سخن از کودکی و نوجوانی حسین آغاز می شود: امام جماعت مسجد نابینا بود. حسین نوجوان روزی سه مرتبه می رفت دنبال امام جماعت، دستش را می گرفت و می بردش مسجد و باز برمی گرداند حتی برای نماز صبح و بعد از آن هم می رفت مدرسه. مؤدب بود و بسیار درس خوان، با همه مهربان بود، خانواده دوست و ... پدرش همین طور می گوید ولی محاسن حسین تمام نمی شود. اعتقاد عمیقی به ساده زیستی داشت. وقتی
فیلم های سینمایی و تلویزیونی شبکه های سیما در تعطیلات آخر هفته
دارند که ... ************************************* فیلم سینمایی پسر بچه ای با دوچرخه به کارگردانی و تهیه کنندگی ژان پییر داردانه و لوک داردانه ، جمعه 8 اسفند ماه ساعت 17:30 از شبکه دو سیما پخش خواهد شد. در خلاصه داستان فیلم محصول سال 2011 فرانسه، بلژیک و ایتالیا آمده است: سیریل پسر نوجوانی که در مدرسه ای شبانه روزی به سر می برد، برای یافتن پدرش به هر شکل ممکن و به
بامداد سرخ
بستری شد و چند ماهی در بیمارستان بود. البته مشکل خیلی حاد نبود و بعد از مدتی هم مرخص شد، اما خانواده همسرش در جریان این مشکل بودند. مگر می شود مردی در بیمارستان بستری شود و همسرش متوجه نشود؟ بعد از آن هم برادرم بارها مشکل پیدا کرد. بعد از ازدواج شان هر وقت برادرم بدحال می شد، خانواده همسرش در جریان قرار می گرفتند. البته ما کریم را به دکتر می بردیم. وضعیت برادرم به حدی بد بود که چند بار به خانواده
قسمت پنجم: زیبا
رسیدند و یکی شان گفت: وای بچه ها یک میمون اینجا نشسته و بعد به سمت من سنگ پرتاب کردند. یک نفر از راه رسید و گفت دختر جان فرار کن و برو. تازه آن وقت بود که فکر کردم دیگر نباید منتظر مادرم بمانم. زیبا در مدرسه نیز یار و یاوری نداشت. همیشه من بودم که سراغ دیگران می رفتم. هیچ دوست صمیمی ای نداشتم. خیلی وقت ها مورد تمسخر همکلاسی و معلمانم قرار می گرفتم. نمی دانم، شاید خسته می شدند از چهره من. با خنده
مهریه ام را به شوهر میلیاردرم بخشیدم
می کرد با صدایی بغض آلود به قاضی گفت: حدود 28 سال پیش پدرم که تاجر بازار بود ورشکسته شد. بعد هم برای پرداخت بدهی از دوستش کمک خواست که او نیز با دریافت چندین برگ چک و سفته در پرداخت بدهی به پدرم کمک کرد. اما یک ماه بعد از آن دوست پدرم همراه پسرش محمدرضا برای خواستگاری به خانه ما آمدند. آن موقع دختری 21 ساله بودم و محمدرضا نیز 12 سال از من بزرگتر بود. پدرم به دلیل بدهی چند میلیونی به
گپی با ماه چهره خلیلی، بازیگر سریال گذر از رنج ها
قصه شخصیت ها بیشتر جان می گیرند و مشخص می شود که چرا رفتارهای کتایون با زیر دستانش ارباب و رعیتی نیست. پدر کتایون تحصیلکرده بوده، بنابراین کتایون اعتقادی به زور گفتن و فلک کردن کسی ندارد. از طرف دیگر شما رفتارهای مرجان را می بینید که چطور با دنیا حرف می زند و به او می گوید که باید هر روز همه کارهای خانه را انجام بدهد و حق هم ندارد برای دیدن خانواده اش به روستا برود، اما بر عکس کتایون به خدمتکارش
زندگی و مرگ شاعر زبان بسته ها در 7 پرده
، دربند کیوان، یک اتاق کوچک کرایه کردیم به 26 تومان. هفت نفر بودیم. بعد از چهار روز، خواهر کوچکم پروین به یک مرض سخت دچار شد... در روز چهارشنبه 29/11/1337 پروین در بستر مرگ بود. صبح روز پنج شنبه به سختی نفس می کشید. بعدازظهر همان روز بعد از آنکه ناهار را خوردیم، من در بیرون توپ بازی می کردم.ناگهان پسر همسایه مان به من خبر داد که مادرت چنان گریه می کند که نمی تواند روی پاهای خودش بایستد. با عجله دویدم
سرو قلیان های با طعم شراب!+تصاویر
مدتی که قلیان را کنار می گذارم تا حدودی بهتر می شوم اما باز دوباره جمع دوستان من را ترغیب به کشیدن قلیان می کند. مهسا تیرگی و بی طرواتی پوست و سرفه های مکرر خود را ناشی از دود قلیان می داند و می گوید: اولین باری که قلیان کشیدم تا یک هفته سرگیجه رهایم نمی کرد. وارد یکی از سفره خانه های شلوغ پایتخت می شوم، روی یکی از تخت ها 7 پسر نوجوان نشسته اند که میانگین سنی شان بین 13 تا
آنچه در 20 روز آخر بر مرتضی گذشت
بازمی گشت.در هرصورت آن شب مرتضی کنسرتش را برگزار کرد و بعد هم در شهر کرد روی سن رفت و کنسرت داد. قرار بود در نیشابور هم کنسرت داشته باشد که به سبب درگذشت حضرت آیت الله مهدی کنی لغو شد. با این حال بچه های گروه تا مشهد رفته بودند و من در این سفر غیبت داشتم. بچه ها می گفتند در مشهد به شدت درد داشت و به خودش می پیچید. و مرتضی بستری شد سوم آبان بود که با توجه به زرد شدن رنگ پوست مرتضی، دوباره او را
گفتگو با کوتاه قدترین دانشجوی ایران
چون بچه هایی با درجه های مختلف معلولیت درس می خواندند، معلم ها مجبور بودند درس را چند بار برای شان توضیح بدهند. اما من درس را بار اولی که معلم توضیح می داد، متوجه می شدم. با حرف معلم ها، به پدرم اصرار کردم که مرا در مدارس بچه های عادی ثبت نام کند. او هم پشیمان بود که چرا از همان اول من را در این مدارس ثبت نام نکرده. به این ترتیب پدر نسیبه پرونده را از مدرسه گرفت و دخترش را در یک مدرسه
گفت وگو با بانویی که با ارثیه اش مدرسه می سازد+عکس
آموزش و پرورش و مرد شد کارمند بانک سپه. گفت وگو با بانویی که با ارثیه اش مدرسه می سازد/بتنرا زندگی شادی که این دو با هم داشتند از برق نگاه هما پیداست، از خاطرات کار کردن های دو نفری شان، از لبخند نشسته گوشه لب او وقت تعریف کردن از شهروز، از شیرینی بودن با هم، ساختن پله پله زندگی، رشد کردن، پیروز شدن، از پله های موفقیت بالا رفتن، با هم، همیشه، صادقانه، عاشقانه. اما شیشه
گوگل و ... با مغز ما چه می کنند؟
حرف می زند. آینده از آن پتابایت است و جاودانه شدن. تلاش برای نوعی رسیدن به مومیایی دیجیتال. همه زندگی مان ضبط می شود. گوگل می داند، موزیک، کتاب، فیلم مورد علاقه مان چیست. می داند از چه بیماری هایی رنج می بریم و کجا به دنبال اطلاعاتی درباره آن هستیم. گوگل به جای ما به یاد می آورد. بحث های فراوانی بر سر حافظه بی مرز اینترنت وجود دارد. برخی مانند ویکتور مایر- شون برگر، برنامه نویس و کارشناس اینترنت
جوانانی که جای مانکن های پوشاک را می گیرند/مدل شدن به چه قیمتی؟+ تصاویر
اشتغال پسران در عرصه مدلینگ مخالفت می کردند چون زمینه های اعتقادی و باورهای ملی شان چنین اجازه ای را به خانواده ها نمی داد امروز به راحتی در مقابل مدل شدن دخترانشان، تردد آنها در سطح شهر و حتی مسافرت های آنچنانی به بهانه تبلیغات یا آموزش کوچک ترین مخالفتی نمی کنند! حرف آخر یکی از راهکارهای مقابله ای برای خنثی کردن مانکن ها و مدلینگ های غربی، سوق دادن الگوها و مدها به سمت فرهنگ بومی
وقتی گفتند حمید شهید شده گفتم :بهتر; الحمدلله... حالا دیگر می خوابد
دریغ نکنم. 5- یک بار گفت: می آیی نماز شب بخوانیم؟ گفتم: بله او ایستاد به نماز و من هم پشت سرش نیت کردم. نماز طولانی شد، من خسته شدم، خوابم گرفت، گفتم: تو هم با این نماز شب خواندنت... چقدر طولش می دهی؟ من که خوابم گرفت، مؤمن خدا.... گفت: سعی کن خودت را عادت بدهی. مستحبات، انسان را به خدا نزدیک تر می کند. 6- زندگی مان خیلی ساده بود. هیچ وقت از دنیا حرف نمی زدیم. اگر هم خریدن وسیله
بولتن سینما ؛ مجلۀ خبری روزانۀ سینما (6 اسفند)
برای شکایت به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی رفتیم و این وزارت خانه اعلام کرد در صورتی که صاحبان یک فیلم دستمزد عوامل فیلم را پرداخت نکنند، اجازه اکران فیلم را نمی دهند، اما بعد از مدتی دیدیم نه تنها فیلم اکران شد بلکه ما هنوز دستمزدهای خود را دریافت نکردیم. بازیگر فیلم پنج ستاره توضیح داد: در حال حاضر مشغول بازی در سریال عشق تعطیل نیست به کارگردانی بیژن بیرنگ هستم که تا امروز 5 قسمت آن
چرا دنیای مدرن برای مغزهای ما، بد است؟!
اینها به خاطر سرعت نگارش آنهاست. به سوی دنیای تکانه ای تر با خلاقیت محدود اما دوست ندارم، بیشتر در مورد مضرات ایمیل حرف بزنم، چون اگر خوب نگاه کنید، می بینید که ایمیل هم اصولا دارد به چیز قدیمی ای تبدیل می شود. ما الان وارد دوره ای شده ایم که حتی در ایران خودمان، دوستان ما به جای ایمیل کردن عکس و مطلبشان، آنها را به صورت پیام های فیس بوکی یا دایرکت های توییتری یا پیام های
رضا کیانیان از آخرین کتابش می گوید
این که حرف های مان را بنویسیم و آنها را ثبت کنیم وجود ندارد که مثلا سیاستمداران و هنرمندان ما خاطرات شان را بنویسند، در جوامع اروپایی درواقع این عادت وجود دارد، برای همین هم، تاریخ شان در دست و به قول معروف دم دست هست، ولی ما ایرانی ها تاریخ زندگی مان را در دست نداریم، یعنی یادمان می رود که 10 سال پیش چه جوری بودیم؟ 20 سال پیش را یادمان می رود؟ چه برسد به 100 سال و 200 سال پیش! یکی از
عکسهایی که موجب شهرت عکاسان شد+عکس
تصاویری این چنینی، بعد از دیدن مستندی در مورد خرس های ساکن کتمای به ذهنم خطور کرد، با مطالعه ی مجله ای در مورد عکاسی هوایی از خرس هایی که هر ساله در این منطقه جمع می شوند، اشتیاقم برای انجام این کار بیشتر شد. در آن زمان برای ساخت فیلمی مستند در مورد پرندگان ماهیخوار سند هیل (Sandhill)، عازم لنگرگاهی در همان حوالی بودم و بیش از شروع کار یه هفته وقت آزاد داشتم. به همین دلیل با سرپرستی پارک تماس
کفاشیان جانشین مناسب خود را معرفی کرد
سپری کند. چون فوتبال یک ورزش اجتماعی و مورد علاقه مردم است و همه آن را پیگیری می کنند. بنابراین دوست هم دارند وقتی که یک سایت و یا رسانه را رصد می کنند حداقل یک خبر از فوتبال ببینند. من اگر خبرنگار بودم سعی می کردم این مسائل و سوالاتی که مطرح می کنم به گونه ای باشد که نفع و منفعت فوتبال را در نظر بگیرد. در واقع فقط منفعت فوتبال و نه منفعت فدراسیون و یا شخصی خاص. نفع فوتبال را در نظر گرفته